Recommended Posts

ویدئو : ایران در واکنش به حمله آمریکا کجا را خواهد زد؟ پاسخ تحلیل‌گر CIA

 

لری سری جانسون تحلیل گر سابق سی آی ای با اشاره به اینکه آمریکا تصور می‌کرد ایران ضعف شده و بهترین زمان ضربه زدن است، گفت: «ما فکر کردیم می‌توانیم به ایرانیان زور بگوییم اما این تفکر، حاصل برآوردهایی اشتباه است. حمله آمریکا به ایران مساوی با به آتش کشیده شدن میادین نفتی عربستان است، اتفاقی که جهان را با جهش تورمی سنگینی مواجه خواهد کرد و این فاجعه بار خواهد بود...» با زیرنویس فارسی می‌بینید و می‌شنوید.

 

لینک ویدئو :

منبع

  • Like 1
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ویدئو : برآورد کارشناس نظامی مطرح آمریکایی از مدت زمان، بودجه و تلفات جنگ با ایران .

 

سرهنگ لارنس ویلکرسون از فرماندهان پیشین نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا و رئیس دفتر وقت ژنرال کالین پاول وزیر امور خارجه دولت جورج بوش پسر، با لحنی تند به ارزیابی جنگ افروزی تازه آمریکا در خاورمیانه پرداخته و تاکید کرده که بمباران‌های یمن موثر واقع نخواهد شد و آمریکا برای توقف یمنی‌ها مجبور به لشکرکشی زمینی است؛ موضوعی که خط قرمز دونالد ترامپ است. ویلکرسون درباره ایران نیز نظر مشابهی دارد و با اشاره به اینکه ایران یکی از نیرومندترین امپراتوری‌های تاریخ بشریت بوده که می‌توانست صدام حسین را نیز شکست دهد، تاکید می‌کند جنگ با ایران ده سال به طول می‌انجامد و سه تا چهار تریلیون دلار هزینه خواهد داشت و برآوردی نجومی از تلفات نظامیان آمریکا ارائه می‌دهد. با زیرنویس فارسی می‌بینید و می‌شنوید.

 

لینک ویدئو :

منبع

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اگه 200-300 فروند سوخو 30 و 35 (اگر یک گردان درنای سفید هم میداد روسیه که محشر میشد) می داشتیم و با دو گردان سوخت رسان همراه می کردیم، میتونستیم خاک جزیره دیه گو گارسیا رو به توبره بکشیم اونم دوبار تا این قمارباز اینطور برامون رجز نخونه!

 

https://www.darizeh.ir/wp-content/uploads/2023/07/tu-160_9fda3a664d74e621_b.jpg

  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
14 hours قبل , aminf14 گفت:

اگه 200-300 فروند سوخو 30 و 35 (اگر یک گردان درنای سفید هم میداد روسیه که محشر میشد) می داشتیم و با دو گردان سوخت رسان همراه می کردیم، میتونستیم خاک جزیره دیه گو گارسیا رو به توبره بکشیم اونم دوبار تا این قمارباز اینطور برامون رجز نخونه!

 

https://www.darizeh.ir/wp-content/uploads/2023/07/tu-160_9fda3a664d74e621_b.jpg

 

اگه ۱۰ تا ناوگروه هواپیمابر هم داشتیم که کنار ساحل شرقی و غربی آمریکا مستقر میکردیم هم خوب میشد

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

GhaFlH0W0AA_-7k.jpeg

 

بمب افکن B-2 با سرعت ۹۰۰ کیلومتر بر ساعت نزدیک به ۴ ساعت باید فاصله ۴۸۰۰ کیلومتری را پرواز کند تا به نزدیکترین منطقه مرزی ایران برسد (هر چند به احتمال موشک های کروز را از فاصله هزار کیلومتری شلیک کند)  این عملیات فرضی، قطعا بصورت ترکیبی با دیگر وسایل هوایی  حاضر در  منطقه خواهد بود و جنگنده ها هم به صورتی پرواز خود را تنظیم خواهند کرد که  هم زمان با همین فاصله چهار ساعته برخواسته و عملیات انجام دهند. اگر ماهواره تصویر برداری به تعداد مطلوب داشتیم می‌توانستیم پرواز این بمب افکن ها به سمت ایران را شناسایی کنیم و در نتیجه تعداد زیادی پهپاد ضد هوایی شاهد23۷ را به سمت دریای عرب پرواز می‌دادیم. این پهپاد ها احتمالا در برد بالای 1000 کیلومتر می‌توانستند درگیر شوند. و حتی بهتر  بود که نسخه برد بلند تری هم از این پهپاد در اختیار داشتیم که برای همین منظور پدافندی استفاده میشدن. برای اهداف نزدیک هم پهپاد ۳۵۹ می‌توانست کمک کند. قسمت عجیب برد کم اعلامی این پهپاد است که فقط 150 کیلومتر اعلام شده این در حالی است که به احتمال این پهپاد از پلتفرم موشک کروز پاوه استفاده می‌کنه و با پهنای بال بیشتر قابلیت پروازی بهتری هم باید ارائه بده که احتمالا این محدودیت به بحث ارتباطی بر میگرده. در هر صورت همین پرواز در برد زیاد هم مجدد نیاز به ارتباط امن ماهواره ای داره. وقتی این پهپاد ها در تعداد زیاد در نقش مزاحمت هوایی وارد عمل بشن کار برای اسکادران های حمله کننده دشمن خیلی سخت میشه و مجبورند تمهیدات ویژه تری انجام بدهند که همین باعث تضعیف طرح عملیات و ایجاد فرصت برای ما و یا یک جنگنده ای مثل سوخو35 در آینده میشه. این پهپاد ها با شناسایی اپتیکی خود می‌تونند محل هواگرد های دشمن رو هم به پدافند هوایی و جنگنده های ما گزارش کنند(جنگ شبکه محور) و موشک های برد بلند پدافندی با هدایت فعال به سمت این پرنده های متخاصم شلیک شود. بجای این پهپاد های بزرگ میشود یک پهپاد مادر برد بلند را به منطقه فرستاد که چند پهپاد کوچکتر با خود دارد و به این طریق پهپاد مادر نقش رله را هم بازی خواهد کرد و این پهپادهای کوچک به سمت هواگرد های دشمن حمله میکنند. از هوش مصنوعی هم میشود برای این موضوع کمک گرفت و پهپاد ها در بحث درگیری و شناسایی و ... خود مختار شوند. برای کمک به بخش شناسایی در خلا رادار ها و آواکس میتواند از ایده اوکراینی Gekata استفاده کرد.

 

 

IMG_20250330_135022.jpg

 

 

ویرایش شده در توسط Navard
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
6 hours قبل , RElectron گفت:

 

اگه ۱۰ تا ناوگروه هواپیمابر هم داشتیم که کنار ساحل شرقی و غربی آمریکا مستقر میکردیم هم خوب میشد

دوست گرامیم:

کشورهای رقیب ما در منطقه که در حد ما هستند شامل ترکیه ، عربستان سعودی ، پاکستان، رژیم صهیونیستی و حتی مصر اند. حالا نگاهی به جنگنده های شاخص این کشورها و حکومت ها بندازیم:

  • ترکیه: 240 فروند اف 16
  • عربستان سعودی: اف 15 : 211 فروند، تایفون: 54 فروند، تورنادو: 81 فروند
  • پاکستان: اف 16 و جی اف 17 
  • رژیم صهیونیستی: اف 15: 77 فروند، اف 35: 52 فروند، اف 16: 175 فروند
  • مصر: رافال: 24 فروند، اف16: 218 فروند، میگ 29 ام: 43 فروند، میراژ 2000: 19 فروند

حالا خودتون قضاوت کنید ما باید چه نیروی هوایی داشته باشیم که بتونیم در حد کشورها  حکومت های رقیب و دشمنمون در منطقه باشیم. در ناوگان ما فقط دو هواپیمامون متعلق به نسل 4 هستند. آیا چند فروند اف 14 به عنوان جنگنده رهگیر  و 30-40 فروند میگ 29 که صرفا میتونیم بر توانایی شون به عنوان یک جنگنده رهگیر نقطه ای تکیه کنیم میتونه هماورد خوبی در مقابل این رقبا و تهدیدات باشه؟ وقتی این کشورها و حکومت ها جنگنده نسل 5 و نسل 4.5 دارند، داشتن ناوهواپیمابر  پیشکش، داشتن جنگنده مولتی رول نسل 4 و نسل 4.5 که نباید برای ما آرزو و مایه حسرت باشه. ما 46 ساله نیروی هوایی مونو تقویت نکردیم حالا به چه دلیلی الله اعلم و جای بحث داره ولی ناوگان کنونی فرسوده است و در مقابل رقبا و دشمنان حرفی برای گفتن نداره و این مورد هم در توان تهاجمی نیروهای رزمی  ما و هم توانایی حفظ حریم هوایی و برتری هوایی نقش منفی زیادی داره.

 

ویرایش شده در توسط aminf14

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 8 فروردین 1404 در 12:41 , Navard گفت:

 

  حمله به یمن را منتفی نمی‌دونم اما حقیقتا نباید سطح تهدید را تقلیل یافته دانست . بی-۲ جز موثر ترین تسلیحاتی است که میتواند علیه ما استفاده شود.

 

 

قطعا همینطوره. تهدید جدی است و به نظر من برای همین ما باید اصولا تاب آوریمون را زیاد کنیم برای چنین جنگی. توان تهاجمی دشمن را نمیشه انکار کرد حتی به صورت مستقل. احتمالا کاملا به چنین طرح هایی ( که البته این فقط بخشی از توانشون هست، اگر زیردریایی ها و ناوگان کروز ها و پرنده های مزاحم و مغشوش در ناوگان هوایی همسایگان و ده ها مورد دیگه را هم اضافه کنیم میبینیم که دشمن میتونه ضربات جدی ای به تمام تاسیسات عمدتا روزمینی ما وارد کنه حتی در مرحله اول اگر نخواد فراتر از تاسیسات نظامی بره )

 

ترامپ آدم ابلهی است ( به معنای خاصش ) و ذهنش فیلترهای چندانی از لحاظ هوشی و سیاسیت و لفافه و اینها نداره. سخنان امروزش هم ( بمبارانی که هرگز نظیرش را ندیدند ) علاوه بر ادبیات خاصش و واژگان محدودش که منجر میشه تنها با صفات تفضیلی! بخواد چیزی را شرح بده نشون میده که پشت پرده و در اتاق های مشاوره بهش چنین طرح هایی را ارائه میکنند که اون هم ذوق زده اعلامش میکنه به این شکل.

 

منتهی ما چاره ای نداریم. وقتی از تهدید اطلاع داشته باشیم باید به راهکاری برسیم و البته حد تسلیم را در حوزه های گوناگون نظامی در نظر بگیریم. یعنی فرضا یمنی ها میدونند در برابر جنگنده ها تسلیم ان. بنابراین برنامه ریزی هاشون بر مبنای این حد تسلیم هست. در لبنان چنین نبود ( یا نشد ) حد تسلیم پهپادهای دائمی بودند که برای این حد تسلیم اگر در نظر گرفته شده بود راهکاری وجود نداشت. حالا ما اگر حد تسلیم را مثلا حضور بمب افکن ها و تسلیحات دورایستا در فاصله 100 تا 2000 ( تامهاوک ها ) فرض کنیم باید فکری برای پدافند غیرعامل بکنیم در کنار قدرت تهاجمی پایدار در برابر این حد تسلیم. یعنی بتونیم با وجود این تهدید و مثلا هدف قرار گرفتن همزمان 2000 نقطه در عوض 1000 نقطه دشمن را هدف قرار بدیم ( پایگاه های نظامیشون در خاک اعراب واقعا دیگه اهمیتی نداره قطر و کویت چه فکری میکنند یا نخست وزیر عراق چه گله ای میکنه و میخوان مشارکت کنند در کاری یا نه بعد هدف قرار گرفتن 2000 نقطه از کشور ما )

هر چند ما لبنان و سوریه را از دست دادیم تا حدی و صهیونیستها معتقدن یمن هم از دور خارج شده ولی عراق همچنان با تمام خیانت هاش نیرهای مقاومت هر چند به ظرم قبل از هر حمله ای سعی میشه خثی بشند ولی روی زمین حتی تیغ تیزی هستند علیه پیاگاه های امریکایی و سفارت امریکا. ( قطعا اگ حمله ای در کار باشه برای همه اینها فکری میکنند چه من معتقدم از جای سید همونطور که خودشون و وزراشون بارها گفتند مدتها بود اطلاع داشتند ولی تنها و تنها ماجرای پیجر ها ( و اطمینان از خنثی شدن قدرت تهاجمی حزب الله با از رده خارج کردن نیروهای عمل کننده میدانی ) و راحت شدن خیالشون از بازدارندگی تهاجمی حزب الله بود که مجابشون کرد بهترین وقت برای ترور سید هست.

 

 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 hours قبل , alala گفت:

قطعا همینطوره. تهدید جدی است

با سلام

قصدم این نیست که نفوس بد بزنم

ولی قرار گرفتن یکسری اتفاقات مثل قطعات پازل کنار هم معنی نه چندان خوبی برای ما به همراه داره.

 

ترامپ بعد از ۴ سال دوباره برگشته، با تجربه ی برجام و خروج از اون (موفقیت نسبی در تحت فشار گذاشتن ایران) - با تجربه ی مذاکرات با کره شمالی (شکست) - با تجربه ترور شهید سلیمانی (پیروزی - علی الظاهر) - با سابقه ی تهدید رهبری ایران و با سابقه ی تهدید منافع حیاتی در سال ۹۸ - آشوب های ۹۸ و ۴۰۱ - با دیدن تجربه ی ترور های موفق سال گذشته (شهیدان هنیه - نصر الله - ترور های پیجری - که یک نتیجه ش ممکنه ترسوندن و فراری دادن بشار اسد به روسیه هم باشه - و سانحه برای رییس جمهور که اگه یک درصد محال سو قصد بوده باشه به نیت ضربه زدن به «ایران» در بالاترین سطوح در دسترس بوده بدون اینکه عواقبی ناشی از تلافی مستقیم شامل حال منحوس نتانیاهو و سران ر.ص بشه به علاوه ی تاثیر گذاری در قدرت، لحن و مواضع  ایران در قبال مسئله درگیری در منطقه و بحث هسته ای - پارسال صحبت از احتمال تغییر دکترین هسته ای بود که توسط مسئولین مطرح میشد. و یا احتمال انفجار منطقه که توسط شهید امیرعبداللهیان مرتب به طرف مقابل گوشزد میشد)

 

با توجه به نتایجی که خودش در آخرین رویارویی با ما گرفته و با توجه به تجربه های دیگرش در موضوعات دیگه (که بالاتر اشاره کردم)

با دیدن نتایج بالارفتن شانس پیروزی خودش بعد از ترور ناموفقش در سال گذشته

به نظرم قمار باز لقب شایسته ای بود که به این شخص داده شد (گرچه شاید اون موقع در عرصه ی سیاسی برای من عامی قابل درک نبود - بیشتر یک تاجر و دلال Redneck)

 

و با توجه سابقه ی بدش در ارتباط گیری با تروریست های فرقه ی رجوی 

قمار بعدی ترامپ میتونه هدف قرار دادن مراکز تصمیم گیری در نظام و سران باشه

با هدف تغییر در نگرش به روابط ایران و آمریکا و ارعاب مردم و مسئولین و یک مذاکره ی سریع، وسیع و تحت فشار (حتی به کمک عوامل نفوذی احتمالی و یا طرفدار غرب)

 

سال ۹۸ هم بعد از آماده سازی های فراوان و جابجایی های گسترده، در نهایت تنها دو موشک از پهپاد آمریکایی شلیک شد و متاسفانه ضربه ی بزرگی به ما وارد شد.

و در برابر پاسخ ما، بهای چندانی پرداخت نکرد.

 

 حال، چقدر این احتمال وجود داره

که جابجایی های اخیر - ولو به قیمت درگیری مقطعی در جنوب و غرب به هدف گیری رهبریت نظام و افراد تاثیر گذار منجر بشه

این در ظاهر برای ترامپ ممکنه هزینه ی کمتری به نظر بیاد

تا هدف گیری مراکز هسته ای و موشکی در مقیاس وسیع

یک شعبده در جنوب 

و یک قمار در شمال

ویرایش شده در توسط YEQ
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوستمون نظرش درسته. تجربه قبلی و تدارکات ترامپ چه از نظر نظامی و چه فشار اقتصادی دورنمای خوبی رو به ایران ما نشون نمیده.

 فقط سه نکته جزئی:

  • اول اینکه شرایط و مسیر اینقدرم که ترامپ فکر میکنه سرراست نیست یعنی طوری نیست که بتونه یه شبه بین روسیه - اوکراین صلح برقرار کنه، همونطور که وعده داده بود غزه رو به جهنم تبدیل کنه یا آتش جهنم رو روی این شهر رنج دیده خالی کنه و همچنین یه جنگ تمام قد با ایران رو بدون هیچ عواقب و مخاطراتی انجام بده.
  • تجربه نبرد خلیج فارس و دست دست کردن صدام و شکست مطلقش ، کشورهایی مثل مارو ترسونده که اگه شاهد تجمع نیروهای خارجی در مرزهای کشورمون بودیم به سمت اقدام پیشگیرانه بریم. شایدم به خاطر همین باشه که این اقدامات ایذایی ایالات متحده در جزیره دیه گو گارسیا است نه عین الاسد عراق یا پایگاه های قطر و بحرین که دم گوش ما هستند و به راحتی می تونن مورد حمله قرار بگیرن.
  • مورد سوم اینکه برخلاف نظر دوستان که ترامپ رو قمارباز و تاجر میدونن من این فرد رو در کله خری و اقدامات خلق الساعه مثل بوش و حتی بالاتر میدونم ولی باز نباید از گفتار ترامپ به عنوان هارت و پورت و رجزخوانی به قصد خالی کردن دل دولتمردان ایران و چیدن میوه این تهدیدات در میز مذاکره غافل بود.ترامپ به جز علت زمینه چینی دیپلماتیک که میشه گفت داره انجام میشه، اگر مثل بوش تصمیم قطعی برای جنگ داشت دنبال این نامه نگاری و ارتباط گرفتن نبود .

الا ایحال اگر بخوام از عرایض بالا نتیجه بگیرم باید بگم

  • دولتمردان و سران حکومت ما باید حواسشون باشه نه مثل نبرد 7 اکتبر ناخواسته و ناآماده خودشون رو بندازن در ماجرایی که لطمه زیادی برای کشور وموقعیت ما در منطقه داره
  • و نه اینکه اینقدر از هارپ و پورت ترامپ بترسن که با رجز این فرد بندو به آب بدن و کامل تسلیم شن یا تعهدی رو بدن که بعدا بشه دردسر برمون و غرب ول کن اون بهانه یا تعهد نباشه.
ویرایش شده در توسط aminf14

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آمریکا نقل و انتقالات دیگر و مداومی رو داره به منطقه ماموریت سنتکام انجام میده. پاتریوت از کره جنوبی که خود منطقه پر تنشی هست به خاورمیانه منتقل شده که قطعا این اقدام طبیعی نیست تعدادی a-10 هم به منطقه منتقل شدن. بین ما و یمن و حشد الشعبی هر کدام مستعد تر از دیگری برای اقدام تهاجمی آمریکا هستیم. تا آمدن ناو هواپیمابر دوم آمریکا فرصت هست. دست ما باید تو فضا باز تر میشد. برنامه فضایی ما خیلی کند پیش می‌ره. باید بر روی اقدامات ضد ماهواره کار کرد و رونمایی هم کرد. این مورد میتواند آمریکایی هارو شدیدا دچار تنش فکری کند. توجه کنید که طبق تصاویر ماهواره ای گمانه زنی میشود که نیمی از ناوگان بی ۲ در منطقه اقیانوس هند حضور دارند.

 

پ ن:

در ماه های اخیر هم طرح هایی از حمله به ایران منتشر شده که اسرائیل اقداماتی مشابه با جنگ لبنان رو در ایران پیاده می‌کنه. حملات سایبری و خرابکاری های سنگین و اقدامات تروریستی و حملات وشک آور سنگین ....

(کتاب ماموریت الهی اسرائیل علیه ایران و طرح شوک و هیبت)

ویرایش شده در توسط Navard

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آمریکا نقل و انتقالات دیگر و مداومی رو داره به منطقه ماموریت سنتکام انجام میده. پاتریوت از کره جنوبی که خود منطقه پر تنشی هست به خاورمیانه منتقل شده که قطعا این اقدام طبیعی نیست تعدادی a-10 هم به منطقه منتقل شدن. . .                      با توجه به این اخبار چقدر احتمالش وجود داره که تدرکات نه برای حمله بلکه برای منصرف کردن حمله ما به اسراییل و در صورت انجام کاهش اثر بخشی حمله ی ما انجام می دن

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
6 hours قبل , mellon گفت:

آمریکا نقل و انتقالات دیگر و مداومی رو داره به منطقه ماموریت سنتکام انجام میده. پاتریوت از کره جنوبی که خود منطقه پر تنشی هست به خاورمیانه منتقل شده که قطعا این اقدام طبیعی نیست تعدادی a-10 هم به منطقه منتقل شدن. . .                      با توجه به این اخبار چقدر احتمالش وجود داره که تدرکات نه برای حمله بلکه برای منصرف کردن حمله ما به اسراییل و در صورت انجام کاهش اثر بخشی حمله ی ما انجام می دن

 

 

دو کتاب رو بالا معرفی کردم که طرح حمله به ایران توسط اسرائیل و بنوعی آمریکا رو پیشبینی کردن. من خودم کامل نگاه نکردم به اینا و نظر قطعی ندارم و در محیط مجازی به چشمم خورد. آن ها برنامه داشتند قبل از شلیک یک موج سنگین کروز و  دیگر پرتابه های دور ایستا یک حمله سایبری سنگین بر روی سیستم های رادیویی و ارتباطی و صنایع برق و مخابرات رو اینترنت  ایران انجام بدن و بنوعی ارتباط در ایران رو به کل انتقال بدن . بعضی روش ها هم ساخت خواهند بود . چیزی شبیه عملیات پیجر ها هم قاعدتاً برای ما می‌تونند کنار گذاشته باشند و یا استفاده از تسلیحاتی الکترومغناطیسی تا مدار کوتاه در صنایع و تاسیسات نظامی ما ایجاد کنند. در حقیقت غافل گیری اصلی چنین چیزی است نه آن بمب افکن ها و ناو ها و .... اقدامات دیگر همچون آشوب داخلی و ترور شخصیت ها هم اینا در برنامه می‌توانند داشته باشند و این توانایی ها رو در دیگر کشور ها تست کردن که دیدیم. مرحله بعد حمله با تسلیحات دورایستا هستش که نگاه کنید دقیقا خودشان رو با این مورد آماده کردند. برگ برنده یمن رو هم خیلی زودتر زیر آتش میبرند. خلاصه اینکه ما از وضعیت داخلی خبر نداریم و نمی‌دانیم چی داریم و چی نداریم و چقدر مقاوم هستیم در برابر این تهدیدات اما باید خطر را جدی بگیریم . دشمن با خود این برداشت را کرده که در برد بالای ۱۰۰۰ کیلومتر آن خطری که همیشه فکر میکرد را برایش نداریم. این پاراگراف رو بخوانید متوجه میشین چقدر نبود یک شبکه ماهواره ای قدرتمند، چه در دقت تسلیحات  و چه در ارتباط امن برای ما تهدید آمیز شده! 

قطعا آمریکا چند پلان جایگزین در شرایط مختلف دارد که همه آن ها به قصد تضعیف ایران و در نهایت براندازی است. یکی همین حمله مستقیم نظامی با قصد تمام کردن کار ما، دوم فشار و تهدید و کشاندن ما پای مذاکره بی قید و شرط،  سوم حمله محدود با قصد تضعیف و ترساندن ما و خارج کردن اراده ما از چیزی که الان هست، مانند کاری که با عراق کردند و ...

ویرایش شده در توسط Navard
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
23 hours قبل , aminf14 گفت:

دوست گرامیم:

کشورهای رقیب ما در منطقه که در حد ما هستند شامل ترکیه ، عربستان سعودی ، پاکستان، رژیم صهیونیستی و حتی مصر اند. حالا نگاهی به جنگنده های شاخص این کشورها و حکومت ها بندازیم:

  • ترکیه: 240 فروند اف 16
  • عربستان سعودی: اف 15 : 211 فروند، تایفون: 54 فروند، تورنادو: 81 فروند
  • پاکستان: اف 16 و جی اف 17 
  • رژیم صهیونیستی: اف 15: 77 فروند، اف 35: 52 فروند، اف 16: 175 فروند
  • مصر: رافال: 24 فروند، اف16: 218 فروند، میگ 29 ام: 43 فروند، میراژ 2000: 19 فروند

حالا خودتون قضاوت کنید ما باید چه نیروی هوایی داشته باشیم که بتونیم در حد کشورها  حکومت های رقیب و دشمنمون در منطقه باشیم. در ناوگان ما فقط دو هواپیمامون متعلق به نسل 4 هستند. آیا چند فروند اف 14 به عنوان جنگنده رهگیر  و 30-40 فروند میگ 29 که صرفا میتونیم بر توانایی شون به عنوان یک جنگنده رهگیر نقطه ای تکیه کنیم میتونه هماورد خوبی در مقابل این رقبا و تهدیدات باشه؟ وقتی این کشورها و حکومت ها جنگنده نسل 5 و نسل 4.5 دارند، داشتن ناوهواپیمابر  پیشکش، داشتن جنگنده مولتی رول نسل 4 و نسل 4.5 که نباید برای ما آرزو و مایه حسرت باشه. ما 46 ساله نیروی هوایی مونو تقویت نکردیم حالا به چه دلیلی الله اعلم و جای بحث داره ولی ناوگان کنونی فرسوده است و در مقابل رقبا و دشمنان حرفی برای گفتن نداره و این مورد هم در توان تهاجمی نیروهای رزمی  ما و هم توانایی حفظ حریم هوایی و برتری هوایی نقش منفی زیادی داره.

 

 

ما که منکر وضعیت اسفناک نیروی هوایی نیستیم و باید خدا قوت گفت به عزیزان این سازمان که سالهاست بدون تقویت و عملاً با دست خالی در حفظ امنیت آسمان کشور نقش آفرینی میکنند.

 

بحث اینه که مواردی که شما فرمودید حتی ۱۰ سال قبل هم برای ما رویایی بوده و الانم هست، با وجود این همه کمک "فردین‌ وار" ما به روسیه در ماجراجویی اوکراینش با همه‌ی تبعات سیاسی و تحریمی که برامون داشته و داره، کماکان دریغ از یک اسکادران جنگنده برتری هوایی برای دفاع از مملکت، هواپیمای تهاجمی و بمب افکن پیشکش.

 

صحبت از قرارداد فروش سوخو-۵۷ به الجزایر هست ولی ما دستمون به سوخو-۳۰ هم نرسیده. چرا؟ چون جغرافیا مسیرهای تجاری ما رو طوری قرار دادن که میتونیم برای روسیه دردسر درست کنیم، چون حوزه نفوذ قدرت ما در قفقاز و آسیای میانه مشترکه، چون روسیه برای امتیاز گرفتن از ایران و دسترسی به آبهای گرم باید اهرمی علیه ما داشته باشه.

 

در شرایطی که جنگ از رگ گردن به ما نزدیکتره و به احتمال بالای ۵۰ درصد در شش ماه اول ۱۴۰۴ اتفاق خواهد افتاد، صحبت از اینکه اگه چماق بزرگتری داشتیم چه کارها میتونستیم بکنیم فایده نداره. حتی اگه همین حالا که اینجا صحبت میکنیم قرارداد بسته بشه برای تحویل ۲۰۰ فروند سوخو-۳۵ باید چندین سال صبر کنیم که جنسی که خریدیم برسه دستمون، بخصوص با وضعیت خود روسیه. الان باید از این صحبت کنیم که با چماقی که حالا در دست داریم باید چجوری بجنگیم؟

 

منتظرم ببینم در صورت حمله به ایران کسی به کمکمون میاد یا باز "اتحاد استراتژیک" فقط روی حرف و کاغذه و خودمون هستیم و خدای خودمون؟

  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

IMG_20250401_002331_951.jpg

 

موشک‌های ترایدنتII دارای بردی در حدود 7,000 تا 12,000 کیلومتر هستند. این موشک قادر به حمل سرجنگی‌هایی با وزن حداکثر حدود ۱۲۰۰ کیلوگرم است. در موشک‌های ترایدنت II، دایره خطای( CEP حدود 90 تا 150 متر است. 

موشک‌های ترایدنت II  از هدایت اینرسی در مرحله اولیه و از هدایت ماهواره‌ای (GPS)، در مراحل پایانی پرواز استفاده میکند( چیزی که ما خودمان در اختیار نداریم). این یعنی زدن هدف توسط یک موشک قاره پیما بدون سرجنگی هسته ای با خطایی قابل تحمل هم امکان پذیر است.

 

قائم ۱۰۰ و قائم ۱۰۵ برگ آتش بس می توانند باشد.( اگر زنجیره بهبود دقت کامل میشد)

ویرایش شده در توسط Navard

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک کد دیگه در صحبت های امروز ترامپ بود: ما در یمن تازه کار را شروع کردیم و در روزهای آینده هم یمنی ها و هم حامیانش در ایران متوجه قدرت ما میشند یا ضرباتی که ما خواهیم زد بهشون آسیب های فراوانی میزنه ( به مضمون )

 

1.طبیعتا بخشی از این تمهیدات برای زدن یمن هست. چون از این مرحله فعلا به اون هدفش که میخواد نرسیده. ترامپ در یمن یک تسلیم میخواد. این براش در برابر تمام دستاوردهای فعلی که بر خلاف شعارهاش ناقص مونده با گمان اینکه یمنی ها لقمه آسانی هستند یک پیروزی آشکار هست از اونجا که در دوره بایدن مدتها بایدن مورد نقد بود که نتونست یمن را شکست بده. پس ما در روزها یا هفته های آینده احتمالا یک موج بزرگ  شوک آور حمله به یمن را خواهیم داشت.

 

2.بخشی از تهدیدات به ایران برمیگرده. در این مرحله استقرار چنین ناوگانی میتونه برای این باشه که قرار هست مثل مورد ترور سردار علیه ایران هم ( مثلا یک یا چند کشتی نظامی یا توقیف نفت کش ها در راستای پروژه موازی فشار حداکثری و شوک به بازار برای هدف ثانویه ای که امروز رهبری روش تاکید داشتند  یعنی آشوب داخلی در پلن بزرگتر به هم ریختگی داخلی و  ضربه خارجی با توجه به تجربه 1401 ) شرارتی انجام بشه و این ناوگان برای بازدارندگی از اقدام متقابل ایران هست.

 

3.آمادگی برای حمله به ایران همزمان با کلید زدن آشوب های داخلی که هم شرایط اش را مهیا کرده و هم به نظر برنامه ریزیهاش انجام شده. این حمله میتونه حملات محدود ( ترور و صنایع و زخم های پی در پی نظامی از پدافند گرفته تا صنایع نظامی خرد باشه تا زیرساختها همه هم در حین آشوب ها ) باشه تا شرایط را بسنجه برای ضربه اصلی.

 

4.آمادگی حمله اصلی با تمام توان به ایران در فرصت مشخص.

 

5.شمشیر بالای سر ایران تا در مذاکرات امتیاز بگیره. یعنی تمام این تدارکات با تئوری هزینه آوردن صدها ناوگان نظامی به منطقه برای گرفتن امتیاز از هزینه جنگ کمتره این نقل و انتقال در پازل تهدید هست. ( حالا میتونه در صورت نیاز و به کار گرفتن پلن های جاری در یمن و موارد یک و دو استفاده هم بشه و استفاده دوگانه داشته باشه اصطلاحا )

 

پ : چیزی به موعد نهایی مکانیسم ماشه نمونده. پنج یا شش ماه. پس زمان هایی که ترامپ به عنوان ددلاین اعلام میکنه نه به دلیل قلدریش در این مرحله که به خاطر پیچیده شدن شرایط در اون مرحله است. غرب نمیخوادمکانیسم ماشه را از دست بده و بنابراین مجبور هست فعالش کنه که اگر فعال کنه برنامه اتمی ایران حتی اگر ان پی تی را ترک نکنه عملا اون بخش بهانه های گروسی که ایران برجا را زیر پا میزاره و هر بار گزارش میده ( در حداقلی ترین شکلش میگم که ما کاری نکنیم جز طبیعتا کنار گذاشتن کامل اقدامات تحت برجام ) از دست میره و غرب بخشی از رصد اطلاعاتی و فنیش را از برنامه اتمی ایران از دست میده و گنگ میشه. بنابراین اونجا دیگه وافعا چاره نداره برای تصمیم یعنی حمله. چیزی که در این فرض تصور میشه ترامپ علاقه ای بهش نداره که فقط و فقط گزینه جنگ پیش روش باشه و مجبور باشه این گزینه را انتخاب کنه نه اینکه مختار به انتخابش باشه. برای همین عجله داره که قبل غروب بند نهایی برجام اینور یک چیزی دستش را بگیره و در دالان ابهام نیفته. ( غرب هم به همین ترتیب. اروپا هم میدونه شرایط پیچیده تر میشه )

 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط amirarsalankhan
      بمب افكن تهاجمي نسل بعد، LRS-B
       
                                 
       
       
      بمب افكن نسل بعد ( NGB، قبلا به نام بمب افكن 2018 شناخته مي شد ) يك برنامه به منظور توسعه يك بمب افكن جديد براي نيروي هوايي ايالات متحده بود. NGB قرار بود تا در حدود سال 2018 و به عنوان يك بمب افكن پنهانكار، مادون صوت، برد متوسط و با قابليت متوسط حمل سلاح وارد خدمت شود و به تدريج جايگزين بمب افكن هاي پير و پا به سن گذاشته (  B-52 Stratofortress  و B-1 Lancer ) گردد. ولي برنامه توسعه NGB با ظهور طرح بمب افكن دور برد تهاجمي سنگين ايالات متحده به فراموشي سپرده شد.
       
         
       
      اين اتفاق زماني افتاد كه در ژوئن 2010 سپهبد Breedlove  در مصاحبه اي بيان كرد كه اصطلاح بمب افكن نسل بعد مرده و از اين به بعد نيروي هوايي بر روي طراحي بمب افكن هاي دور برد تهاجمي كار خواهد كرد كه در آن از سيستم هاي به كار رفته در جنگده هاي F-22 و F-35 استفاده خواهد شد تا بمب افكني مقرون به صرفه و با قابليت هاي استثنايي هر دو جنگنده فوق جهت انجام ماموريت ها طراحي و توليد گردد.
       
             
       
       
      بمب افكن دور برد تهاجمي (Long Range Strike Bomber)
      برنامه توسعه بمب افكن دور برد تهاجمي ( LRS-B ) به معناي واقعي كلمه پنهانكار است! و اطلاعات خيلي كمي از آن منتشر شده است ولي اهميت آن را به خوبي مي توان در رفتار پنتاگون و شركاي صنعتي بزرگ آن احساس كرد.بسياري از كارشناسان معتقدند كه برنامه توسعه اين بمب افكن ساختار نيروي هوايي ايلات متحده را در 20 سال آينده شكل خواهد داد و هر شركتي كه برنده مناقصه توليد اين بمب افكن شود پول پارو خواهد كرد و بازنده نيز مي تواند مطمئن باشد كه جايگاهي در آينده هوانوردي نظامي ايلات متحده نخواهد داشت مگر ان كه معجزه اي كند!
      هر چند امروزه لاكهيد ماريتن به لطف پروژه F-35 آينده خود را در صنعت هوانوردي نظامي ايالات متحده تضمين كرده است و بويينگ نيز به مدد توليدات هوانوردي غير نظامي خود مي تواند از اين بحران عبور كند و تنها نورث روپ است كه چاره اي ندارد و  بايد اين مناقصه را برنده شود تا بتواند با خيال راحت به آينده خود فكر كند
      شناخته ها و ناشناخته ها
      پيش بيني شده 80 تا 100 فروند از اين بمب افكن جديد جايگزين ناوگان فعلي بمب افكن هاي ايالات متحده شود.  
      پنهانكار بودن ،قابليت حمل سلاح هاي هسته ايو داراي بودن هر دو حالت پروازي سرنشين دار و بي سرنشين از الزامات طراحي LRS-B است.قيمت تعيين شده براي هر فروند بمب افكن جديد 550 ميليون دلار در سال 2010 پيش بيني شده و قرار است به جهت كم كردن هزينه ها از فناوري موجود در طراحي ان استفاده شود ولي ساختار طراحي آن بايد به شكلي باشد كه بتواند از تكنولوژي هاي آينده نيز استفاده كند.دو رقيب اصلي در طراحي اين بمب افكن يكي كمپاني  Northrop Grumman, با سابقه طراحي بمب افكن پنهانكار و گرانقيمت B-2 است و ديگري مشاركت كمپاني هاي بويينگ و لاكهيد مارتين با سابقه طراحي جنگنده هاي F-22 و F-35 .همچنين پيش بيني مي شود در اواسط دهه 2020 اولين پروازهاي اين بمب افكن انجام شود.طبق حدس هايي كه كارشناسان مي زنند نيروي هوايي آمريكا به دنبال يك بمب افكن در اندازه اي حدودا نصف B-2 است كه از دو موتور F-135 همانند F-35 سود ببرد.
       
                                              
                                         
                                          پيشران F-135 Pratt  & Whitney
       
      الان همه شما ميگوييد اين كه خيلي كوچيكه، خب مسلما بايد بزرگتر بشه ولي با صحبتي كه رابرت گيتس وزير سابق دفاع انجام داد و به اعضاي كنگره گفت كه قيمت هر فروند 550 ميليون دلار ميشود راه را بر روي بزرگتر شدن اين بمب افكن فعلا بست. و اين نگراني را در بين كارشناسان به وجود آورد كه هر شركتي كه بتواند با حداقل آيتم هاي اساسي يك بمب افكن توليد كند برنده اين مناقصه خواهد بود بدون توجه به نيازهاي اساسي نبردهاي آينده.بنابراين يكسري الزامات از سوي كارشناسان هوانوردي نظامي جهت توسعه LRS-B  پيشنهاد شده است :
      پنهانكاري
      امروزه ميدانيم كه 80 درصد قابليت پنهانكاري به شكل و طراحي هواپيما بستگي دارد و فقط 20 درصد به مواد و تكنولوزي پيشرفته به كار رفته در آن وابسته است. كه همين 20 درصد هم بيشترين هزينه را به خود اختصاص مي دهد. پس يايد تعادل خوبي را بين اين دو بخش برقرار كرد تا هزينه هاي طراحي و توسعه سرسام اور نباشد.
      تعمير و نگهداري
      استفاده از مواد جاذب امواج رادار ساخته شده مي تواند نگهداري اين بمب افكن را بسيار راحت تر كند تا استفاده از موادي كه در لبه تكنولوژي روز قرار دارند و بسيار گران قيمت خواهند بود و نگهداريشان نيز بسيار مشكل است.ولي پلت فرم طراحي نيز بايد به شكلي باشد كه اين پرنده بتواند در 50 سال آينده آسمان ها را همچنان تسخير كند و پذيراي مواد جديد و تكنولوژي هاي نوين نيز باشد.
      قابليت حمل بمب هاي هسته اي
      تصميم گيري در اين مورد بايد همين الان صورت بگيرد، هر چند نيروي هوايي علاقه دارد تا چند سال بعد از توليد بمب افكن ها مجوز حمل سلاح هاي هسته اي را براي آنها صادر كند ولي با توجه به پيشرفت هاي سريع در صنعت هوانوردي نظامي از الان اين پرنده بايد طوري طراحي شود كه حداقل نيمي از آنها از ابتدا قابليت حمل بمب هاي هسته اي و هيدروژني را داشته باشند. و توانايي بازدارندگي ايالات متحده را همچنان حفط كنند.
      كنار گذاشتن طرز فكر شواليه تنها!
      بسياري از مردم فكر مي كنند كه پنهانكاري يعني يك جنگنده پنهانكار به تنهايي و با شجاعت به مانند يك شواليه به مواضع دشمن حمله مي كند و تمامي آنها را نابود ميسازد!! از الان بايد اين تفكر را دور ريخت و يك برنامه جامع جهت حملات پر تعداد بمب افكن هاي نسل بعد در نظر گرفت و تمام سناريوهاي موجود و تهديدات لازم را در آنها پيش بيني كرد تا قدرت واقعي بمب افكن ها و تاثير آنها بر روي مواضع دشمن مشخص شود.
      ساخت يك بمب افكن، نه فقط يك پلت فرم صرف
      در سال هاي بعد LRS-B تنها بمب افكن سنگين ايالات متحده خواهد بود. پس بايد به شكلي طراحي شود كه قابليت باز طراحي بسياري از قسمت هاي آن وجود داشته باشد و بتواند از تكنولوژي هاي آينده نيز به خوبي بهره مند شود. همچنين LRS-B بايد بتواند ماموريت هاي دريايي را نيز به خوبي ماموريت هاي زميني انجام دهد.
      نگه داشتن خلبان در كابين
      با وجود داشتن فناوري پروازهاي بي سرنشين اما ما نبايد در دام اين صحبت ها بيافتيم كه LRS-B بايد تنها قابليت بي سرنشين داشته باشد!، نداشتن خلبان در ميدان نبرد يعني نداشتن حس مسئوليت پذيري و ابتكارات لحظه اي نمي توان از جذابيت هاي فراوان پرنده هاي بي سرنشين گذشت ولي يك بمب افكن سنگين بي سرنشي نياز به حمايت زميني بسيار بيشتري از بي سرنشين هاي فعلي دارد كه اين خود هزينه ها را بسيار بالاتر مي برد.مورد بعدي قابليت ضعيف بي سرنشين ها در سوخت گيري هاي هوايي است كه در حين ماموريت هاي يك بمب افكن دوربرد الزامي است و يك خلبان در هر شرايط آب و هوايي يا زماني به راحتي آن را انجام مي دهد.و در آخر فكر كنيد كه يك بي سرنشين بخواهد بمب هسته اي نيز با خود حمل كند، خيلي فكر خوبي نيست و حتي كابوس آور نيز هست. هر چند خيلي ها فكر ميكنند بهتر بمب هاي هسته اي را به دست بي سرنشين ها سپرد!
      فراموش نكردن چيزهاي كوچك
      بايد فضاي كافي براي خلبان در پروازهاي طولاني در نظر گرفت تا اعصابش راحت باشد و تحت فشارهاي جسمي قرار نگيرد. اين مورد حتما بايد لحاظ شود و سعي شود از تجربه B-2 در اين مورد درس گرفته شود.
      در ژانويه 2011 نيروي هوايي فهرستي كوتاه از اهداف مورد نظر خود را براي بمب افكن تهاجمي منتشر كرد
      اهداف طراحي در نظر گفته شده براي يروژه LRS-B در ژانويه 2011
      كل هزينه پروژه نبايد از 40 تا 50 ميليارد دلار بيشتر باشد سرعت مادون صوت حداكثر بردي پروازي بيشتر از 9250 كيلومتر مداومت پروازي 50 تا 100 ساعت براي پروارهاي بي سرنشين قابليت بقا در حملات روزانه به مواضع دشمن با وجو د قدرتمند ترين دفاع هوايي موجود  
      در پايان تصاويري از طرح هاي مفهومي اراده شده توسط سه كمپاني معظم شركت كننده در اين مناقصه
       
                       
                                                           
       طرح پيشنهادي كمپاني نورث روپ گرومن
       
       
       
       
                      
                                                                              
       طرح پيشنهادي كمپاني لاكهيد
       
       
       
       
       
                         
                                           
        طرح پيشنهادي كمپاني بويينگ
       
       
      حال بايد منتظر ماند و ديد كه در چند ماه آينده مقامات نيروي هوايي كدام يك از طرح هاي پيشنهادي را براي آينده توان هوايي ايالات متحده انتخاب خواهند كرد.
      نظر شما چيست؟
      كم و كاستي بود  دوستان به بزرگواري خودتون ببخشيد، تقديم به ارواح طيبه شهداي مرزباني ناجا در حادثه اخير نگور
      با تشكر فراوان از دوست و استاد گرامي جناب 7mmt به جهت پيشنهاد اين موضوع و كمك هاي بسيارشان
      تهيه شده توسط امير ارسلان رهسپار ، فقط براي ميليتاري
       
       
      منابع :
      http://en.wikipedia.org/wiki/Next-Generation_Bomber
       
      http://www.defensenews.com/story/defense/air-space/strike/2015/01/18/air-force-bomber-industry/21805275/
       
      http://defensetech.org/2014/09/15/air-force-plans-major-step-in-long-range-strike-bomber-program/
       
      http://breakingdefense.com/2014/09/b-2-pilots-lessons-for-lrsb-americas-new-bomber/
    • توسط Phantom3
      موشکDelilah یک موشک الکترو اپتیکال می باشد که در اسرائیل و توسط صنایع نظامی این رژیم (IMI) به منظور هدف قرار دادن اهداف متحرک و غیر متحرک ساخته شده است.موشک Delilah نام سری موشک های گوناگون اسرائیل می باشد که توسط IMI ساخته شده اند.این موشک در اصل به عنوان یک تله هوایی ساخته شده بود، اما در دهه 1990 نوع تهاجمی و ضربتی از این موشک عرضه شد که توسط F-16 ها و F-4E های آپگرید شده ، که نقش جنگنده های هجومی را ایفا می کردند ، استفاده می شد.نوع ضد رادار این موشک از نوع هواپرتاب می باشد. این گونه از نیمه دهه 60 میلادی وارد خدمت شد. وظیفه این نمونه یافتن سایت های راداری در هنگامی بود که این رادار ها در حال کار بودند و با این کار آنها را یافته و نابود می کرد.

      Delilah-1
      این گونه از نوع هواپرتاب می باشد و در رده موشک های کروز قرار می گیرد . این موشک دارای یک موتور توربو جت بود و این موتور توربوجت به آن این امکان را می داد تا با درنگ کردن درست به خوبی هدف قرار دادن اهداف متحرک ، اهداف با استتار بسیار خوب را نیز مورد هدف قرار دهد.که این ویژگی این موشک را به یک موشک ایده آل برای نابودی سایت های سام تبدیل کرده است.این موشک دارای بردی برابر 150 کیلومتر است و توانایی نابود اهداف ، چه دریایی و چه زمینی را دارد.هدایت خودکار به کار رفته درآن به خوبی سیستم های هدایتی INS/GPS می باشد که به موشک امکان انجام ماموریت های خود اتکا را می دهد.این موشک توانایی تطبیق با سرهای جنگی گوناگون را دارد و نیز می تواند توسط بسیاری از هواگرد ها حمل شود.این موشک توانایی شلیک از هواگردها ، بالگردها یا لانچر های زمینی را دارد. اندازه جمع و جور این موشک به آن این امکان را می دهد که توسط بالگردهای سیکورسکی UH-60A و SH-60B حمل شود.این موشک سر جنگی کوچک ولی موثر حمل می کند که به آن امکان هدف قرار دادن و نابودی اهداف با کمترین خطر را می دهد.این موشک نخستین بار توسط اسرائیل در جولای و آگوست 2006 ، یعنی درجنگ با لبنان، استفاده شد.این موشک در این جنگ توسط F-16D پرتاب می شد.



       
       
       
      Delilah-2
      این موشک با سرمایه گزاری چین درحال توسعه و ساخت توسط اسرائیل می باشد .این موشک از موتور Bet Shemesh Sorek 4 استفاده می کند که تراستی معادل 800 پوند ایجاد می کند. این ویژگی به موشک این امکان را می دهد که برد بیشتر و سر جنگی بزرگتری داشته باشد.




      Delilah-GL
      این موشک یک موشک زمین پرتاب می باشد که در اصل نوع تغییر یافته موشک کروز Delilah است و بردی معادل 250 کیلومتر دارد که ممکن است برد واقعی آن نباشد ، یعنی امکان دارد این موشک بردی بیش از 300 کیلومتر داشته باشد .
      این موشک با سر انفجاری متعارف 30 کیلوگرمی مسلح می شود اما توانایی حمل انواع دیگری را نیز دارد. این موشک توسط GPS هدایت می شود و توانایی گشت در منطقه جنگی را قبل از تایید هدف دارد.

      مترجم :Phantom3
      استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام مترجم و لینک به سایت Military.ir مجاز می باشد.
    • توسط farmandekoll
      F-117 نایت هاوک (شاهین تاریکی) نخستین هواپیمای عملیاتی است که به منظور استفاده از فناوری پنهانکاری طراحی شد. طراحی منحصر بفرد این هواپیمای تک سرنشینه تواناییهای استثنایی را به این هواپیمای تهاجمی می افزاید. اندازه این هواپیما در حدود F-15 ایگل می باشد که دو موتور توربو فن F404 که هرکدام نیرویی معادل 48 کیلو نیوتون (10800 پوند) ایجاد می کنند دارد. هم چنین دارای کنترل با سیم می باشد. قابلیت سوختگیری هوایی برد نایت هاوک را افزوده و آن را به یک سلاح بازدارنده و ترساننده ی ایالات متحده تبدیل کرده است. توانایی حمل انواع سلاح ها با سیستمهای ناوبری و حمله یکپارچه و سیستمهای الکترونیک پروازی ( اویونیک) موثر بودن این هواپیما را در عملیات مختلف اثبات می کند و بار کاری خلبان را کم می کند. کشیدن نقشه های با جزییات ریز برای عملیات روی نقاط با پدافند سنگین و قوی با استفاده از سیستم طراحی نقشه خودکار به ارزشهای این هواپیمای منحصر بفرد می افزاید.اولین F-117 در سال 1982 تحویل داده شد و آخرین تحویل در سال 1990 بود. تصمیم تولید F-117 در سال 1978 گرفته شد. اولین پرواز آن در سال 1981 انجام شد.

      جزییات :


      وظیفه : هواپیمای تهاجمی پنهانکار

      سازنده : لاکهید

      استفاده کننده : نیروی هوایی ایالات متحده

      موتور : دو موتور توربو فن بدون پس سوز F404-GE-F1D2 با قدرت 48 کیلو نیوتن (10800پوند)

      ابعاد : طول 10.08 متر، ارتفاع 3.78 متر، دهنه بال 13.20 متر

      اوزان: وزن خالی آن 13.381 کیلوگرم برآورد شده است، حداکثر وزن برخاست 13.814 کیلوگرم

      اجرا : حداکثر سرعت 0.98 ماخ یا 1040 کیلومتر بر ساعت(656 مایل بر ساعت)، سقف پرواز 15.240 متر برآورد شده است ( 50000 پا)

      سلاحها : تا 2268 کیلوگرم (5000 پوند) انواع بمب های هدایت شونده، موشکهای هوا به زمین، موشکهای زد رادار یا موشکهای هوا به هوای AIM-9 که در یک جایگاه درونی حمل می شوند.




    • توسط onin
      در ۲۵ فوريه ۵(۱۹۲۵ اسفند ۱۳۰۴) اولين خلبان ايراني كه كلنل احمدخان نخجوان نام داشت يك هواپيماي برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ايران از فرانسه به پايگاه قلعه مرغي تهران پرواز داد. كلنل نخجوان در فرانسه دوره ديده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدين ترتيب در اين تاريخ اولين هواپيماي نيروي هوايي ايران با خلباني يك ايراني مرزهاي بين المللي را درنورديد و به فضاي پروازي ايران رسيد. در اين زمان ديگر خلبانان ايراني تحت نظارت يك استاد خلبان آلماني به نام «شفر» در ايران دوره مي ديدند. خريد هواپيما قسمت آسان كار بود. آموزش خلبانان براي پرواز كردن با آنها، نفرات پشتيباني زميني براي نگهداري و تعمير آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت كار بود كه زمان هم مي برد. در همين دوره زماني نيروي هوايي ايران از قالب يك اداره كوچك در ستاد فرماندهي ارتش خارج شده و به يك نيروي جداگانه تبديل شده بود كه «نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي ايران» نام گرفته بود؛ اولين فرمانده نيروي هوايي ايران هم كسي نبود به جز كلنل احمدخان نخجوان. در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولين گروه از دانشجويان دوره خلباني و تكنسين پرواز به روسيه و فرانسه فرستاده شدند. بعدها در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ايران ۱۵ خلبان داشت كه شش نفر از آنها در مدرسه پرواز ايستر فرانسه و ۹ نفر ديگر در مدرسه پرواز سباستوپول روسيه آموزش خلباني ديده بودند. در اين سال IIAF مخفف Imperial Iranian Air Force داراي ۳۳ فروند هواپيما از ۹ مدل مختلف بود. طي ۱۵ سال به يعني تا آغاز جنگ جهاني دوم بيش از ۳۰۰ هواپيما از ۱۸ مدل مختلف در اختيارنيروي هوايي ايران بود. در همان زمان هشت پايگاه هوايي كه مدارس آموزش خلباني و يك مركز آموزش تعميرات و نگهداري را شامل مي شدند ساخته شده بود. يك كارخانه مونتاژ هواپيما به نام «شهباز» هم ساخته شده بود كه قادر بود سه مدل مختلف هواپيما را مونتاژ كند. در سال ۱۹۴۱ (سوم شهريور ۱۳۲۰) بي طرفي ايران در جنگ جهاني دوم نقض شد و نيروهاي هوايي و دريايي انگليس و روسيه از شمال و جنوب به ايران حمله كردند. نيروي هوايي جوان ايران كه به تازگي به ساختن ساختارهاي اساسي خود مشغول شده بود، تحت هيچ شرايطي توانايي رويارويي با اين نيروي عظيم و توانمند را نداشت. با اين وجود تعدادي از پرسنل جوان اين نيرو تصميم به مقابله با بيگانه گرفتند و با كنترل پادگان قلعه مرغي دو هواپيما از اين پادگان به خلباني سروان وثيق و استوار شوشتري كه با شليك ضدهوايي مواجه شده و به ناچار آسمان تهران را ترك كردند. نيروهاي ائتلاف انگليس و روسيه كنترل دو پايگاه هوايي ايران را در دست گرفتند. آنها به ترتيب در مهرآباد و قلعه مرغي مستقر شدند. از نيروي هوايي جوان ايران تقريباً هيچ چيز باقي نماند. پس از پايان جنگ ارتش بريتانيا ايران را ترك گفت اما ارتش روسيه از ترك ايران سر باز مي زد و كنترل شمال ايران را در اختيار داشت. سه ماه پس از اين اتفاق نيروهاي سرخ روسيه ايران را ترك گفتند. پس از اين نيروي هوايي ايران هميشه به عنوان نيروي برتر در خاورميانه شناخته مي شود. موقعيت استراتژيك ايران توسط آمريكا ناديده گرفته نشد و آمريكا از اوايل دهه ۱۹۶۰ شروع به فروش تعداد زيادي از هواپيماهاي پيشرفته خود به ايران كرد. در سال ۱۹۶۵ ميلادي ايران اولين هواپيماجت خود با نام اف - ۸۴ جي جت ثاندر دريافت كرد. در سال ۱۹۶۵ هواپيماهاي اف-۵ فريدم توسط ايران خريداري شدند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۸ اف-۴ فانتوم هم به ايران فروخته شد. در سال ۱۹۷۰ ايران داراي قوي ترين نيروي نظامي در منطقه بود. قبول فروش هواپيماهاي فوق پيشرفته اف-۱۴ اي تام كت به همراه موشك هاي پيشرفته اي آي ام - ۵۴ فينيكس از سوي آمريكا به ايران نشان دهنده روابط بسيار گرم بين ايران و آمريكا بود. در پي وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۹۷۹ دكترين و استراتژي نظامي ايران تغيير يافت و ايران ديگر به خريد تسليحات پيشرفته و گرانقيمت علاقه نشان نداد و همين باعث ايجاد نوعي تغيير قدرت در منطقه شد. ايران ديگر نه تنها دوست صميمي آمريكا نبود، كه به خاطر سياست هاي امپرياليستي و ضد انساني آمريكايي به دشمن اصلي آن تبديل شد. آمريكا و ديگر كشورهاي غربي تحريمي نظامي عليه ايران اتخاذ كردند. كمك هاي آمريكا قطع شده بود و نيروي هوايي ايران از فرار و بركناري افسران زمان شاه رنج مي برد كه همين امر به پايين آمدن سطح سرويس دهي در نيروي هوايي منجر شده بود. به دليل تحريم تسليحاتي ايران و نرسيدن قطعات مورد نياز، آمار عملياتي نيروي هوايي ايران سريعاً رو به كاهش بود. پس از انقلاب نيروي هوايي به «نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران» كه خود ارتشيان به آن «نهاجا» مي گويند تغيير نام داد. نام انگليسي آن هم Islamic Republic of Iran Air Force است كه به اختصار IRIAF خوانده مي شود. در همين اوضاع و احوال عراق با مناسب يافتن فرصت درصدد برآمد تا با حمله به ايران قسمت هاي وسيعي از خاك ايران را ضميمه قلمرو خود كند؛ به همين خاطر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهريور ۱۳۵۹) با يورشي عظيم به خاك ايران از طريق هوا، زمين و دريا جنگ تحميلي هشت ساله را عليه ايران آغاز كرد. جنگ با حمله هوايي نيروهاي عراقي به شش پايگاه نيروي هوايي ايران و چهار پادگان آغاز شد و همزمان چند لشكر و تيپ مستقل عراق در چهار محور از طول ۷۰۰ كيلومتر مرز مشترك با ايران به عمق خاك ايران يورش بردند. اولين حمله هوايي عراق چندان موفقيت آميز نبود. دلايل آن را مي توان به برنامه ريزي ناكافي و نادرست عمليات، نداشتن اطلاعات كافي از اهداف و استفاده نامناسب از بمب هاي جي پي(بمب هايي كه هدف خاصي ندارند و براي انهدام كلي به كار مي روند) برشمرد. در مهرآباد يك هواپيماي اف-۴ اي در هنگام جابه جايي براي در امان ماندن از حملات دشمن دچار سانحه شد و از همدان هم گزارش هايي در مورد خسارت يك فروند اف-۴ رسيد. اولين عمليات هوايي ايران در پاسخ اين حمله و بلافاصله پس از آن در خاك عراق موفقيت آميز بود. در اين عمليات چهار فروند هواپيماي اف-۴ به پايگاه دريايي الشعبيه در نزديكي بندر ام القصر حمله بردند. اين چهار فروند هواپيما كه ۴۵۰ كيلوگرم بمب بر سر اين پايگاه ريختند عمليات خود را از پايگاه بوشهر شروع كردند. در ميان اهداف چندباطري موشك ضد كشتي وجود داشت. اين عمليات تلافي جويانه نيروي هوايي ايران به قدري سريع بود كه خط پدافند عراق در طول مسير پرواز دچار غافلگيري شده بود. روز بعد در عملياتي غيرقابل باور ۱۴۰ فروند از جنگنده ها و جنگنده بمب افكن هاي ايران به ويژه اف-۴ و اف-۵هاي پايگاه هاي بوشهر، همدان و تبريز توانستند با نفوذ خود به خاك عراق تلفات سنگيني به پايگاه ها و تاسيسات نظامي عراق وارد كنند. در اولين روزهاي جنگ چندين حمله هوايي ديگر به تاسيسات نظامي عراق از قبيل ام القصر انجام شد. در يكي از اين حملات دو فروند اف-۴ كه هر كدام شش بمب جي پي ۳۴۰ كيلوگرمي حمل مي كردند به تاسيسات نظامي دريايي و كشتي هاي موشك انداز عراق حمله بردند. در حدود ۲۰ دقيقه بعد يك فروند هواپيماي آر اف-۴ اي عكس هاي شناسايي از منطقه گرفت كه نشان مي داد كشتي ها و تاسيسات بندري دچار صدمات و خسارات سنگيني شده اند. تاكتيك كلي در طول انجام چنين عمليات هايي رسيدن به هدف از راههاي مختلف، انجام يك پاپ -آپ بيش از رسيدن به هدف و شيرجه زدن روي هدف براي انهدام آن است. در هنگام بازگشت دو اف-۴ يكي از آنها توسط يك موشك سام مورد اصابت قرار گرفت كه باعث آسيب ديدن برخي از سيستم هاي آن شد اما همچنان مي توانست پرواز كند. اما آتش خاموش كن ها كار نكردند و بال راست - محل اصابت موشك - آتش گرفت. باند فرود نزديك ترين پايگاه هوايي هم به دليل هجوم اوليه ارتش عراق براي فرود مناسب نبود و به همين خاطر مجبور به فرود در يك باند ناآماده با سرعت بالا شد. چرخ ها تركيدند و هواپيما در حالي كه سرنشينان آن اجكت كرده بودند از انتهاي باند خارج شد. بعدها اين هواپيما با تعويض بال و ديگر تعميرات دوباره به جنگنده هاي مورد استفاده در جنگ پيوست. اين تعويض بال كه اولين بار در ايران انجام مي شد را مي توان نقطه آغاز انجام كارهاي غيرممكن در نيروي هوايي دانست. در اولين ماههاي جنگ «نهاجا» تلاش هاي خود را به جلوگيري پيشرفت نيروي زميني ارتش عراق معطوف كرده بود. جنگنده هاي ايراني براي اين كار با استفاده از راكت هاي ضد زره دانه به دانه تانك ها و زره پوش هاي عراق را شكار مي كردند و حتي گاهي اوقات تا ارتفاع سه تا چهار متر زمين هم پايين مي آمدند. در مقابل عراق هم از هواپيماهاي ميگ-۲۱ و ميگ-۲۳ براي پوشش نيروي زميني خود استفاده مي كرد كه اين پوشش به ناچار منجر به درگيري هوايي بين ايران و عراق مي شد كه مي توان پيروزي هاي ايران در اين زمينه را بيشتر از عراق دانست. مخصوصاً در اوايل جنگ كه آنها در مقابل هواپيماهاي اف-۱۴ ايران توانايي انجام هيچ عملي را نداشتند كه در اواخر جنگ با خريد ميراژ اف-۱ از فرانسه توانستند كمي جنگ هاي هوايي را متعادل كنند. جنگ تحميلي عليه ايران علاوه بر خسارات و تلفات جانبي بسيار، دستاوردهاي ارزنده اي براي نيروي هوايي ايران داشت. نيروي هوايي در اين هشت سال توانست به تكنولوژي ساخت بسياري از قطعات مورد نياز خود دست يابد و در برخي موارد به خودكفايي برسد.
    • توسط onin
      http://www.pinetreeline.org/planes/B-52-10.jpg هواپیمای بمب افکن B-52، بمب افکنی دور برد و در کلاس سنگین وزن است که می تواند گونه های مختلفی از ماموریت ها را به انجام برساند. این هواپیما قادر به پرواز در سرعت های بسیار بالا، البته زیر سرعت صوت و در ارتفاع بالغ بر 50,000 پا پرواز بوده و توانایی حمل بمب های هسته ای یا اتمی و همچنین بمب های معمولی را نیز دارد. http://www.saceliteguard.com/images/B-52 H dropping M-117 750 pound bombs.jpg هواپیمای بی 52 برای مدت بیش از 35 سال تنها بمب افکن دارای سرنشین سنگین وزن ایالات متحده بوده است. این بمب افکن، قادر به پرتاب و شلیک بیشتر سلاح های موجود است و حتی بدین صورت، بیم آن می رود که پس از به روز ساختن سیستم های اویانیکی و پیشرانه ها و دیگر قمست های آن، این هواپیما تا سال 2045 نیز در خدمت باشد. البته این بمب افکن آمریکایی را BUFF که مخفف عبارت Big Ugly Fat Fellow و به معنای مرد چاق گنده زشت است، نیز می نامند. اولین مدل هواپیمای بی 52 در سال 1954، اولین پرواز خود را انجام داده و مدل B آن نیز در سال 1955 وارد خدمت گشت. به طور کلی 744 بمب افکن بی 52 ساخته شده و آخرین گونه آن نیز که مدل H نامیده می شود، در سال 1962 تحویل شد. این بمب افکن استراتژیکی، دارای بردی برابر با 14,162 کیلومتر است که از این رو، هواپیمایی میان قاره ای یا کانتیننتال گفته می شود. البته این برد، در حالت بدون سوخت گیری هوا به هوا اندازه گیری شده است، و در غیر این صورت، برد این هواپیما، با سوخت گیری هوا به هوا می تواند نا محدود باشد. در این هواپیما، از مدل جی به بعد تغییراتی در شکل بدنه مانند کوتاه تر شدن سکان عمودی یا همان پایدار کننده عمودی آن داده شد. http://www.militarypictures.info/d/294-3/B-52.jpg این بمب افکن سنگین ساخت شرکت بوئینگ بوده و از هشت موتور توربوفن پرات اند ویتنی TF-33 هر یک با قدرت کشش بیش از 7000 کیلوگرم بهره می برد. بالاترین سرعتی که این هواپیما قادر به دستیابی به آن است، حدود 0/8 ماخ بوده که معادل 650 مایل بر ساعت نیز می باشد. هدایت این هواپیمای بمب افکن بر عهده 5 خدمه بوده که سیستم صندلی خدمه ها، از توانایی اجکت یا پرتاب کردن در مواقع خطر نیز برخودار است. لازم به ذکر است که قیمت تمام شده این هواپیمای غول پیکر، حدود هفتاد و چهار میلیون دلار می باشد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.