ronin313

Members
  • تعداد محتوا

    638
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

تمامی ارسال های ronin313

  1. باید بهشون گفت: [b][font=Arial][size=4]ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد،به خداوند زیانی نمی رسد و خداوند جمعیتی را می‏آورد که آنها را دوست دارد و آنان ) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند; آنها در راه خدا جهاد می‏کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‏دهد; و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست...[/size][/font][/b]
  2. احترام به رای مردم تیمور شرقی! احترام به رای سودان جنوبی! احترام به رای مردم کریمه! . . . به دنیای کشورهای لی لی پوتی و شرکتهای چند ملیتی و ارتشتهای خصوصی خوش امدید...
  3. [quote name='armagdon' timestamp='1395006845' post='370013'] جلاد «داعش» و شریک آمریکایی‌اش را بشناسید (+۱۸) - See more at: [url="http://farsnews.com/newstext.php?nn=13921225001536#sthash.BeThWHRZ.dpuf"]http://farsnews.com/...h.BeThWHRZ.dpuf[/url] [/quote]خدا لعنتشان کند...اینها فقط دنبال بدنام کردن اسلام هستند...مزدورهای شیطان
  4. کاکا اخبار رو خوب نخوندی! اسرییل نجس اول حمله کرده سه تا عضو جهاد رو شهید کرده
  5. [quote name='mo313' timestamp='1394976334' post='369911'] سکوت در برابر تحولات ادلب، درعا و قنیطره هم جالبه در نوع خودش، با اخراج جبهه انصره در جمع گروههای مورد حمایت غرب در درعا، معارضین آروم آروم دارن از جنوب به دروازه های دمشق می رسن، خیلی واضحه وقتی آسمان و توپخانه در اختیار یک طرفه، طرف مقابل نمی ایسته که درو بشه. سوال اینه که کجا میره؟ در لبنان منتظر می مونه تا با باز شدن جبهه درعا و قنیطره دوباره توی یک حلقه از القصیر وارد بشه؟ دور میزنه و میره حلب؟ یک چیز مشخصه معارضین در تهاجم اگر نگیم احمق، افتضاح هستند، سوال اینه که این میتونه تغییر کنه؟ به نظر می رسه که بتونه، ATGM ها اسنایپر های کالیبر بالا سلاح های تهاجمی نیستن، چه چیزی باید ببینیم که نشون دهنده حالت تهاجمی گرفتن معارضین باشه؟ MLRS? یا توپخانه سنگین؟ اولی به وضوح در درعا دیده میشه مجموعه توپخانه سنگین هم در حلب دیده شده، در حلب و السفیره به نظر میرسه یک حمله موثر تر باشه، اما دمشق می تونه پایان این جنگ باشه. امریکایی هایی که تو اردن نشستن باید درعا رو ترجیح بدن [/quote][quote name='mo313' timestamp='1394976334' post='369911'] سکوت در برابر تحولات ادلب، درعا و قنیطره هم جالبه در نوع خودش، با اخراج جبهه انصره در جمع گروههای مورد حمایت غرب در درعا، معارضین آروم آروم دارن از جنوب به دروازه های دمشق می رسن، خیلی واضحه وقتی آسمان و توپخانه در اختیار یک طرفه، طرف مقابل نمی ایسته که درو بشه. سوال اینه که کجا میره؟ در لبنان منتظر می مونه تا با باز شدن جبهه درعا و قنیطره دوباره توی یک حلقه از القصیر وارد بشه؟ دور میزنه و میره حلب؟ یک چیز مشخصه معارضین در تهاجم اگر نگیم احمق، افتضاح هستند، سوال اینه که این میتونه تغییر کنه؟ به نظر می رسه که بتونه، ATGM ها اسنایپر های کالیبر بالا سلاح های تهاجمی نیستن، چه چیزی باید ببینیم که نشون دهنده حالت تهاجمی گرفتن معارضین باشه؟ MLRS? یا توپخانه سنگین؟ اولی به وضوح در درعا دیده میشه مجموعه توپخانه سنگین هم در حلب دیده شده، در حلب و السفیره به نظر میرسه یک حمله موثر تر باشه، اما دمشق می تونه پایان این جنگ باشه. امریکایی هایی که تو اردن نشستن باید درعا رو ترجیح بدن [/quote]گوش ما از این حرفها پره! این جنگ خاله بازی نیست...اون کسایی که تا اینجا کار رو رسوندن برای اینجاش هم فکری کردن
  6. یبرود را هم خدا آزاد خواهد کرد...باز هم ما هیکاره ایم....پناه بر خدا از شر شیطان...پناه بر خدا از شر غرور
  7. دوستان عزیز اسراییل واقعیت داره یعنی هم ارتش قدرتمند داره،هم پول داره، هم حمایتهای ناجوانمردانه ازش میشه و هم تکنولوژی داره اما حقیقت نداره...موجودیتش بر حق نیست،اشغالگره،غاصبه،تجاوزگره،خونریزه شک نکنید حقیقت بر واقعیت مستولی است و اون رو تغییر خواهد داد...
  8. سیاست محور مقاومت در مقابله با اشرار یه منطق سیستمی قدرتمند داره... اول. هر جا درگیری رخ داد نیروهای همون منطقه باید درگیر بشن دوم. توان واقعی و صد در صد به هیچ عنوان به کار گرفته نخواهد شد سوم. نحوه دفاع بر ضربات کوچک و مستمر استولر شده چهارم. مردم باید حول هسته مقاومت یه هسته قوی تر تشکیل بدن پنجم. گروههای کوچک ولی سریع و مجهز باید تشکیل بشه ششم. همه باید یاد بگیرند از خودشون دفاع کنند هفتم. فرهنگ دفاع و مبارزه باید بین همه مردم تسری پیدا کنه هشتم. شهادت طلبی یه ارزش قوی و نهادینه است نهم. زمینه هاش که آماده شد هدف فقط یه جاست: فلسطین اشغالی... محاصره اسراییل کامل خواهد شد...به فضل خدا نزدیکه اون روز
  9. اسراییل به جز حملات محدود کاری از دستش بر نمیاد...اگه وارد جنگ بشه گور خودشو کنده...با این اوضاع و احوال هر جرقه ای یعنی انفجار انبار باروت
  10. [b] [url="http://www.raze57.com/archives/14072"]حاج اسماعیل چه داشت که بی‌بی(س) سوایش کرد؟[/url][/b] [color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]من و حاج اسماعیل برادر دو قلو بودیم. از همان دوران بچگی، شدیدا نسبت به هم انس داشتیم. علاقه‌مان به هم خیلی زیاد بود. تا جایی که اگر در مدرسه، معلم، یکی از ما دو تا را تنبیه می‌کرد، دیگری به گریه می‌افتاد. همیشه با هم بودیم و هوای هم را داشتیم. آن موقع من در درس ریاضی قوی بودم و ایشان در ادبیات فارسی. سال چهارم ابتدایی بود که من در ادبیات مردود شدم و ایشان در ریاضی! دفعه‌ی بعد جای خودمان را عوض کردیم و به جای هم امتحان دادیم. چهره‌مان خیلی به هم شباهت داشت، تا جایی که یک روز معلم ریاضی اول راهنمایی‌مان می‌گفت مگر می‌شود دو نفر انقدر به هم شبیه باشند![url="http://www.raze57.com/wordpress/wp-content/uploads/unnamed1.jpg"][img]http://www.raze57.com/wordpress/wp-content/uploads/unnamed1-300x212.jpg[/img][/url][/size][/size][/font][/color][color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]‌کم‌کم انقلاب شده بود. در همه جا مردم به خیابان‌ها آمده بودند و شعارهای انقلابی سر می‌دادند. ما آن موقع سن و سالی نداشتیم. هنوز ده سال‌مان هم نشده بود. یادم می‌آید چندباری من و حاج اسماعیل به همراه پدر به تظاهرات رفته بودیم. مردم می‌گفتند که بختیار مانع از ورود امام به ایران شده است. همه شعار مرگ بر بختیار سر می‌دادند.[/size][/size][/font][/color][color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]در زمان جنگ، کلاس دوم راهنمایی بودیم. چون سن‌مان کم بود به ما اجازه نمی‌دادند به جبهه برویم. شناسنامه‌های خودمان را دست‌کاری کردیم. ابتدا حاج اسماعیل به جبهه رفت. فکر کنم سال ۵۹ بود. بعد از رفتنِ ایشان به جبهه، من هم چند بار اقدام کردم که بروم، منتها می‌گفتند تو یک برادرت رفته و نیازی نیست بروی. بالاخره سال ۶۰ موفق شدم و در کمیته‌ی عملیات شهری کردستان حاضر شدم.[/size][/size][/font][/color][color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]حاج اسماعیل هم در لشگر ۲۵ کربلا حضور یافت. پس از مدتی در عملیات کربلای ۴ مجروح شد. ایشان را برای مداوا به تهران بردند. ما هیچ خبری از ایشان نداشتیم. همه‌ی دوستانش می‌گفتند حتما به شهادت رسیده. حتی پدر هم رفته بود خرما و برنج و … مراسم عزا را تهیه کند. تا ده، دوازده روز بعد که دیدیم حاج اسماعیل با دو عصا به زیر کتف، به خانه آمد. صحنه‌ی عجیبی بود.[/size][/size][/font][/color][color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]پس از مدتی دوباره به جبهه رفت. جراحت‌ها و ترکش‌های زیادی را از والفجر ۶ و کربلای ۴ والفجر ۸ به یادگار داشت. یک جا گلوله به پایش اصابت کرد، جایی دیگر پشت و قفسه‌ی سینه‌اش جراحت برداشت. آخرین بار هم به خاطر سالم نبودن فشنگ دوشکا، قبل از آن‌که فشنگ در جای خودش برود، منفجر شد. ترکش در ریه‌ی حاجی وارد شد. پزشکان به خاطر خطری که جراحی داشت، عملش نکردند.[/size][/size][/font][/color][color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]سال ۶۶ بود که ازدواج کرد، تقریباً یک سال زودتر از من. حسین تنها پسرش هست و فاطمه و زینب هم دو دخترش. اواخر جنگ بود که همه‌ی رزمندگان خبر پذیرش قطعنامه را شنیدند. همه گریه می‌کردیم. حاج اسماعیل هم خیلی ناراحت بود؛ ولی همه می‌گفتند امر، امر رهبر است. حاجی همیشه روی این سخن تأکید داشت. همیشه به ما می‌گفت که حامی انقلاب باشیم و از نظام و ولایت پشتیبانی کنیم.[/size][/size][/font][/color][color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]حاج اسماعیل پس از جنگ، مربی آموزش سپاه بود. اوایل در ساری آموزش می‌داد و بعدها به پادگان قدس مالک اشتر رفت. چند سالی هم در پادگان امام خمینی(ره) تهران خدمت کرد. خیلی برای این کارها وقت می‌گذاشت. همیشه به او می‌گفتیم کمی استراحت کن و به زن و بچه‌ات برس! اما می‌گفت من تکلیفی بر عهده دارم که نمی‌گذارد آسوده باشم. من متعلق به خودم نیستم. شاید گاهی پیش می‌آمد که در یک ماه، ۵ روز هم در خانه نبود. صبح زود از خانه بیرون می‌رفت و آخر شب بر می‌گشت. با تمام وجودش خدمت می‌کرد.[/size][/size][/font][/color][color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]حاج اسماعیل، مداح اهل بیت هم بود. معمولا تمامی شب‌های محرم را در مساجد و تکایای مختلف شهر حضور داشت و در جلسات روضه، مرثیه می‌خواند؛ بدون این‌که کم‌ترین چیزی را در قبال آن دریافت کند. ارادت خاصی به روضه‌ی حضرت زین‌العابدین و حضرت رقیه داشت. همیشه زینب‌خانمِ کوچولویش را به همراه خود در جلسات محرم می‌برد. وقتی روضه‌ی حضرت رقیه را می‌خواند چهره‌اش دیدنی بود. می‌گفت اگر چنین اتفاقی برای دختر من می‌افتاد چه حالی داشتم؟ بنده‌خدا نمی‌دانست این اتفاق دوباره تکرار خواهد شد… شاید هم می‌دانست…[/size][/size][/font][/color] [color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]شب شهادتش، حس و حال عجیبی داشتم. صبحِ فردا یکی از رزمندگان با ما تماس گرفت و گفت از حاجی خبر دارید؟ ناخودآگاه گفتم حاجی شهید شده است… پیگیر شدیم. موقع ظهر از سوریه پیام آمد که حاج اسماعیل حیدری به شهادت رسیده. بعد از چند روز جنازه‌ی شهید آمد. تا قبل از آن خیلی به خانواده‌اش سخت گذشت. خیلی غصه خوردیم. تا این‌که بالاخره جنازه‌ی حاجی آمد و خیال‌مان راحت شد. آن شب در حسینیه‌ی ثارا… سپاه آمل با شهید وداع کردیم. فردا (پنج‌شنبه) هم مراسم تشییع جنازه را انجام دادیم.[/size][/size][/font][/color][color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]بزرگ‌ترین آرزویش شهادت بود. همیشه این خواسته‌اش را به ما می‌گفت. دلش نمی‌خواست به مرگ طبیعی از دنیا برود. من خیلی خوشحالم از این‌که حاج اسماعیل به آرزوی دیرینه‌اش رسید. همیشه زیارت عاشورا می‌خواند. همیشه با وضو بود. هیچ وقت این اخلاق را ترک نمی‌کرد. خیلی نسبت به احترام به پدر و مادر تأکید داشت. با همه مهربان بود. با همه نشست و برخاست داشت. اگر می‌دید کسی خلافی مرتکب شده، او را با خوش‌رویی نصیحت می‌کرد ولی گوشش را نمی‌کشید. حاج اسماعیل خیلی مردمی بود. حضور پر شور مردم را در تشییع جنازه‌اش به یاد داریم.[/size][/size][/font][/color][color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]شاید چیزی که بیشتر از همه توجهم را به خودش جلب می‌کرد، ساده‌زیستی حاج اسماعیل بود. تا قبل از شهادتش منزل شخصی نداشت. می‌گفت باید ساده زندگی کنیم تا قدر ائمه را بدانیم. می‌گفت اگر به سمت تجملات برویم از اهل بیت دور می‌شویم. از این‌که می‌دید برخی از انقلابیون و جنگ‌رفته‌ها درگیر تجملات و امور دنیایی شدند دلش می‌گرفت. مخصوصا از آن‌هایی که با سابقه‌ی انقلابی، فتنه‌ی ۸۸ را رقم زدند و دل رهبری را خون کردند. می‌گفت این‌ها حرص دنیا را می‌خورند.[/size][/size][/font][/color] [color=#000000][font=tahoma][size=3] [img]http://s5.picofile.com/file/8114486818/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84_%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg[/img][/size][/font][/color][color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]حاجی کتاب‌های زیادی داشت. از کتب مرجع و تاریخی و دینی و آثار شهید مطهری و آیت‌ا… دستغیب گرفته تا کتب شعر و مقتل؛ خیلی اهل مطالعه بود. دست‌نوشته‌های زیادی از او به یادگار مانده که چندتایش را بنده در اختیار دارم. هر محفلی که پیرامون دفاع مقدس بود، از شهید ابراهیمیان می‌گفت؛ شهید سید محمود ابراهیمیان. هم‌کلاسی‌مان بود. ارادت عجیبی به او داشت. می‌گفت اگر می‌خواهید نکته‌ای را از شهدا یاد بگیرید، به وصیت‌نامه‌های‌شان رجوع کنید. دلش برای سادگی و یک‌رنگی رزمندگان دفاع مقدس تنگ شده بود. تا جایی که یک روز شنیدیم خانم زینب کبری(س) نامه‌ی شهادتش را امضا زد.[/size][/size][/font][/color][color=#595959][font=tahoma][size=3] [size=2]در یک کلام؛ تمام حرفش پیروی مطلق از ولی فقیه بود.[/size][/size][/font][/color]
  11. ببین این چه تفکر عجیبی است که برای شهید ماشین دامادی تزیین میکنند....الحق که چه درست فرمود خمینی کبیر: ملتی که شهادت دارد شکست ندارد....صلوات بفرست
  12. [quote name='death-white' timestamp='1393882755' post='368111'] من میگم سر قضیه ی اوکراین یه وقت امریکا خر نشه با همین ارتش مخوف دست به یکی کنن دمشق رو زیر و رو کنن [/quote]حمله امریکا به سوریه بچه بازی نیست که لج کنه...حساب و کتاب داره برادر فراشبندی...
  13. [size=5]1- جمهوری اسلامی.جمعیت هفتاد میلیون نفر.مساحت[color=#444444][font=arial, sans-serif] ۱٫۶۴۸٫۱۹۵کیلومتر مربع. تولید ناخالص ملی 578 میلیارد دلار.بودجه نظامی 9 میلیارد دلار.بودجه اطلاعاتی تخمین حدود یک میلیارد ریال[/font][/color][color=#444444][font=arial, sans-serif]موقعیت سیاسی: قدرت منطقه ای و تاثیر گذار به شکل جدی در تحولات جهانی( به نقل از رییس جمهور آمریکا[/font][/color][/size] [size=5][color=#444444][font=arial, sans-serif]2- [/font][/color][color=#444444][font=arial, sans-serif]دشمن شماره یک:[/font][/color][color=#444444][font=arial, sans-serif]ایالات متحده آمریکا: .جمعیت 400 میلیون نفر.مساحت ده میلیون کیلومتر مربع.تولید ناخالص ملی 16 ترلیون دلار.بودجه نظامی 600 میلیارد دلار.بودجه اطلاعاتی: تخمین حدود 250میلیارد دلار!!!!![/font][/color][/size] [size=5][color=#444444][font=arial, sans-serif]3- دشمن شماره دو: اسرائیل: جمعیت 8 میلیون نفر.مساحت 22 هزار کیلومتر مربع.تولید ناخالص ملی 300 میلیارد دلار.بودجه نظامی 16 میلیارد دلار.بودجه اطلااعاتی: تقریبا 5 میلیارد دلار برآورد میشود.[/font][/color][/size] [size=5][color=#444444][font=arial, sans-serif]وقتی شما با کسی دشمن باشی یعنی در حال جنگی و داری زد و خورد میکنی....طبیعت جنگ اینه....اون هم دشمنی که این همه از تو قویتره...[/font][/color][/size] [size=5][color=#444444][font=arial, sans-serif]اگر حمایت [/font][/color][color=#ff0000][font=arial, sans-serif]رب العالمین و توجه ویژه شخص امام زمان[/font][/color][color=#444444][font=arial, sans-serif] نبود الان هیچ اثری نه از انقلاب بود و نه از اسلام. [/font][/color][/size] [size=5][color=#444444][font=arial, sans-serif]بنابراین دوستان لطفا به جای حرف بی حساب زدن با خودتون حساب کنید چند چند هستین؟[/font][/color][/size] [size=5][color=#444444][font=arial, sans-serif]آیا مثل [/font][/color][color=#ff0000][font=arial, sans-serif]حسن تهرانی مقدم[/font][/color][color=#444444][font=arial, sans-serif] همه چیزتون رو در خدمت این انقلاب گذاشته اید؟[/font][/color][/size] [size=5][color=#444444][font=arial, sans-serif]آیا واقعا دانشی برای خدمت به این انقلاب کسب کرده اید؟[/font][/color]آیا حاضرید به خاطرش بمیرید؟[/size] [size=5]پانوشت: [color=#0000ff]واقعا برای رئیس جمهور این مملکت متاسفم[/color]. نمی فهمه که باید پشت سر ولی حرکت کنه.فهمش هنوز اینقدر کامل نیست متاسفانه....[/size]
  14. نکته رو دارند دوستان؟ همه خوشحالند یه جز بعضی دوستان!!! این دوستان هر وقت جبهه مقاومت یه پیروزی داره اصلا پیداشون نمیشه و غیب میشن....
  15. جهت تنویر افکار عمومی...عکس اسماعیل هنیئه و معشوقه اسراییلی مربوط است به خانم لارین بث خواهر همسر تونی بلر که اخیرا مسلمان شده و خبرنگار پرس تی وی هم هست... اون لیوان دست بنده خدا هم روش ننوشته الکل!!!! این صحنه هم یه لحظه است و هیچ چیزی رو معلوم نمیکنه.... نکته آخر:شیعه امیرالمومنین نه تهمت میزنه و نه قضاوت ناعادلانه میکنه... از خدا بترسیم حتی در مورد دشمنانمون
  16. ronin313

    اخبار برتر نظامی

    [quote name='mahdavi3d' timestamp='1393322517' post='367482'] [size=3][font=tahoma,geneva,sans-serif]بله بله... به خوبی به خاطر داریم که این ارتش چند صد میلیارد دلاری چگونه در سال 67 در صرفا یک فشار کوچولو حریف ما نشد...[/font][/size] [/quote]از نظر تلفات وارد شده تو درگیریهایی که داشتیم تقریبا برابریم.... زدن هواپیمای مسافربری هم هنر نیست...
  17. ronin313

    اخبار برتر نظامی

    خدایی ارتشی که با بودجه ششصد میلیاردی حریف یه ارتش با بودجه پنج ملیاردی نشه باید هم درش رو گل گرفت!
  18. حمله تکفیری ها و عربستان و اسرائیل به حزب الله! والا فهم اتفاقات دیگه بصیرت هم نمیخواد!
  19. پلی اتیلن گلایکول رو ما تولید میکنیم!بعله
  20. 1- ترویستهای تکفیری کاملا متوقف شدن...فقط دارن به حفظ اون چیزهایی که دارن فکر میکنن و این مزیت نسبی ترویست بودن! رو ازشون گرفته 2- با این همه حمایت اینقدر بی عرضه اند که قادر نیستند یه زندان که حداقل دو ساله محاصره است رو اشغال کنند! خدایی خیلی بی عرضه اند... 3- حامیناشون نا امید شدن...نگاهی به ترکیه و عربستان و قطر و در راس اونها شیطان بزرگ بکنید 4- ارتش سوریه جنگیدن رو یاد گرفته... 5- حزب الله یه جنگ سخت دیگه رو با فشارها سنگین تر داره تجربه میکنه 6- جمهوری اسلامی زیر این همه فشار سیاسی - اقتصادی کم نیاورد...به راحتی زمین بازی رو عوض کرد 7- غریبها توپخانه رسانه ایشون و ضجه کردنشون برای حقوق بشر نخ نما و خز شده...تقریبا بی اثره 8- مردم اهل مقاومت و ضد اسکبار و آزاده زیر یه بیرق متحد جمع شدن و از عراق و افغانستان ولبنان هستن تا ایران...این یعنی شکل گیری یه قدرت جدید... هنوز هم هست....این ها یعنی به زعم مدعیانی که منع مقاومت میکنند جمال چهره سید علی حجت موجه ماست... [size=5][color=#FF0000]نحن نقاوم[/color][/size] [size=5][color=#FF0000]پانوشت: بنده به عنوان یه مسلمان شیعه شخصا با اون سرباز حزب الله یا افغانی که در راه آرمان مقاومت کشته میشه بیشتر حس هموطن بودن دارم تا بعضی کسانی که فقط اسم ایرانی دارند...[/color][/size] [size=5][color=#FF0000]از نظر من [u]تاثیر جانبی[/u] این مقاومت جانانه در سوریه حفظ خاک ایران است گرچه این خاک از برکت آرمان بزرگی به اسم تشیع مهدوی حفظ شده...از نظر من آدمهای ملی گرای ضد مقاومت بهترین نوکران آمریکا و غرب هستند[/color][/size]
  21. سقوط حکومت فعلی سوریه یعنی امنیت صد در صدی برای اسرائیل
  22. تموشنکو الان پس جرمهایی که بخاطرش رفته زندان چی میشه؟ الان این مفسد اقتصادی میشه نماد دموکراسی؟ خخخخخخخخ
  23. موافقم...پاسخ این دوستان رو دادن آب در هاون کوبیدنه...