nozheh

Members
  • تعداد محتوا

    688
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

تمامی ارسال های nozheh

  1. بله حق با storm و hans عزيز هست. من هم نظرم رو عوض ميكنم : دلم ميخواد ايران در عرصه ي نظامي و سياسي رتبه ي اول را بدست بياورد. حله؟؟ اگه حله صلوات.
  2. قابل شما رو نداشت . بله به نظر من هركي كه در مقابل استعمار قرار بگيرد قابل احترام هست ميخواد يه ايراني باشه يا آفريقايي يا اروپايي.
  3. storm عزيز من به تنهايي حاظرم تا آخر عمرم بدون برق باشم اما براي يك دقيقه زير بار حرف زور نباشم. اسرائيل هم كه قربونش برم سر تا پاش زوره. نوژه جان. دوست عزيز در اين كشور سربلند هيچ كس زير حرف زور نيست. ايران چه در عرصه سياسي و چه در عرصه نظامي در همه عمر انقلاب به جهانيان عملا ثابت كرده است كه زير بار ظلم و زور نميرود . هيهات منه ذلت شعار جبهه هاي ماست. شعار همه جبهه ها. و دليل ادامه جنگ ايران و عراق كه برخي ها مي گفتند بعد از 2 سال تمامش كنيم! اثبات اين حرف هست كه تا آخرين قطره خون و آخرين گلوله اينگونه پايدار و مردانه ايستاديم. به كشوري حمله نظامي نخواهيم كرد مگر به ما حمله اي صورت گيرد. هماگونه كه عراق آغازگر جنگ بود و به تاييد سازمان ملل نيز رسيد. STORM storm عزیزم ، به نظر من اینگونه پاسخ دادن به مطالب ارسالی صحیح نیست و بهتره از نقل قول استفاده کنی . دوستدار همیشگی شما Babakim1
  4. من آرزوي جنگ ندارم.آرزوي نابودي زورگويان رو دارم حالا به هر نحوي كه ميخواد باشه. شما هم لطف كنيد براي خودتان متاسف باشيد كه اسم جنگ مياد لرزه تمام وجودتان رو فرا ميگيره. من سنم به جنگ قد نميده اما بلاهاي طبيعي رو ديدم كه از 10 تا جنگ بدتر بوده. بله زماني كه زلزه ي بم و زرند اومد ٬شما در خواب ناز بوديد و اين من بودم كه با دستاي خودم چند ده نفر را از زير آوار بدون دست و پا و حتي سر ( خدا شاهده اگر دروغ بگم) درآوردم. من مطمئن هستم جنگ از اين بلا ها خانمان سوز تر نيست پس بجاي ترس از جنگ به فكر آمادگي براي غلبه بر استعمار شويم.
  5. بله همينطوره اما بايد اين سريال بازسازي بشه.
  6. nozheh

    انتخاب مديران سايت

    منم به نوبه ي خودم به همه ي مديران جديد از جمله خودم تبريك ميگم icon_cool
  7. من كه خيلي دلم ميخواد يه جنگي بين ايران و اسرئيل راه بيفته تا نسل هرچي صهيونيست هست منقرض بشه. حالا فعلا بايد منتظر انتخابات تلاويو باشيم ببينيم چي پيش مياد.
  8. nozheh

    انتخاب مديران سايت

    آره به خدا. مخصوصا زماني كه يه تاپيك رو قفل ميكني انگار تمام عقده هاي زندگيت رو خالي ميكني. icon_frown :oops: :oops: دل كاربراي معمولي بسوزه icon_cool :oops: :oops:
  9. ايول منم باهات موافقم. icon_cool icon_frown
  10. nozheh

    جنگ چالدران

    آقا رضاي عزيز ممنون از مطلب خوبتون. خيلي خيلي استفاده كرديم. منتظر مطالب بيشتر هستيم.
  11. nozheh

    انتقاضه ي عراق

    اين مطلب به در خواست يكي از دوستان تنظيم شده است. همچنين تاريخ اين مطلب مربوط به 3-4سال گذشته ميباشد. بزرگمهر بهجو يك سال پيش با ورود نيروهاى آمريكايى در 9 آوريل به بغداد، عراقى‏ها سرنگونى حكومت‏بيرحم صدام حسين را جشن گرفتند و به نظر مى‏رسيد پيش‏بينى مقامات آمريكايى مبنى بر اين كه مردم عراق از سربازان متجاوز به عنوان نيروهاى آزاديبخش استقبال خواهند كرد، درست از كار درآمده است . حالا زمان را به آوريل 2004 مى‏كشانيم . قيامى فراگير، شعله‏كشان از جنوب عراق تا غرب پايتخت را در برگرفته و موجى از آدمربايى و تهديد گروگانها به مرگ در صفوف متحدان آمريكا شكاف افكنده است . آنچه بيشتر از ناآرامى منطقه مثلت‏سنى‏نشين بخصوص فلوجه جلب توجه مى‏كند، قيام مسلحانه نيروهاى شبه‏نظامى سپاه المهدى به رهبرى مقتدى صدر است . در پى بسته شدن هفته‏نامه «حوزه‏» متعلق به اين روحانى شيعه 30 ساله و دستگيرى يكى از معاونانش به نام «مصطفى يعقوبى‏» به جرم دخالت در قتل عبدالمجيد خويى در سال گذشته، مردان مسلح چندين شهر را در جنوب عراق و شهرك صدر را در حومه بغداد تصرف كردند و خواستار خروج نيروهاى اشغالگر شدند . هرچند به نظر مى‏رسد پل برمر، حاكم آمريكايى عراق، اكنون پذيرفته است از اجراى حكم بازداشت صدر به جرم دخالت در قتل خويى منصرف شود، اما بعيد است كه قيام هواداران عمدتا جوان صدر به آسانى مهار شود . در حقيقت، بيم آمريكايى‏ها اين است كه پيوستن ساير شيعيان به سپاه المهدى از يك سو و ايجاد جبهه‏اى مشترك بين مبارزان شيعه و سنى عليه نيروهاى ائتلاف از سوى ديگر به بزرگترين چالش اشغالگران از زمان اشغال عراق بيانجامد . تعطيلى تحريك‏آميز «برمر قدم در جاپاى صدام مى‏گذارد» تيتر هفته نامه «حوزه‏» در آخرين شماره قبل از توقيف موقت‏به جرم نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومى بود . نويسنده اين نشريه وابسته به تشكيلات مقتدى صدر با زبانى آتشين مدعى شده بود كه برمر تعمدا به عراقى‏ها گرسنگى مى‏دهد . اكنون برخى از مقامات آمريكايى و عراقى معتقدند تصميم برمر در توقيف اين هفته‏نامه شيعيان، محاسبه‏اى عميقا اشتباه و مبتنى بر اطلاعات غلط درباره توان نظامى هواداران صدر بود . «ترى دياموند» ، استاد موسسه «هوور» در دانشگاه استنفورد كه مشاور تشكيلات ائتلاف در بغداد بوده، در اين خصوص به روزنامه واشنگتن پست گفت: «ما به چشم يك خرس سياه تنومند مشت زديم و او را از كوره به در كرديم ولى هيچ نقشه‏اى براى ناتوان‏سازى فورى وى نداشتيم، پس طبيعى است كه او مانند شيرى شرزه ضربه بزند . صدر اساسا همان نقشه‏هايى را اجرا كرد كه اين همه مدت براى قيامى انقلابى جهت كسب قدرت در سر پرورانده بود . اشتباه تاكتيكى ما اين بود كه بسرعت واكنش نشان نداديم و مقابل هر جنبه از عملياتش نايستاديم .» در جريان قيام نيروهاى صدر دست كم 60 آمريكايى كشته شدند و اين افزايش ناگهانى تلفات اشغالگران، افكار عمومى پريشان آمريكاييان را يكبار ديگر عليه دولت جورج بوش شوراند و نمايندگان هر دو حزب دموكرات و جمهوريخواه هشدار دادند در صورت عدم مهار صدر و اجراى طرح واگذارى حاكميت‏به عراقى‏ها در 30 ژوئن، عراق در سراشيبى جنگ داخلى فرو خواهد غلتيد . تصاعد همزمانى چرخه خشونت در مناطق شيعه و سنى‏نشين نه تنها جنگى با دو جبهه را روى دست‏برمر گذاشت، بلكه وى در كشاكش نبرد خونينى گرفتار آمد كه نيروهاى مقابل از همديگر قوت مى‏گرفتند . شيعيان كه ساكنان فلوجه را مخل آرامش كشور مى‏پنداشتند، براى اهداى خون و پول به صف ايستادند و سنيان در فلوجه و مركز عراق كه مقتدى صدر را پسرى دردسرساز مى‏شناختند، وى را همچون قهرمانى بومى مى‏ستودند . يك مقام آمريكايى كه نمى‏خواست نامش فاش شود، با اشاره به اشتباه تاكتيكى ائتلاف در برخورد سركوبگرانه با صدر كه طرح بازداشتش از 6 ماه پيش بايگانى شده بود، به واشنگتن پست گفت: آيا مجبور بوديم در اين زمان به سراغش برويم ما مى‏بايست اين عمليات را به تاخير مى‏انداختيم . پرداختن همزمان به هر دو معضل، احمقانه و در حد خودكشى است . برمر با صدور حكم توقيف 60 روزه نشريه «حوزه‏» نشان داد كه ادعاى آمريكا درباره احياى آزادى بيان و ايجاد يك مردم سالارى الگوساز در عراق شعارى عوامفريبانه بيش نيست . بسيم‏الشيخ، سردبير روزنامه «الدستور» چاپ بغداد با اشاره به حادثه 28 مارس در سايت «ورلد پرس ريويو» نوشته است: اگر ما تصميم پل برمر را بدقت‏بررسى كنيم، بدين نتيجه مى‏رسيم كه يك نفر زيرچشمى نوشته‏هاى روزنامه‏ها را مى‏خواند . ما گمان مى‏كرديم سانسورچى براى هميشه رفته، ولى گويا او هنوز هست و با نگاهى مشكوك، برغم تمام آزادى‏هايى كه مى‏بايست‏بهره‏مند مى‏شديم، تك‏تك روزنامه‏ها را موشكافانه مى‏خواند . ناديده گرفتن شيعيان مقتدى صدر يك سال پيش بعد از سرنگونى رژيم بعث در يكى از اولين مصاحبه‏هايش به آمريكايى‏ها هشدار داده بود كه از نيروهاى وى براى خود دشمن نتراشند . وى با اشاره به حافظه تاريخى شيعيان در مورد يك قرن ظلم و جور بيگانگان گفته بود: من به آمريكايى‏ها توصيه مى‏كنم با شيعيان متحد شوند، نه دشمن . مى‏توانيد تاريخ بخوانيد . آنها هرگونه دولت، رهبر و حكومت دست نشانده آمريكا را رد خواهند كرد، آنها در قلبشان شور قيام دارند . پيش از جنگ، نام وى كمتر ذكر مى‏شد، اما مقتدى بدون نفوذ پدرش، محمدصادق صدر كه روحانى برجسته‏اى از علماى شيعه بود، نمى‏توانست اوج بگيرد . پدرش در دهه 1990 با بدست گرفتن كنترل مدارس علميه و ايجاد شبكه‏اى براى ارايه خدمات اجتماعى توانست مردم عراق را نسبت‏به ستمگرى صدام آگاه سازد . ترور وى در سال 1999 به ناآرامى خونين در يكى از زاغه‏هاى بغداد انجاميد كه بعدا نام صدر را روى آن گذاشتند . اما مقتدى براى جانشينى پدرش بسيار جوان بود . وى ادعا مى‏كند 30 سال سن دارد، ولى برخى مى‏گويند وى جوانتر است . فقدان سابقه مبارزه سياسى نيز سبب شد تا برخى از شاگردان پدرش جدا شوند و براى خود جنبش‏ها و حركت‏هايى براه اندازند . كسانى كه به وى وفادار ماندند، شروع به تقويت‏شبكه خدمات اساسى اجتماعى پدرش كردند . برغم ادعاى آمريكايى‏ها در مورد اهداى كمكهاى چند ميليارد دلارى براى بازسازى عراق، منطقه شيعه نشين همچنان وضعيت اسفبارى دارند . در حقيقت نيروهاى سپاه المهدى پيش از آغاز قيام مسلحانه عليه آمريكا وظايف آمريكايى‏ها را در تامين آب، برق و امنيت انجام مى‏دادند . فائومى كلاين، نويسنده كتاب «حصارها و پنجره‏ها» در مقاله‏اى مى‏نويسد: تشكيلات موقت ائتلاف در يك سالى كه كنترل بغداد را بدست گرفته، هنوز نتوانسته چراغهاى راهنمايى را بكار اندازد و ابتدايى‏ترين امنيت را براى غيرنظاميان فراهم آورد . «متمرد» مقتدى فعاليت‏هاى نظير هدايت رفت‏وآمد خودروها و حفاظت از كارخانه‏ها را انجام مى‏دهند . اين برمر بود كه خلاء امنيتى عراق را ايجاد كرد، ولى صدر صرفا آن را پر نمود . روزنامه واشنگتن پست نيز درباره خدمات سپاه المهدى پيش از درگيرى‏هاى دو هفته پيش نوشته است: در شهرك صدر، روحانيون وفادار به مقتدى نگهبانان مسلح را براى پاسدارى از بيمارستانها و ساختمانهاى دولتى در مقابل يورش غارتگران اعزام مى‏كردند . آنها از درون دهها مسجد كمك‏هاى جنسى توزيع و اجناس چپاول شده را جمع‏آورى مى‏كردند . آنها در مسجدى كه ساليان سال از سوى صدام بسته شده بود، نماز جمعه برگزار كردند كه دهها هزار نفر را جلب مى‏كرد . يارگيرى نظامى صدر صدر و هوادارانش از منتقدان سرسخت اشغالگران و شوراى حكومت انتقالى بوده‏اند كه با ترفند آمريكايى‏ها مانع از حضور نماينده‏اى از سوى جنبش وى شده بود . وى در خطبه‏هاى نماز جمعه خود پيوسته بين حوزه سنتى كه مطلوب آيت‏الله على سيستانى است و ديدگاه خودش از حوزه‏اى فعال كه در تمام شئونات زندگى مردم مشاركت دارد، تمايز قائل مى‏شد . اگرچه وجهه عمومى او در زمستان گذشته رنگ باخت (فراخوان اكتبر 2003 مقتدى براى تشكيل حكومت اسلامى در عراق با استقبال شيعيان مواجه نشد)، اما توجه وى و هوادارانش به تقويت‏سپاه المهدى معطوف شد . اين ارتش در اوت 2003 با حدود 500 سرباز آغاز بكار كرد و حتى در ابتدا بخاطر آشفتگى‏اش مورد تمسخر قرار گرفت . اما اكنون تخمين‏زده مى‏شود كه سپاه المهدى افزون بر 10 هزار نيرو داشته باشد . اين نيروها كه غالبا سياهپوش هستند، ماموريت داشتند امنيت نجف اشرف، كربلا و بغداد را حفظ نمايند . در ماه مارس امسال نيروهاى مذكور يك محله فاسد در جنوب عراق را ويران كردند، ولى برخى از ساكنان از رفتار ارعاب‏آميز آنها از جمله ارسال تهديد به مرگ و ضرب و شتم ماموران متمرد پليس گلايه دارند . يك مقام آمريكايى كه نخواست نامش فاش شود، به واشنگتن پست گفت: «از همان ابتدا چنين نتيجه‏گيرى شد كه اين فرد دردسرساز است و بايد مهار شود، ولى هيچ طرح روشنى براى اين كار وجود نداشت .» برمر و مشاوران ارشدش اميدوار بودند كه محبوبيت مقتدى زير سايه سنگين آيت‏الله سيستانى محو شود و روحانيون والامقام شيعه از وى حمايت نكنند . اما پس از آن كه چنين اميدى تحقق نيافت، برمر كوشيد مقتدى را تهديد به دستگيرى كند، از همين رو، در اواخر ژوئيه از يك قاضى عراقى خواست درباره مداخله احتمالى وى در قتل خويى تحقيق كند . پس از تحقيقى سرى، اين قاضى حكم جلب صدر، معاون ارشدش و يازده نفر ديگر را صادر كرد . اما مقامات آمريكايى تصميم گرفتند اين احكام را به اجرا نگذارند و آنها را محرمانه نگه دارند . يك مقام سابق تشكيلات موقت ائتلاف كه با پرونده آشناست، مى‏گويد: «اين خطر وجود داشت كه در صورت دستگيرى صدر، ما از وى يك قهرمان بسازيم‏» در عوض برمر تصميم گرفت از حكم بازداشت‏به عنوان اهرمى براى مهار مقتدى استفاده كند و از طريق يك واسطه اين موضوع را به اطلاع او رساند . اگرچه صدر براى چندين هفته لحن علنى خود را تعديل كرد، ولى او به توسعه سپاهش ادامه داد . اما پس از آن كه سپاه المهدى عامل قتل 5 سرباز آمريكايى در اكتبر معرفى شد، برمر و ساير فرماندهان نظامى آمريكا در عراق بدين نتيجه رسيدند كه بايد رويكرد قاطعانه‏ترى اتخاذ كنند . ارتش آمريكا شروع به تهيه نقشه‏اى براى دستگيرى صدر كرد و حتى «پل ولفوويتس‏» معاون وزير دفاع آمريكا بر آن مهر تاييد زد، ولى ژنرال «جان ابن زيد» ، فرمانده نيروهاى آمريكايى در خاورميانه گفت كه دستگيرى يا قتل صدر تنها جايگاه وى را ارتقا خواهد بخشيد . روحانيون ميانه‏رو شيعه نيز نسبت‏به دستگيرى اين روحانى پرجذبه هشدار دادند . اما وقتى شمارش معكوس براى واگذارى حاكميت‏به عراقى‏ها در اوايل مارس آغاز شد، آمريكايى‏ها تصميم گرفتند كه سپاه المهدى را خلع سلاح نمايند . «دياموند» از موسسه «هوور» گفته است: اگر ما سپاهش را خلع سلاح نكنيم، قادر نخواهيم بود ساير ميليشياها را خلع سلاح كنيم و اگر همه گروه‏هاى مسلح را خلع سلاح نكنيم، شانسى براى برقرارى مردم سالارى نخواهيم داشت . براى همين برمر در اواخر مارس تصميم گرفت‏به عنوان اولين قدم، هفته‏نامه «حوزه‏» را با 10 هزار تيراژ بدليل تعرض به خطوط قرمز توقيف كند . در 28 مارس نيروهاى آمريكايى، كاركنان «حوزه‏» را به خيابان انداختند و درب آن ساختمان را پلمب كردند . يكى از سربازان گفت: متاسفم، ناچارم در ساختمانتان را قفل كنم . بى‏برنامگى آمريكا آن موقع مقامات آمريكايى تخمين مى‏زدند كه صدر بين سه تا شش هزار نيرو دارد كه تنها دو هزار نفرشان مسلح هستند . اما بعدا معلوم شد تخمين آنها اشتباه بوده است . مقامات نظامى آمريكايى به واشنگتن پست اذعان كردند كه هيچ طرحى براى مقابله با واكنش تند احتمالى صدر و حاميانش وجود نداشت، ولى اعضاى بلند پايه دولت‏بوش از تصميم برمر براى مهار وى قويا حمايت كرده بودند، هرچند همواره بر لزوم چاره‏انديشى درباره تشديد احتمالى خشونت تاكيد مى‏كردند . هواداران نزديك مقتدى از وجود حكم بازداشت‏خبر داشتند و شايعات دستگيرى‏اش در پى هر درگيرى با آمريكايى‏ها اوج مى‏گرفت . مصطفى يعقوبى از معاونان صدر در ماه نوامبر درباره سركوب سپاه المهدى هشدار داد . اين روحانى در شهر نجف گفت: «هيچ كسى قادر به مهار شوق، واكنش و رفتار مردم نيست . واكنش آنها غيرقابل پيش‏بينى است‏» همزمان عبدالعزيز حكيم، رهبر مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق و يكى از رقباى صدر هشدار داد: «دستگيرى روحانيون اشتباه بزرگى است .» وقتى برمر تصميم به توقيف آن هفته‏نامه گرفت، حاميان صدر آن را اولين گام يك حمله بزرگ تلقى كردند و بدين نتيجه رسيدند كه اگر با زور جلوى آمريكايى‏ها نايستند، آنها جسورتر خواهند شد . ظرف چند ساعت‏خيل عظيم تظاهركنندگان مقابل ساختمان آن تجمع كردند و شعارهاى ضدآمريكايى سردادند . سه روز بعد در 31 مارس، دامنه تظاهرات گسترش يافت و هواداران صدر با يك آرايش متراكم نظامى بسوى پايگاه نيروهاى ائتلاف حركت كردند . آنها فرياد مى‏زدند: ما پيروان صدر هستيم! همه ما را مى‏شناسند . ما تحقير نخواهيم شد . چرا كه آمريكا عليه ماست . بسيارى از تظاهركنندگان جوان كه از طبقه مستضعف عراق هستند، سراپا سياه پوشيده بودند و فقط پيشانى‏بندهاى سبزرنگى داشتند . آنها با اشاره به قيام تاريخى شيعيان عليه اشغالگران انگليس مى‏گفتند: مقتدى، تو فرمان بده تا انقلاب سال 1920 را از سربگيريم! در همان روز در حادثه‏اى نامرتبط، چهار پيمانكار آمريكايى در فلوجه كشته و مثله شدند . ساكنان اين شهر هله‏هله‏كشان اين اجساد را در خيابانها مى‏كشيدند و آنها را از يك پل آويزان كردند . آمريكايى‏ها تصميم گرفتند صدر را به حال خود رها كنند و پاسخى قاطع به مبارزان فلوجه بدهند . يك مقام ارشد آمريكايى به رويترز گفت: ما نمى‏خواستيم همزمان در دو جبهه بجنگيم . اما در سوم آوريل نيروهاى آمريكايى يعقوبى را به اتهام دخالت در قتل خويى بازداشت كردند . سخنگوى صدر مى‏گويد: ما زمان قيام را انتخاب نكرديم، نيروهاى اشغالگر آن را انتخاب كردند . روشن است كه آنها با دستگيرى شيخ يعقوبى و تعطيلى هفته نامه حوزه مى‏خواستند شيعيان را تحريك كنند . ما نمى‏خواستيم اين زمان را براى قيام انتخاب كنيم . پس از آن كه از بلندگوهاى مسجد كوفه اعلام شد سپاه المهدى شهرهاى كوفه، نجف و ناصريه و شهرك صدر را تصرف كرده، مقتدى با صدور بيانيه‏اى به هوادارانش اعلام كرد: بر دل دشمنان خوف بيافكنيد خداوند به شما اجر خواهد داد . نمى‏توان در مقابل حق‏كشى‏هاى آنها ساكت نشست . فرداى آن روز برمر، صدر را متمرد خواند و گفت كه قيام شيعيان را تحمل نخواهد كرد . جنگ دو شعبه ديگر آغاز شده بود . گزارش نائومى كلاين‏» از سركوب اين قيام در شهرك صدر تكان دهنده است: «يك جلد قرآن ديدم كه گلوله‏اى آن را سوراخ كرده بود . آه در ميان ويرانه‏هاى مقر صدر در شهرك صدر بود . مشاهدان گفتند كه چند ساعت قبل پس از آن كه 2 فروند موشك هدايت‏شونده بام بيت مقتدى را شكافتند، تانكهاى آمريكايى ديوارهاى آن را فرو ريختند . اما بدترين خسارت با دست زده شده بود . روحانيون بيت صدر گفتند كه سربازان وارد آنجا شدند و عكسهاى آيت‏الله سيستانى را پاره كردند . وقتى به آنجا رسيدم، كف خانه از برگهاى پاره كتب مذهبى از جمله قرآنهاى به گلوله بسته پوشيده شده بود . همچنين از توجه شيعيان اينجا دور نمانده بود كه ساعاتى پيشتر، سربازان آمريكايى مسجدى را در فلوجه بمباران كرده بودند . انتفاضه عراقى حتى با وجود واگذارى كنترل شهرهايى همچون نجف به نيروهاى دفاعى عراق، به نظر نمى‏رسد قيام مشترك شيعيان و سنيان تا خروج آخرين سرباز اشغالگر خاتمه يابد . دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا ادعا مى‏كرد كه اين مقاومت صرفا از سوى «اوباش، گانگسترها و تروريستها» است، ولى به گفته اكثر روزنامه‏نگاران حاضر در عراق، اين خيالى خام است، چرا كه همه عراقى‏ها براى مبارزه با اشغالگران و نجات وطنشان يك انتفاضه عراقى را براه انداخته‏اند . خبرگزارى فرانسه در گزارشى از بغداد اعلام كرد كه هواداران صدر در سپاه‏المهدى داوطلبان جوانى هستند كه مشتاقانه با نيروهاى آمريكايى مى‏جنگند . ابوفاطمه، روحانى 29 ساله‏اى كه بين تصاوير پاره صدر و قرآن‏هاى ورقه‏ورقه شده بيت اين روحانى در شهرك صدر ايستاده، گفت: هر دفعه كه ما را بمباران مى‏كنند، قويتر مى‏شويم . مردم براى پيوستن به سپاه المهدى صف كشيده‏اند . ديروز حتى زنان نيز مى‏خواستند عضو شوند . امر حسينى، سخنگوى اين سپاه نيز گفت كه نيروهاى صدر دستور دارند كه آرام بمانند، ولى پس از بمباران نمازخانه‏شان توسط هلى‏كوپترهاى آپاچى، آنها تا آخرين قطره خواهند جنگيد . وى افزود: ما هرگز اجازه نمى‏دهيم كسى رهبرمان مقتدى صدر را دستگير كند . به گزارش خبرگزارى فرانسه، سپاه المهدى توان بالايى در بسيج مردم براى شركت در تظاهرات و شورش دارد و هرروز جوانان داوطلب براى پيوستن به آن، مقابل مساجد و دفاتر صدر صف مى‏كشند . يكى از آنها به نام على حسين گفت: ما سلاح سبك داريم، ولى مرگبارترين سلاحمان ايمان به خداست . هيچ چيزى نمى‏تواند اراده پروردگار را شكست دهد . ما تمرينات نظامى جديدمان را آغاز كرده‏ايم، ولى واقعا نيازى به آموزش نداريم . صدام طى چندين دهه يك جامعه كاملا نظامى ساخته بود، پس ما تعليم ديده بهترين آدمكش هستيم! خبرگزارى آسوشيتدپرس نيز در تحليلى درباره پايگاه هواداران صدر نوشت كه او با آميختن سياست كوچه و بازار، جاذبه دين و خشم فروخورده شيعيان ستمديده توانسته است‏بين جوانان محروم و مستضعف محبوبيت‏يابد، اما ائتلاف اشغالگران اظهار مى‏دارد كه جاذبه جنبش صدر محدود است . «دن سنور» سخنگوى ائتلاف گفت: او فردى نيست كه اكثر عراقى‏ها بخواهند بر كشورشان حكومت كند . او مى‏كوشد از طريق خشونت و ارعاب، حاكم بعدى عراق را تعيين كند . اما نمازگزاران شيعه در مناطق تحت نفوذ صدر فرياد مى‏زنند: برمر، برمر، متمرد تويى! آنها همچنين به تحسين سپاه المهدى مى‏پردازند و مى‏گويند آن توانايى، سلحشورى و سازماندهى خود را به اثبات رسانده است . برخى از هواداران صدر مى‏گويند كه او نماينده اسلام و عراق است، ولى چنانچه ساير علماى شيعه حاضر به حمايت علنى از وى نشوند، مقتدى قادر نخواهد بود به دولت موقت عراق راه يابد . اما آيا آمريكا دوباره حاضر است تاوان ناديده گرفتن او را بپردازد؟ منبع : www.hawzah.net
  12. hightech-speed عزيز قابل شما رو نداشت. چشم حتما. اگه مطلبي مناسب پيدا كردم به روي چشم ارايه ميدهم. بازم ممنون از توجهتون.
  13. صدام حسین در تاریخ ۹ دی ۱۳۸۵ (۳۰ دسامبر ۲۰۰۶) و در ساعت ۶:۰۷ به وقت محلی (۳:۰۷ UTC) به دار آویخته شد. مراسم اعدام وی در اردوگاه عدالت که منطقه‌ای محافظت‌شده در شمال بغداد است و زمانی توسط خود صدام برای شکنجه و اعدام شهروندان عراقی استفاده می‌شد اجرا شد. با وجود گفته‌های ضد و نقیض مسئولان عراقی در مورد جایگاه و شیوهٔ خاکسپاری صدام، سرانجام جنازه او را برای تدفین در روستای محل تولدش به نام عوجه در تکریت به سران عشیرهٔ بوناصر تحویل دادند. جسد صدام حسین نزدیک محل دفن پسرانش قصی و عدی به خاک سپرده شد. او در بازجویی‌های پیش از اعدامش دربارهٔ حملات شیمیایی به ایران و کردها گفت: «کشتار کردها و ایرانیان با سلاح های شیمیایی یک ضرورت بود که شخصا دستور آن را صادر کردم.»
  14. در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۸۳ (۲۰ مه ۲۰۰۵) روزنامه‌های The Sun انگلیس و New York Post که توسط روپرت مردوخ اداره می‌شوند، عکسی از صدام را در زندان در حالی که تنها یک زیرشلواری به پا داشت، با عنوان «ستمگر با زیرشلواری» چاپ کردند. صفحهٔ سوم این روزنامه که معمولاً اختصاص به نمایش دختران مدل نیمه‌عریان دارد، صدام حسین را در حالی که با یک زیرشلواری سفید در حال شستن لباس است نشان می‌داد. در عنوان این صفحه نوشته شده بود: «شخصیتی رقت‌انگیز در حال شستن شلوارش در زندان. (...) اکنون او روی یک چهارپایهٔ کوچک پلاستیکی صورتی می‌نشیند و وظایف یک زن رخت‌شور را انجام می‌دهد.» این عکس‌ها که گفته می‌شد "توسط منابع نظامی امریکا، برای تخریب روحیهٔ شورشیان عراقی تهیه شده بودند" مجوز رسمی انتشار نداشتند. ترنت دافی مشاور مطبوعاتی بوش اعلام کرد که این عکس‌ها تخلف آشکار از رهنمودهای D.O.D و به احتمال قوی معاهدهٔ جنوا برای رفتار با انسان‌های دربند هستند. ارتش امریکا اعلام کرد به شدت به دنبال عوامل انتشار عکس‌های صدام خواهد بود. صدام حسین در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۳ (۳۰ ژوئن ۲۰۰۴) (درحالیکه هنوز در اردوگاه کراپر در بغداد نگه‌داری می‌شد) به همراه ۱۱ تن از سران حزب بعث به صورت حقوقی (و نه به صورت فیزیکی، زیرا در حال حاضر زندان‌های کافی و امنی برای نگه‌داری از آنها در عراق وجود ندارد.) تحویل دولت موقت عراق شد تا به اتهام جرایم جنگی، جرایم ضدبشری و قتل‌عام محاکمه گردد. قرار شد تا در طول این محاکمه توجه ویژه‌ای به فعالیت‌های وحشیانهٔ وی بر علیه کردهای شمال عراق در طول جنگ با ایران و بر علیه شیعیان جنوب در خلال سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۸ (۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹) بشود. اولین استماع دادرسی پروندهٔ صدام در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۳ (۱ ژوئیه ۲۰۰۴) در دادگاه ویژهٔ رسیدگی به جرائم سران عراق انجام شد. کمی بعد تصاویر این دادرسی روی شبکه‌های تلویزیونی عربی و غربی پخش شد. این اولین تصویر وی پس از دستگیری در آذر ماه (دسامبر) قبل توسط نیروهای امریکایی بود. رهبر مخلوع ۶۷ سالهٔ عراقی در طول ۲۶ دقیقه دادرسی، اعتماد به نفس و شهامت بالایی از خود نشان داد. صدام، قانونی بودن دادگاه را مورد سوال قرار داد. او دادگاه را "بازیچهٔ بوش برای رای آوردن در انتخابات امریکا" خواند. او تمامی اتهمات وارده را به شدت رد کرد و گفت: "همهٔ این‌ها نمایش است. مجرم اصلی بوش است." هنگامی که قاضی از او خواست تا خود را معرفی کند او پاسخ داد: "من صدام حسین عبدالمجید، رئیس‌جمهور عراق هستم. من هنوز هم رئیس‌جمهور عراق هستم و اشغالگران نمی‌توانند آن را انکار کنند." صدام در طول بازرسی از حملهٔ خود به کویت در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۰) دفاع کرده و حاکمان کویت را «سگ» خطاب کرد. این جمله باعث شد که قاضی نسبت به استفاده از واژه‌های توهین‌آمیز در دادگاه به او تذکر بدهد. کمی بعد در همان روز، ابوالحسن وزیر ارتباطات کویت اعلام کرد که "از صدام انتظار می‌رفت که این‌چنین سخن بگوید." صدام حسین بر خلاف حاکمان محافظه‌کار خلیج فارس، در محیطی بیابانی و روستایی به دنیا آمده است. با اینکه در روز استماع دادرسی در روز ۱۰ تیر (۱ ژوئیه) هیچ وکیل مدافعی در دادگاه وجود نداشت، ولی ساجده طلفاح همسر اول صدام، یک گروه ۲۰ نفرهٔ چندملیتی به ریاست محمد رشدان (اردنی) و متشکل از عایشه قذافی (لیبیایی)، کورتیس دوبلر (امریکایی)، امانوئل لودوت (فرانسوی)، مارک هنزلین (سوییسی)، جیووانی دی استفانو (ایتالیایی) و چند تن دیگر را برای دفاع از صدام استخدام کرده بود. هنگامی که دادرسی به پایان رسید، رهبر مخلوع عراق حاضر به امضای برگهٔ تأیید تفهیم اتهامات خود نشد. این طور گفته می‌شود که صدام طی دیداری با دونالد رامسفلد در سال ۱۳۸۴ (۲۰۰۵) پیشنهاد آزادی خویش مشروط بر اعلام آتش‌بس با نیروهای ائتلاف را رد کرده است. دادگاه ویژه در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۴ (۱۸ ژوئیه ۲۰۰۵) صدام را متهم به قتل‌عام اهالی روستای دجیل به بهانهٔ همکاری آنها در ترور وی در سال ۱۳۶۱ (۱۹۸۲) کرد. خانوادهٔ صدام در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۴ (۸ اوت ۲۰۰۵) اعلام کردند که تیم وکلای صدام را منحل کرده و تنها عضو عراقی این گروه به نام خلیل الدلیمی به عنوان مشاور حقوقی به کار خود ادامه خواهد داد. سرانجام صدام در تاریخ یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۵ (۵ نوامبر ۲۰۰۶) به اعدام با طناب دار محکوم شد. ادعای وی مبنی بر اینکه هنوز هم یک نظامی است و در صورت اثبات جرم باید تیرباران شود، از سوی دادگاه نادیده گرفته شد.
  15. مکان صدام حسین تا هفته‌ها پس از سقوط بغداد و پایان درگیری‌های اصلی نامعلوم بود. افراد زیادی گزارش دادند که وی را دیده‌اند ولی هیچ‌کدام تأیید نشد. یک سری نوارهای صوتی که ادعا می‌شد با صدای صدام ضبط شده‌اند، هر چند وقت یک‌بار پخش می‌شدند ولی اعتبار هیچ‌کدام از آنها مورد تأیید قرار نگرفت. صدام حسین در بالاترین ردهٔ «فهرست تحت پیگردترین‌ها» قرار گرفت. بسیاری از دیگر رهبران عراق دستگیر شدند ولی تلاش‌های گسترده برای دستگیری وی بی‌ثمر بودند. پسران وی، عدی و قصی که جانشینان سیاسی وی تلقی می‌شدند در تیرماه ۱۳۸۲ (ژوئیه ۲۰۰۳) پس از درگیری با نیروهای امریکایی و با گزارش یک منبع آگاه عراقی کشته شده بودند. خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۸۲ (۱۴ دسامبر ۲۰۰۳) به نقل از جلال طالبانی رهبر کردها، گزارش داد که صدام حسین دستگیر شده است. این گزارش‌ سپس توسط دیگر اعضای هیئت حاکمه، منابع ارتش امریکا و تونی بلر نخست‌وزیر وقت انگلستان تأیید شد. کمی بعد پل برمر حاکم موقت امریکایی عراق در کنفرانسی مطبوعاتی در بغداد خبر دستگیری وی را اینچنین اعلام کرد: «خانم‌ها و آقایان، او را گرفتیم.» او را در ساعت ۸:۳۰ به وقت محلی روز ۲۲ آذر (۱۳ دسامبر) در عملیاتی به نام سپیده‌دم سرخ و در یک چاله در خانه‌ای در روستای الدور در نزدیکی تکریت دستگیر کرده بودند. برمر در آن کنفرانس مطبوعاتی تصاویر ویدئویی صدام پس از دستگیری را پخش کرد. تصویر صدام حسین را با صورتی پر از ریش و موی بلند به هم ریخته نشان دادند. کمی بعد هویت وی با آزمایش دی‌ان‌ای (DNA) تأیید شد. وضعیت سلامت وی خوب اعلام شد و او را «پرحرف و با همکاری بالا» توصیف کردند. برمر اعلام کرد که صدام را به زودی محاکمه خواهد کرد ولی جزئیات محاکمهٔ وی را اعلام نکرد. اعضای هیئت حاکمهٔ موقت عراق پس از گفتگو با وی اعلام کردند که او از گذشتهٔ خود پشیمان نیست و معتقد است که تنها یک «حاکم سخت‌گیر» بوده است. بعدها این‌چنین اعلام شد که مکان اختفای وی با اعتراف یکی از دستگیرشدگان به دست آمد. واحدهایی که در دستگیری وی دخالت داشتند عبارت بودند از تیپ یک ارتش، رستهٔ چهارم پیاده‌نظام و بسیاری از سربازان عملیات‌های ویژه. نام این عملیات در پروندهٔ سربازانی که در آن شرکت داشتند ثبت شد و از طرف ارتش آمریکا به تمامی آنها جوایزی اعطاء گردید.
  16. صدام از نقطه‌نظر امریکایی‌ها همچنان به عنوان تهدیدی برای هم‌پیمانان غربی مثل کشور نفت‌خیز عربستان سعودی و اسرائیل، خطری برای محموله‌های نفتی خلیج فارس و ثبات خاورمیانه به شمار می‌رفت. بیل کلینتون رئیس‌جمهور امریکا (۱۳۸۰-۱۳۷۲) (۲۰۰۱-۱۹۹۳) که جانشین بوش شده بود، تحریم‌های اقتصادی تازه‌ای در کنار تحریم‌های نظامی برای عراق وضع کرده و منطقهٔ پرواز ممنوع را نیز کنترل می‌کرد. کلینتون در سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) در پاسخ به ممانعت عراق از حضور بازرسان سازمان ملل، لایحهٔ آزادسازی عراق را امضا کرد. این لایحه بر تغییر رژیم عراق به منظور "بازگشت عراق به خانوادهٔ بین‌المللی" تأکید داشت و طبق آن دولت امریکا به گروه‌های تبعیدی خارج از عراق کمک ‌مالی می‌کرد. پس از آن به زودی عملیات سه روزهٔ روباه صحرا انجام گرفت و طی آن کارخانه‌های تولید سلاح صدام منهدم گشتند؛ در حالی که استراتژیست‌های پنتاگون نقشه حمله‌های زمینی به عراق را می‌کشیدند برخی از تحلیلگران امریکایی بر این باور بودند که فشار خارجی برای ایجاد یک شورش به منظور عزل صدام کافی به نظر می‌رسد. این دو نظر باعث بروز شکاف در تصمیم‌گیری‌های ضد صدام بین دولتمردان واشنگتن شد. اما پس از حملات ۲۰ شهریور ۱۳۸۰ (۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱) توازن سیاسی داخلی امریکا تغییر کرده و باعث شد تا نومحافظه‌کاران بتوانند در مدیریت کشور امریکا تأثیر به سزایی داشته باشند. رئیس‌جمهور امریکا جرج دبلیو بوش (پسر جرج اچ دبلیو بوش) در بیانیهٔ اتحاد خود به کنگره، در دی ماه ۱۳۸۱ (ژانویه ۲۰۰۲) از «محور شرارت» که به زعم وی از کشورهای ایران، عراق و کرهٔ شمالی تشکیل شده‌اند سخن به میان آورد. همچنین او احتمال داد که برای براندازی دولت عراق از زور استفاده خواهد کرد. او اعلام کرد: «رژیم عراق طرح تولید گاز اعصاب و سیاه‌زخم و سلاح‌های اتمی را به مدت یک دهه دنبال کرده است.» او همچین ادامه داد: «عراق همچنان درصدد است دشمنی خود را به امریکا نشان دهد و از ترور حمایت کند.» صدام حسین در تاریخ ۵ اسفند ۱۳۸۱ (۲۴ فوریه ۲۰۰۳) و در حالی که وقوع جنگ تزدیک بود، با دَن رَدِر مجری شبکهٔ خبری سی‌بی‌اس نیوز (CBS News) به مدت بیش از سه ساعت مصاحبه کرد. در یک دههٔ گذشته این اولین مصاحبهٔ وی با یک خبرنگار امریکایی بود. این شبکه یک هفته بعد نوار مصاحبه را به روی آنتن فرستاد. دولت و ارتش عراق در طول سه هفته پس از حملهٔ امریکا و هم‌پیمانانش در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰ مارس ۲۰۰۳) نابود شدند. ایالات متحده دست‌کم دوبار کوشید تا با حملات هوایی، صدام را به قتل برساند ولی در هر دوبار، هدف مورد اصابت واقع نشد. با شروع ماه آوریل (اواسط فروردین) نیروهای ائتلاف بخش زیادی از عراق را اشغال کرده بودند. مقاومت‌های بسیار ضعیف ارتش عراق یا به راحتی در هم می‌شکستند و یا تبدیل به تاکتیک‌های پارتیزانی می‌شدند. این وضعیت، نشان‌دهندهٔ خروج کنترل از دست صدام بود. صدام برای آخرین بار در فیلمی ویدئویی که او را در حومهٔ بغداد نشان می‌داد دیده شد. هنگامی که بغداد در تاریخ ۲۰ فروردین (۹ آوریل) به دست نیروهای ائتلاف افتاد، دیگر کسی صدام را ندید.
  17. دوستان عزيز سلام. هدف از ايجاد اين تاپيك برسي و تحليل نظامي جنگ هاي باستان كه در اين انجمن بيان شده ميباشد. از دوستان تحليگر و با معلومات درخواست ميكنم در اين تاپيك شركت كنند تا من و بقيه ي دوستان تازه كار با اين جنگ ها بيشتر آشنا شويم. با تشكر سپهر
  18. nozheh

    جنگ پلوپونز

    بهنام رضایی: جنگ‌های پلوپونز را می‌توان یکی از مهمترین جنگ‌های داخلی یونان باستان دانست. در بین دولت‌های شهرهای یونان، آتن و اسپارت از موقعیت ویژه‌ای برخوردار بودند. آتنی‌ها در ایجاد ثروت، شوکت و بناسازی و اسپارت در توان بالای رزمی قدرت زیادی داشتند. تدابیر تیمو ستوکل سردار یونان، در نبرد سالامیس سبب شده بود آتن دوباره مبدل به شهر اول یونان شود و این برای اسپارتی‌ها‌ قابل تحمل نبود. اسپارتی‌ها می‌دانستند که توان نظامی آتن هرگز قادر به مقابله با «زوبین» اسپارتی نیست و بر همین اساس اعتقاد داشتند ثروت متعلق به کسی است که قوی‌تر باشد. این مساله سبب شد اسپارتی‌ها برای نبرد منتظر بهانه باشند. در سال 432 قبل از میلاد این بهانه به وجود آمد. اسپارتی‌ها که 10 سال بود دست به اسلحه نبرده بودند، فرصت را مغتنم شمرده و آماده کارزار شدند. اکنون اتحادیه پلوپونز بار دیگر تشکیل شده بود، اسپارت، تب، فوسیه، لوکریه، اتولی و مقدونیه همه به آتن اعلام جنگ دادند. اتحادیه پلوپونز از ضعف نظامی (‌زمینی) آتن استفاده کرد و 426 پلاته را پس از دو سال محاصره از پای درآورد. اما پس از چندی اسپارتی‌ها متوجه شدند، علی‌رغم قدرت زمینی، به دلیل وجود جزایر متعدد، بدون نیروی دریایی قادر به دفاع از اتحادیه نیستند و از طرف دیگر به دلیل حصارهای بلند آتن، قادر به فتح آن نیستند. بدین ترتیب پیشنهاد صلح دادند اما فرمانروایان آتن که به پیروزی خود امیدوار و به قدرت مغرور شده بودند این خواسته را رد کردند ولی بعداً دو رقیب پی بردند هیچکدام قادر به حذف آن یکی نیست. بنابراین در 421 قبل از میلاد عهدنامه صلحی بین دو طرف امضا و بخش اول جنگ‌های پلوپونز تمام شد. اما خروج برخی از متحدان دو طرف از صلح از همان ابتدا‌ نشان داد این صلح ناپایدار است. فقر و مشکلات سبب شد اعضای اتحادیه بار دیگر در سال 413 قبل از میلاد تصمیم به حمله به آتیک (سرزمین اصلی آتن) بگیرند. این بار هدف اسپارت محو آتن به هر قیمت بود. آتنی‌ها در 408 و 407 قبل از میلاد حتا در دریا نیز از ناوگان تقویت شده اسپارت‌ها شکست خوردند و سرانجام مجبور شدند در 404 کلیه شرایط مهاجمان را بپذیرند و آن‌گونه که دولاندلن در کتاب تاریخ جهان خود می‌گوید آتن حصارهای خود را ویران کرده و دموکراسی را کنار گذارد و از همه بدتر آن‌که به حضور نظامی اسپارت در آکروپولیس تن داد. نبردهای پلوپونز چند نتیجه بزرگ داشت. در درجه اول؛ خروج آتن از چرخه قدرت‌های تاثیرگذار نظامی یونان بود. آتن به دلیل شکوه و جلال خود و نیز وجود مایه‌های یک تمدن بزرگ می‌توانست مرکز یک امپراتوری عظیم نظامی و توسعه‌دهنده یک تمدن بسیار بزرگتر از خاک اندک یونان قدیم شود. اما دسیسه اسپارت با کمک سایر دولت شهرهای یونان این امکان را برای همیشه از آتن گرفت. نتیجه دوم جنگ‌های پلوپونز؛ تضعیف بیش از پیش توان اقتصادی، فرهنگی و نظامی مناطق یونانی‌نشین بود. یونان این ظرفیت را داشت که در صورت اتحاد دولت‌های بسیار کوچک و متعدد اما هم‌نژاد خود مبدل به قدرت نظامی برتر اروپا و غرب آسیا شود. اما نبردهای داخلی بین این اقوام ستیزه‌جو، سبب شد همواره آلت دست قدرت‌های بزرگ باقی بماند و نتواند خود را از سلطه آنان خارج کند. بارها و بارها در طول تاریخ، دسته‌های مختلف یونان ترجیح دادند به جای تلاش برای ایجاد یک اتحادیه ماندگار قدرتمند به دفع هم‌کیشان و هم‌نژادان خود بپردازند‌. به عنوان مثال دولت هخامنشی در خفا بر اختلافات آنان دامن می‌زد و به اسپارت کمک مالی می‌نمود، در واقع به دست خود یونانیان از آنها انتقام می‌گرفتند و این منجر به ضعف یونان شد. منبع : تحليل روز
  19. پس از اتمام جنگ رابطهٔ بین ایالات متحده آمریکا و عراق همچنان متشنج ماند. در فروردین ماه سال ۱۳۷۲ (آوریل ۱۹۹۳) سرویس امنیتی عراق تلاش کرد تا جرج اچ بوش رئیس‌جمهور سابق آمریکا را هنگام دیدار وی از کویت ترور کند اما ماموران امنیتی کویت بمب کار گذاشته شده در یک خودرو را خنثی کردند. امریکا در پاسخ به این اقدام در تاریخ ۵ تیر ۱۳۷۲ (۲۶ ژوئن ۱۹۹۳) حمله‌ای موشکی به ساختمان مرکزی اطلاعات عراق در بغداد کرد. تحریم‌های سازمان ملل که به دلیل حملهٔ عراق به کویت وضع شده بودند و از صادرات نفت عراق نیز جلوگیری می‌کردند، همچنان بر جای خود باقی ماندند. این تحریم‌ها موجب سختی اوضاع زندگی و نابودی زیربنای اقتصاد عراق شدند. تنها، قاچاق کالا در مرز سوریه و کمک‌های انسانی باعث بهبود نسبی این بحران می‌شد. سازمان‌های بین‌المللی (مانند یونیسف و بهداشت جهانی WHO) تخمین می‌زنند که این تحریم‌ها بین ۵۰۰,۰۰۰ تا ۲/۱ میلیون مرگ در پی داشته‌اند. اکثر جان‌باختگان، افراد زیر ۵ سال بوده‌اند. برخی افراد دیگر نیز که به این آمار شک دارند، برآورد می‌کنند که ۳۵۰,۰۰۰ تن بین سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ (۱۹۹۱ تا ۲۰۰۰) بر اثر تحریم‌ها جان خود را از دست داده‌اند و بیشتر مرگ‌ها به خاطر بمباران زیرساخت‌های عراق بوده است. سازمان ملل در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۷۵ (۹ دسامبر ۱۹۹۶) به دولت عراق اجازه داد تا مقدار محدودی از نفت خود را در ازای دریافت غذا و دارو به فروش برساند. درآمد محدودی که از بابت برنامهٔ نفت در برابر غذای سازمان ملل متحد بدست می‌آمد به عراق جاری شد. سیاستمداران آمریکایی همچنان صدام حسین را متهم به تخلف از موارد آتش‌بس نظیر توسعهٔ سلاح‌های کشتار جمعی و دیگر سلاح‌های ممنوعه، خودداری از انتشار اطلاعات دربارهٔ این سلاح‌ها و تخلف از تحریم‌های سازمان ملل و «منطقهٔ پرواز ممنوع» می‌کردند. حملات نظامی یک‌طرفهٔ امریکا و انگلیس گاه و بیگاه در عراق انجام می‌شدند، که بزرگ‌ترین آنها عملیات روباه صحرا نام داشت که در سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) انجام شد. دلیل اصلی بحران‌ها بین سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۷ (۱۹۹۷ تا ۱۹۹۸) که موجب بمباران شدید عراق از سوی انگلیس و امریکا در ۲۵ تا ۲۸ آذر ۱۳۷۷ (۱۶ تا ۱۹ دسامبر ۱۹۹۸) گشت، در اختیار داشتن سلاح‌های غیرقانونی توسط عراق اعلام شد. دو سال پس از فعالیت‌های مداوم، جنگنده‌های امریکایی و انگلیسی در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ (فوریه ۲۰۰۱) با شدت بیشتری به پایگاه‌های نزدیک بغداد حمله کردند. پس از جنگ، حمایت از صدام بین حامیان تکریتی وی، اعضای خانواده و دیگر پشتیبانان او تقسیم گشت. آنها مشارکت زیادی در فعالیت‌های سرکوبگرانه و مستبدانهٔ دولت داشتند. سرکوب مخالفان داخلی به شدت افزایش پیدا کرد و پسران صدام، عدی حسین و قصی حسین به شدت نیرومند گشته و موجی از ترورهای پنهان را به وجود آوردند. این دو به احتمال زیاد عوامل مؤثر در فرار دامادهای صدام (حسین کامل و صدام کامل) به اردن در مردادماه سال ۱۳۷۴ (اوت ۱۹۹۵) بودند. دامادهای صدام که جزء رده‌بالاترین نظامیان ارتش عراق به حساب می‌آمدند، پس از بازگشت به عراق در بهمن ماه همان سال (فوریهٔ سال بعد) کشته شدند. همکاری عراق با بازرسان سازمان ملل در طول دههٔ ۹۰ میلادی متناوب بود. دسترسی بازرسان به پایگاه‌های مورد نظر سرانجام در سال ۱۹۹۸ قطع شد. این طور گفته می‌شود که عراق در حال بازی دادن قدرت‌های غربی و دیگر کشورهای عرب بود و می‌خواست این طور نشان بدهد که مقادیر زیادی مواد ممنوعه در اختیار دارد که با استفاده از آنها می‌تواند به دوران اقتدار خویش بازگردد.
  20. گروه‌های قومی و دینی عراق با استفاده از وضعیت به وجود آمده زمینه را برای شورشی جدید در کشور آماده دیده و به آن اقدام کردند. با اوضاع جاری پس از جنگ در عراق، ناآرامی‌های اجتماعی و قومی بین شیعیان، کردها و واحدهای نظامی ناراضی می‌توانستند خطر بزرگی برای دولت صدام باشند. شورش‌های کردها در شمال و شیعیان در جنوب و مرکز عراق با بی‌رحمی تمام پاسخ داده شد. امریکا که خود، عراقی‌ها را تشویق به شورش بر علیه صدام کرده بود هیچ کمکی جز کنترل منطقهٔ پرواز ممنوع عراق نکرد. ترکیه با هرگونه استقلال کردها مخالف بود و عربستان سعودی و دیگر کشورهای محافظه‌کار عرب از به وجود آمدن یک انقلاب شیعی دیگر مانند انقلاب ایران هراس داشتند. صدام که توانسته بود پس از شکست در جنگ، بحران‌ها را نیز کنترل کند، با کشوری مواجه بود که از نظر اقتصادی و نظامی به شدت آسیب دیده بود و او هرگز نتوانست آسیب‌ها را جبران کند. او دائماً بقای خود را نشانهٔ پیروزی عراق در جنگ با امریکا اعلام می‌کرد. این پیغام صدام شهرت زیادی در جهان عرب پیدا کرد. صدام با اصرار زیاد می‌خواست خود را مسلمانی مؤمن نشان دهد تا بتواند نظر گروه‌های دینی محافظه‌کار جامعهٔ عراق را به خود جلب کند. بعضی از عناصر شریعت اسلام به قانون عراق بازگردانده شدند. برای نمونه وی در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) حکم اعدام همجنس‌بازان، تجاوزگران و فاحشه‌گان را به قوانین عراق بازگرداند و عبارت «الله اکبر» را با دست‌خط خود به پرچم عراق افزود. ادامه دارد....
  21. nozheh

    تحليل نظامي جنگ هاي باستان

    با تشكر از سينا و حسين آقاي عزيز. خيلي استفاده كرديم. بازم تشكر منتظر ادامه ي مطالب هستيم icon_cheesygrin
  22. صدام در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۲ اوت ۱۹۹۰) به کویت حمله کرده و خاک آن را به عراق ضمیمه کرد و با این کار خود باعث بروز بحران‌های بین‌المللی گشت. اشغال کویت به معنای آن بود که صدام با احتساب ذخایر نفتی عراق دارای ۲۰ درصد ذخایر نفت جهان شده بود. امریکا در طول جنگ عراق با ایران، میلیاردها دلار به صدام کمک کرده بود ولی این بار چون اشغال امیرنشین ثروتمند کویت به سودش نبود، در بهمن‌ماه سال ۱۳۷۰ (فوریه ۱۹۹۱) با ائتلافی از نیروهای سازمان ملل متحد به کویت یورش برده و نیروهای عراقی را از این کشور بیرون راند. جرج اچ دبلیو بوش، رئیس‌جمهور امریکا در روزهای اول با احتیاط رفتار کرد. کویت قبل از اشغال، از سویی یکی از دشمنان سرسخت اسرائیل بود و جزو کشورهای سلطنتی حوزهٔ خلیج فارس به شمار می‌رفت که با شوروی روابط دوستانه داشت. از سوی دیگر سیاست‌گذاران خارجی، کارشناسان خاورمیانه و منتقدان نظامی واشنگتن و کارخانجاتی که سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در منطقه کرده بودند، نگرانی‌های زیادی در مورد ثبات منطقه داشتند. این حمله باعث ترس از این شد که بهای نفت جهانی و در نتیجه اقتصاد جهانی در خطر قرار گیرد؛ کویت تقریباً ده درصد کل ذخایر نفت خام را در اختیار داشت. به احتمال زیاد، هنگامی که مارگارت تاچر نخست‌وزیر سرسخت بریتانیا که از دوستان وفادار امریکا در دورهٔ ریگان-بوش به شمار می‌رفت به امریکا رفته بود، بوش را به این کار راضی کرد. بریتانیا نسبت به امریکا روابط تاریخی بیشتری با کویت داشت. این روابط به سال‌های استعمار کویت از سوی بریتانیا بر می‌گشت. این کشور همچنین سود زیادی از بابت سرمایه‌گذاری‌های خود در کویت برداشت می‌کرد. همکاری بین ایالات متحده و جماهیر متحد شوروی باعث شد تا موضوع به شورای امنیت سازمان ملل فرستاده شود. این شورا تصمیم گرفت که اگر صدام نیروهای خود را طبق برنامهٔ زمان‌بندی‌شده از کویت خارج نکند، اجازهٔ استفاده از زور بر علیه این کشور را خواهد داد. سیاستمداران امریکایی از این می‌ترسیدند که عراق قصد حملهٔ تلافی‌جویانه به کشور نفت‌خیز عربستان سعودی که از دههٔ چهل میلادی از دوستان نزدیک امریکا به شمار می‌رفت و مخالف اشغال کویت بود را داشته باشد. پس از آن بود که امریکا و گروهی از کشورهای متحد دیگر که از کشورهای مختلفی نظیر مصر، سوریه و چکوسلواکی تشکیل شده بودند، دسته‌های بزرگی از نیروهای خود را به مرز عربستان و کویت و عراق فرستادند تا ارتش عراق را که در آن زمان بزرگ‌ترین ارتش خاورمیانه بود دور بزنند. هنگامی که گفتگوها و تهدیدهای پس از جنگ هنوز در جریان بود، صدام توجه مجددی به قضیهٔ فلسطین کرده واعلام کرد که اگر اسرائیل از نوار غربی رود اردن، بلندی‌های جولان و نوار غزه عقب‌نشینی کند او نیز از کویت باز پس می‌نشیند. این پیشنهادِ صدام باعث بروز شکاف بین کشورهای عرب شد و امریکا و کشورهای عرب غربی را در مقابل فلسطینی‌ها قرار داد. ائتلاف ضداشغال در پایان، هرگونه ارتباطی بین موضوع فلسطین و کویت را رد کرد. صدام ضرب‌العجل شورای امنیت را نپذیرفت. امریکا و متحدانش با پشتیبانی شورای امنیت در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۷۰ (۱۶ ژانویه ۱۹۹۱) حملهٔ هوایی گسترده‌ای را علیه عراق آغاز کردند. اسرائیل نیز توسط موشک‌های عراقی مورد اصابت قرار گرفت ولی از آنجا که نمی‌خواست کشورهای عرب از ائتلاف ضدعراق خارج شوند درصدد انتقام‌جویی برنیامد. یک نیروی زمینی که اغلب افرادش از قوای مسلح امریکایی و انگلیسی و تیپ‌های پیاده‌نظام بودند ارتش صدام را در بهمن ماه سال ۱۳۷۰ (فوریه ۱۹۹۱) از کویت بیرون رانده و بخش جنوبی عراق را تا رود فرات اشغال کردند. جرج اچ بوش در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۷۰ (۶ مارس ۱۹۹۱) با اشاره به درگیری‌های منطقه اعلام کرد: "موضوع، تنها یک کشور کوچک نیست، هدف ما یک عقیدهٔ تازه است- یک نظم نوین جهانی، نظمی که در آن کشورهای مختلف تحت یک جنبش گرد هم آمده تا به آرزوهای جهانی بشریت، یعنی: صلح و امنیت، آزادی و حاکمیتِ قانون دست یابند." ارتش پرتعداد و کم‌سلاح عراق در نهایت نشان داد که دیگر نمی‌تواند در برابر نیروهای زمینی سریع‌الانتقال ائتلاف و پشتیبانی هوایی قدرتمند آنها دوام بیاورد. تقریباً ۱۷۵,۰۰۰ عراقی اسیر شده بودند و بنابر آمارهای اعلام‌شده از سوی امریکا شمار تلفات عراقی‌ها به ۲۰,۰۰۰ نفر می‌رسید. منابع دیگر شمار کشته‌ها را تا ۱۰۰,۰۰۰ نفر هم بر آورد می‌کردند. عراق براساس توافقنامهٔ آتش‌بس قبول کرد که همهٔ جنگ‌افزارهای شیمیایی و بیولوژیک خود را از بین برده و به بازرسان سازمان ملل اجازهٔ بازرسی از پایگاه‌های خود را بدهد. تحریم تجاری سازمان ملل تا زمانی که عراق تمامی شروط را اجرا نکرده بود باقی می‌ماند. ادامه دارد...
  23. مشكلتون با اين تاپيك چيه؟؟؟؟ icon_cheesygrin icon_cheesygrin شما هرچقدر ميخواين به اين صدام خاكبرسر فحش بدين. به تاپيك من بيچاره چيكار دارين؟؟ icon_cheesygrin
  24. پایان جنگ با ایران مقارن با بروز کشمکش با همسایهٔ ثروتمندی به نام کویت بود. صدام بر این باور بود که جنگ او با ایران باعث شده است که کویت از حملهٔ قریب‌الوقوع ایرانیان در امان باشد. او همچنین معتقد بود چون جنگ او با ایران به سود کشورهای حوزهٔ خلیج فارس بوده است، دول عربی باید بخشی از بدهی عراق را ببخشند. صدام با اصرار از کویت خواست که بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق را که برای جنگ با ایران گرفته شده بود ببخشد، ولی کویتی‌ها زیر بار نرفتند. صدام که در پی جمع‌آوری پول برای ساخت مجدد عراق بود، به کشورهای صادرکنندهٔ نفت فشار آورد تا کمی از تولید خود بکاهند تا قیمت نفت بالاتر رود. کویت از کاهش تولید نفت سر باز زد. این کشور همچنین پیشگام کشورهای مخالف کاهش تولید نفت در اوپک شد. کویت مقادیر زیادی نفت استخراج می‌کرد تا بهای نفت را پایین نگه دارد، در حالی که عراق برای بازپرداخت بدهی‌های خود نیاز به فروش نفت به قیمت بالا داشت. در همین زمان بود که صدام مخالفت خود با خطوط مرزی عراق-کویت (که در اصل توسط استعمارگران پادشاهی بریتانیا در سال ۱۳۰۱ (۱۹۲۲) تعیین شده بودند) را نشان داد. دلیل او این بود که این وضعیت باعث جدایی عراق از دریا می‌شود. یکی از اندک مقولاتی که باعث وحدت در کشوری می‌شد که مملو از تقسیمات اجتماعی، قومی، مذهبی و اقتصادی‌اجتماعی بود، در مرحلهٔ اول، باور بر این نکته بود که کشور کویت هیچ حقی برای موجودیت هم ندارد. ملی‌گرایان عراقی دست‌کم به مدت نیم قرن بر این نکته پافشاری می‌کردند که کویت از دیرباز بخش لاینفک عراق بوده و تنها زمانی موجودیت مستقلی پیدا کرده که امپریالیست‌های بریتانیایی اراده کرده‌اند. ذخایر نفتی کویت نیز خود باعث افزایش تنش در منطقه بود. این ذخایر تقریباً با ذخایر نفت عراق برابر بودند (در حالی که جمعیت کویت تنها ۲ میلیون و جمعیت عراق ۲۵ میلیون نفر بود). عراق و کویت روی هم ۲۰ درصد ذخایر شناخته‌شدهٔ نفت جهان را دارا بودند؛ تنها برای مقایسه ذکر می‌شود که عربستان سعودی دارای ۲۵ درصد ذخایر جهانی نفت است. کمی بعد پادشاهی کویت با حفر چاه‌هایی که عراق فکر می‌کرد داخل منطقهٔ مرزی مورد مشاجرهٔ دو کشور است، باعث خشم صدام شد. صدام در زمانی که عراق هنوز جزو کشورهای منفور به حساب نمی‌آمد به امریکا شکایت کرد. هر چند که بحران اقتصادی عراق به مدت چندین سال بود که ادامه داشت ولی صدام می‌خواست به‌وسیلهٔ پول نفت به آن پایان دهد. او هنوز ارتش با تجربه و تا بن دندان مسلح خود را داشت و گهگاه از آن برای تأثیرگذاری روی روابط منطقه‌ای استفاده می‌کرد. صدام چندی بعد دستور حرکت نیروهایش به مرز کویت را داد. در حالی که روابط عراق و کویت روز به روز به وخامت می‌گرایید، صدام اخباری مبنی بر تهدیدات امریکا دربارهٔ پاسخگویی نظامی به عراق دریافت می‌کرد. واشنگتون تقریباً یک دهه بود که سیاست گسترش ارتباطات خود با عراق را در پیش گرفته بود. حکومت ریگان در طول جنگ دههٔ هشتاد عراق با ایران مبلغی در حدود ۴۰ میلیارد دلار به عراق کمک کرده بود که تقریباً همهٔ آن به صورت اعتباری بود. همچنین دولت امریکا میلیاردها دلار به صدام باج داده بود تا او با شوروی طرح دوستی نریزد. صدام در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۶۹ (۲۵ ژوئیه ۱۹۹۰) طی یک ملاقات اضطراری با آوریل گلاسپی، سفیر امریکا در عراق تمایل خود به ادامهٔ گفتگوها را ابراز داشت. دولت امریکا می‌خواست در این بین نقش میانجی را بازی کند. با همین هدف بود که جرج اچ دبلیو بوش و جیمز بیکر اظهار داشتند که نمی‌خواهند در این میان از زور استفاده شود و همچنین آنها نسبت به اختلافات مرزی عراق و کویت بی‌طرف می‌مانند و خود را وارد ماجرا نخواهند کرد. کمی بعد مذاکرات سران عراق و کویت به شکست انجامید. سپس صدام فرمان پیش‌روی نیروهای خود به داخل خاک کویت را داد. هر چند که اطلاعات دست اولی پیرامون انگیزهٔ صدام از حمله به کویت در دست نیست، ولی با در نظر گرفتن دیدگاه صدام پیش از جنگ و علامت‌های واشنگتون، می‌توان حدس زد که دلیل اصلی حمله به کویت مشکل بدهی‌های بعد از جنگ عراق و تلاش‌های بیهودهٔ صدام برای بازسازی زیربنایی، احیای اقتصاد نابود شده و تثبیت موقعیت سیاسی عراق بود. بغيش واسه آخرشب و فردا. نظر يادتون نره