rasoolmr

Members
  • تعداد محتوا

    1,115
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

تمامی ارسال های rasoolmr

  1. هر گونه دخالت نظامی ناتو به معنی جنگ جهانی سوم هست . چین هم خودش رو مستقیما و بطور فیزیکی وارد معرکه کرد . کار شورشیان تمام هست . بی تردید قدرت ارتش و نظام سوریه بعد از خوابوندن غائله تروریستی برای دشمنانش کابوس خواهد بود .
  2. بحث ايمان و نقش اون در جنگ كه بعضي أقايون تاواريش بهش معترض بودند ىر يكي اؤ تاپيكها بحث شده و ىوستان ميتونن اونجا مراجعه كنند و نظراتشون رو اونجا عرضه كنند تا بصورت علمی مورد نقد قرار بگیره و اما اینها که هیچگونه تخصص و آشنایی و درکی درباره این مقولات ندارند بهتره سکوت کنند تا اینکه با نظرات صد من یه غاز و دون کیشوت وارشون در این مباحث هم باعث انحراف تاپیک و هم انحراف بعضی دوستان کم اطلاع بشن . و اما اگر مدعی دانستن هستند بهتره تاپیک رو باز کنند و نظر بدن تا کاملا نقد بشن و روشن . و اما اگر منظورشون عقلگرایی هست و نسبت اون با ایمان این خودش میتونه مورد بحث جدی قرار بگیره چرا که عقل هیچگونه تنافی و تضادی با ایمان نداره بلکه عقل ایمان رو تصدیق میکنه و البته ایمان هم با تنویر عقل و تبدیل عقل به عقل منور و نورانی و ایجاد بصیرت برای عقل برای عقل راهگشا میشه . این مباحث هم قبلا مورد بحث قرار گرفته بصورت جسته و گریخته و نه منسجم ولی اگر کسی حرفی داره و یا شکی و یا هر گونه نظری میتونه با ایجاد تاپیکی جداگانه بحث رو بصورت مستقل پیش بکشه و نقد کامل و مفصل سخنانش رو هم بشنوه و دیگران هم ببینند و قضاوت کنند . اما مساله اینه که اینها در هر تاپیکی با ربط و بی ربط یکی این مسائل رو پیش کشیده و به تمسخر میکشند که نشون از اراده این افراد در سکولاریزه کردن و تحمیل فضای عرفی سکولار به سایت و اعضا و مطالب مندرج در اون داره . البته از کسانیکه در جاهای مختلف از ماتریالیسم تعریف و تمجید میکردند هیچ جای تعجبی نیست و اینگونه نظرات اونها همیشه مورد توقع هست . اگر هر کسی تاکید میکنم هر کسی در این موارد ایمان و نقش اون در جنگ و عقل و معنی اون و رابطه اون با ایمان نقد و یا نظر خاصی داره بنده اون رو دعوت میکنم به بحث علمی با مشارکت دوستان و اساتیدی مانند استاد پاتریوت در تاپیک جداگانه ارتش سکولار و تجهیزات محور رو تجربه تاریخیش رو هم داریم نمونه اش ارتش رضا خانی که سه ساعت و یا سه روز دوام آورد و متلاشی شد . و یا ارتش پهلوی دوم که با اراده و ایمان ملت تسلیم و در درون ملت هضم شد و جزئی از ملت در اومد . با توجه به فاصله تکنولوژیک ما با غرب تنها چیزی که باعث توازن قوا بین ما و دشمنانمون از جمله خبیثترین اونها آمریکا و اسرائیل شده و از حمله اونها جلوگیری کرده ایمان مدافعین و شجاعت اونها و باور مردم کشور به ایمان و توان اونهاست و نه سلاح و یا تکنولوژی ما . همونطوریکه ارتش رضا خانی کشور رو در عرض چند روز تسلیم کرد هیچکس هیچ شکی نداره که اگر بجای مومنین مدافع کنونی افرادی نظیر این اشخاص سکولار و بقول خودشون تجهیزات محور بر مسند تصمیم گیری کشور حاکم بودند در کمتر از چند روز کشور رو تسلیم کرده و نوامیس خود و مردم رو هم بعنوان پیشکش برای حفظ جان ناقابل تقدیم بیگانه میکردند . چون جایی که ایمان نیست جان بی مقدار اونوقت خیلی ارزش داره و برای حفظش هرکاری شخص میکنه . نکته آخری اینکه مطلبی که در مورد اینکه اکنون جهان در پیچ تاریخی قرار داره متعلق به مقام معظم رهبری هست و نه شخص آقای شریعتمداری و آقا هم با توجه به نگاه جامع نگر و استراتژیکشون و اطلاعات کافی که بعنوان شخص اول مملکت و نایب امام زمان (عج) دارند و با نگاه نافذ و بصیرشون این نظر رو ارائه دادند و ازش دفاع کردند و شواهدش هم بطور وافر مشهود هست . این افراد قبلا با نظراتشون به امام توهین کرده بودند و حالا دارن با توهین به مقام معظم رهبری رو هم آهسته و زیرکانه باز میکنند
  3. rasoolmr

    اخبار عمومی منطقه و جهان

    جای سینه چاکان رسانه های راستگو و درستگفتار غربی که رسانه های داخلی رو هم بطور مداوم دروغگو خطاب میکنند خالیه ! مقایسه اش با موضعگیری شون در قبال وضعیت سوریه جالبتر هم میشه
  4. rasoolmr

    بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران!

    در کشوری که درش انقلاب شده و رهبری اون رو روحانیت بر عهده داشتند و محبوبترین اشخاص در نزد ملت بودند و هنوز افراد طاغوتی وجود دارند ولی مردم بنابر جو موجود بیشترین همراهی رو دارند با انقلاب و سعی میکنند ظاهرشون هم بیشتر انقلابی باشه و همه شعارهای انقلابی سر میدن و تسبیح بدست دارند بنابراین نوع رفتار اونها کاملا مشخص هست متدینین و انقلابی ها دوست دارند انقلابشون رو صادر کنند و از مسلمانان دعوت کنند که به کشورشون بیان و بازدید کنند و از دیدن مشتاقان انقلاب در هر کجای جهان خوشحال میشن و این افراد و اکرام و احترام میکنند طبیعی هم هست که افراد با ظاهر اسلامی مقبول عموم باشند و منفور طاغوتی ها و وابستگانشون . در این وضعیت وقتی چنین افرادی اونم از لبنان و شیعیان خاصه اگر سید و شیعه هم باشه با قیافه جذاب و روحانی و بقول دوستمون کاریزما مورد استقبال انقلابیون و متدینین قرار میگیره و منفور ظاغوتی ها قرار میگیره نوع ظاهر و پوشش مسئولین فرودگاه و برخوردشون با مسافرین هم نشوندهنده این نوع نگاه هست نه نگاه امنیتی در نگاه هر کسی از عموم مردم هم این نوع برخورد اونها کاملا نشاندهنده غرض ورزی و. اهانت هست . مثل اینکه کسی در فرودگاه یک کشور غربی مثلا پاریس به یک فرد روحانی و افراد با ظاهر اسلامی بخاطر نوع ظاهرشون گیر بدن و بازداشت و بازجویی کنند . این نوع برخورد این افراد در نگاه هر شخصی که این نوع رفتار رو ببینه فقط بیانگر این هست که این مسئو لین با این نوع افراد مشکل دارند و بین اینها احتمالا دشمنی وجود داره اما اگر در کشوری که انقلاب کرده باشیم اتفاقا باید برعکس باشه . یعنی طبیعی اینه که به افرادی با ظاهر طاغوتی چنین برخوردهایی صورت بگیره نه بر عکس . اگر این افراد در نظام طاغوت بودند و یا اسرائیلی بودند کاملا طبیعی می نمود و همین گونه بوده و هست . اما اینکه در کشوری انقلابی و با رهبری روحانیون و مبارزان و مجاهدان چنین اتفاقات و وقایعی رخ بده فقط جای شرمساریه . نوع برداشت سید و اظهار تاسفشون از رفتار شرم آور این افراد هم این رو تایید میکنه من تعجب میکنم که در یک سایت نظامی کسی ادعا کنه که کار اطلاعاتی و امنیتی بر اساس ظاهر افراد شکل میگیره و بر اساس ظاهر اونها به کسی اعتماد میکنند و یا مشکوک میشن . واقعا این توقع از افرادی که دارای سایقه ای خوب و بحث های منطقی هستند تاسف برانگیزه و برداشتی که میشه اینه که اینها فقط دارند این نوع وقایع و افرادی با چنین سوابقی رو توجیه و رفع اتهام و دلجویی میکنند . امام اگر خلاف این باشه و واقعا به این سخنانشون معتقد هم باشه که واقعا جای تاسفه در برخورد امنیتی کار اطلاعاتی اصل هست نه ظاهر افراد و عمامه و ریش داشتن اونها . اگر به کسی هم مشکوک بشن اون شخص رو زیر نظر میگیرند و سوابق اون شخص رو بررسی میکنند و در موقع مقتضی برخورد لازم رو میکنند و در همه جای دنیا هم همینجوره و منطق و عقل هم همین رو میگه . بگذریم از افراد جاهل و سرخود و یا خائن اگر کسی با چنین قیافه جذاب و روحانی و انقلابی وارد کشوری انقلابی بشه طبیعی ترین رفتار اینه که اونها رو نهایت احترام کنند و از آمدنشون اظهار خوشحالی کنند . و اما اگر به فردی با چنین ظواهری مشکوک هم بشن طبیعی ترین و معقولترین رفتار اینه که اصل رو بر همون رفتار محترمانه داشته باشند و در عوض اون شخص رو کاملا زیر نظر بگیرند و سوابقش رو بررسی کنند . افرادی که با چنین ظواهری در کشورها دستگیر میشن فقط و فقط کسانی هستند که در مورد اونها ماه ها و حتی سالها کار اطلاعاتی صورت گرفته و تحت تعقیب و نظر بودند و مورد شناسایی دستگاه اطلاعاتی قرار گرفته اند و لذا به مجرد ورود دستگیر و باز داشت میشن . اما این برخورد با سید حسن که هیچ نوع سابقه ای لااقل منفی از ایشون در ایران وجود نداشته و نه تنها مورد تعقیب دستگاه های اطلاعاتی نبوده و یا اگر بوده در زمان شاه بوده که دشمن اونها محسوب میشده و در حال حاضر با شناختی که از این فرد وجود داره طبیعی ترین رفتار اینه که بشدت مورد استقبال قرار بگیره نه اینکه بهش اهانت بشه نوع رفتار و برخورد این مامورین حاکی از اینه که اونها هیچ شناختی از سید و همراهانشون نداشته اند و تنها بر اساس غرض ورزی و اهانت کردن به ایشون و یا جمع آوری اطلاعات از لبنان و افراد مقاومت اسلامی (با توجه به لبنانی بودن و ظاهری مبارز و انقلابی داشتن ) صورت گرفته توجیهات صد من یه غاز آقایون فقط نشون دهنده اینه که خواستار توجیه این رفتار و عملکردهای شرم آور و ننگین اینها هستند . حالا اگر هر توجیهی هم برای این کارشون داشته باشند مهم نیست اگر بخاطر سید حسن مشمول عنایات جناب مصطفی و همفکرانشون قرار گرفتم و اخطار دریافت کردم باعث افتخاره . اگر سید در این راهش مرارت ها دید ، دریافت یک اخطار چندان سخت نیست . اگه این دفاع دریافت اخطار داره جای خوشحالی داره . فکر نمیکردم مورد قبول حضرت حق باشه
  5. rasoolmr

    بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران!

    ضرب المثلی هست که همه اونو میدونند و میفهمند : کبوتر با کبوتر، باز با باز ..........کند همجنس با همجنس پرواز تو کی هستی توهین هست ؟ چرا ریش داری توهین هست ؟ چرا لباس روحانی داری توهین هست ؟ چرا مثل بقیه لاابالی و لاقید نیستی توهین هست؟ تو رو از بین همه مسافران به جرم ریش داشتن و عمامه داشتن بیرو میکشیم و مثل مجرم باهات رفتار میکنیم و در بین همه انگشت نمات میکنیم توهین هست؟ چرا لبنانی هستی توهین هست؟ چرا ایران اومدی توهین هست؟ دو روز بازداشتت میکنیم چون ریش داشتی و عمامه توهین هست؟ اگه تو هم ریشت رو میتراشیدی باهات برخورد نمیکردیم اگر گردنبند طلا داشتی تحویلت میگرفتم بجای بازداشت اگر عمامه نداشتی از نظر ما هیچ جای شک برانگیزی نبود اگر قیافه متدین نداشتی کسی بهت شک نمیکرد اگه همراهت زن بی حجاب و لاابالی بود کمترین جای شکی از نظر ما نداشتی اگر لبنانی نبودی و گمان نمیرفت که از اعضای مقاومت باشی کسی باهات کاری نداشت چه اطلاعاتی از لبنان داری؟ خدا وکیلی این توجیهات مسخره لازمه برای توجیه خیانت های یک عده ای که خیانتشون امروزه برای همه محرز هست؟ آیا فکر نمیکنید اگر مخاطب کلامتون دارای کمترین بهره هوشی هم باشه به این سخنان و توجیهات میخنده؟ کسانیکه چنین توجیهات مسخره ای رو برای توجیه خیانت یک عده افراد با سابقه و پرونده مشخص ارائه میکنن واقعا میتونند در پیشگاه خدا توجیهی برای اینکارشون داشته باشند و جواب سید رو بدن ؟ آیا با اینکارشون و همدلیشون در زمره همونها محشور نمیشن؟
  6. rasoolmr

    بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران!

    [quote][color=red]مسئول امنیتی فرودگاه که برای بازرسی ما ایستاده بود، گردن بند طلا به گردنش بود و ریشش را هم تراشیده بود. [/color]کسانی که بی‌حجاب بودند یا ریش‌شان را تراشیده بودند، به‌سادگی رد شدند؛ اما من را که با لباس روحانی بودم و چندنفر دیگر که ریش داشتند، در کناری نگه‌داشتند و اجازه‌ی رفتن ندادند . به همین ترتیب تا نیمه‌شب در فرودگاه معطّل شدیم. نیمه‌شب، ماشینی آمد و ما را به بازداشتگاهی برد. بازداشتگاه ما، ساختمانی مصادره‌ای بود که اتاق‌های کوچکی داشت. ما را داخل یکی از این اتاق‌ها حبس کردند. دو روز در آن‌جا در بازداشت بودم! شخصی آمد و چندساعت از من بازجویی کرد: ـ تو کی هستی؟ ـ در ایران قصد انجام چه کاری داری؟ ـ با چه کسی رابطه داری؟ و [color=red]درباره‌ی لبنان نیز بازجویی را شروع کرد[/color] و ... بعد از گذشت دو روز از بازداشتم که زیر نظر "اطلاعات نخست‌وزیری ایران" بود، بازجو به‌سادگی از من عذرخواهی کرد و آزاد شدم! [/quote] بله از نظر شما حتما هیچکاری اهانت نیست و شاید معتقد هستید بدتر از اینها رو باید انجام میدادند از نوع برخودشون با سایر مسافران و گیر دادن به یک عده خاص با ظواهر مشخص نیتشون هم برای هر کسی واضح هست (چرا برخی سعی دارن به شعور دیگران توهین کنند) ولی اگه کسی از ایرانیها در فرودگاه ها و مبادی ورودی انگشت نگاری کنه و هیچکار دیگه ای صورت ندن این در عرف ما اهانت محسوب میشه . اما بازداشت تحقیگونه و حبس این افراد در یک اتاق کوچک به جرم لباس روحانی پوشیدن و ریش داشتن و مانند مجرمان و متهمان در جلو انظار دیگر مسافران با اینها برخورد کردن و سپس جمع آوری اطلاعاتی که هیچ ربطی به وظیف مسئولان فرودگاه نداره حتما نشانه صداقت و بزرگواری و البته وظیفه شناسی هست ! ! ! ! ! ! ! اگر کسی وظیفه اش زیر نظر گرفتن اشخاصی خاص باشه اینجوری عمل میکنه ؟؟؟؟ آیا نشانه بلاهت نیست ؟؟؟؟ واقعا اینهمه به در و دیوار زدن و توجیهات خنده دار آوردن برای پاک کردن خیانت های واضح یک عده برای چی هست و چه لزومی داره؟؟؟؟؟ آیا غیر از این هست که صداقت شما رو در هرگونه ادعای دیگه ای زیر سوال میبره ؟؟؟؟؟
  7. rasoolmr

    بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران!

    بله واقعا هر کسی دیگه هم می بود با خصوصیات و طرز فکر و نوع خیانت این آقایون ، حتما با دیدن سید حسن و همراهان لبنانی بهشون شک میکرد و ایشون رو همینجور بجای برخورد محترمانه در مبدء ورودی کشور با اهانت بازداشت میکرد و سعی میکرد اطلاعات جمع آوری کنه . اگر غیر از این بود جای تعجب داشت بقولی : از کوزه همان برون تراود که دروست اگه کسی کمترین آشنایی با مباحث امنیتی داشته باشه میدونه اسم این کار فقط و فقط خیانت و خباثت و عقده گشایی هست نمیدونم واقعا این خائنین شناخته شده ارزشش رو داره که کسی خودش رو خرج اینها کنه ؟؟؟؟؟؟
  8. rasoolmr

    بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران!

    خبر رو دوباره مرور میکنیم : علت بازداشت سید و دیگر مسافران لبنانی از زبان خود ایشون : (علت بازداشت لبنانی بودن ، لباس روحانییت ، متدین بودن و ریش داشتن ) در ضمن نوع لباس و قیافه جالب و رفتاری مبتنی بر اعتقادات مسئولانی که کسانی سعی دارند اونها رو سربازان گمنام امام زمان بنامند : [quote][color=red]مسئول امنیتی فرودگاه که برای بازرسی ما ایستاده بود، گردن بند طلا به گردنش بود و ریشش را هم تراشیده بود. [/color]کسانی که بی‌حجاب بودند یا ریش‌شان را تراشیده بودند، به‌سادگی رد شدند؛ اما [color=red]من را که با لباس روحانی بودم و چندنفر دیگر که ریش داشتند[/color]، در کناری نگه‌داشتند و اجازه‌ی رفتن ندادند.... دو روز در آن‌جا در بازداشت بودم! شخصی آمد و چندساعت از من بازجویی کرد: ـ تو کی هستی؟ ـ در ایران قصد انجام چه کاری داری؟ ـ با چه کسی رابطه داری؟ و [color=red]درباره‌ی لبنان نیز بازجویی را شروع کرد[/color] و ... بعد از گذشت دو روز از بازداشتم که زیر نظر "اطلاعات نخست‌وزیری ایران" بود، بازجو به‌سادگی از من عذرخواهی کرد و آزاد شدم! [/quote] عجب پس سربازان کمنام امام زمان (عج) این شکلی هستند و چنین اعتقاداتی دارند و دوستان و دشمنان اونها هم اینجورین ! ! ! ! ! ! ! ! آدم های با تقوا و با ایمان از نظر برخی آقایون اینها هستند و عملکردشون اینجوریه ! ! ! ! ! ! مسئولین نظام هم از این قماش آدم ها هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر کسی به فرد فاسدی اشاره کرد و تذکری داد همه نظام و اسلام و انقلاب زیر سئوال میره و چون این فرد در این نظام تونسته بوده نفوذ کنه معصوم میشه و مصونیت داره در برابر هر فساد و جنایتی ؟؟؟؟؟؟؟ هر جا که خوشمون بیاد کلمات و مواضع امام خمینی (ره) و امام خامنه ای (ره) رو نقد کنیم و بگیم اشتباه کردن و هر جا که منفعتی برامون داشته باشه دیگران رو دعوت کنیم به پیروی از فرمایشات رهبری و تاکید کنیم بر لزوم رعایت تقوا (بخوانید سکوت) در برابر اقدامات خائنانه دشمنان انقلاب و امام و رهبری ؟؟؟؟؟؟ هر جا که پاش برسه متدینین و بسیجی ها و حزب الهی ها رو با انواع و اقسام اتهامات بنوازیم و با الفاظ و القاب زشت لگد مال کنیم و هر جا که بدیهی ترین خیانت ها بود دیگران رو منع کنیم از هرگونه اظهار نظر و دعوت به سکوت و دورکردن خائنین از اتهام ! ! ! ! ! ! جالبه که کسی با اهانت به دیگران و بی وجدان و کودک خواندن معترضین به خائنان در پی دعوت به تقواست و آنگاه که دعوت به تقوا میکنه زشت ترین الفاظ رو بکار میبره و معترضین به خیانت رو افرادی معرفی میکنه که[color=red] از دين، تنها پيشاني پينه بسته‌ي ناشي از سيب زميني مورد استفاده قرار مي‌دهند؛ نه بيشتر!!! [/color] این افرادی که گرفتنشون حرب اللهی بودن (هر گردی گردو نیست ) و عضو مقاومت اسلامی لبنان . و مقاومت اسلامی از سالها قبل در لبنان شکل گرفته بوده آیا اعتدال و دوری از افراط و تفریط به معنی مخلوط کردن حق و باطل و حمایت از خائنین و جانیان و نفوذیان رخنه کرده در ارکان نظام و توجیه رفتار و عملکرد خائنانه اینها هست عذر خواهی میکنم برادر aminmessi وقتی مشغول نوشتن بودم پست شما نبود و لذا ندیدم
  9. rasoolmr

    بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران!

    جالبه که برخی دوستان برای توجیه و پاک کردن خیانت و آبادانی دنیای افرادی منتسب به طیف فکری و یا اجرایی خاص ، ابایی ندارند که به صراحت به دیگران اهانت کنند و [color=red]بی وجدان و کودک[/color] بخوانند ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! بجای خائن و دشمن ملت و کسانیکه انواع و اقسام اتهامات و جنایات رنگین در پرونده شون هست ، معترضین به اونها مورد حمله و دشنام قرار بگیرند ! ! ! ! ! ! آیا اینها نسبتی با مقام معظم رهبری دارند که از ایشون برای این خائنین هزینه بشه ؟؟؟؟؟؟؟ آیا مقام معظم رهبری دستور و یا سفارش کرده اند که مجرمین و خائنین و جنایتکاران دارای مصونیت آهنین باشند و کسی اجازه نداشته باشه که حتی در مورد اونها کلامی بر زبان بیاره ! ! ! ! ! ! ! ! ! آیا این افراد همان دشمنان قسم خورده مقام معظم رهبری نیستند که بارها درصدد توطئه بر علیه ایشان برآمده و غائله ها و فتنه هایی رو راه انداختند! ! ! ! ! ! آیا اینها همونهایی نبودند که در فتنه 88 به جرم خیانت و توطئه براندازی دستگیر و محاکمه شده و صراحتا در پیشگاه مردم اعتراف کردند و تقاضای بخشش داشتند ؟؟؟؟؟ حتما اینها نشانه های ایمان و تقواست
  10. rasoolmr

    بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران!

    [quote][color=red]مسئول امنیتی فرودگاه که برای بازرسی ما ایستاده بود، گردن بند طلا به گردنش بود و ریشش را هم تراشیده بود. [/color]کسانی که بی‌حجاب بودند یا ریش‌شان را تراشیده بودند، به‌سادگی رد شدند؛ اما من را که با لباس روحانی بودم و چندنفر دیگر که ریش داشتند، در کناری نگه‌داشتند و اجازه‌ی رفتن ندادند.... دو روز در آن‌جا در بازداشت بودم! شخصی آمد و چندساعت از من بازجویی کرد: ـ تو کی هستی؟ ـ در ایران قصد انجام چه کاری داری؟ ـ با چه کسی رابطه داری؟ و [color=red]درباره‌ی لبنان نیز بازجویی را شروع کرد[/color] و ... بعد از گذشت دو روز از بازداشتم که زیر نظر "اطلاعات نخست‌وزیری ایران" بود، بازجو به‌سادگی از من عذرخواهی کرد و آزاد شدم! [/quote] چقدر این مامورین ظواهر ایمان و تقوا از سر و روشون می باریده بله با این فضای ترسیم شده از وضع و قیافه مامورین و عملکرد بازجوها ، واقعا هم اونها می باید فقط به یک روحانی و چند نفر که ظاهری حزب اللهی دارند و احتمال میره از افراد مقاومت اسلامی لبنان باشند مشکوک بشن و بعد درباره اوضاع لبنان از اونها بازجویی کنن و اطلاعات جمع آوری کنن گویا اینها بازجویان اسرائیلی هستند که به افراد با ظاهر افراد متعلق به مقاومت اسلامی مشکوک باید بشن و اونها رو با اهانت بارترین وجه از بقیه جدا کنند و دو روز حبس کنند و بعد و درباره اوضاع لبنان از اونها بازجویی کنند و اطلاعات جمع آوری کنند دعوت به تقوای در گفتار از سوی کسانیکه همیشه با اندک بهانه ای بسیجی ها و حزب اللهی ها رو به نفع انگلستان و افراد لاابالی و ... با انواع و اقسام اتهامات ریز و درشت می نوازند در نوع خودش جالب توجهه . تقوای در گفتار در اینجا اینه که از مظلوم حمایت بشه نه اینکه عملکرد اشتباه و خائنانه افراد مسئولی که اقسام اتهامات بی پاسخ و رسیدگی نشده جنایات در پرونده شون وجود داره توجیه بشه
  11. rasoolmr

    بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران!

    از منافقانی که پرونده شون در مورد انفجار8 شهریور و شهادت رجایی و باهنر هنوز مفتوح هست و سابقه زیر آب کردن سر افراد کلیدی رو دارند جز این انتظاری نمیره واقعا سید ذخیره الهی بود برای روزهای سخت اگه اینها آشنایی کاملی نسبت به سید حسن داشتند و یا خبر از آینده و یا اگه حتی اندکی حدس میزدند ، احتمالا سید هرگز زنده از بازداشت بیرون نمیومد و بعدش لابد میگفتند سید خودش خودکشی کرده تف به ذات .......
  12. [quote] فکر نمیکنم زیاد منطقی باشه کسی چون طرفدار مخالفان است و مخالف دولت سوریه است صرف اینکه تلوزیون سوریه یا فارس این خبر را نقل کرده آن رد کند و حتی احتمال صحت آن را با وجود برخی تروریستها( که داره جدی جدی زیاد میشه)در جمع مخالفان سوریه ندهد آنهم پس از فتواهای روحانیون وهابی در حلال بودن قتل کودکان و تجاوز به زنان علوی - لابد چون این خبرها هم چون خیلی غیر طبیعیه و غیر منطقیه( با توجه به تئوری توطئه خود سوریه) و کلا بعیده سریع تو ذهن این عزیزان delete میشه دیگه - مثل همون قضیه فتوا[/quote] برادر عزیز این اشتباه است که بخواهیم و یا سعی کنیم نظر مخالفین رو بدست بیاریم و یا دلشون رو متوجه حقیقتی کنیم که دانسته مخالفش هستند . کسی که خودخواسته می خواد حقیقت رو نبینه شما هر چقدر که شواهد رو در جلو دیدگانشون ردیف کنید انکار خواهد کرد چون مشکل اینها عدم درک یا ندانستن حقیقت نیست بلکه منظورشون بدست اومدن مکنوناتی است که به زبان نمیارن ولی آرزوش رو دارن . از طرفی اشتباه دیگه اینه که ما و شما برای اینکه مقداری اونها رو همراه کنیم مدام داریم از اونچه حق میدونیم عقب نشینی میکنیم و به باج دادن و همراهی با اونها برای یافتن وجه مشترک با اونها و همراهی نسبی اندک اونها افتادیم و اونها هم ناز کردن و امیدوار شدن برای تقلب در حقیقت و جذب افراد دیگه نسبت به افکارشون . دقیقا مثل آشوبگران در فتنه 88 که ما می خواستیم با اونها بحث منطقی داشته باشیم ولی هرگز موفق نمی شدیم چون اونها اصالتا در پی حقیقت نبودند بلکه منظورشون فقط و فقط سرنگونی نظام و رهبری بود و انتخابات رو بهانه کرده بودند و بهیچ صراطی هم مستقیم نبودند . در آخر هم این ملت بود که طومار ننگینشون رو درهم پیچید و به غائله شون خاتمه داد . اصلا چه لزومی داره که اونها همراه بشن وقتی که طالب حقیقت نیستند بلکه بدنبال اغراض و مقاصد دیگه ای هستند و در این راه از وارونه کردن همه حقایق حتی تاریخ هم ایایی ندارند؟ وقتی چیزی واقعیت هست ، این واقعیت خودش رو تحمیل خواهد کرد چه خوششون بیاد و چه بدشون بیاد . و این هیچ نیازی به ناز کشیدن از این افراد و یا عقب نشینی نداره . بقول قرآن ( لا اعبد ما تعبدون ولا انتم عابدون ما اعبد . لکم دینکم و لی دین )
  13. رادیو رژیم صهیونیستی گزارش داد که "آویگدور لیبرمن" در نشست کمیسیون امور خارجه و امنیت کنست(پارلمان) این رژیم گفت که نظام سوریه بسیار با ثبات‌تر از آن چیزی است که سازمان‌های اطلاعاتی تصور می‌کنند. لیبرمن همچنین تصریح کرد که "بشار اسد" هرگز بدون حمایت ایران نمی‌تواند در قدرت باقی بماند. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910318000354 بر خلاف نظر برادر واریور من اعتقاد دارم که درگیریها و اقدامات خرابکارانه و تروریستی نمیتونه تا بی نهایت ادامه پیدا کنه و یا منجر به ایجاد جنگ منطقه ای بر ضد سوریه بشه ما خودمون هم در ابتدای انقلاب که مواجه با حملات تروریستی منافقین و سایر گروهکها شدیم که شدتش کمتر از حال فعلی سوریه بود ، ولی تقریبا دوسال طول کشید تا تونستیم این غائله های تروریستی رو سرکوب کنیم . بنا بر این گذشت یکسال و انتظار سرکوب اقدامات تروریستی سوریه بنظر مدت مناسب و کافی نیست . اما اونچه که صحنه سوریه رو از افغانستان و عراق در زمینه اقدامات تروریستی متمایز میکنه بنظر من دو چیز هست . یکی اینکه سوریه اشغال نظامی نشده و کشوری مانند آمریکا و سازمان نظامی ناتو حضور آشکار و پر رنگی در خاک سوریه ندارند ، و دومی وجود دولت مرکزی با ثبات و ارتش و سازمانهای اطلاعاتی وفادار به حکومت سوریه هست . امروز داشتم مصاحبه یکی از نمایندگان منتخب مجلس سوریه رو میدیدم . از زاویه روانشناسانه برام جالب بود . اگر یک حکومت واقعا متزلزل باشه این تزلزل رو میشه کاملا در چهره سیاستمداران و نحوه صحبت کردن همراه با احتیاط و از سر ترسشون مشاهده کرد ولی اونچه که در مورد سیاستمداران سوری دیده میشه اینه که ترس خاص یا اظهارات محتاطانه و ترس در اونها دیده نمیشه . بر خلاف معارضین که حالت چهره اونها و نوع بیان و اظهارات و حتی کارهای تبلیغی بر علیه دولتشون حاکی از نوعی شتابزدگی و از روی هیجان و خشم و التماس برای ایجاد حس ترحم در افکار عمومی بین المللی و نوعی نشاندادن دست خالی شون در گفتمان و استدلالات قانع کننده هست و فقط میگن باید دولت و شخص بشار ساقط بشه همین البته با توجه به اخباری که از داخل سوریه حکایت میکنه و بیان مشاهدات برخی شاهدان از وضعیت داخل سوریه ، اونچه که بنظ میرسه اینه که صحنه داخل سوریه با اوچه که در خارج از سوریه و توسط خبرگزاریهای مخالف و دشمن سوریه بیان میشه بسیار متفاوت هست بعنوان مثال مشاهدات عینی مستندساز ایرانی از حوادث سوریه رو ذکر میکنم که دارای مطالب جالبی هم هست : ................................... بیداری اسلامی که جرقه‌اش از تونس و با مرگ نوجوانی دست‌فروش زده شد، در مسیری ناباورانه، شعله‌اش دامن دیکتاتور تونس را گرفت و تخت قدرت قذافی و مبارک را به آتش کشید. حال بحث داغ بسیاری از رسانه‌های غربی انعکاس اخبار درگیری و تظاهرات شدید روسیه و انتساب آن به براندازی حکومت بشار اسد است، اما اینکه این مانور خبری، چه میزان حقایق رویدادهای اخیر سوریه را بیان می‌کند، سوالی است که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است. بر همین اساس به سراغ مستندات، از زبان یک مستندساز رفتیم و با [color=darkblue]سهیل کریمی که مدتی است ساخت مستند «فتنه شام» را برای بیان حقایق جاری در سوریه آغاز کرده[/color]، به گفت‌وگو نشستیم. وی که به تازگی از سفر دو ماهه‌اش از سوریه بازگشته، حرف‌های شنیدنی زیادی برای گفتن داشت. [color=darkblue]روایت عینی این مستندساز از تازه‌ترین وقایع جاری در سوریه در گفت‌وگو با فارس از نظر می‌گذرد[/color]: با تجهیزات کامل و بدون مشکل وارد سوریه شدیم * با توجه به تحولات بسیاری که امروز در منطقه وجود دارد، چرا شما سوریه را برای ساخت مستند انتخاب کردید؟ - کارهایی که قصد دارم انجام دهم به سوریه ختم نمی‌شود و ان‌شاالله در آینده موضوعات دیگر را هم پیگیری می‌کنم ولی باید بگویم که موضوع سوریه از باقی تحولات متفاوت‌تر است. می‌گویند در آنجا مردم کشتار می‌شوند و درگیری‌های هر روزه سوریه را تبدیل به میدان جنگ کرده. ضمن اینکه غربی‌ها پیگیر ماجرای سوریه هستند و می‌گویند باید در این کشور دموکراسی برقرار شود. این‌ها چیزهایی بود که رسانه‌های آن‌ها می‌گفتند. با توجه به همه این موارد به علاوه پیشنهاد برخی دوستان، طرحی را با نام «فتنه شام» آماده کردم. بر همین اساس با کشور سوریه هماهنگی‌ها را انجام دادم و برنامه‌ریزی‌ها شکل گرفت. بعد از پیگیری‌های اولیه در سوریه و ایران و سه روز معطلی در راهرو‌های وزارت خارجه به دفتر «آقای شمقدری» رئیس سازمان سینمایی مراجعه کردم. حقیقتاً ما هیچ‌گاه پشت در اتاق ایشان معطل نماندیم. همیشه پاسخگو بودند و این بار نیز نام‌های تحت عنوان معرفی‌نامه برای وزارت امور خارجه نوشتند. * این مستند از کجا حمایت شد؟ این کار ابتدا به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ارائه شد ولی به دلیل پروژه‌های دیگری که با این مرکز داشتم، «فتنه شام» در این مرکز دنبال نشد. پس از آن دوستان زیادی وعده دادند که طرح را ارائه دهید، ما پای کار هستیم، اما سراغ هر فرد یا نهادی رفتیم، نشانی از عمل به این وعده‌ها ندیدم. * پس از طی این مراحل، زمانی که به سوریه رسیدید مشاهدات‌تان از اخبار ناامنی و درگیری و کشتار چگونه بود؟ - در ابتدا تصور می‌کردم به دلیل همراه داشتن تجهیزات فیلمسازی در فرودگاه از ورودمان جلوگیری می‌شود، اما هیچ مشکلی پیش نیامد و ما به راحتی با وسایل فیلمسازی وارد دمشق شدیم. پس از ورود به سوریه، خانم «سلوم» مسئول دفتر نمایندگی شبکه جهانی «الفرات» و دوستان سوری ایشان در یک دفتر رسانه‌ای هر کاری که ممکن بود برای کمک به ما انجام می‌دادند. در ابتدا قرار بود آقای احمد ابراهیم، خبرنگار فلسطینی، راوی مستند «فتنه شام» باشد اما او در غزه درگیر بود و برای رسیدن به گروه یک هفته از من فرصت خواست. در نهایت آقای «وائل حسن» را به دلیل داشتن لهجه عربی بسیار فصیح و صدای رسا -علیرغم جوان نبودن- انتخاب کردم. در ضمن وی علی‌رغم عضویت در حزب بعث سوریه، جزو منتقدان این حزب و خبرنگاری بسیار جسور بود که به دلیل انتقاد از فساد در حزب متبوع خود، وی را از آن مجموعه اخراج کرده بودند و به خاطر داشتن همین شرایط، برای کار ما مناسب بود. پس از آن برای اقامت در میدان «المرجه» اتاقی را با هزینه هر شب اقامت 85 دلار اجاره کردیم. اما با وجود اینکه این میدان و هتل‌های آن، محلی توریستی بود، در 6 طبقه ساختمان محل اقامت ما آب و برق قطع بود. * این نبود آب و برق در ساعت‌های طولانی روز فراگیر بود؟ - بله، به دلیل اینکه ارتش حر (تشکیلاتی مسلحانه و تروریستی که علیه دولت سوریه مبارزه می‌کند) نیروگاه‌ها را منفجر می‌کند، این قطعی برق و آب در شبانه‌روز در آبادترین منطقه که شهر دمشق بود، به مدت 7 تا 8 ساعت ادامه داشت. «دمشق» از تهران پر جنب و جوش‌تر است * در دمشق چه دیدید؟ - ما داخل دمشق رفتیم، نکته قابل توجه برای من این بود که دمشق از تهران پر جنب و جوش‌تر بود. مردم زندگی خود را داشتند، به دانشگاه می‌رفتند و به طور کلی زندگی در جریان بود. ادارات، کارخانجات، همه و همه به فعالیت‌های روزمره خود ادامه می‌دادند. اما در مناطقی که از دمشق دور بود به دلیل حملات جیش حر افراد دچار برخی صدمات می‌شدند. قبلا و در سفر به پاراچنار من در شهرهای مختلف پاکستان می‌دیدم که هر 20 تا 30 متر یک ایست بازرسی وجود داشت، اما از فرودگاه بین‌المللی تا شهر دمشق فقط یک ایست بازرسی بود و همه چیز خیلی عادی بود و ما اثری از جنگ و کشتار ندیدیم. ضمن اینکه در همان روزها در میدان «سبع البحرات» تجمعی از طرفداران دولت سوریه بود. البته راهپیمایی آن‌ها متفاوت و خیلی شاد و بیشتر شبیه جشن و پایکوبی بود! * سفرتان در دمشق چند روز طول کشید؟ پس از آن به کجا رفتید؟ ـ هفت روز در دمشق ماندم. با خواص آنجا از جمله سیاسیون، استادان دانشگاه، هنرمند تئاتر و حتی معترض‌ها مصاحبه گرفتم، اما پس از آن در هماهنگی مصاحبه تخمین زدم و دیدم ممکن است با توجه به وقت گفت‌وگو، وقفه کلی در جریان تهیه مصاحبه‌ها اتفاق بیفتد. من گروه را جمع کردم و برای اینکه زمان به بطالت نگذرد با دوستانمان در بیروت تماس گرفتم و پس از اطمینان برای هماهنگی در آن جا برای مصاحبه به لبنان رفتیم. در 5 روز اقامت در لبنان شخصیت‌های خاصی را برای مصاحبه پیدا کردم و دوباره به دمشق بازگشتم و در این بازگشت موفق به گفت‌وگو با افراد معارض مانند «حسن عبدالعظیم» رئیس شورای هماهنگی مخالفان دولت سوریه شدم. البته این مصاحبه‌ها را با همکاری خانم سلوم و دیگر دوستان سوری هماهنگ میکردیم. طیف‌های مختلف معارضان در سوریه نکته جالب این بود که افراد معارض در رویکردها و انواع مختلف وجود داشتند. به عنوان مثال در بین این افراد گروهی از جوانان بودند که آغازگر اولین مبارزات و اعتراضات علیه حکومت سوریه بوده و اولین راهپیماییها توسط این افراد شکل گرفته بود و بعضا بازداشت یا زندانی شده بودند. یکی از سران این گروه آقای عروه غنوم بود؛ جوانی پر جنب و جوش و خوش‌فکر که جلوی دوربین ما هم آمد. پدر عروه نماینده مجلس است. نماینده‌ای مستقل که نه موافق حکومت است نه طرفدار مخالفان حکومت ولی منتقد معروفی است و در عین حال مبارز علیه فساد است. در بین نماینده‌ها، فردی به اسم «خالد عبّود» را یافتیم که بسیار تندرو و مبارز علیه فساد حکومتی است. وی انسان روشن و آگاهی بود که بیشتر از دو ساعت مصاحبه با ایشان طول کشید. در مصاحبه با جوانان مخالف به چیزهای جدیدی رسیدیم. عروه غنّوم می‌گفت: «ما به حکومت به دلیل برخی اجحافات و فساد اقتصادی و اداری انتقاد داشتیم و داریم، و زمانی که با دوستانمان این مبارزه را شروع کردیم قرار بود آن قدر بایستیم تا کشته شویم، اما دیگر مخالفان حکومت که با ما شروع کردند رفتند و عمله قطر و سعودی شدند. اما ما افراد مستقلی بودیم که برای آبادی کشورمان مبارزه می‌کردیم. نه برای آبادی قطر یا سعودی. ولی حالا با توجه به اصلاحاتی که در حکومت سوریه در این چند ماه گذشته شکل گرفته، همگی به این نتیجه رسیدیم که عمده خواسته‌های ما اجابت شده و حالا از منظر ما رئیس بشار جای حق نشسته است و آنانی که داعیه مبارزه با ظلم را دارند خود پرچمدار ظلم شده‌اند و عمله دشمن خارجی. پس ما هم در کنار حکومت سوریه (علی‌رغم مبارزه علیه فساد) خواهیم ماند و با دشمنان این حکومت خواهیم جنگید. رضایت نسبی مخالفان بشار اسد از وی * نظر کلی این مبارزان درباره بشار اسد چه بود؟ - عروه غنوم و بسیاری از دوستانش معتقد بودند ما به بسیاری از خواسته‌هایی که از اول مطالبه می‌کردیم، رسیدیم. ما مملکت آزاد و حزب می‌خواستیم. الان 29 حزب در سوریه داریم. همان کشوری که سال‌های سال تک حزبی بود. ما در چند ماه اخیر دو انتخابات را از سر گذراندیم (رفراندوم و انتخابات مجلس). * ممکن است بگویند این انتخابات‌ها سفارشی بوده... - اگر چنین بود چطور برخی مخالفان حکومت که به مبارزه مدنی قائل بودند به عنوان کاندیدا معرفی شدند؟! گرچه برخی از افراد نیز با دیدگاه شما مبنی بر سفارشی بودن انتخابات اقدام به تحریم انتخابات کردند اما فردی مانند زهیر غنوم که از مخالفان و منتقدان دولت بود در انتخابات شرکت کرد و رأی هم آورد. * برگزاری این انتخابات در تغییر فضای سوریه چه تأثیری داشت؟ - مخالفان حَربی دنبال برگزاری انتخابات نبودند، مگر کسی که خواهان دموکراسی است آدم می‌کشد؟ البته همین مخالفان دولت سوریه، هم‌اکنون معتقدند رئیس بشار در حال مقدمه‌چینی خواسته‌های آنان است و به طور کلی مشکل آن‌ها نخست وزیر انتخاب شده توسط دولت، یا فسادهای اتفاق افتاده در دولت نه نفی کامل حکومت. ماجرای شیخ سلفی که به شرطش عمل نکرد * پس از آن به کجا رفتید؟ - تلاش ما بر این بود که به شهرهای ملتهب مانند درعا، حمص، ادلب و... برویم. البته می‌گفتند درگیری در شهرهای درعا و حمص بسیار وخیم‌تر است. در حقیقت شنیده‌های ما از تبلیغات جهانی مبنی بر این بود که دو شهر درعا و حمص سقوط کرده و اکنون در دست مخالفان است. در این شرایط فردی به اسم عرعور مستقر در سعودی که اخراجی ارتش سوریه بود پس از حدود 10 سال که از دیده‌ها پنهان شده بود با عنوان یک شیخ سلفی در شبکه‌های تلویزیونی سعودی ظاهر شد و گفت: آقای بشار که ادعا دارد دو شهر درعا و حمص سقوط نکرده اگر جرات دارد به منطقه «بابا عمرو» بیاید. اگر بشار به آنجا بیاید من تمام ریش‌هایم را می‌تراشم! جالب اینکه چند روز بعد بشار اسد در مقابل بسیاری از دوربین‌های خبری بین‌المللی در «بابا عمرو» بود! * شیخ عرعور ریش‌هایش را زد؟ - نه! ولی این مساله نشان داد که این شهرها سقوط نکرده بودند. * چطور به حمص رفتید؟ -به ما گفتند حمص ناامن است و در مسیر آنجا، خطر حمله 50 گروه مسلح وجود دارد. ما پدری روحانی به نام «پدر رافی» یکی از رهبران دینی مذهب کاتولیک را دیدیم که اتوموبیلش را در راه حمص کاملا به گلوله بسته بودند و این نشان دهنده این بود که جاده منتهی به حمص کاملا ناامن است. * ایرانی بودن شما، ورود به مناطق پرتنش را مشکل‌تر نمی‌کرد؟ - چرا، این جماعت مثل موارد قبل که مهندسان و زوار ایرانی را ربوده بودند به دنبال بهانه بودند که ایرانی‌ها را دستگیر کنند. * با این شرایط، از اینکه به مناطقی چون حمص بروید، نمی‌ترسیدید؟ ـ ترس که خیر. در همان زمان با فردی آشنا شدیم که به شوخی به او زاپاتا می‌گفتیم! وی حاضر شد ما را به حمص ببرد. اما دولت گفت این کار غیر قانونی است و اگر بدون هماهنگی بروید هم تو را می‌زنیم هم راهنمایت را! البته رفتن به شهر حمص را باید سفارت ایران در سوریه و دولت سوریه پیگیری می‌کرد. آن‌ها هم می‌گفتند تلاش خود را می‌کنیم اما دست ما برای کمک بسته است. در این سفر البته مسئولان سوری به ما کمک زیادی کردند مثلا خانم عبیر معاونت امور رسانه‌ای وزارت اعلام به ما می‌گفت «درِ اتاق من همیشه به روی شما خبرنگاران باز است» و حقیقتاً هم همین طور بود و با وجود محدودیت‌ها، مجوزهای چند روزه برای فعالیت‌هایمان صادر می‌کرد. * در خصوص ورود به شهر حمص خانم عبیر توانست کمکی کند؟ - او گفت من مجوز ورود را به شما می‌دهم. اما باید مجموعه امنیتی موافقت خود را برای همراهی شما اعلام کنند و چون آن‌ها نمیتوانند امنیت را در جاده تأمین کنند پس نمی‌توانید به حمص بروید. البته خانم نغم فیاض فرمانده قوای نسور الاسد (عقاب‌های اسد) هم در این باره تلاش زیادی کرد. عمار اسماعیل؛ معاون نغم فیاض هم وعده کمک برای ورود به حمص را به ما داد. درعا؛ جایی که معروف است اول میکشند بعد سوال میپرسند! * بالاخره به حمص نرفتید؟ ـ ابتدا شرایط رفتن به شهر درعا فراهم شد، اما قبل از آن به استان سویدا که مرکز دروزی‌ها است، رفتم. با شیخ حکمت هجری رهبر دروزی‌ها و بعد شیوخ دیگر مانند عقل دوم و عقل سوم و امام جماعت مقام حضرت مقداد مصاحبه داشتم. کل مردم این استان کاملا مدافع حکومت سوریه‌اند. دروزی‌ها مانند علوی‌ها عموما لائیک هستند. پایه حکومت ترکیه هم علوی‌هایی هستند که آتاترک را تقویت کردند و علیه عثمانی جنگیدند. در عین حال از نظر فقهی علوی‌ها طبق فتوای امام (ره) جزو فرق شیعیان محسوب می‌شوند، اما دروزی‌ها فرقه ای انشعابی از شیعیان اسماعیلیه است که فاصله زیادی با احکام اسلام دارند. مثلا در آن ذبح اسلامی وجود ندارد افراد در 40 سالگی به سن تکلیف میرسند و چیزهایی دیگر. یعنی شما به هیچ عنوان در هیچ شهری از استان سویدا زن با حجاب نمی‌بینید. دقیقا استان درعا که هم جوار سویداست دارای شرایط کاملا متفاوت است و در شهرهای این استان یک زن بی‌حجاب نمی‌بینید. ولی هم دروزی‌ها و هم علوی‌ها بسیار آدم‌های استکبار‌ستیزی هستند و در مقابل ظلم داخلی و خارجی هیچ‌گاه کوتاه نمی‌آیند. با همه این تفاسیر بالاخره به درعا رسیدیم. البته با هماهنگی خانم سلوم و خانم فیاض و خانم عبیر، به ما گفته بودند که برخورد معارضین در درعا بسیار خشن خواهد بود. معروف بود که اول کتک می‌زنند یا حتی می‌کشند و بعد می‌پرسیدند برای چه آمدهای و کجا میروی؟! * بنابراین درعا شهر ناامنی بود؟ ـ ما به طور کلی هر جا اراده کردیم، رفتیم. از بازار عکس و تصویر گرفتیم، با مردم مصاحبه کردیم، از مناظر خوب و بد عکاسی کردیم. در آنجا فردی که مخالف حکومت بود جلوی دوربین ما آمد و گفت دادگستری را ارتش حر آتش نزده بلکه آتش‌سوزی کار حکومت سوریه است در صورتی که شواهد چیز دیگری را نشان می‌داد. یعنی افراد آزادانه اظهار نظر می‌کردند و ما هم آزادانه مصاحبه می‌گرفتیم. البته شهر حالت نیمه نظامی هم داشت. در آنجا سر چهارراه‌ها برخی افراد نظامی برای تأمین امنیت ایستاده بودند. ارتش حر ساختمان تلویزیون درعا را نابود کرده بود. کاخ دادگستری که در آن عموما افراد مسأله‌دار پرونده داشتند را به آتش کشیده و به زندان‌ها حمله کرده بودند. من مدام از همانجا عکس‌های دستیارم حسین شیرالی را از طریق فیسبوک منتشر می‌کردم. * شبکه اینترنت چطور؟ آن را هم قطع کرده بودند؟ - خیر، شبکه اینترنت وصل بود. درک این افراد از شرایط به همین میزان بود که فکر می‌کردند اگر ساختمان تلویزیون را آتش بزنند دیگر خبری مخابره نمی‌شود! در هر صورت به درعا رفتیم. درعا، منطقه‌ای کاملا سنی‌نشین است. در 2 کیلومتری مرکز استان درعا مرز اردن و سوریه قرار دارد و این مرز به جهت رفت و آمد عشایر دو طرف این مرز، همیشه آزاد و باز است اما حکومت کنترل لازم را دارد. در این منطقه تونل‌هایی وجود دارد که مدت‌ها قبل از این ماجراها حفر شده بود و بیمارستان‌های صحرایی مجهز در آنجا وجود داشت که استتار شده بودند. این شرایط نشان دهنده این است که مدت‌ها قبل از وقوع بیداری اسلامی تصمیم داشتند که جریاناتی را در سوریه شروع کنند و از مدت‌ها پیش آن را پیش‌بینی کرده بودند، اما سرعت تحولات به قدری بالا بود که در عمل انجام شده قرار گرفتند و در جریانات بیداری اسلامی غافلگیر شدند. در نتیجه دست به اسلحه بردند. تصورشان هم این بود که به سرعت حکومت ساقط می‌شود. البته درعا و حمص چند روزی سقوط کرد اما دوباره اوضاع به حالت اول بازگشت و الان فقط انفجارها و درگیرها وجود دارد. با اعلام آتش بس از سوی دولت سوریه انفجارها بیشتر شد البته بارها حکومت آتش‌بس اعلام کرد اما به محض اعلام آتش‌بس تعداد انفجارها بیشتر می‌شد و بلافاصله بیانیه می‌دادند که مسئولیت انفجارها را برعهده می‌گیریم. حتی مجموعه ناظران سازمان ملل که به حمص و درعا آمده بود هم از این حملات در امان نبود. به طوری که چند نفر از آن‌ها کشته شده و به رگبار بسته شدند. همانطور که در اخبار هم مشاهده کردید سازمان ملل گروه‌های مخالف را برای بمب‌گذاری، کشتار و ترور و آدمربایی محکوم کردند اما علی‌رغم همه پیش‌بینی‌ها و برنامه‌های از پیش تعیین شده، علیه حکومت سوریه اظهار نظر خاصی نکردند. این در حالی است که تمام این ماجراها ساخته و پرداخته قطر، عربستان و دولت‌های غربی و آمریکا و ... بود. بنابراین به هر اقدامی دست زدند که حکومت را محکوم کنند که البته نشد. * پس در «درعا» تظاهرات گسترده نبود؟ ـ خیر، راهپیمایی وجود ندارد و در دانشگاه‌ها باز بود. بیلبوردهای بسیار بزرگ در تائید حکومت سوریه و بشار اسد وجود داشت. در حالی که در جایی که هر روز تظاهرات باشد اولین خرابی‌ها آتش گرفتن این بیلبوردهای تبلیغاتی خواهد بود. * با استاندار درعا هم صحبت کردید؟ ـ بله استاندار به ما گفت، شما در امنیت کامل هستید. در ضمن ما از خیلی‌ها پرسیدم که الان شهر شما دست مخالفان است و آن‌ها این گفته را تکذیب کرده و تنها می‌گفتند یک عده انسان وابسته آمدند و زندگی ما را به هم زدند. این افراد همه وابسته به آل ثانی هستند و از کشورهای عربستان و لیبی و مصر و ... به سوریه آمدند و می‌جنگند. این‌ها بیرون آموزش می‌بینند و به سوریه می‌آیند. مثلاً در یک روز 5 انفجار در دمشق اتفاق افتاد و مسئولان دمشقی در تحلیل علت این انفجارها به ما می گفتند که وقتی انفجارها زیاد می‌شود قرار است توجه‌ها به سمت این اتفاق معطوف شده و اقدام پنهانی دیگری انجام شود. به عنوان مثال ما در دومین انفجار پشت سرهم، افرادی که قایق سلاح قاچاق را از ترکیه به داخل سوریه می‌بردند را دستگیر کردیم. سوری‌ها ترکیه را عامل آمریکا و اسراییل می‌دانستند * موضع‌گیری مخالفان نسبت به کشور ترکیه چگونه بود؟ ـ دقیقا همان موضعی که نسبت به قطر و عربستان داشتند. در حقیقت قطر، عربستان و ترکیه عامل‌های آمریکا و اسرائیل می‌دانند. اقدام جالب سوری‌ها در اطلاع‌رسانی حوادث در سوریه اقدام جالبی انجام می‌شود که ما در مقابل آن بسیار عقب‌تر هستیم. سوریه 3 شبکه تلویزیونی بسیار فعال به نام‌های سوریه، الاخباریه و الدنیا دارد. این شبکه‌ها بدون اغراق، سخت مشغول روشنگری هستند. مثلاً اگر در القزاز در ریف دمشق انفجاری رخ می‌داد که به فرض من 40، 50 دقیقه بعد از وقوع، آنجا بودم، شبکه الدنیا، 10 دقیقه بعد با تمام امکانات SNG و سیستم‌های پخش مستقیم آنجا بود و به صورت مستقیم آن را پخش می‌کرد. یعنی انفجار که اتفاق افتاده بود و هنوز آتش خاموش نشده و بیش از صد جنازه در آنجا تکه تکه شده یا در حال جزغاله شدن بود، بلافاصله تصاویر آن پخش می‌شد و اطلاع‌رسانی دقیق و سریع بود. بنابراین شبکه‌های داخلی سوریه به دنبال وقوع اتفاق، سریعا در محل حاضر می‌شدند و به صورت زنده اطلاع‌رسانی می‌کردند، یعنی قبل از اینکه دشمن بخواهد اطلاع‌رسانی کند خبر را مستقیما با مخاطب در میان می‌گذاشتند. قصوری که سازمان صدا و سیمای ما در فتنه 88 مرتکب شد این‌ها به هیچ وجه انجام ندادند. یعنی صدا و سیما منتظر بود ببیند که BBC و VOA چه می‌گویند و بعد بیاید دفاع کند اما در سوریه افرادی که کشته شده بودند را همان زمان در تلویزیون نشان می‌دادند. تا جایی که پدری در تلویزیون خودروی پسرش را دیده بود که منفجر شده و زود خود را به محل رسانده بود و به دنبال پسرش می‌گشت. به این میزان اخبار زنده و موثق بود. دوباره به لبنان رفتیم * خبرنگار خارجی هم آنجا بود؟ ـ بله خبرنگارهای خارجی زیاد بودند، اما ما با آن‌ها ارتباطی نگرفتیم. * بعد از درعا به کجا رفتید؟ - پس از درعا، بلافاصله به لبنان رفتم و به مدت 8 روز باز در آنجا ماندم و بسیاری از افرادی که فکر نمی‌کردم به آن‌ها دسترسی پیدا کنم مثل امیل لحود و شیخ ماهر حمود و ژنرال امین حطیط را هم پیدا کردم. حتی تلاش زیادی کردم به ملاقات آقای سلیم الحوص نیز بروم اما ایشان به خاطر کهولت سن به اندازه چند ثانیه هم نمی‌توانست صحبت کند. * بعد از لبنان، باز هم به سوریه برگشتید؟ - بله برای کارهای تکمیلی به سوریه رفتیم. البته دو بار هم با شیخ احمد بدرالدین حسون رهبر معنوی و مفتی اعظم سوریه دیدار و گفت‌و‌گو داشتم اما در آخر موفق نشدم به حمص بروم. شیخ حسون رهبر دینی سوریه و محب اهل بیت بود. وی سال گذشته در سخنرانی مشهورش خطبه‌ای درباره عاشورا خواند (که همین الآن در اینترنت هم موجود است) و همین عامل باعث شد پسر جوان وی که در حلب دانشجو بود اخیرا توسط تکفیری‌ها و مخالفان حکومت سوریه ترور شده به شهادت برسد. از تظاهرات‌های 2 دقیقه‌ای تا بازسازی تجمع ضد بشار در قطر * آنچه در سوریه دیدید چقدر مطابق با تبلیغات رسانه‌های جهان بود؟ - ببینید درگیری‌ها وجود داشت اما تظاهرات به آن شکل خاص و تعریف شده نبود مثلا در «ریف» اگر تظاهرات می‌شود ظرف مدت 2 دقیقه 50 نفر به خیابان‌ها می‌آیند و شعار می‌دهند و بعد از آن هم پراکنده می‌شوند و اسم این حرکت را تظاهرات می‌گذراند. آن‌ها (رسانه‌های عربی و غربی) همین حضور چند دقیقه‌ای این 50 نفر را از زوایای مختلف و با موبایل فیلمبرداری می‌کنند و به نام تظاهرات گسترده در نقاط مختلف سوریه جا می‌زنند و جالب اینکه این گاف‌ها را شبکه‌های سوری خوب نمایش می‌دهند. نکته دیگر اینکه شبکه‌های خود سوریه در برنامه‌های روشنگرانه و افشاکننده‌شان با سند و مدارک غیر قابل خدشه ثابت کردند نمایی که به عنوان محل اعتراض مخالفان سوریه به نمایش درآمده در اصل لوکیشنی واقع در دوحه پایتخت قطر است! در حقیقت در قطر راهپیمایی علیه بشار را صحنه‌سازی کرده بودند. افشاگری رسانه‌های سوری مثل شبکه خصوصی الدنیا به قدری تاثیرگذار بود که در بسیاری از نقاط شهرهای مهم، شعار «شکرا الدنیا» بر روی در و دیوار و راهپیمایی‌های مردمی دیده و شنیده می‌شد. البته اشکال کار این است که این شبکه برد داخلی دارد و افراد خارج از سوریه آنچنان که باید از این افشاگری‌ها مطلع نمی‌شوند. ارتش حر در تماس با ما خواهان مصاحبه شدند اما یک نکته جالب اینکه از طرف جیش حر و به واسطه یکی از دوستان سوری با ما تماس گرفتند و اعلام آمادگی برای مصاحبه کردند. * ارتش حر از کجا مطلع شده بود که شما در سوریه هستید؟ - شبکه سوریه با بنده مصاحبه کرد و قرار بود پس از خروج‌مان از سوریه آن را پخش کند، اما بعد از ظهر همان روز مصاحبه پخش شد و روزنامه های سوری نیز خبر مصاحبه را کار کردند. از طرف ارتش حر گفتند جمعه ساعت 3 بعد از ظهر یک ماشین در فلان جا منتظر شماست. بیایید و حرف‌های ما را هم بشنوید. من به تنهایی آماده رفتن شدم. * چرا تنها؟ - فکر می‌کردم برگشتی در کار نباشد. برای همین تمامی عوامل را از آمدن منع کردم و سفارش‌های لازم را هم به آنان کردم تا در صورت عدم بازگشت من کار چه طور به پایان برسد و چگونه تدوین بشود! * رفتید؟ - متاسفانه خودشان دم آخر و یک ساعت مانده به موعد مقرر مصاحبه را کنسل کردند. * سفارت ایران در دمشق چقدر برای ساخت این مستند پای کار آمد؟ - در سفارت، آقای گلرو قائم مقام سفیر و به نمایندگی از جانب آقای شیبانی سفیر جمهوری اسلامی خیلی لطف می‌کردند و در مواردی به ما کمک می‌کردند تا کار پیش برود. البته برخی وعده‌هایی هم که دادند محقق نشد و در حد حرف باقی ماند. * برای سفارت ساخت چنین مستندی چقدر اهمیت داشت؟ فقط می‌توانم بگویم آقای گلرو خیلی حمایت می‌کرد! در عین حالی که هر کاری که از دستش بر می‌آمد انجام داد. برای دو باری که عازم لبنان شدم ایشان خودروی سفارت و رانندهی آن را در اختیار بنده و گروه مستند قرار داد تا به عنوان دیپلمات و بدون دردسر از مرز سوریه به لبنان وارد شده و حتی ما را تا سه راهی بعلبک هم می‌رساندند و موقع بازگشت هم به سفارت زنگ می‌زدم و باز خودرو از مرز گذشته و تا شتوره (سه راهی بعلبک) می‌‌آمد و ما را به همان طریق به دمشق بر می‌گرداند. چون می‌دانید که مسیر دمشق_ مرز لبنان از منطقه زَبَدانی می‌گذرد که در آنجا مخالفان حکومت بسیار فعال‌اند و اعمال تروریستی و ربایش انجام می‌دهند. از طرفی نیز ما برای ورود به لبنان مشکل داشتیم به لحاظ اینکه دولت لبنان به ما اجازه نمی‌داد با آن تجهیزات حرفه‌ای فیلم‌سازی به راحتی وارد آن کشور بشویم و احتمال توقیف تجهیزات حتی تا یک هفته بسیار زیاد بود. ادامه تصویر برداری «فتنه شام» در ترکیه و فرانسه * ادامه تصویربرداری مستند «فتنه شام» در کدام کشورها خواهد بود؟ - قصد دارم دنبال مخالفانی که در ترکیه حضور دارند بروم و در فرانسه هم با مخالفان قدیمی و جدی سوریه مثل برهان غلیون و عبدالحلیم خَدُام و ... گفت‌و‌گو داشته باشم تا نگاهم در این مستند یک سویه و یک طرفه نباشد. * مستند «فتنه شام» چه زمانی به نتیجه می‌رسد؟ - من هم‌اکنون حدود 700 گیگ راش مشتمل بر بیش از 60 مصاحبه مخالف و موافق و رهبران دینی ادیان و فرق گوناگون سوریه و لبنان، شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی، روزنامه‌نگاران و هنرمندان و حتی اشخاص عادی کوچه و خیابان در شهرهای ملتهب و حوادثی مانند انفجارات و اعمال تروریستی و راهپیمایی مردم در حمایت از حکومت و یا حضور در استان‌های گوناگون و دیدار با آسیب دیدگان از حوادث تروریستی و یا تشییع شهدای این حوادث و نماهایی از ابنیه سوریه یا شعارهای انتخاباتی و غیره گرفته‌ام که دوستان در حال ترجمه و پیاده سازی آن هستند. پس از ترجمه این راش‌ها و به یک جمع‌بندی درست و درمان رسیدن عازم ترکیه و بعد ان شاءالله فرانسه خواهم شد. بنابراین یک چند ماهی درگیرم. در فاصله انجام ترجمه‌ها هم مستندی که دو سال پیش تحت عنوان خدا در مدیترانه در ترکیه تولید کرده بودم را تدوین خواهم کرد. * جمعا چند روز در سوریه و لبنان بودید؟ دقیقا 54 روز. حامی ما برای ساخت «فتنه شام» شخص وزیر ارشاد بود * بالاخره نگفتید چه نهادی برای ساخت این مستند از شما حمایت کرد؟ -اول یک نکته کلی بگویم و بعد وارد جزئیات بشوم. در این چند سال گذشته من نوعی هر بار که برای رفتن به این چنین مناطق دنبال حمایت مسئولان مربوطه بوده‌ام اولین جایی که از من و دیگر دوستان مستندساز جهادی حمایت عملی کرده و با روی باز از ما استقبال کرده‌اند مجموعه آقای شمقدری در وزارت ارشاد و معاونت سینمایی بوده. یعنی علی‌رغم انتقاداتی که همیشه ما به نوع نگاه این دوستان به مقوله سینما داشته‌ایم، هیچ‌گاه پشت در اتاق ایشان نمانده‌ایم. در این کار هم آقای شمقدری و مشاور اجرایی ایشان از همان ابتدا از طرح من حمایت کردند. منتهی نوع حمایت این‌ها فقط اداری است، یعنی معرفی به وزارت خارجه. معرفی به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی یا جاهای دیگر. ولی تنها کسی که عملا به بنده کمک کرد شخص وزیر ارشاد بود. یعنی وقتی من در بدترین شرایط روحی و کاری به دلیل نبود امکانات و عدم حمایت سفارت جمهوری اسلامی در لبنان بودم و قصد داشتم به تهران برگردم، به واسطه پیگیری‌های یکی از دوستان دانشگاهی، آقای فداکار معاون وزیر با من تماس گرفت و گفت آقای وزیر دستور دادند که نگذارید این کار نیمه‌کاره بماند. دکتر فداکار چند بار دیگر نیز در بیروت و دمشق به من زنگ زد که اگر مشکلی دارید مطرح کنید و من گفتم که باز کفگیرمان به ته دیگ خورده! میخواهم برگردم و پول تهیه کنم. ایشان به من گفت بر‌نگردید و یکی از دوستان را از بیروت فرستاد که به من مبالغی ارز خارجی رسانده و ما را تدارک مالی کردند. * مگر شما این کار را در تهران با مجموعه خاصی نبستید؟ - صریحا بگویم علی رغم این که بیش از یک ماه به دنبال این قبیل مجموعه‌ها بودمف هیچ کس پای کار نیامد. یعنی با وجودی که بنده و گروه همراهم بارها ثابت کرده‌ایم چنانچه ادعای رفتن به این جور مناطق را می‌کنیم تا انتها هم پیگیریم و سر حرفان می‌ایستیم متأسفانه یا آقایان به ما اعتماد ندارند و یا این که حتی دوستان مدعی ما مشغول درجا زدن‌های خود و ارائه بیلان‌های کیلویی و متری خود هستند و همچنان هم با پر رویی تمام ادعا می‌کنند که برای این نوع کارها چه خواهند کرد و چه نخواهند کرد! و حتی عزیزانی که خود درد کشیده‌اند و روزی در این راه روهای طویل بروکراسی و کاغذبازی گم می‌شدند و پیر ولی امروز صاحب مقام و منصب و مؤسسه و نهادهای به اصطلاح فرهنگی و رسانه‌ای و دیگر اقلام دهان پرکن انقلابی و ارزشی شده‌اند. من هم که دیدم اوضاع از این قرار است و کسی نمیخواهد دستم را بگیرد و وزارت ‌خارجه هم قول هماهنگی را به یک ماه و دو ماه بعد می‌خواهد موکول کند، به خدا توکل کردم و یک یا علی گفته و همان طور که قبلا از دمشق در پاسخ سؤال تلفنی خبرنگار شما گفتم، حساب خودم و همسرم را خالی کرده و عازم سوریه شدم تا بعدا ببینم چه می‌شود! * وزارت ارشاد در ازای این کمک ها چه چیزی از شما خواست؟ - در کمال ناباوری و در یک اقدام بی سابقه فرهنگی در جمهوری اسلامی، هیچ چیز! فقط گفتند در آخر تیتراژ عنوان کنید که این مستند با حمایت وزارت ارشاد ساخته شده است! همین. این خیلی مهم است که زمانی که هیچ کدام از این آدم‌های رسانه‌ای یا پای کار نمی‌آمدند یا درصدد دادن مبلغی صدقه بودند! شخص وزیر در یک اقدام جهادی و انقلابی از ساخت یک چنین مستندی حمایت کرد. قیمت پراید و سمند در سوریه * سوال آخر که شاید ارتباطی به اصل مصاحبه هم نداشته باشد، اینجا درباره امکاناتی که ایران در اختیار سوریه قرار می‌دهد یا اینکه نفت مجانی یا ارزان به آن‌ها می‌دهد و یا خودروهایی مثل پراید یا سمند، با مبالغ سه میلیون و ده میلیون تومان در آنجا فروخته می‌شود شایعات زیادی وجود دارد. این مسایل چقدر واقعیت داشته است؟ - بی رو دربایستی بگویم، سوریه یکی از کشورهایی است که جمهوری اسلامی بیشترین سود اقتصادی را از آن می‌برد. یعنی ما در آنجا کارخانه سیمان‌سازی داریم. نیروگاه برق داریم. نیروی کار متخصص ایرانی داریم. کارخانه خودرو سازی داریم و خیلی چیزهای دیگر. با همه این وجود قیمت خودروهای شخصی در سوریه بسیار جالب بود. البته من در سال 83 هم در آن کشور برای یک کار مستند حضور داشتم و آن موقع هم اوضاع همین بود. در سوریه در مقایسه با واحد پول خودمان با آن کشور پراید 16 میلیون و 200 هزار تومان و سمند 22 میلیون و 950 هزار تومان است در حالی که مردم گمان می‌کنند این خودرو‌ها در سوریه سه تا پنج میلیون است! http://www.javanemrooz.com/news/newsreader/mashreghnews/show-2280823.aspx http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910310001494 ...................................... از این صحبت ها بدست میاد که اقدامات تروریستی در سوریه و سپس پروپاگاندای رسانه ای و اقدامات سیاسی پر هیاهوی مخالفین و حامیانشون در متهم کردن دولت ، بیشتر از اینکه خواسته باشه صحنه داخل و مردم سوریه رو تحت تاثیر قرار بده صحنه بین المللی رو هدف قرار داده و هدفش وادار کردن کشورها و مجامع بین المللی برای ورود دخالت آمیز و قیمومیت وار در سوریه و نادیده گرفتن مردم و دولت سوریه و اتخاذ تدابیر و سیاست های یکجانبه بدون حضور مردم و تصمیم گیری برای آینده سوریه هست در این حالت معتقدم در نهایت اگر موفق نشن که حامیان سوریه رو متقاعد کنن ناچار به بازگشت به طرح های صلح میشن اما بر فرض هم در در بدترین شکل ممکن حکومت سوریه سقوط کنه و نظامی طرفدار غرب بر سرکار بیاد سوال اینه که آیا این نظام برآمده از خواست مردمه و همه مردم بصورت هر سوری یک رای در اون مشارکت دارن یا خیر ؟ اگر جواب مثبت باشه پس میشه گفت که بنابراین حکومتی موافق غرب بر سر کار نیومده و دشمنی مردم با اسرائیل تغییری نکرده و اگر جواب منفی باشه پس حکومتی فرمایشی بدون اتکا به رای و خواست مردم و بی اعتنا به اونها بر سر کار اومده و فاقد پشتوانه مردمی هست . در اینصورت باز کشور سوریه هرگز روی آرامش و ثبات رو به خودش نخواهد دید و اعتراضات و مبارزات اینبار بر علیه حکومت دست نشانده غرب خواهد بود [color=darkblue]باعتقاد من اونها در پی ترکیه سازی از سوریه و روی کار آوردن حکومتی هستند که رژیم صهیونیستی رو برسمیت بشناسه و به این وسیله بتونن یا از دست رفتن احتمالی مصر رو جبران کنن و در صورت توفیقشون در بقای مصر در جمع حامیان رژیم صهیونیستی بر حلقه دوستان این رژیم بیافزایند و حلقه محو فلسطین رو کاملتر کنند . چنین چیزی نمیتونه با دخالت نظامی و جنگ بدست بیاد . موفقیت این طرحشون فقط در صورتی هست که با روند سیاسی بتونن حکومت فعلی رو قانع کنن بطور مسالمت آمیز و سیاسی کنار بره ( بعبارت دیگه با صلح حسنی بتونن کوفه رو فتح کنن و حکومت رو ساقط ) . اما اگر این مناقشه تبدیل به سیاست حسینی بشه حتی با از دست رفتن حکومت فعلی سوریه هدف غرب و متحدینش بدست نمیاد و چه بسا در نهایت چیزی بدست بیاد که حتی افراطیتر از حکومت فعلی هست . [/color] بنظر من حوادث سوریه همانند مساله هسته ای ایران بسیار کشدارتر و طولانیتر از اون چیزی خواهد شد که بانیان و برانگیزانش در ابتدا تصور میکردند و به این راحتی و زودی و مطابق میل و رضایت اونها پیش نرفته و به پایان نخواهد رسید . نظام سوریه دارای تجربه مقاومت های طولانی و فرسایشی در برابر دشمنانش هست و در طی چندین دهه مقاومت در برابر اسرائیل و روبرو شدن با بحرانهای متعدد و سخت میشه گفت تا حدود زیادی در این زمینه استاد هم هست و اشتباه هست اگر اون رو با نظام ها و حکومتهای بی ریشه و سست مقایسه کنیم در تحلیل حوادث خواست و خوشایند و یا نفرت و بدآیند ما هیچ تاثیری نداره هر چند که فکر کنیم که همه رو هم تحت تاثیر قرار دادیم و به نوعی احساس رضایت درونی در بحث و جدل بهمون هم دست بده ، بلکه این فقط واقعیت هست که خودش رو تحمیل خواهد کرد .در نهایت می باید سعی بشه که تحلیل ها مون رو هرچه بیشتر مطابق واقعیت دربیاریم نه اونچه می خواهیم یا آرزو داریم و یا از اون می ترسیم
  14. [quote]rasoolmr جان منم همین تحلیل رو می کردم که دخالتی انجام نمیشه در سوریه بطور مستقیم ... ولی امروز نماینده روسیه عملا چراغ سبز کنار رفتن اسد رو داد از اون طرف اعراب و ترکیه واسه دخالت دارن فشار میارن بنظر میاد کار کمی متفاوت از بداشت خود من داره جلو میره البته قطعا هدف ایران نیست با شما موافقم ولی فکر کنم اگر در سوریه دخالت کردن می خوان آماده واکنش احتمالی ایران باشن ... بهر حال شخصا الان مردد هستم و نتیجه گیری نمی تونم بکنم ...[/quote] دوست عزیز این تحلیل بر این پیش فرض مبتنی هست که حکومت سوریه وابسته به اسد هست و یا اینکه با رفتن اسد مخالفین پیروز شدن و یا میتونن بیشتر از وزن خودشون اعتبار و جایگاه در سوریه داشته باشن طبق قانون اساسی جدید سوریه که به با رای مردم به تصویب رسیده و به امضای ریاست جمهوری فعلی سوریه هم رسیده ، ریاست جمهوری نمیتونه فرد پیشنهادی حزب بعث باشه و بعلاوه نمیتونه بیش از دو دور در مسند ریاست جمهوری باقی بمونه . بنابراین خود اسد هم میدونه که طبق این قانون می باید با اتمام ریاست جمهوریش که حدود دوسال دیگه میشه با ریاست جمهوری خداحافظی کنه و البته این از مهمترین وعده هایی بود که ایشون برای اصلاحات به مردم سوریه داده بود . بنابراین حکومت سوریه در دست اسد نیست و با رفتن این فرد ادامه پیدا میکنه و داره روال و سیر منطقی خودش رو طی میکنه اما اگر فرض کنیم که سرعت تحولات سوریه بقدری بالا باشه که اسد زودتر مجبور به ترک مقامش بشه این فقط به معنی اینه که روند اصلاحات سوریه سرعتش شتاب میگیره نه اینکه حکومت ساقط میشه و یا از بین میره و یا اینکه مخالفین موفق میشن همه قدرت رو بدست بیارن بیشتر از وزن حقیقی شون .................................................. تلویزیون سوریه اعلام کرد که بشار اسد رئیس جمهوری این کشور ریاض فرید حجاب، وزیر کشاورزی را نخست وزیر تعیین و مامور تشکیل کابینه جدید کرد. ساعاتی پیش منابع مطلع سوری از تعیین ریاض حجاب به جای عادل سفر در مقام نخست وزیر جدید سوریه خبر داده بودند. بشار اسد روز یکشنبه گذشته (14 خرداد) در سخنرانی نخست خود در جمع نمایندگان جدید پارلمان این کشور از آغاز تغییر در دولت این کشور خبر داده بود. دام‌پرس سوریه نیز با اعلام این خبر تاکید کرد که قطار اصلاحات در سوریه با این تغییر شتاب بیشتری خواهد گرفت. پایگاه خبری سیریادیز با اعلام این خبر در مطلبی اعلام کرد که دکتر حجاب معروف به فردی پیگیر و جدی در کار خود معروف است و قدرت خود را در اداره امور در مقام استاندار قنیطره که محبت و دوستی مردم را در آنجا به دست آورد، ثابت کرده است. این پایگاه خبری اعلام کرد که زمانیکه او استاندار لاذقیه شد، مدتی نگذشت که اعتماد مردم را جلب کرد ولی طولی نکشید که وزیر کشاورزی در دولت عادل سفر شد. گفته می‌شود وی پس از انتقال به وزارت کشاورزی اصلاحاتی ریشه‌ای که به سود مردم و کشاورزان باشد، ایجاد کرد. سیریادیز تاکید کرد ریاض حجاب با عملکرد خود ثابت کرده است که قادر است در لحظه مناسب تصمیم‌های درست اتخاذ کند و نیاز مردم را پاسخ بدهد. اطلاعاتی از زندگی ریاض حجاب ریاض حجاب متولد سال 1966 در دیرالزور در شرق سوریه و اکنون وزیر کشاورزی و اصلاحات زراعی است و چهار فرزند دارد. نخست وزیر جدید سوریه دکترای مهندسی کشاورزی دارد که تاکنون عضو سران شعبه فرعی حزب (بعث) از سال 1998 تا 2004 بوده است. وی علاوه بر این ریاست شعبه فرعی اتحادیه ملی دانشجویان سوریه در دیرالزور را نیز از سال 1989 تا 1998 بر عهده داشته است. ریاض حجاب همچنین دبیر شعبه فرعی حزب بعث در دیرالزور در سال‌های 2004 تا 2008 نیز بوده است. او در سال گذشته در سال 2011 نیز استاندار قنیطره شد سپس استانداری لاذقیه در تاریخ 22 فوریه به او سپرده شده بود. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910317000626 بنابراین اگر اسد هم کنار بره نخست وزیر می باید انتخابات ریاست جمهوری رو طبق قانون اساسی جدید برگزار کنه ........................................................................... روزنامه نیویورک تایمز با اشاره به اینکه یک دیپلمات آشنا با ماموریت سازمان ملل از طرح جدید کوفی عنان برای ایجاد صلح در سوریه خبر داده است، نوشت: این پیشنهاد که انتظار می رود این هفته به شورای امنیت ارائه شود، پس از آن مطرح شد که میانجیگری عنان در دمشق با بن بست روبرو شد و این نگرانی را به وجود آورد که بحران سوریه به جنگ داخلی منجر شود. این روزنامه آمریکایی در ادامه مدعی شد: آنچه درباره رویکرد جدید عنان اغواکننده است این است که این طرح به روسیه و ایران، دو حامی حیات بشار اسد، این انگیزه را می دهد تا او را از قدرت برکنار کنند و در عین حال به آنها امکان می دهد از منافع خود در دوران بعد از اسد حفاظت کنند. البته این موضوع بحث برانگیز نیز خواهد بود چراکه عربستان سعودی و اسرائیل نیز احتمالا این سوال را مطرح خواهند کرد که چرا سازمان ملل به ایران اجازه ایفای نقش دیپلماتیک را داده است. نیویورک تایمز با اشاره به اینکه علت تصمیم کوفی عنان برای بررسی این رویکرد غیرمتعارف ناکارآمدی سایر گزینه هاست، نوشت: آمریکا و متحدان غربی آن مایل به دخالت نظامی نیستند چراکه نگرانند این امر به نتایج غیرقابل پیش بینی منجر شود. در عوض غرب می خواهد روسیه این موضوع را حل و فصل کند اما ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه تاکنون منفعتی در این امر ندیده است. در بخش دیگری از این گزارش به بیان جزئیات طرح عنان اشاره شده و آمده: عنان به منظور شکستن بن بست، "گروه تماس" ایجاد خواهد کرد که شامل اعضا دائم شورای امنیت، عربستان سعودی و احتمالا قطر به عنوان نمایندگان اتحادیه عرب و نیز ترکیه و ایران خواهد بود. هدف از این اقدام گردهم آوردن کشورهایی است که بیشترین نفوذ را در این شرایط دارا هستند. سپس این گروه طرح انتقال سیاسی را پیش نویس کرده و آن را به اسد و مخالفان سوری ارائه می کنند. این نقشه راه خواستار برگزاری انتخابات ریاست جمهوری برای جانشین اسد، انتخابات پارلمانی و تدوین قانون اساسی جدید می شود و در عین حال چارچوب زمانی برای رسیدن به این اهداف تعیین می کند. این روزنامه آمریکایی مدعی شد: اسد احتمالا راهی روسیه می شود؛ کشوری که گفته شده به وی پیشنهاد پناهندگی داده. به این طریق اسد از محاکمه بین المللی جلوگیری خواهد کرد. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910317001402 .................................................... باز هم همه چیز بستگی به رضایت ایران و روسیه پیدا کرده و از همین الان مشخص هست که هیچ چاره ای جز مذاکره و چانه زنی ندارند که در این فرایند باز هم خیلی چیزها تغییر میکنه پس باید منتظر ارائه رسمی و جزئیات طرح جدید کوفی عنان و موضع حکومت سوریه و بعلاوه مواضع روسیه و چین و ایران باشیم آیا یا این طرح موافقت میشه ؟ و یا اینکه باحتمال زیاد اونقدر بر سرش مذاکره و چانه زنی و ایجاد تغییرات میشه تا بصورت دلخواه در بیاد همونطور که با طرح قبلی همین کار رو کردند و حتی گزینه کنار رفتن اسد رو هم ازش حذف کردند اونچه که واضحه اینه که اگر قرار بر تشکیل گروه تماس هم بشه ( که بنظر من بمعنی نقض حاکمیت ملی سوریه و تحت قیمومیت دراومدن کشور سوریه هست و نادیده گرفتن مردم و حکومت سوریه که البته چیزی از اشغال نظامی کمتر نداره و به نظر من مهر ننگ ابدی و تاریخی برای هر کسی هست که زمینه مداخله خارجی در کشورش و یا تحت قیمومیت رفتن و یا تضعیف حاکمیت ملی کشورش رو فراهم کرده باشه و یا اقداماتی صورت داده باشه هر چند اگر ندانسته و از سر نادانی باشه . این ننگ هیچ جور پاک شدنی نیست و خودش بالاترین شکست برای این افراده که زمینه حذفشون رو در آینده توسط فرزندان ملت در موعد مناسب فراهم میکنه ) این گروه نمیتونن تنها متشکل از دشمنان سوریه مثل آمریکا و عربستان و قطر و ترکیه باشند چرا که بطور مسلم نه ایران و نه حکومت سوریه زیر بار چنین چیزی نخواهند رفت . ولی در هر صورت نشانه شکست و عقب نشینی آمریکا و حامیان مخالفین هست که در موارد قبلی بطور یکجانبه اجلاس مثلا دوستان سوریه راه انداخته و تصمیمات یکجانبه گرفتند . ولی تا کنون نتیجه ای نگرفتند و بنابراین با تنازل از مواضع یکطرفه سابق تصمیم بر مشارکت طرفهای دیگه بحران گرفتن که نشون میده که مواضع یکجانبه اونها هرگز امکان پیروزی نداره و مجبور هستند رضایت طرفهای دیگه رو هم بدست بیارن . در صورتیکه ایران هم در جمع اونها باشه با توجه به قدرت و توان اثبات شده ایران در مذاکرات و چانه زنی و طول دادن اون و گرفتن وقت و ندادن امتیاز ، آینده مذاکرات رو میشه حدس زد که چندان برضرر ما نخواهد بود( هر چند که بعید میدونم اصولا ایران تمایل به شرکت در چنین مذاکراتی که در حکم خنجر زدن هست شرکت کنه . الله اعلم . تا ببینیم چه پیش آید و مصلحت چه اقتضا کند ) نکته دیگه اینه که اگه بخوان قانون اساسی جدید بنویسن عملا چیزی بیشتر از قانون فعلی نخواهد بود چون در این قانون حداقل هایی که همه طرفها بتونن بر سرش توافق کنن اومده . منتها ممکنه که با توجه به سکولار بودن حکومت در قانون اساسی این بند تغییر کنه و مطابق خواست گروه اخوانی ها و اسلامگرایان تبدیل به دینی و اسلامی بشه که البته با توجه به شورای مثلا ملی و نیز وجود مذاهبی مانند دروزی ها عملا شاید چندان امکان طرح نداره بنظر من چیزی که ممکنه اتفاق بیوفته اینه که همه طرفها با توافق حکومت سوریه بر سر برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری و نظارت ناظران بیطرف بر اون توافق کنن که البته چنین چیزی تنها در صورتی ممکنه که در مقابل هم از گروه های مخالف و حامیانشون تضمین های محکمی بگیرن دال بر کنار گذاشتن معارضه و دشمنی و پذیرش نتایج انتخابات و قانون اساسی . در این صورت هم عملا چیز دندونگیری برای مخالفین و حامیانشون بدست نمیاد و فقط اسد با شخص دیگه ای که موافق حکومت سوریه هست جایگزین میشه در این زمینه تنها چیزی که در صورت وقوع چنین چیزی در نظرم میاد تفال خیر به این آیه هست (فَأَرَدْنا أَنْ یُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَیْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً؛(کهف/81) پس پروردگارشان خواست پاك‏تر و مهربان‏تر از او را به آنان عوض دهد - اشاره به جریان موسی و خضر که خضر پسر بچه ای را به امر خدا کشت و در جواب اعتراض موسی اینچنین گفت که این کودک کافر بود و در صورت باقیماندنش پدر و مادر مومنش را در آینده گمراه میکرد پس پروردگارشان خواست پاك‏تر و مهربان‏تر از او را به آنان عوض دهد ، باین معنی که شاید اگر او مومن می بود پروردگارش سرنوشت دیگری برایش رقم می زد)البته نه به این معنی که خدای نکرده بگم جناب اسد کافرند ، خیر ولی سکولار هستند . شاید ما به حکومت حداقلی و سکولار راضی هستیم اما پروردگار حکومت اسلامی و بهتر را برای ما اراده کرده باشد عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم . و الله العالم. اما اینکه مخالفین انتظار داشته باشن با این وزنشون همه قدرت رو بدست بیارن و یا حکومت سوریه کاملا عوض بشه و حکومتی دوست و حامی غرب و اسرائیل سرکار بیاد عملا هیچگاه امکان وقوع نداره باید منتظر موند و دید که حاج محمود از اجلاس شانگهای و دیدار با سران روسیه و چین و مذاکراتشون چی سوغات میاره
  15. همه ارتش های کنونی حال حاضر کشورهای عربی هم که باشن باز کمتر از ارتش اسرائیل هستند اگه قرار بود از راه نظامی موفقیتی حاصل بشه اسرائیل این کار رو می تونست به تنهایی انجام بده و البته شانسش رو امتحان کرد در جنگ 33 روزه و 22 روزه همچنین ارتش آمریکا و اعضای ناتو هم هیچ نیازی به ارتش های عرب برای شروع درگیری ندارن همین آمریکا و ناتو حدود ده سال هست که دور کشور ما حضور دارند و پایگاه دائمی دارن و بارها خواستند شانسشون رو برای حمله به ایران امتحان کنن که هیچوقت موفق نشدن و اگر کسی توان درگیری نظامی رو داشت اون بوش بود که در نهایت ناامید شد و توافق نامه ترک خاک عراق رو امضا کرد . در نهایت سالهاست که در حال مذاکره با ایران برای بدست آوردن امتیازهای ناچیز هستند . بعنوان نمونه این تحلیل کسینجر اگر چه نصف و نیمه و تا حدودی ناقص بیان شده ولی تا حدودی بیانگر برخی امور هست به گزارش فارس، «هنری کیسینجر» وزیر خارجه سابق آمریکا در یادداشت که در روزنامه واشنگتن پست منتشر شد، هرگونه مداخله نظامی در سوریه را موجب از بین رفتن اصل حاکمیت ملی کشور ها دانست و تاکید کرد که تحولات مردمی در کشور های عربی موجب شده تا دکترین مداخله بشردوستانه یا «مسئولیت برای محافظت (از جان شهروندان)» جای اصول وستفالی دولت های برای حفظ تمامیت ارضی را بگیرد. کیسنجر افزود: در این زمینه، بحران های داخلی از منظر بین المللی موجبات نگرانی های دموکراتیک یا فرقه ای را فراهم می کند. قدرت های خارجی از دولت های حاکم می خواهند تا به منظور واگذاری قدرت با مخالفان وارد مذاکره شوند. اما به دلیل اینکه هدف دو طرف مذاکره، «بقا» است بنا بر این این توصیه ها به نتیجه نمی رسد. وی تصریح کرد زمانی که قدرت دو طرف تقریبا در یک سطح است، آن موقع مداخله خارجی مانند اقدام نظامی برای خارج کردن وضعیت از حالت بن بست وارد عمل می شود. این رویکرد سال گذشته در مورد لیبی به کار گرفته شد و نیرو ها ناتو و کشور های عربی برای سرنگونی رژیم معمر قذافی در لیبی اقدام به مداخله نظامی به نفع مخالفان کردند. کیسینجر در ادامه با اظهار تاسف از اینکه دکترین مداخله بشر دوستانه در خدمت منافع ملی و توازن قوا قرار گرفته، تصریح کرد که این توجیه نقض اصول حکومتی در جهان است. این دیپلمات کهنه کار آمریکا ادامه داد که اگر این موضوع به عنوان بخشی از اصول سیاست خارجی پذیرفته شود، آنگاه این نوع مداخله، سوالات بسیاری را درباره استراتژی آمریکا مطرح می کند. آیا آمریکا خود را به این مسئله مقید می کند که از نهضت های مردمی در برابر دولت های غیردموکراتیک در جهان حمایت کند حتی کشور هایی که موجودیت آنها برای حفظ نظم کنونی بین الملل بسیار مهم هستند. وی افزود: برای مثال، عربستان سعودی تا آن زمان که جنبش های مردمی در این کشور رخ ندهد، هم پیمان آمریکا باقی خواهد ماند. کیسینجر گفت: اگرچه ممکن است سقوط حکومت بشار اسد در سوریه بتواند منافع ملی آمریکا را تامین کند اما به هر دلیل استراتژیک نمی توان جنگی را برپا کرد. بنا بر این نظم جهانی که مرزها را ازبین برده و جنگ های داخلی و بین المللی را ترکیب کند هیچگاه به وجود نخواهد آمد. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910316001230 البته اگه اینها توان درگیری و اشغال نظامی و پیش بردن کارشون از طریق زور رو در جایی داشته باشن هیچوقت نیازی به این تحلیل ها ندارن و دخالت نظامی رو صورت میدن و یا تحلیل این سیاستمدار لبنانی : که به تونس سفر کرده است،‌ . ناصر قندیل نماینده سابق پارلمان لبنان و تحلیلگر مسائل منطقه، در جمع گروهی از جوانان کشور تونس در هتل الهناء تونس سخنان مهمی ایراد کرد وی در ابتدای سخنان خود به تحلیل سیاسی وضعیت کلی منطقه پرداخت و ارتباط انقلاب‌های عربی و دخالت خارجی را در آن تشریح کرد و با اشاره به تاریخ منطقه تاکید کرد که انقلاب‌های جمال عبدالناصر و حافظ الاسد در مصر و سوریه با بیگانگان مرتبط نبود. وی تاکید کرد که به دست گرفتن قدرت در کشورهای انقلاب کرده عربی از جانب بیگانگان بسته به موفق بودن طرح کنونی علیه سوریه است و طرح بهار عربی [غربی‌ها] کاملا و مستقیما با سوریه مرتبط است پس یا در سوریه موفق می‌شوند و میوه آن را می‌چینند یا اینکه موضوع روندی دیگر پیدا می‌کند و به آشوب و جنگ داخلی کشیده می‌شود. ([color=darkblue] اهمیت این تحلیل از این جهت هست که بخوبی مشخص میکنه که اهمیت موضوع سوریه در مقطع کنونی نه بخاطر امنیت ایران و یا بقای مقاومت ضد صهیونیستی بلکه به جهت زورآزمایی سرنوشت ساز در رابطه با فرجام انقلابهای منطقه هست و هرگونه موفقیت این انقلابها منوط و مشروط به مقاومت و پایداری سوریه هست که مقاومت سوریه نشون مییده که این کشور تونسته بخوبی مقاومت کنه و با ناکام موندن ائتلاف غربی /عربی و مخالفین سوری در سرنگونی نظام سوریه در نهایت اونچه در پی همه تلاشهای اونها بدست اومده فقط یک جنگ فرشایشی هست [/color] ) اما ناصر قندیل تاکید کرد که چهار موضوع درباره سوریه محال است: وی دخالت نظامی را یکی از آنان نام برد و گفت چهار مورد، موارد زیر است: 1- دخالت مستقیم یا نامستقیم در سوریه محال است. چرا که سران سرویه، ایران و سران حزب‌الله تصمیم گرفته‌اند که [در صورت دخالت نظامی در سوریه] جبهه‌ا با رژیم صهیونیستی باز کنند. 2- ارتش سوریه عقیده‌ای است و از هم پاشیده نخواهد شد. کسانی هم که تاکنون جدا شده‌اند، وضعیت فردی است و هنوز هیچ یگانی به صورت کامل و تجهیزات از ارتش جدا نشده است. 3- سیطره بر منطقه‌ای جغرافیایی مهم و جدا کردن آن محال است. 4- [color=red]جنگ داخلی. بیشترین کاری که توانسته‌اند در سوریه بکنند جنگ فرسایشی است نه بیشتر[/color]. ( این قسمت آخری بسیار با اهمیت هست http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910317000450 و اما در این رابطه که منطقه ما آبستن حوادث و در سر پیچ تاریخی قرار داره و آینده منطقه رو بطور کلی تغییر خواهد داد ، نیازی به غیب گویی نداره و همه دارن اونو می بینن و درک کردن . و مقام معظم رهبری نخستین شخصی بودند که این تحلیل رو ارائه دادند . بنابراین واگویه این سخن بعنوان یک نظر شخصی از جانب افراد دیگه بعنوان یک کشف محیرالعقول فقط آدم رو یاد این ضرب المثل می اندازه که : از کرامات شیخ ما اینست ، شیره را خورد و گفت شیرین است
  16. [quote] اسد بهانه است جنگ اصلی بین سلفیها با علویونه [/quote] مساله حتی از این هم کمتره یعنی فقط و فقط علوی بودن اسد هست اگر این اسد سنی و یا سلفی بود همه چیز تموم بود و امروز جناب اسد برای مخالفین ، قهرمان بزرگ و تنها مرد بزرگ عرب ، آزاد کننده قدس و تنها سردار بزرگ که تونسته ده ها سال در مقابل صلیبیون ایستادگی کنه ، اسطوره بی بدیل و تنها حاکم آزادیخواه عرب بود ویا شاید هم صلاح الدین ثانی و ارتش سوریه ارتش آزادیخواه ملت بزرگ عرب بود
  17. با توجه به هسته ای بودن ایران این جنگ هیچوقت درنمیگیره
  18. کاریکاتور بودن صحبت آقایون در اینه که حتی به متن بالا که نوشتم توجه نکردند چون در اونجا بیان شده بود که مشارکت در انتخابات و انتخاب نمایندگان بصورت منطقه ای انجام میشه و نه سراسری و عمومی بنا بر این انتخابات می باید در مناطقی که 18 نماینده از اونجا انتخاب شده بودند انجام بشه برای آقایون نیازی به جستجوی ساده اینترنتی هم نیست بلکه کافیه که کمی فکر و توجه کنن اینکه مقامات بحرین حتی یک درصد بیش از نیم جمعیت واجد شرایط رای رو بیان کردن (51 درصد) در مورد شیعیان محال هست که چنین جمعیتی در انتخابات شرکت کرده باشن حداقل اگر کسی به میزان جمعیت شرکت کننده در تظاهرات ها توجه کنه براحتی می فهمه که منطقا چنین درصدی برای شرکت در انتخابات ممکن نیست . و چون این مناطق شیعه نشین هستند برای مردم اونجا بسیار مضحک بنظر میرسه یعنی در بحرین با توجه به میزان جمعیت و وسعت کشور و بافت مناطق برای همه اعم از شیعه و سنی واضح هست خوبه که حالا خبرگزاریهایی مثل رویترز هم که برای آقایون از جمله تنها منابع معتبره اشاره به درصد شرکت کنندگان داشتن (کمتر از یک پنجم یعنی زیر 20 درصد ) ................................................... و اما در مورد سوریه دولت سوریه با اجرای اصلاحات و تغییرات اساسی تونسته مقبولیت و مشروعیت مردمی خودش رو حفظ کنه و این رو در انتخابات مربوط به قانون اساسی و مجلس اثبات کنه . هم تغییرات رو و هم اکثری بودن مدافعان حکومتش رو و اما مورد بعدی اینه که انتخابات سوریه و انتخابات میان دوره ای بحرین هر دو بعد از وقایع اخیر اتفاق افتاده بنابراین ملاک خوبی هست برای مقایسه سوم اینکه ناظران خارجی در مورد انتخابات سوریه همگی صحت و سلامت انتخابات سوریه رو تایید کردند . بعلاوه مخالفین سوری هم نتونستن ادعای خلاف خودشون رو مثلا در رای سازی و تقلبی بودن و یا دستکاری شدن آراء رو مستند کنن و فقط میگن قبول نداریم. جالبه که حتی مردم داخل سوریه هم این درصد میزان مشارکت رو غیر واقعی ندونستن . چون بهر حال اگر ادعایی داشته باشن مثلا هر منطقه آرائش میتونه تا حدودی برای مردم معلوم باشه . البته در موارد کمی هم اعتراض مردمی هم بوده که البته در صحت کل انتخابات تاثیری نداره . در دو حوزه هم انتخابات برای رفع هرگونه ابهام تکرار شده در مورد دموکراسی هم که بمعنی مردم سالاری هست . که حکومت بر اساس خواست و نظر اکثریت مردم تشکیل میشه . و بهترین ملاک برای تعریف و تشخیص خواست اکثریت رو در مراجعه به آراء عمومی و سپس شمارش اونها میدونن و فاکتورهایی داره که البته در همه کشورها اعم از غربی و شرقی بصورت نسبی اجرا میشه و با تعاریف مردم خود اون کشورها . البته نکته جالبش که آقایون برای دموکراسی در همه دنیا یه نسخه پیچیدن و دموکراسی رو مساوی با لائیک و سکولار بودن هم معنی کردن که به این معنی هست که در کشور خودمون و یا هر کشوری که بر پایه و اساس اسلام و دین حکومتی شکل بگیره غیر دموکراتیک محسوب میشه در مورد سوریه و قانون اساسی جدید اون حداقل های مردم سالاری وجود داره و بنا براین من معتقدم که دموکراسی هست . چرا که اولا درش استقلال قوا لحاظ شده و مجلس و ریاست جمهوری و قوه قضائیه تفکیک شدن و دارای و ظایف و اختیارات خودشون هستند و آزادي مطبوعات، آزادي احزاب، آزادي‌هاي مدني بطور نسبی در اون لحاظ شده . بعلاوه حق هر سوری یک رای هم برای همه مردم لحاظ شده و نمایندگان منتخب و یا ریاست جمهوری بلحاظ مذهب یا قوم و قبیله (اعم از شیعه و سنی و علوی و مسیحی و کرد و دروزی و..) تفکیک نشدن . مردم به وعده های این حکومت در صداقتش در اجرای قانون اساسی جدید اعتماد کردن و البته کشور خودشون هست و حق هم دارن که اعتماد کنن یا نکنن ولی به هیچکس دیگری جز مردم اون کشور مربوط نمیشه که اونها به چه کسی اعتماد کنن . مردم این کشور میتونن به حاکمانشون اعتماد کنن و این حق اونهاست البته این اعتماد بی قید و شرط نیست بلکه مشروط هست به پایبندی حاکمان در اجرای قانون و وعده هایی که دادن . البته همین مردمی که مشارکت کردن و رای اعتماد دادن میتونن هر موقع که صلاح دونستن رای اعتمادشون رو پس بگیرن و یا اگر زمانی تشخیص دادن که حکومت به قانون و وعده هاش عمل نکرد دوباره اعتراضشون رو از سر بگیرن . اما اگر مردمی این کار رو کردن و به نظامشون و مجریان و قانونگزارانشون اعتماد کردن دخالت بیگانه و شخص دیگه خیلی مسخره هست که اونها تعیین کنن که آیا مردم حق اعتماد دارن یا نه ؟ ویا مادامی که مهلتی به حکومت در اجرای قانون داده نشده کسی بگه که دولت به قانون عمل نکرده و یا نیت خوانی کنه و بگه من مطمئنم در آینده عمل نخواهد کرد ! و مسخره تر اینکه اونها تعیین کنن که این رای و اعتماد مردم این کشور مردمسالاری و دموکراسی هست یا نه مشروع هست یا نه ! ! ! ! ! اگر بنا به ایراد گرفتن هست ما میتونیم در مورد آمریکا و هر کشور اروپایی نمونه های نقض بسیار زیادی پیدا کنیم مثلا در اینکه در آمریکا عملا دو حزب وجود داره و چیزی جدای از این دو حزب نه تصویب میشه و نه کسی خارج از اونها به قدرت برسه که عملا فرقی با نظام تک حزبی نداره . و یا در مورد مجالس اونها و حق وتوی رئیس جمهور در مقابل نمایندگان منتخب و یا سلب انواع آزادی ها و .... و بد رفتاری با معترضین و یا جنایاتی که مرتکب میشن مثل کشتن دسته جمعی فرقه دیویدیان و یا سرکوب خونین اعتراضات سیاه پوستان توسط تفنگداران دریایی در زمان بوش پدر بعد از جنگ اول خلیج فارس و .... ویا درصد مشارکت مردمی اونها که بعضا تا 30 درصد هم ممکنه پائین بیاد و مضحکه اینه که شخصی این رو دارای بالاترین معیارهای دموکراسی و مردمسالاری میدونه ! مردمسالاری بدون مشارکت و رای مردمی جالبه که این 30 درصد برای همه کشور قانون تعیین کنن و اجرا هم بکنن ( مردمسالاری ! ) و یا مشروطه سلطنی در انگلستان که آقایون نمونه دموکراسی میدونن این نظام دو مجلس داره که مجلس منتخب مردمش رو عوام نامیدن و مجلس منتخب ملکه رو اعیان (حتی از نامگذاریشون هم خیلی چیزها معلوم میشه) لیست اختیارات ملکه: 1) انعقاد معاهدات‌ و یا فسخ‌ قراردادهای‌ بین‌المللی‌، اداره‌ امور خارجه‌ و اجرای‌ قوانین‌ به‌ نام‌ ملکه انجام‌ می‌گیرد. 2) عزل‌ وزیران‌، انحلال‌پارلمان‌ (هر دو مجلس) و یا دعوت‌ به‌ تشکیل‌ آن‌ و یا تعطیل‌ پارلمان‌ از اختیارات‌ملکه است. 3) انتصاب‌ اعضاء مجلس‌ لردها که‌ متشکل‌ از حدوداً ۹۲۶ لرد ازشاهزادگان‌، اشراف‌ و شخصیتهای‌ فرهنگی‌ ـ علمی‌ و بالاخره‌ شخصیتهای‌مذهبی‌ می‌باشد از اختیارات‌ اوست. 4) عزل‌ و نصب‌ نخست‌ وزیر نیز از اختیارات‌ ملکه‌ یا پادشاه‌ است‌ و به‌ طور معمول‌ پادشاه‌ یا ملکه‌ فردی‌ را که‌ حزب‌ پیروز در انتخابات‌ مجلس‌ عوام‌ این‌ کشور برمی‌گزیند به‌ نخست‌وزیری‌ منصوب‌ می‌نماید اما قانوناً در موارد بحرانی‌ می‌تواند اقدام‌ به‌ عزل‌ نخست‌وزیر این‌ کشور نماید. 5)‌ توشیح‌ لوایح‌ یا طرحهای‌ مصوب‌ پارلمان‌ انگلستان‌ از اختیارات‌ و وظایف شاه این‌ کشور است‌ و می‌تواند از تأیید و توشیح‌ مصوبات‌ دو مجلس‌ این‌ کشور اجتناب‌ ورزد. 6) فرماندهی‌ کل نیروهای‌ مسلح‌ بر عهده‌ پادشاه‌ یا ملکه‌ است‌ که‌ اعمال‌ این‌ صلاحیت‌ و اختیار حکومتی‌ با مشورت‌ وزیران‌ انجام‌ می‌پذیرد. سیاست‌ خارجی‌ انگلستان‌ نیز از اختیارات‌ پادشاه‌ ملکه‌است‌ که‌ همانند فرماندهی‌ نیروهای‌ مسلح‌ این‌ کشور با مشورت‌ وزیران‌ است‌ و فقط اجرای‌ سیاست‌ خارجی‌ بر عهده‌ کابینه‌ و هیئت‌ وزیران‌ انگلستان‌ می‌باشد. 7) زمانی‌ که‌ پس‌ از انتخابات‌ مجلس‌ عوام‌ هیچ‌ یک‌ از احزاب‌ اکثریت‌ آراء را به‌ خود اختصاص‌ ندهد و اکثریت‌ کرسی‌های‌ مجلس‌ عوام‌ به‌ حزبی‌ خاص‌ تعلق‌ نیابد، انتخاب‌ نخست‌وزیر به‌ صورت‌ انحصاری‌ و بدون‌ قید و شرط‌ بر عهده‌ پادشاه‌ و از اختیارات‌ انحصاری‌ وی‌ است‌. 8) تعیین‌ عالیترین‌ مقام‌ قضایی‌ انگلستان‌ و صدور فرمان‌ عفو وتخفیف‌ مجازات‌ محکومین‌ از اختیارات‌ پادشاه‌ (یا ملکه‌) انگلستان‌ است‌ و در آنجا قانون اعدام لغو نشده و ملکه اختیار صدور دستور اعدام را هم دارد. 9) انتخاب بالاترین مقام مذهبی کلیسای انگلستان در حیطه اختیارات ملکه و پادشاه است 10) انتخاب فرماندار کل استرالیا و کانادا ( کشورهایی که خودشون رو دارای بالاترین ملاک دموکراسی میدونن ) در حیطه اختیارات ملکه و پادشاه است . 11) ملکه در مقابل همه اختیاراتش در برابر هیچ‌یک‌ از قوای‌ سه‌گانه‌ حاکم‌ در انگلستان‌ مسئول‌ و پاسخگو نمی‌باشد! انتصاب‌ پادشاه‌ موروثی‌ است‌ عزل‌ و برکناری‌ او نیز در حقوق انگلستان‌ هیچ‌گونه‌ پیش‌بینی‌ نشده‌ است‌ و هیچ‌ مرجعی‌ به‌ عنوان‌ ناظر مرجع‌ تشخیص‌ ناتوانی‌ و عزل‌ پادشاه‌ از مقام‌ سلطنت‌ در این‌ کشور نمی‌باشد! هیچیک از اختیارات و حتی عزل و نصب ملکه و پادشاه توسط مردم صورت نگرفته و صرفا با وراثت و نسب منتقل میشود http://www.tabnak.ir/fa/news/185785/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AF-%D9%88-%D8%AD%D8%B5%D8%B1-%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3-+%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1 فکر میکنم که نظام سوریه و قانون اساسیش خیلی شرف داره به این نظام نمونه دموکراسی ! نمونه این فجایع رو میتونیم در کشورهای دیگه اروپای از قبیل اسپانیا و سوئد و ... جستجو و بررسی کرد . جالبه که این افراد برای دموکراسی ذات هم قائل میشن که فکر میکنم این رو باید بعنوان طنز در کتب علوم سیاسی برای دانشجویان علوم سیاسی بنویسن >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
  19. در مورد بحرین و انتخابات اون اظهارات خلاف واقع برخی کاربران برای اینکه در بحث در مورد سوریه ( که دو موضوع جداگانه هم هستند ) حرفی زده باشند بسیار شرم آوره . اما از اونجا که انتخابات بحرین رو با سوریه مقایسه کردند و نتیجه گرفتند لذا برای روشن شدن موضوع : بحرین با جمعیتی یک و نیم میلیونی که بنابر آمار رسمی این کشور 75 درصد مردم آن را شیعیان تشکیل می‌دهند از سال 1999 میلادی با روی کار آمدن شیخ حمد بن عیسی توسط خاندان سلطنتی بصورت یک حکومت باصطلاح دموکراتیک اداره می‌شه ! ! ! ! ! ! ! ! ! در این کشور اکثریت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند ولی هیچ فردی با مذهب شیعه در دولت بحرین حضور ندارد و تنها 7درصد نیروی کار دولتی بحرین را شیعیان تشکیل می‌دهند. بحرین دارای دو مجلس شوری و نمایندگان هست 1-مجلس نمایندگان دارای 40 عضو است که [color=darkblue]فقط 35 عضو آن توسط مردم انتخاب می‌شوند[/color].چون پنج کرسی آن در اختیار دولت این کشور بوده و نمایندگانش انتصابی خواهند بود. و دولت نیز منصوب شاه هستند . اما بر اساس قانون انتخابات مجلس نمایندگان بحرین حتی برای این مجلس بی خاصیت هم هر بحرینی یک رای نداره بلکه نمایندگان بر اساس مناطق تعیین میشن و رای گیری صورت میگیره که عملا به ضرر شیعیان هست چون تقسیم حوزه‌های انتخاباتی از شمال تا جنوب بحرین به گونه‌ای است که تنها 18 نماینده شیعه امکان عملی راه یابی به مجلس نمایندگان را داراء می‌باشند. و این بخاطر اینه که مناطق انتخاباتی عادلانه تقسیم نشده‌اند و یک نفر نماینده ۳۰ هزار شهروند شیعه در مجلس هست اما در آن طرف ماجرا تنها ۲ هزار نفر سنی می‌توانستند نماینده‌ای در مجلس داشته باشند. این نشان می‌دهد ۸ نفر از شیعه‌ها ارزشی برابر یک سنی دارند؛ در صورتی که هر دو شهروند بحرین هستیم. اگر بحرین را مانند در حالی که تعداد نماینده‌ها می باید متناسب با جمعیت هر منطقه باشه بنابراین شیعیان می باید بخاطر جمعیتشون بیش از ۳۰ کرسی از مجلس را دارا باشند. بهمین خاطره که شیعیان خواستار رای برابر هستند یعنی هر نفر بحرینی فقط یک رای 2-مجلس شوری که دارای 40 عضو می‌باشد تمامی اعضای آن توسط شخص پادشاه بحرین انتخاب می‌شوند و کاملاً انتصابی است. مصوبات مجلس نمایندگان می باید به تصویب این مجلس برسه . یعنی عملا مجلس نمایندگان و رای مردم بی معنی هست . مجموع نمایندگان مجلس شورا و نمایندگان مجلس ملی رو تشکیل میدن . و برای تصویب قوانین پیشنهادی دولت بحرین نیاز است تا دوسوم نمایندگان مجلس ملی به آن رأی بدن که با توجه به اینکه نیمی از اعضا ( 40 نفر از مجموع 80 نماینده مجلس ملی ) منصوب شاه هستند و 5 نفر هم منصوب دولت مورد حمایت شاه پس این بمعنی این هست که عملا هیچ طرحی بدون نظر پادشاه تصویب نمیشه دولت بحرین : نخست وزیر بحرین مستقیماً توسط پادشاه بحرین منصوب می شه و وزرای دولت نیز با پیشنهاد نخست وزیر توسط پادشاه بعنوان وزیر انتخاب می‌شوند. مجلس نمایندگان بحرین حق ندارد حتی موضوع استیضاح نخست وزیر را در مجلس مطرح کند و تنها می‌تواند با درخواست رسمی پنج نفر از اعضای مجلس نمایندگان وزیری را برای پاسخگویی به مجلس دعوت کند و در صورت قانع نشدن از پاسخ با درخواست رسمی 10 نفر از اعضای مجلس نمایندگان و رأی عدم اعتماد دو سوم وزیری را استیضاح کند. اما در صورتی که دو سوم از اعضای مجلس نمایندگان اعلام کنند که امکان ادامه همکاری با نخست وزیر امکان ندارد موضوع به مجلس ملی (جمع دو مجلس شوری و نمایندگان) ارجاء داده می‌شود و در صورتی که دوسوم مجلس ملی بحرین نیز اعلام کنند که امکان ادامه همکاری با نخست وزیر وجود ندارد موضوع به پادشاه بحرین گزارش داده می‌شود و او اختیار دارد یا مجلس ملی را منحل اعلام کند و یا نخست وزیر را برکنار کند و نخست وزیر جدیدی تعیین کند. عملا یعنی مجالس هیچ اختیاراتی ندارند . ” مجلس نمایندگان بحرین حق ندارد حتی موضوع استیضاح نخست وزیر را در مجلس مطرح کند و تنها می‌تواند با درخواست رسمی پنج نفر از اعضای مجلس نمایندگان وزیری را برای پاسخگویی به مجلس دعوت کند و در صورت قانع نشدن از پاسخ با درخواست رسمی 10 نفر از اعضای مجلس نمایندگان و رأی عدم اعتماد دو سوم وزیری را استیضاح کند. “ که با توجه به ترکیب مجلس و تعداد شیعیان اونها هرگز امکانپذیر نیست . ....................................................................... اما در بحرین 2012 هم مثل سوریه بعد از وقوع حوادث اخیر انتخابات صورت گرفته و اون انتخابات میان دوره ای مجلس بحرینه بیانش برای مقایسه دو کشور جالبه و جالبتر اینکه این انتخابات رو آمریکا و اروپا و ترکیه و قطر و عربستان و ... تایید میکنن و مشروع میدونن ! ! ! ! ! ! ! ! و از حاکمان بحرین استقبال میکنن و از حمایت و هر گونه کمکی هم دریغ نمیکنند . ملاک مشروعیت از نظر اونها خیلی جالبه [color=darkblue]علت برگزاری انتخابات میان دوره ای بحرین[/color] : کناره گیری 18 عضو مجلس نمایندگان بحرین تعداد اعضای مجلس نمایندگان بحرین 40 نفر هست که از این تعداد 18 نفرشون از شیعیان هستند که در جریان حوادث بحرین کناره گیری کردند . بنابراین می باید انتخابات میان دوره ای برگزار میشد به گزارش اسلام تایمز به نقل از الجزيره شيخ `علي سلمان` كه حزب وي به عنوان بزرگ ترين حزب مخالف دولت بحرين انتخابات روز شنبه را تحريم كرده بود اعلام كرد نتايج اين انتخابات كه كمتر از 18 درصد واجدان شرايط در آن شركت كردند از سوي مقام هاي دولتي ملاك عمل قرار مي گيرد و چنين اقدامي تنها منحصر به بحرين است و هيچ كشوري چنين نتايج ضعيفي را تاييد نمي‌كند.سلمان افزود: مجموع آرا كه منجر به پيروزي نامزدهايي در اين انتخابات شد 11 هزار و 600 راي بود. هيچ كشوري در دنيا چنين انتخاباتي را با كمتر از 18 درصد واجدان شرايط برگزار نكرده است و اين امر تنها مختص بحرين است.لازم به توضيح است كه در پي اعتراض هاي مردمي در بحرين، 18 نماينده الوفاق از عضويت در مجلس شورا استعفا دادند و مقام هاي بحريني روز شنبه گذشته انتخاباتي را براي پر كردن كرسي هاي خالي اين نمايندگان برگزار كردند. اين انتخابات با استقبال بسيار سرد مردم و انتقاد بسياري از رسانه‌ها مواجه شد. بر اساس اعلام دولت بحرين، فقط 17 درصد از واجدان شرايط در انتخابات مياندوره‌اي بحرين مشارکت کردند و خبرگزاري رويترز حضور کمرنگ مردم در انتخابات را پيروزي براي مخالفان دولت بحرين توصيف کرد. برخي مخالفان رژيم آل خليفه بر اين اعتقادند که کمتر از 10 درصد مردم بحرين در انتخبات امروز شرکت کرده اند.به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري "رويترز"، پس از آنکه اکثريت شيعه بحرين انتخابات مياندوره‌اي بحرين را تحريم کردند در انتخاباتي که روز شنبه برگزار شد کمتر از يک پنجم واجدان شرايط راي دادن، در انتخابات مشارکت کردند. با آغاز انقلاب مردمي بحرين و سرکوب تظاهرات مسالمت‌آميز مردم اين کشور توسط نيروهاي امنيتي رژيم آل‌خليفه، نمايندگان حزب الوفاق که 18 کرسي پارلمان را در دست داشتند انتخابات را تحريم کردند. بر اساس آماري که دولت بحرين اقدام به انتشار آن کرده است، در 14 منطقه، از مجموع 144 هزار نفري که مي‌توانستند در انتخابات مشارکت کنند فقط 25 هزار نفر شرکت کردند که نشان دهنده حضور 17/4 درصدي در انتخابات بود. در 4 منطقه نيز 4 نامزد به دليل آنکه فرد ديگري نامزد نشده بود بدون انتخابات وارد پارلمان بحرين شدند. خبرگزاري رويترز حضور کمرنگ مردم بحرين در انتخابات مياندوره‌اي را پيروزي براي حزب الوفاق توصيف کرد که از مردم اين کشور خواسته بود تا انتخابات را تحريم کنند. پيش از برگزاري انتخابات حزب الوفاق پيش‌بيني کرده بود که حدود 15 درصد از واجدان شرايط در انتخابات مشارکت خواهند کرد اما دولت بحرين اميدوار بود که دستکم 30 درصد در انتخابات مشارکت خواهند کرد. http://islamtimes.org/vdccsiqss2bqxx8.ala2.html .................................. با همه اینها اگر مشروعیت حکومتی رو مردمش بهش داده باشند حتی اگه زمانی مردم مشارکت داشته اند و بنا بر فرض بطور نسبی هم اونو پذیرفته باشن ( و مثلا بپذیریم که مردم در دوره ای از زمان از حکومتشون راضی بودن ) ، اما در زمانی دیگه همون مردم اساس و ساختار اون حکومت رو زیر سوال برده و اکثریت مردم رویگردان بشن اون حکومت مشروعیت و مقبولیت خودش رو از دست داده و دیگه مشروع نیست مگر اینکه ساختار تغییر کنه و مطابق خواسته اکثریت در بیاد و یا اینکه حکومت بتونه اعتماد و مقبولیت مردمی رو دوباره بدست بیاره که البته بدون تغییرات اساسی امکانپذیر نیست . حالا این وضعیت بحرین رو مقایسه کنید با اصلاحات و تغییرات اساسی صورت گرفته در قانون اساسی سوریه و مجلس اون و میزان مشارکت مردم در انتخاباب مجلسش و دو قانون اساسی این دو کشور و دو انتخابات و میزان اقبال مردم رو بررسی کنید . البته بررسی نظرات حامیان دو انتخابات و ملاک مشروعیت در نظر اونها از همه جالبتره .
  20. [quote]rasoolmr جان برادر من ... تمام اختلاف نظر من با شما سر همین تیکه کوچولو هست ((یک عده مخالف اقلیت)) که من معتقدم و قرائن نشون می ده بیش از این حرف ها هست وگرنه اگه نظر شما درست بود ارتش سوریه در حل بحران مشکلی نداشت ....[/quote] وقتی 51 درصد که اکثریت مردم کشور محسوب میشن به قانون اساسی کشورشون و پارلمان اون کشور رای بدن بمعنی اینه که اون نظام و کشور دارای مشروعیت و مقبولیت مردمی هست . اگه بالاترین درصد شرکت کنندگان در انتخابات های صورت گرفته در جهان رو 80 تا 85 درصد بدونیم متوجه میشیم که در نهایت مخالفین می تونن 35 درصد آراء رو داشته باشن که میتونستن با شرکت در انتخابات سهم خودشون رو از قدرت بدست بیارن در چارچوب قانون اساسی جدید این انتخابات زیر نظر ناظران بین المللی و عرب انجام شد و هیچکس ادعای خلاف رو در اون مطرح نکرد بلکه کمال صحت و سلامتش رو تایید کردند . ممکنه کسی بگه که اصل و اساس این انتخابات رو قبول نداره ولی اینکه آیا این انتخابات مشروع هست یا نه رو باید مردم اون کشور بیان کنن و نظر خارجی ها وقبول یا رد اونها در این زمینه هیچ ارزشی نداره . چون ملاک مشروعیت مردم اون کشور هستند نه تایید کشورهای خارجی و یا حتی بین المللی . مگر اینکه کسی بگه ملاک مشروعیت یک نظام و یک انتخابات یک حکومت تایید بین المللی هست که البته این بمعنی پذیرش نوعی قیمومیت بین المللی کشورهای دارای زور و توان بیشتر و عدم مشروعیت خواست مردم اون کشوره . چنین چیزی رو تا حالا در هیچ تئوری دیده نشده و کسی جرات بیانش رو نداره البته در این زمینه آمریکا استثناست چرا که یانکی ها همه دنیا رو مال خودشون میدونن . ولی تا اونجایی که به عقلای عالم مربوط میشه اونها زیر بار چنین چیزی نمیرن . مساله دوم نیت خوانی درباره رای اونها ست . این نیت خوانی مردود هست چون اگرمردمی بهر نیتی هم که به حکومتی رای بدن یا ندن در دموکراسی پذیرفته هست مادامی که اونها آزادانه انتخاب کرده باشن . در مورد مساله سوریه هم فاکتورهای رای آزاد توسط ناظرین حتی خارجی و عرب هم تایید شده و کسی نمیتونه بگه چون من خوشم نمیاد پس قبول نیست . [color=red]ویرایش شد. REZAT1980[/color]
  21. مردم همونهایی هستند که در یک فرایند دموکراتیک به قانون اساسی و اصلاحات درون ساختاری رای دادند و مشارکت جدی داشتند و نشون دادند که اکثریت رو تشکیل میدن و همه حتی غربیها هم اونو پذیرفتن ، نه یک عده مخالف اقلیت که به جهت پشتوانه قدرتهای خارجی مثل آمریکا و اسرائیل و ناتو و عربستان و ترکیه و قطر که همگی اونها در بین مسلمانها از جمله سوری ها بدنام هستند دست به ترور و جنگ داخلی میزنند . بنا بر این هرگونه تغییر توسط اونها فقط تداعی کننده اینه که عملا خواست اکثریت مردم نادیده گرفته شده و رای و نظر اقلیت با توسل به انجام جنگ داخلی و زور و قدرت و حمایت و پول خارجی و اجنبی و اعمال تروریستی به کرسی نشونده شده . طبیعتا هر تغییری که بدست اینها بخواد انجام بشه از دید این مردم تعبیر به نوعی کودتا بر علیه رای و خواست اکثریت از جانب عناصری وابسته به قدرتهای خارجی در جهت تضعیف میهن و وطن فروشی خواهد شد . از طرفی اساسا هیچ جنگی بجهت سرایت اون به کل منطقه و حتی کل منطقه مدیترانه امکان وقوع نداره و بعلاوه به جهت حمایت های روسیه و چین نمیتونه مشروعیت سازمانهای بین المللی رو بدست بیاره و لذا نامشروع تلقی شده و بهانه برای دخالت مستقیم نظامی رو به روسیه و سایر رقبا خواهد داد . در اینجا فقط مساله دخالت و حمایت نظامی ایران مطرح نیست بلکه کشورهای بزرگ با توان نظامی مناسب مطرح هست . و ثالثا این جنگ برای نظام سوریه و حامیانش حکم دفاع رو داره و قرار نیست هیچکشوری رو اونها اشغال کنن بلکه فقط از اشغال یک سرزمین از چنگ دشمن نامشروع متجاوز جلوگیری و دفاع خواهند کرد . مسئله بعدی اینه که با وقوع اصلاحات در نظام سوریه و تصویب قانون اساسی جدید و تشکیل پارلمان و برپایی نظام چند حزبی و دوره ای شدن ریاست جمهوری ، این نظام رو میشه جزو نظامهای دموکراتیک بحساب آورد و برچسب فاشیستی هیچ جوری بهش نمیچسبه . هر چی باشه خیلی جلوتر از نظامی مثل ترکیه هست که ادعای دموکراتیک بودن داره ولی هنوز که هنوزه قانون اساسیش به رای گذاشته نشده و برخلاف خواست اکثریت مردمش لائیک هست و نظامیان حرف اول و آخر رو درش میزنند جوری که هرچند اسلامگرایان حتی ریاست جمهوری رو هم فتح کردن ولی عملا کاری از پیش نبردن حتی نتونستن قانون ممنوعیت حجاب در مدارس رو لغو کنن . جالبه که محجبه ها میرن در کشورهای اروپایی که ممنوعیت حجاب در مدارس ندارن اما کاملا سکولار هستن درس میخونن بجهت آزادی حجاب در مدرسه. حتی اگر طرح کوفی عنان شکست بخوره بمعنی این نیست که جنگ مشکل رو حل خواهد کرد بلکه بمعنی اینه که طرفهای موثر بین المللی مجبورن دوباره بشینن و چانه زنی کنن و طرح دیگه ای که مرضی الطرفین باشه رو آماده کنن . در نهایت هیچ چاره ای جز بازگشت طرفها به میز مذاکرات سیاسی وجود نداره چه با طرح کوفی عنان و چه با طرح جایگزین دیگه
  22. تحلیلی که شخصا بهش معتقدم اینه : این باصطلاح جامعه جهانی در نهایت هیچ راهی بجز ادامه گفتگو و چانه زنی و تلاش برای اجرای آتش بس و تداوم گفتگوهای ملی نداره و نخواهد داشت . هر چه زمان بیشتر میگذره این واقعیت برای همه حتی غربی ها و اعضای اتحادیه عرب و حامیان عملیات های تروریستی واضحتر میشه و تعلل اونها فقط قدرت چانه زنی اونها رو کمتر خواهد کرد . بنظر میرسه که مردم سوریه عملا نظرشون رو با اجرا و پشتیبانی از قانون اساسی جدید و تشکیل مجلس جدید نشون دادن . جنایات تروریستی مثل اونچه در الحوله گذشت چیزی از درستی و مشروعیت انتخاباتی که انجام شد و نمایندگان منتخبش کم نکرده و هیچگونه علائمی که نشون بده مردم از انتخابشون پشیمان هستند بروز نیافته . منتها تروریست ها و حامیان غربی و عربی اونها با اجرای سناریوی الحوله تلاش کردند در این مشروعیت پدید آمده توسط انتخابات مردمی خلل ایجاد کرده و مشروعیت اون رو از بین ببرن و برای مخالفین که بعد از انتخابات معلوم شد که از ابتدا هم در اقلیت بوده اند حس آمیخته با ترحم و حقانیت و مظلومیت ایجاد کنن و با اجرای عملیات روانی و جنگ نرم اوضاع رو به شرایط قبل از انتخابات و شروع اصلاحات برگردونن که در نهایت با مخالفت روسیه در شورای امنیت و گذشت زمان و روشن شدن تدریجی زوایای پنهان قضیه این پروژه با شکست مواجه شد . با اجرای انتخابات در سوریه و عدم مشارکت گروه های مخالف ولی شرکت اکثریت مردم و استقبال از اون ، مخالفین و حامیان غربی و عربی شون در حاشیه رفته و روندی ایجاد شد که در صورت اجرای آتش بس و ایجاد آرامش در فضای سوریه منجر به حذف کامل اونها از صحنه سیاسی سوریه می شد و اونها با اجرای سناریوی الحوله سعی در بهم زدن شطرنج و آرایش سیاسی بوجود آمده کردند . خواسته نهایی اونها این هست که می باید این مخالفین حذف نشن و در صحنه سیاسی سوریه براشون سهم ویژه ای در نظر گرفته بشه و بقای اونها در شطرنج سیاسی سوریه از طرف جامعه جهانی تضمین بشه تمام این اقدامات تروریستی اخیر و هیاهوهای بعد از اون بنظر من فقط برای اینه که نظام سوریه و حامیان اون مثل روسیه و چین و ایران و نیز مردم کشور سوریه رو متقاعد کنن که برای مخالفین سهمی در حکومت و چارچوب اجرایی و تقنینی سوریه در نظر بگیرن و این چیزی هست که با توجه به نظرات روسیه و چین بنظر میرسه که اونها با این امر مخالفن و خواستار بازگشت شرایط به پیش از این سناریو و ادامه روند قبلی هستند . من معتقدم که در حال حاضر برای همه بازیگران بین المللی روشن هست که نظام سوریه هرگز سقوط نمیکنه ولی در حال اجرای اصلاحاتی هست که صحنه و آرایش سیاسی سوریه رو برای آینده و برای همیشه تغییر خواهد داد . بنابراین همه بازیگران خواستار سهم متناسب خودشون هستند . در این بین مخالفین با عدم مشارکت در این روندی که مردم سوریه هم عملا نشون دادن که پذیرفتن و با حمایت و شرکت در انتخابات به اون مشروعیت دادن در حال حذف شدن تدریجی هستند . در کل بنظر من اوضاع برای مخالفین و حامیان غربی و عربی شون خیلی بد پیش میره و این دست و پا زدن ها هم بهمین علت هست که یا این حذفشون رو به تاخیر بندازن و یا اینکه بتونن وارد سیستم قدرت در سوریه بشن و پایداریشون توسط نظام سوریه و جامعه جهانی تضمین بشه . اما اینکه این مخالفین همه قدرت رو بدست بیارن چیزی هست که نه شرایط اون مهیا هست و نه جامعه سوریه پذیرای اون هست و نه حامیان قدرتمند سوریه این اجازه رو خواهند داد . به قدرت رسیدن اونها از طریق زور و اقدامات نظامی هم با توجه به بافت جامعه سوریه و حمایت مردمی اکثریت مردم از حکومتشون که اونو در انتخابات های اخیر نشون دادن و نیز حمایت جدی حامیان سوریه مثل روسیه و چین و ایران و بیم گسترش جنگ به کل منطقه کاملا منتفی هست . اشتباه مخالفین در این بود که در روند اجرای اصلاحات در سوریه مشارکت جدی و فعال نکردند شاید از این می ترسیدن که در این وزن کشی با حذف نهایی توسط مردم مواجه بشن اما در نهایت میتونستن در حد وزن خودشون در قدرت سهیم بشن . بنابراین سهم خواهی کنونی که با اقدامات دیر هنگام و تروریستی صورت میگیره در نهایت به جایی راه نخواهد برد . روند مشروعی که در سوریه با اجرای اصلاحات و انتخابات و استقبال مردمی و اجرای آتش بس کوفی عنان شکل گرفته منطقا با چند واقعه تروریستی و هیاهو و جنگ تبلیغاتی و رسانه ای نمیتونه متوقف بشه و در نهایت همه طرفها مجبور میشن که دوباره به طرح کوفی عنان برگردن معتقدم غرب نمیتونه با این اقدامات دیر هنگام صحنه شطرنج سوریه رو دوباره بطور دلخواه خودش بهم بزنه . نظام سوریه و حامیان بین المللی اون در نهایت می بینیم که با رد این سناریوی غربی و عربی هیچ چاره ای برای آمریکه و غرب و حامیان عربی شون جز بازگشت به طرح کوفی عنان نذاشتن . مطرح کردن احتمال تجزیه و یا جنگ داخلی در سوریه بمعنی پذیرش اقلیت بودن مخالفین هست و اینکه اکثریت مردم سوریه موافق اونها نیستن بنابراین اونها و حامیانشون تلاش میکنن که با تجزیه سوریه در مناطقی که طرفداران اونها بیشتر حضور دارن اونها رو بقدرت برسونن و یا اینکه مردم و نظام سوریه و حامیان اونها رو وادار به پذیرش نقش مخالفین و دادن سهم ویژ قدرت به اونها کنن . واکنش روسیه و چین نشون میده که این اجازه رو برای طرح در سازمانهای بین المللی نخواهند داد و بعلاوه تلاش مخالفین باعث بیشتر شدن کمک ها و حمایتهای اونها از نظام سوریه خواهد شد و بعلاوه اونها با تمسک به خواسته نامشروع مخالفین اعمال خودشون رو مشروع جلوه خواهند داد و حامیان مخالفین رو سرزنش و محکوم خواهند کرد . همسایگان سوریه هم چنین چیزی رو خواستار نیستند چرا که این طرح زنگ خطر رو برای خود اونها هم بصدا در خواهد آورد و در مورد خود اونها هم ممکنه در نهایت اجرا بشه . همچنین افکار عمومی جهان عرب با توجه به مسلمان بودن اکثریت قاطع مردم سوریه هرگز خواستار چنین چیزی نیست و در صورت طرح جدی این مباحث از سوی مخالفین و یا تلاش برای اجرای اون فقط باعث میشه که مخالفین حمایت افکار عمومی جهان عرب رو از دست بده و اونها در مقابل سرکوبشون از طرف دولت وادار به سکوت کنه
  23. [quote] هرچند كه شايد خيلي دير شده باشه، ولي راه حلي كه مي‌تونست به پايان بحران منجر شه، كناره‌گيري اسد از حكومت و تشكيل دولت موقت به سركردگي مخالفين معتدل و ميانه‌روي حكومت با شرط مثلاً حضور يك يا چند نماينده از حكومت اسبق در دولت موقت، تدوين مجدد قانون اساسي و سپس برگزاري انتخابات پارلمان و رياست جمهوري هست. تمامي اين موارد مي‌تونه با قول و وعده‌ي عدم تعرض به خاندان اسد باشه و تضمين‌هاي بين‌المللي كه امنيت در كشور رو تا برپايي مجدد حكومت برقرار كنن. در اين صورت بعد از يكسال كه قانون اساسي جديد آماده و پارلمان هم تشكيل شد، اسد هم مي‌تونه مثل يه شهروند عادي براي رياست جمهوري كانديدا بشه و اون زمان درصورت داشتن مقبوليت و مشروعيت، از طريقي قانوني و با ابزاري قانوني به قدرت برسه. اين، همون فرصت‌سوزي‌اي بود كه بشار اسد انجام داد و البته من نقش متحدين‌اش رو در انتخاب مسير غلط، بسيار بسيار بيشتر از نقش خود بشار اسد مي‌بينم. متحديني كه عملاً بشار اسد رو به سوي درگيري‌نظامي هل دادن تا شايد با امريكا يه تسويه حسابي داشته باشن و بخشي از توان نظامي و سياسي امريكا رو معطوف به اين ماجرا بدارن. طبيعتاً روسيه و چين از اين فرصت، براي كسب حداكثر امتياز ممكن از غرب بهره مي‌برن و نگاه حكومت ايران نيز نسبت به اين قضيه، ايدئولوژيك و برپايه‌ي امنيت ملي، مسئله‌ي محور مقاومت و البته شايد هم Final Conflict در قضيه‌ي فلسطين هست. اينجاست كه مي‌گم اسد، راهي غلط رو انتخاب كرد. چرا كه روسيه و چين هم مي‌دونن اسد دير يا زود رفتنيه. ولي آيا ايشان در حكومت پس از اسد سهمي خواهند داشت؟! تمامي شواهد و قرائن حاكي از اينه كه روسيه و چين تلاششون تضمين چنين مسئله‌اي هست و تمامي وعده و وعيدهاشون هم بيشتر براي خريدن زمان جهت رسيدن به توافقي مناسب براي حفظ منافع آتي‌شون در سوريه‌اس. والا شخص بشار اسد براشون از اهميت چنداني برخوردار نيست و اگه حكومت بعدي بتونه ضامن و حافظ منافع اين دو باشه، شك نداشته باشين كه به طرفه العيني سوريه رو خواهند فروخت. اما ايران ...![/quote] نشانه فضل میتونه این باشه که شخصی صورت مسئله رو بعنوان راه حل معرفی کنه و یا اینکه اونچه که اتفاق افتاده و یا بعنوان راه حل هایی شناخته شده معرفی شده و اجرا هم شده رو بعنوان نظرات شخصی خودش جا بزنه جالب اینکه برای روسیه و چین هم سیاست خارجی تعریف کنه و از نیت و درون اونها هم بیشتر از خود اونها مطلع باشه
  24. مفاد طرح پنج ماده‌ای بندربن‌ سلطان علیه سوریه طرح پنج‌ماده‌اي بندر بن سلطان بن عبدالعزيز، رئيس شوراي‌ عالي امنيت ملي عربستان سعودي، در صدد اين بود که سوري‌ها را اقناع کند که راه اصلاحات از داخل این دولت بسته است و تنها راه؛ شورش مردمی کامل برای براندازی اسد است. به گزارش مشرق، خبرگزاری "الشرق‌الجدید" در گزارشی به بررسی مفاد طرح شيطاني بندر بن‌سلطان، سفیر سابق عربستان سعودی در آمریکا علیه سوریه اشاره و اعلام کرده که وی به جرج بوش، رئیس جمهور سابق آمریکا وعده داده بود که براندازی بشار اسد، تنها دومیلیارد دلار پول و چهار ماه زمان نیاز دارد و این موضوع باعث می شود تا رئیس جمهوری در این کشور روی کار آید که قلب و ذهنش با آمریکا همراه باشد. این موضوع با هدف رسیدن به طرح خاورمیانه جدید مطرح شد که "کاندولیزا رایس" وزیر خارجه آمریکا آن را در جریان جنگ 33 روزه مطرح کرد. بندر اقدامات اجرایی این طرح را در دیدارهایی با "جفری فيلتمن" سفیر سابق آمریکا در بيروت بررسی کرد. بندر در آن زمان معتقد بود که بشار اسد، محبوبیت زیادی در داخل و خارج از سوریه دارد و نباید وی را دست کم گرفت، اما معتقد بود که باید هواداران اسد را به مخالفان وی تبدیل کرد. طرح بندر بن سلطان، مبتنی بر پنج ماده بود و به صورت راهبردي سعی داشت تا از تمایل مردم به آزادی و کرامت و رهایی از فساد و تمایل آنها به انقلاب سوءاستفاده کند و آنها را قانع کند که راه اصلاحات از داخل این دولت بسته است و تنهاراهکار، همانا شورش مردمی کامل برای براندازی اسد است. ماده‌های این طرح و راهبرد کلی عبارت بودند از: - شبکه های داخلی وخارجی: شبکه‌های داخلی شامل گروه های نظامی خفته بود که می‌شد آنها را در زمان‌ها مکان‌های مشخص بیدار کرد. مأموریت این گروه‌ها شلیک به سوی مردم و انفجار مکان‌های اقتصادی و نظامی و امنیتی برای فشار به دولت به بهانه انتقام از ارتش و نیروهای امنیتی بود. شبکه های خارجی در این طرح نیز همان قاچاق سلاح و مواد منفجره و نیروهای مبارز با اعتقادات بنيادگرایانه وسلفی به داخل سوریه از طریق خاک اردن و لبنان و سایر کشورهای همسایه است. - شبکه های اطلاع‌رسانی با رویکرد آمریکایی: این شبکه‌ها به دنبال ایجاد فتنه مذهبی و قومی در کشور برمی‌آیند و از طریق ایجاد شایعه و فیلم‌ها و تصاویر ساختگی بین ارتش و دولت نیزفتنه ایجاد می‌کردند. آنها می بایست چهره بی اخلاقی از دولت و ابزارهای آن در میان افکار عمومی جهانی و منطقه ای نشان دهند و این گونه وانمود کنند که دولت اسد به کشتارمردم بی‌گناه که به دنبال ابراز نظر خود در مورد تغییرات مسالمت‌آمیز هستند، دست می‌زنند. در این راستا همچنین باید مردم تحریک شوند تا به خیابان ها بریزند و به جنایاتی که گروه‌های مسلح تروریستی در این کشور انجام می‌دهند، اعتراض کنند. از سوی دیگر باید این شایعه در میان مردم پخش شود که یگان چهارم ارتش که ریاست آن را ماهر الاسد برادر بشار بر عهده دارد، به سوی مردم مستقیماً شلیک می کند. - تجهیزمخالفان: این ایده بعد از آن مطرح خواهد شد که افکار عمومی قانع شوند دولت علیه مردم بی‌دفاع از خشونت استفاده می‌کند و چاره ای جز تجهیز گروه‌های مخالف سوریه برای دفاع از خود نیست. - محاصره اقتصادی ودیپلماتیک: این طرح شامل اعمال تحریم های اقتصادی به سوریه برای اجبار سرمایه داران آن به تغییر موضع در قبال دولت است. در زمینه دیپلماتیک نیز عضویت سوریه در اتحادیه عرب تعلیق می شود و سفرای سوریه در خارج اخراج می شوند و سفرای کشورهای مختلف نیزاز سوریه احضار می شوند. - جدا کردن مثلث "حاکمیت ـ ملت ـ ارتش": شکاف در میان نظام از طریق شکاف در حزب حاکم بعث صورت می گیرد؛ در این راستا برخی روزنه ها از جمله فساد مالی و اداری و سرکوب آزادی های سیاسی مورد سوء استفاده قرار می گیرد. تجزیه مردم نیز از طریق فتنه های مذهبی انجام می شود و ایجاد شکاف در ارتش نیز از طریق ایجاد ارتش آزاد سوریه صورت می گیرد که مأموریت آن ایجاد شکاف در ارتش و عضو گیری از درون آن خواهد بود، در این صورت اسد تنها گارد ریاست جمهوری را در اختیار خواهد داشت که از آن هم نمی تواند استفاده کند، چرا که ارتش در مقابل وی می ایستد و وی را در سختی و تنگنا قرار می دهد. این مقاله تصریح دارد که اين طرح، در ابتدای راه موفقیت هایی را به دست آورد، اما حکمت و درایت بشار اسد و تقابل وی با این طرح باعث شد که میان تظاهرکنندگان مسالمت‌جو و گروه‌های تروریستی مسلح جدایی بیفتد و شبکه های داخلی آنها شناسایی و تحت تعقیب قرار گیرند. از سوی دیگر قرار گرفتن برخی قدرت‌های منطقه ای و جهانی در کنار حاکمیت سوریه و مبارزه آنها با طرح های آمریکا و عربستان سعودی فشارها علیه دولت سوریه را کم کرد و کار به جایی رسید که طرح عنان در تاریخ 11 ماه جاری میلادی به اجرا گذاشته شد. به این ترتیب بود که سوریه موفق شد از بحرانی که برای آن تراشیده شده بود، با موفقیت خارج شود. http://www.rajanews.com/detail.asp?id=123673
  25. چه کسی به تظاهرات‌ مردمی در سوریه شلیک کرد؟ یک تحلیلگر امور خاورمیانه با بررسی موشکافانه واقعیت‌های سوریه تاکید کرد که آنچه تاکنون علیه دولت سوریه و حمله به مردم گفته شده داستانسرایی و دروغ است و اسناد و مدارک این را ثابت می‌کند. به گزارش فارس، هر روز که بیشتر از بحران سوریه می‌گذرد، جنبه‌های جدیدتری از عمق توطئه علیه سوریه و از سویی دیگر حقیقت آن روشن‌تر می‌شود. رنده قاسم در پایگاه خبری جمل در گزارشی که به نقل از میدست شافل ارائه کرد، به این موضوع پرداخت که حقیقتا چه کسی در تظاهرات‌های آرام اول بحران سوریه، به مردم بی‌دفاع شلیک و حمله کرد. شارماین ناروانی روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی امور خاورمیانه و مدرس دانشکده انتونی در دانشگاه آکسفورد و کارشناس ارشد امور بین‌الملل از دانشگاه کلمبیا و کارشناس مطالعات خاورمیانه، نگارنده این گزارش است که به همین موضوع پرداخت. ناروانی نوشت: در میان دروغ‌هایی که بازتاب واقعی و درست اتفاقات سال گذشته سوریه را با مانع روبه‌رو کرد، هیچ یک به اندازه این دروغ که گفته شد «دولت سوریه به مردم معترض بی‌دفاع گلوله جنگی شلیک کرد، پس گروه‌های معارض تصمیم گرفتند از خود دفاع کنند» وحشیانه‌تر نبود که برای ساقط کردن نظام سوریه گفته شد. نویسنده افزود: به‌عکس، دلایل روشنی وجود داشت که گروه‌های مسلح مردم را هدف گرفتند و حتی نیروهای امنیتی و غیرنظامی را هم در خلال چند هفته اول مارس 2011 کشتند. در گزارشی که قبلا درباره فهرست کشته‌شدگان سوریه نوشتم به کشته شدن 9 سرباز سوری در بانیاس در دهم آوریل 2011 پرداختم که دلیلی محکم بر خشونت متعمدانه مخالفان بود. نادیده گرفته‌ شدن این اطلاعات از عرصه امنیتی، موجب شد که روایتی ناقض از اتفاقات سوریه شکل بگیرد. علاوه بر این داستان‌سرایی دروغ، با برانگیختن احساس خشم علیه خشونت یکجانبه ادعایی از طرف دولت سوریه، مستقیما سبب تشدید بحران سوریه و تحریک مخالفان شد تا جایی که قضاوت‌هایی نادرست کردند که هرگونه مناقشه منطقی را درباره سوریه در نطفه خفه می‌کرد. اما طولی نکشید که در چند ماه بعد این داستان‌سرایی‌ها روشن شد چرا که تصاویری از افرادی تا بن‌دندان مسلح منتشر شد که به کارهای خود افتخار می‌کردند. یاوه‌گویی‌ها جهادی‌ها در اینترنت درباره گروه‌های مسلح در سوریه و انفجارهای انتحاری در دمشق و حلب و اکنون ندای القاعده برای دعوت به این درگیری، تحلیلگران سیاسی غرب را مجبور کرد که بر خلاف میل خود اعتراف کنند که بحران سوریه دو طرف دارد. ناگهان در مسیر گفت‌وگو درباره سوریه تحولی ناخواسته روی داد. اما مخالفان نظام هشیار بودند که تاکید کنند که فضای جدید به وجود آمده اصلا ناقض این فرض اصلی نیست که می‌گویند دولت تظاهرات‌کنندگان مسالمت‌جو را سر بریده است. این یعنی اینکه مخالفت مسلحانه بعد از آغاز اعتراضات و دیر وارد وارد جدول زمانی بحران سوریه شد. بر اساس آنچه گفته شد، فقط در آغاز سال 2012 در رسانه‌ها اشاره‌هایی به حضور شبه‌نظامیان مسلح شد و دائما در قالب داستان‌سرایی دروغ، مانند آنچه در روزنامه نیویورک‌تایمز آمد، گفته می‌شد که مقاومت مسلحانه در سوریه برای دفاع از خود تازه شروع شده است. [یعنی 10 ماه پس از آغاز حقیقی آن]. شاید استعفای علی هاشم از شبکه الجزیره قطر در ماه گذشته میلادی در شرایط عادی تعجب‌برانگیز نباشد اما خبرنگار شبکه در بیروت، یکی از کارمندانی بود که پست الکترونیکش هک شد و ناخرسندی شدید روزافزون او از شبکه تلویزیونی‌اش در پوشش اخبار سوریه و جانبداری آن [از گروهک‌های مسلح] را فاش کرد. اما بمب خبری که او منفجر کرد، خروجش از این شرکت رسانه‌ای ناآرام را تحت الشعاع قرار داد زمانیکه گفت الجزیره پخش تصاویری از ده‌ها فرد مسلح را که در حمله به اراضی سوری در می 2011 نقش داشتند، نپذیرفته است. علی هاشم همچنین گفت که ا و تیم خبری‌اش همچنین شاهد ورود گروه‌های مسلحی به سوریه در سه هفته پیش بوده‌اند یعنی در آوریل 2011 و توانسته‌اند از آنان تصویربرداری کنند و برخی سلاح‌های آنان را که شامل کلاشینکف و آر‌پی‌جی بوده است، به تصویر بکشند. این خبرنگار با پخش این تصاویر در دستگاه رایانه شخصی خود در کافی‌شاپی در بیروت تشریح کرد: من دو تصویر را دارم. تصویری که الجزیره آن را قبول نکرد پخش کند و آن یکی که زنده پخش کرد و من داشتم گزارش می‌کردم که افراد مسلحی را دیده‌ام که با ارتش سوریه درگیر شده‌اند. اما آنچه روی صفحه زیرنویس می‌شد کاملا عکس این بود. آن اتفاق در تلکلخ در مرز سوریه و لبنان و در قسمت خاک سوریه بود که شبه‌نظامیان شلیک می‌کردند که اگر شما تصاویر را مقایسه کنید می‌بینید که آنان در آن منطقه نبودند. علی هاشم و تیم او اهمیت این بخش خبری را نادیده نگرفتند. برای همین شگفت‌زده شدند وقتی مسئول خبری الجزیره با تلفن به آنان گفت: فراموش کن که افراد مسلحی در آنجا بودند. هاشم این را رد کرد و برای آرام کردن خود و دفاع از اخلاق حرفه‌ای تاکید کرد که وی می‌تواند زنده صحبت کند و گزارش بدهد اما الجزیره تصویر را پخش نکرد و تنها صدای هاشم منتشر شد که بعدا شبکه الجزیره اعلام کرد که اشتباه صورت گرفته است. نویسنده افزود: مهم این است که آیا تصاویر هاشم می‌تواند نگاه حاکم بر سوریه را تغییر دهد؟ انگیزه‌های اندکی نزد برخی رسانه‌های اساسی وجود دارد که داستان‌پردازی صورت گرفته را تصحیح کنند که با این کلمات تغذیه می‌شود: دیکتاتور بد است، تظاهرات‌کنندگان مسالمت‌جو، تغییر نظام و پایان خوب. در حقیقت آنچه مایه خشمگین شدن است این است که این رسانه‌ها چگونه به کار خود ادامه می‌دهند و گروه‌های حقوق بشری و سازمان‌های دولتی و غیردولتی از این داستان‌پردازی و دروغ‌ها حمایت می‌کنند. برای نمونه، کشته شدن 9 افسر سوری در بانیاس در آوریل گذشته در شبکه‌های الجزیره و بی‌بی‌سی و روزنامه گاردین و رسانه‌های دیگر اینگونه منتشر شد «فعالان» سوری گزارش کردند که این افسران چون دستور همکاران خود را برای شلیک به مردم سرپیچی کرده‌اند، اعدام شدند. اما اگر در پایگاه اینترنتی «یوتوب» جست‌وجو کنید خواهید دید که اجساد کسانی هست که طرفدار نظام سوریه هستند. گروه‌های حقوق بشری وقیح‌تر از اینها هستند زیرا خشونت گروهک‌های مسلح سوریه را نادیده می‌گیدند. نیل ساموندز یکی از اعضای همین گروه‌ها و کارشناس امور سوریه که در عفو بین‌المللی شاغل است، در شبکه بی‌بی‌سی هیچ اشاره‌ای به خشونت این گروهک‌ها نکرد. نویسنده افزود: از شانس بد او من نامه‌نگاری طولانی او و یک فعال سوری را دارم که به تفصیل از کشتار و شکنجه و خشونت گروهک‌های مسلح صحبت می‌کند و فعال سوری از او خواهش می‌کند که در این جنایات تحقیق کند و در زمان انتشار گزارش، بدان اشاره کند. در بیستم مارس سازمان دیدبان حقوق بشر بین‌المللی گزارشی غیرقابل انتظار از این موضوع منتشر کرد. این سازمان، اولین مرکزی بود که بر روی خشونت گروهک‌های معارض در سوریه متمرکز شد اما همانطور که پیش‌بینی می‌شد، داستان او هم متعلق به یک خط زمانی دیگر بود و ادعا کرد که گروهک‌های مسلح مدت زمان طولانی پس از آغاز اعتراضات بروز یافت. این سازمان در گزارش خود اعلام کرد: حرکت اعتراضی در سوریه تقریبا تا سپتامبر 2011 مسالمت‌آمیز بود. از آن زمان به بعد رسانه‌ها و گزارش‌های خبری از تعداد زیاد فراریان از ارتش و ساکنان محلی خبر دادند که به سلاح پناه بردند و ادعا کردند که آنان در مقابل حملات نیروهای امنیتی از خود دفاع می‌کنند یا به ایست‌های بازرسی و مراکز امنیتی در شهرها حمله می‌کنند. نویسنده گزارش افزود: زمانیکه به اول سولواگ پژوهشگر سازمان دیدبان حقوق بشر درباره این تناقض زمانی صحبت کردم به من گفت: تفاوت در کلمه «غالبا» است. ما نمی‌گوییم که اصلا خشونتی علیه نیروهای دولتی نبوده است. آنچه ما مشخص کردیم این است که خشونت علیه دولت به صورت سازماندهی شده پس از آن افزایش یافت. در حقیقت سولواگ اعتراف کرد که دیدبان حقوق بشر نمی‌تواند به طور قاطع درباره خشونت مخالفان در مراحل اولیه حرکت اعتراضی در سوریه صحبت کند. او گفت: ما وجود خشونت علیه دولت در قبل از ماه سپتامبر (شهریور گذشته) را ثبت کردیم که علیه سربازان و غیرنظامیان به اسارت گرفته شده اعمال شده است. اما او محتاطانه گفت: اما این امر حمله به تظاهرات‌کنندگان را توجیه نمی‌کند. سپس با این اعتراف مرا غافلگیر کرد که :حتی اگر میان جمعیت گاهی سلاح بوده و به نیروهای دولتی شلیک کرده باشند. نوسنده افزود: برای همین اعتقاد دارم که تصویربرداری علی هاشم باید نمایش داده شود. دیگر وقت آن رسیده است که حقایق سوریه درباره بحران این کشور بازخوانی شود. از روز اول و به دور از تصورات قبلی که ناشی از تصور خیر در برابر شر بود. شاید درگیری در سوریه بیش از آنکه به خودش مرتبط باشد به طمع‌ورزی‌های ژئوسیاسی دیگران ارتباط دارد. این را بخوبی خواهیم فهمید اگر به آوریل گذشته (2011) بازگردیم و دریابیم که چه کسی به تظاهرات‌های صلح‌آمیز مردم در سوریه حمله کرد. آیا نظام بود یا کسانی که به دنبال تغییر نظام هستند؟ باید از ابتدا بخوبی حقایق را بررسی کنیم که چه کاری در سوریه کورکورانه و گنگ خواهد بود. http://www.rajanews.com/detail.asp?id=123029[size=18][/size]