Recommended Posts

7 hours قبل , alala گفت:

چیزی به موعد نهایی مکانیسم ماشه نمونده.

این بحث مکانیسم ماشه هم الکی هست هر وقت بحوان ما رو تو شورای امنیت تحریم خواهند کرد چند وقت قبل نمایند ایران تو سازمان ملل اتهام ارتباط ایران و القاعده را تکذیب کرد اگر قرار به تحریم ما باشه از همین بهونه استفاده می کنند

 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مقامات ایرانی خواهان حمله ی پیشدستانه به دیگوگارسیا هستند

diego-garcia-airfield.jpg

ایران تهدید حمله پیشگیرانه به پایگاه هوایی میزبان بمب افکن های آمریکایی کرده است.

b-2-diego-garcia-2016.jpg

بر اساس گزارش تلگراف بریتانیا، ارتش ایران برای جلوگیری از استفاده دونالد ترامپ از این پایگاه برای حمله به جمهوری اسلامی، خواستار حمله پیشگیرانه به جزیره دیگو گارسیا، واقع در حدود 1100 مایلی جنوب هند در اقیانوس هند، جایی که بمب افکن های استراتژیک در آن مستقر هستند، شده است.

 

این روزنامه با یک مقام ارشد ایرانی گفت‌وگو کرد که گفت: فرماندهان ارتش ایران از رهبران خواسته‌اند در صورت جدی‌تر شدن تهدیدات ترامپ علیه ایران دستور دهند.

 

این مقامات گفتند: «بحث‌ها درباره جزیره از زمانی که آمریکایی‌ها بمب‌افکن‌ها را در آنجا مستقر کردند، افزایش یافت. "پاسخ به تهدیدات ترامپ باید از طریق عمل باشد، نه گفتار. هر پایگاهی در منطقه در برد موشک های ما قرار دارد."

 

این مقامات گفتند که موشک های ایران آماده حمله به هر هدفی در منطقه است که تهدیدی باشد، چه در بحرین یا دیگو گارسیا. به فرماندهان دستور داده شده است که اطمینان حاصل کنند که همه موشک انداز ها آماده هستند و از تاسیسات هسته ای محافظت می شود. آنها برای یک جنگ همه جانبه آماده می شوند و همه چیز برای لحظه ای که ترامپ تصمیم به حمله می گیرد آماده می شود.

 

تصاویر ماهواره ای که هفته گذشته منتشر شد، حداقل سه بمب افکن رادارگریز نورث روپ B-2 Spirit به همراه هواپیماهای حمل و نقل و سوخت گیری را نشان می دهد که به پایگاه رسیده اند. اینها قادر به فرار از پیشرفته ترین سیستم های دفاع هوایی و انجام حملات مرگبار هستند.

 

دیگو گارسیا جزیره اصلی در مجمع الجزایر چاگوس، قلمرو متعلق به بریتانیا در اقیانوس هند است. نخست وزیر بریتانیا، کایر استارمر، ابراز تمایل کرده بود که جزایر را به موریس بازگرداند. به گزارش تلگراف، آینده این پایگاه نظامی یکی از موضوعات اصلی اختلاف در مذاکرات بر سر انتقال جزایر است. به عنوان بخشی از پیشنهاد استارمر، جزیره اصلی با هزینه سالانه 90 میلیون یورو به بریتانیا اجاره داده می شود و به ایالات متحده اجازه می دهد تا عملیات نظامی خود را در آنجا ادامه دهد.

 

اوایل این هفته، ترامپ تهدیدهای خود علیه ایران را تشدید کرد ، ایران که مذاکره مستقیم با او بر سر توافق هسته‌ای جدید را رد کرده، اما تمایل خود را برای گفت‌وگوهای غیرمستقیم اعلام کرده است. ترامپ هشدار داد در صورت عدم دستیابی به توافق جدید، ایران با عواقب شدیدی مواجه خواهد شد. او به NBC گفت: "اگر آنها توافقی انجام ندهند، بمب‌گذاری‌هایی رخ می‌دهد. بمب‌هایی از آن دست که قبلاً ندیده‌اند." او همچنین تهدید کرد که «تعرفه‌های ثانویه» علیه ایران وضع خواهد کرد و احتمالاً به تحریم‌هایی اشاره می‌کند که مانع از تجارت ناقضان با آمریکا می‌شود.

 

علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران روز دوشنبه در واکنش به این تهدیدات وعده داد که «صهیونیستی و آمریکایی‌ها در صورت اقدام ناروا، ضربه سخت و محکمی خواهند خورد». با این حال، وی همچنین ابراز تردید کرد که ایران توسط اسرائیل یا آمریکا مورد حمله قرار گیرد و چنین حمله ای را "بسیار بعید" اعلام کرد.

 

رسانه دولتی ایران در واکنش به اظهارات ترامپ این تهدیدها را تکرار کرد. تهران تایمز گزارشی «انحصاری» منتشر کرد که مدعی شد ایران موشک‌هایی را آماده کرده است که «قابلیت حمله به مواضع مرتبط با آمریکا را دارند». در این گزارش آمده است که «تعداد قابل توجهی از این موشک ها، آماده پرتاب، در تأسیسات زیرزمینی پراکنده در سراسر کشور قرار دارند که برای مقاومت در برابر حملات هوایی طراحی شده اند».

 

منبع :

https://www.ynetnews.com/article/ry309lyp1g

  • Like 2
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

حالا قراره چطوری اونجا رو بزنیم؟با پهپاد...با بالستیک یا کروز هوا پرتاب ....با موشکی که توسط شناور تا حدود 1000تا2000کیلومتری جزیره بره بعد بالستیک پرتاب کنه....یا بالستیک با برد بیشتر2000کیلومتر رونمایی خواهد شد؟

  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
3 hours قبل , scorpion57 گفت:

حالا قراره چطوری اونجا رو بزنیم؟با پهپاد...با بالستیک یا کروز هوا پرتاب ....با موشکی که توسط شناور تا حدود 1000تا2000کیلومتری جزیره بره بعد بالستیک پرتاب کنه....یا بالستیک با برد بیشتر2000کیلومتر رونمایی خواهد شد؟

 

1- موشک های بالستیک خانواده قائم قبل از اینکه ماهواره بر باشند طرحی برای دستیابی به قاره پیما بودند. در برد نزدیک چهار هزار کیلومتر احتمالا قائم ۱۰۰ بتواند کلاهکی دو تنی حمل کند. یک کلاهک چند گانه با ۸۰ ریز مهمات از آن در می آید. شلیک ده قائم ۱۰۰ میشود ۸۰۰ بمبلت ...‌

 

۲- استفاده از زیر دریایی های بی سرنشین با قابلیت شلیک دو اژدر ۵۳۳ میلیمتر ( این کالیبر به معنای جا گرفتن یک موشک کروز ابومهدی (یا در کالیبر کوچکتر پاوه) در درون خود است.  با شلیک یک اژدر-موشک سری جاسک میشود بصورت ایمن این موشک هارا از زیر آب به سمت جزایر اقیانوس آرام و هند شلیک کرد. احتمال میدم چنین چیزی در دسترس ما باشه.

 

۳- ایران چند وقت قبل ادعا کرده بود که پهپادی با برد ۷هزار کیلومتر داره. در نوع تهاجمی میشه پهپادی رو از خانواده ارکیو ۱۷۰ داشت که پنهان کار هستش و توانایی حمل موشک های برد بلند رو داره و این ها رو در دهانه اقیانوس هند به سمت جزایر شلیک کند.

 

۴- برد پهپاد انتحاری شاهد۱۳۶بی به دیگو گارسیا می‌رسد .

 

 

 

پ ن:

همچنان گلوگاه ارتباط امن و دقت و کسب اطلاعات آنلاین در فواصل زیاد ....

عرصه هوا و دریا جایی نیست که بشود با آمریکا سر شوخی را باز کرد. آن ها در دریا کمیت و کیفیت بلامنازع را دارند 

ویرایش شده در توسط Navard
  • Like 2
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 12 فروردین 1404 در 06:04 , RElectron گفت:

ما که منکر وضعیت اسفناک نیروی هوایی نیستیم و باید خدا قوت گفت به عزیزان این سازمان که سالهاست بدون تقویت و عملاً با دست خالی در حفظ امنیت آسمان کشور نقش آفرینی می کنند. بحث اینه که مواردی که شما فرمودید حتی ۱۰ سال قبل هم برای ما رویایی بوده و الانم هست، با وجود این همه کمک "فردین‌ وار" ما به روسیه در ماجراجویی اوکراینش با همه‌ی تبعات سیاسی و تحریمی که برامون داشته و داره، کماکان دریغ از یک اسکادران جنگنده برتری هوایی برای دفاع از مملکت، هواپیمای تهاجمی و بمب افکن پیشکش. صحبت از قرارداد فروش سوخو-۵۷ به الجزایر هست ولی ما دستمون به سوخو-۳۰ هم نرسیده. چرا؟ چون جغرافیا مسیرهای تجاری ما رو طوری قرار دادن که میتونیم برای روسیه دردسر درست کنیم، چون حوزه نفوذ قدرت ما در قفقاز و آسیای میانه مشترکه، چون روسیه برای امتیاز گرفتن از ایران و دسترسی به آبهای گرم باید اهرمی علیه ما داشته باشه. در شرایطی که جنگ از رگ گردن به ما نزدیکتره و به احتمال بالای ۵۰ درصد در شش ماه اول ۱۴۰۴ اتفاق خواهد افتاد، صحبت از اینکه اگه چماق بزرگتری داشتیم چه کارها میتونستیم بکنیم فایده نداره. حتی اگه همین حالا که اینجا صحبت میکنیم قرارداد بسته بشه برای تحویل ۲۰۰ فروند سوخو-۳۵ باید چندین سال صبر کنیم که جنسی که خریدیم برسه دستمون، بخصوص با وضعیت خود روسیه. الان باید از این صحبت کنیم که با چماقی که حالا در دست داریم باید چجوری بجنگیم؟ منتظرم ببینم در صورت حمله به ایران کسی به کمکمون میاد یا باز "اتحاد استراتژیک" فقط روی حرف و کاغذه و خودمون هستیم و خدای خودمون؟

با سلام مجدد در مورد اینکه چرا نیروی هوایی ما به روز و در حد رقبا و دشمنان منطقه ای نیست چندین علت و گمانه زنی رو میشه بیان کرد که اولی رو خودتون بیان کردید.موارد بعدی که به ذهنم میرسه رو عرض می کنم:

1) بعد از کودتای نوژه اگرچه ارتش برای عدم فروپاشی دچار تصفیه شد ولی به گمان بنده ممکنه به عنوان یک نهاد انقلابی اطمینان صددرصدی به ارتش برای اینکه یه سرمایه گذاری عظیم مخصوصا روی نیروی هوایی ارتش صورت بگیره وجود نداشته باشه و بودجه نیروهای ارتش به زعم بنده به صورت حداقل و برطرف کردن نیازهای روزمره است و نه پیش بینی و برطرف کردن تهدیدات آینده. البته گمانه زنی بنده صرفا بر اساس بودجه بندی ارتشه و اینکه اطمینان 100 درصدی به ارتش وجود داره یا نه، اطمینانی به داشتن یا نداشتنش ندارم.

2) ارتش برخلاف سپاه و از زمان شهادت یا خاتمه دوران خدمتی مثل شهید صیاد شیرازی، شهید ستاری یا امیر دادبین  فاید فردی کاریزماتیک و آگاهه که بتونه برای ارتش بودجه خوبی بگیره و با برنامه ریزی این نیروها مخصوصا نیروی هوایی شو آماده و به روز نگهداره.

3) ارتش تمرکزش بر روی نیروی هواییه ولی سپاه بر توان موشکی تکیه داره. مقامات ارتش چون صرفا نظامی اند به نظرم چندان شانسی برای سیاسی کاری و لابی گری و گرفتن بودجه و توجه و برنامه ریزی های بلندمدت برای به روز کردن نیروی هوایی ندارند.

4) اطلاعات دولتمردان و سیاسیون ما در زمینه مسائل نظامی خیلی بالا نیست مخصوصا وقتی پای خرید وسط بیاد. به یاد دارم زمان گورباچف که با روسیه قرارداد بسته شد گورباچف جنگنده های جدیدتر رو به ایران معرفی کرد (مثل میگ 29 آ و یوبی) و پیشنهاد گورباچف از پیشنهاد ایرانی ها جدیدتر بود (مثلا سوخو 17 و 22 و میگ 27).حال اگر ما افراد نظامی و مسلط و دارای هوش هیجانی و قدرت تصمیم گیری بالا را در زمان عقد قرارداد می داشتیم در اون برهه که شوروی و بعد روسیه نیاز مالی داشت می تونستیم جنگنده های بهتری مثل سوخو 27 یا حتی توپولوف 160 رو با لابی گری به خدمت بگیریم. همین تازگی که شرکت میگ دچار بحران الی و ورشکستگی بود میشد یه قرارداد خوب برای انتقال فناوری و راه اندازی خط تولید می 35 در ایران داشت.

5) دولتمردان بعدی ما هم از فرصت ها استفاده نکردند به عنوان مثال در دولت سیدمحمد خاتمی این فرصت وجود داشت که با خرید جنگنده میراژ اف 1 دسته دو از فرانسه از سرویس دهی این کشور برای 24 فروند میراژ اف 1 پناهنده عراقی بهره مند بشیم و همین خرید رو پلی برای خریدهای بعدی بهتر مثل میراز 2000 یا میراژ 4000 کنیم که جنگنده ای در اشل اف 15 بود.

6) شما بدرستی به فردین بازی ایران در روابط بین الملل به خصوص با روسیه اشاره کردید. متاسفانه این چیزی که ازش به عنوان متحد استراتژیک نام می بریم فقط تعهداتیه که ایران در مقابل روسیه داره و ما به ازای اون رو من حداقل در سی سال گذشته ندیدم و روسیه اصلا به ایران به عنوان متحد استراتژیک نگاه نمیکنه چه در حوزه سیاست و بین الملل و چه نظامی گری. ما از سیاست نه شرقی نه غربی اول انقلاب الان به شرایطی رسیدیم که شدیم پازل تقابل شرق و غرب.

7) تکمیل کننده این پازل شرق و غرب شدن اینه که ما اصلا از همین شرق هم بهره درست و حسابی نگرفتیم. مثلا بعد از خرید اف 7 از چین سماجت زیادی بر سر خرید اف 8 و بعدا جی 10 نشون ندادیم (جی 20  و جی 35 و جی 36 پیشکش).اگرچه محصوصلات نظامی و جنگنده های روسیه کیفیت بالاتری از انواع چینی دارند ولی پاشنه آشیل طرف روسی خدمت دهی نامناسب و همچنین بازی درآوردن زیاد برای تحویل سفارش حتی بعد از دریافت پول اون هستش.

8) ما بعد از انقلاب در زمینه بازآماد جنگنده های حاضر و در زمان شهید ستاری در زمینه توسعه جنگنده های موجود گام های خوبی برداشتیم ولی این گام ها بعدا به نظرم در هیاهوبازی رسانه ای مثل جنگنده قاهر 313 یا جنگنده کوثر گم شد و ناقص موند. اگر ما می تونستیم جنگنده کوثر رو در حد یک جنگنده نسل 4 (نه حتی چهار و نیم) به روز کنیم و نیم نگاهی به پلت فرم اف 18 میداشتیم این برگ برنده ای برای ما بود  و احساس خطر از جانب روسیه که اگه چیزی به ما نفروشه ممکنه با پیشرفت ما در زمینه به روز کردن و تولید جنگنده بازار ایران رو از دست بده. الان ترکیه در حال کار بر روی طرح جنگنده خان هستش و همچنین پاکستان بلاک سوم جنگنده جی اف 17 رو که در حد یک جنگنده نسل چهارو نیم هستش رو تولید کرده اما ما چی؟  تولید انبوه داخلی یه جنگنده نسل چهارم پیشکش حتی به سمت خرید همین جی اف 17 بلاک 3 هم نرفتیم!

 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسم ا.. 

 در راستای موضوع تاپیک گفتگو شود ... مباحث مربوط به نیروی هوایی تاپیک ویژه خودش را دارد ... 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

شاید بد نباشه که مسئله این روز های ما و آمریکا رو کمی شخصی فرض کنیم. یک مزدور اوانجلیست اسرائیل به گوش ترامپ شلیک کرد. تا به وی بیشتر اثبات شود که ایران دنبالش است و او در خطر است. ترامپ رو که همه میشناسیم و به راحتی تلقین و قانع شد که همه چیز زیر سر ایران است. او یک سیاستمدار نرمال نیست. بهتر است بگوییم اصلا سیاستمدار نیست. بیشتر شبیه حاجی بازاری ها از نوع بی اعصباش است. وی هم این فرصت چهار ساله  را بعید است از دست دهد. با تجربه ای که از ترامپ داریم حقیقت چندان نباید روی تحلیل های منطقی حساب باز کرد. چون پشت این آدم، منطقی ممکن است نباشد. همان چهار سالم تنها ایران را می شناخت و تنها ما دشمنش بودیم دیگر الان نور علی نور شده. توجه کنید همین آقای ترامپ حتی به رفقای اروپایی و ... اش که در دور قبل انتخابات پشتش را خالی کرده اند هم رحم نکرده و به همه فشار آورده است تا به طریقی با آن ها تسویه حساب کند. بسیار انتقام جو و کینه توز و ...

ویرایش شده در توسط Navard
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک فرقی بین ترامپ و بایدن تو خاورمیانه هست 

باید دنبال این بود که تمام امور حاورمیانه زیر نظر امریکا باشه شاید برا همین مثل ترامپ به یمن حمله نکرد شاید برا اینکه به اسراییل هم بگه تو حاورمیانه قدرت دست کیه

اما ترامپ دنبال این هست که اسراییل بشه قدرت مطلق خاورمیانه برا همین هم میخواد تمام تهدیدات سر راه اسراییل برداشته بشه 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
10 hours قبل , scorpion57 گفت:

حالا قراره چطوری اونجا رو بزنیم؟با پهپاد...با بالستیک یا کروز هوا پرتاب ....با موشکی که توسط شناور تا حدود 1000تا2000کیلومتری جزیره بره بعد بالستیک پرتاب کنه....یا بالستیک با برد بیشتر2000کیلومتر رونمایی خواهد شد؟

 

نکته ی مهم همین هست.احتمالا موشک لازم را داریم یا موشک های قائم هستند یا خرمشهر با کلاهک ۵۰۰ کیلویی ولی مشکل این هست که رسما اعلام نشده این نوع موشک را داریم.وقتی موشک را رونمایی نکردیم این تهدید برای طرف خارجی و افکار عمومی تو خالی هست.

 

غیر بحث موشک بالستیک چند روش دیگه هم برای حمله به دیگو گارسیا هست ولی به خوبی موشک های بالستیک پرتابی از خاک ایران نیست:

 

-حمله با پهپاد های شاهد ۱۳۶ بی از خاک ایران

 

- حمله با موشک بالستیک از روی ناوهای شهید مهدوی و رودکی و مکران

 

-حمله با پهپاد از روی ناو پهپادبر شهید باقری

 

-حمله ی پهپادی از روی ناوهای ایران

 

-حمله با موشک های کروز از روی ناو ها و زیردریایی ها

 

-حمله با موشک کروز و بالستیک هواپرتاب از روی اف ۴ و سوخو ۲۴

 

-بمباران هدف با اف ۴ و سوخو ۲۴ با کمک سوختگیری هوایی

 

هیچ کدام از گزینه های بالا مناسب نیستند چون این جزیره پر از ناو ها و ناوهای هواپیمابر و جنگنده هست که راحت این خطرات را میتوانند دفع کنند و حتی ناوها و جنگنده های حمله کننده را نابود کنند.

 

ویرایش شده در توسط mehdipersian

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

Hjii.jpg

 

در مورد پایگاه‌های زیرزمینی ایران از شهرهای موشکی گرفته تا پایگاه عقاب ۴۴ نیروی هوایی و همینطور سایت‌های هسته‌ای همچون نطنز اقدامات مهندسی شده‌ای وجود داره که به نظر من سطح پدافند غیرعامل به حد ایده‌آلی میرساند. ورودی این پایگاه توسط دیواره‌های مسلح مدفون و غیر مدفون تقویت شده است. از طرفی در مورد عقاب ۴۴ محل قرار گیری ورودی طوری است که جنگنده از میان یک تپه ی ثانویه عبور کند و این یعنی مسیر ورودی اصلی پایگاه توسط این تپه از طرف افقی حفاظت میشود. علاوه بر این سعی شده که مسیرهای ورودی به صورت شکسته شده با دسترسی غیر مستقیم و یا با قوسی شدید طراحی شود. اگر خطای دید نباشد در بعضی موارد نیز فاصله مشخصی از ورودی‌های شهرهای موشکی دیوار مسلح قطور کار شده است. حال توجه کنید که این شهرهای موشکی  در دل دره‌ها و رشته کوه‌ها قرار دارند و همینطور هم دسترسی به آن مناطق سخت است. اهمیت این طراحی مهندسی به مقابله با حملات موشکی کروز و پرتابه های دورایستا سرشی برمی‌گردد. در حقیقت موشک‌های کروز برای حمله موثر به  این ورودی‌ها و خروجی‌ها باید به صورت عمود بر آنها سقوط کنند. این مسئله‌ای است که در مورد بمب‌های دوریستا سرشی اصلاً امکان‌پذیر نیست. موشک‌های کروز برای اینکه به صورت عمودی بر هدف سقوط کنند نیازمند به اوج‌گیری و پرواز در ارتفاع زیاد هستند. این در حالیست که فرصت کافی در یک منطقه کوهستانی برای چنین حرکت پیچیده‌ای وجود ندارد. همینطور با افزایش ارتفاع موشک کروز به هدفی راحت برای سامانه‌های پدافندی تبدیل می‌شود. آمریکا برای مقابله با این کار نیازمند سرکوب گسترده پدافند هوایی ایران است. یا اینکه برگی ناشناخته رو شود که تمام سامانه های الکتریکی رو ناک اوت کند. از طرفی تسبیحات هوا پرتاب و زمین پرتاب بالستیک نیز دست کم می‌توانند برای مقابله موقت با این ورودی‌ها و خروجی‌ها موثر باشند. در رابطه با شهرهای موشکی یمن نیز آمریکا روی به استفاده از بمب‌های سنگرشکن آورده است که در روزهای اول در مورد ایران کار چندان کار آسانی به نظر نمی‌رسد چون نیاز به حضور جنگنده ها و بمب افکن ها بر روی هدف است.در مورد یک جنگ تمام عیار در منطقه آنچه اهمیت دارد روزهای اول است. برنده کسی است که اراده خود را در روزهای اول تثبیت کند. روزهای اول روزهای مرگ و زندگیست. اگر در روزهای اول بتوانیم قدرت آتش خود را حفظ کنیم نتیجه جنگ یک طرفه نخواهد بود هرکس بتواند اهداف بیشتری از دیگری را از صحنه نبرد حذف کند و از قدرت آتش تهاجمی طرف مقابل بکاهد کار جنگ را یکسره می‌کند. با اینکه ممکن است جنگ آنجا تمام نشود اما اراده سیاسی تحمیل شده در پایان نبرد را  در همان اول روزها می‌توان حدس زد.

 

1111629450_0_57_1098_675_1280x0_80_0_0_1

 

ویرایش شده در توسط Navard
  • Like 1
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسم ا...

 پایگاه های موشکی  تاپیک ویژه خودش را دارد .. در موضوع تاپیک صحبت کنید . این تذکر دوم هست ... برای بارسوم ، تاپیک قفل می شود 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سه مشکل وجود داره:

1) ایران از نظر روانی قادر به وارد کردن ضربه اول نیست و باید منتظر حرکت ایالات متحده بمونه چون در این صورت در همون گردابی غرق میشه که حماس شد و عملیات خرابکاری ایالات متحده توجیه پیدا می کنه و ترامپ خودشو مجاز میدونه به هرنوع بمباران با هر شدتی، هرچند بعیده با توجه به فاصله جزیره دیه گو گارسیا و ضعف موشک های ما در نقطه زنی و شدت وارد کردن خسارت بتونیم حمله پیشدستانه کنیم.

2) در زمینه جنگ الکترونیک یا سرکوب پدافند هم معلوم نیست ایالات متحده چه برگ برنده ای در اختیار داره ولی حمله اسرائیل به ایران نشون داد که پدافند ما برای مقابل با نیروهای هوایی و موشکی متخاصم جای کار زیادی داره.

3)  آسمان منطقه خلیج فارس جاییه که سرنوشت جنگ معلوم میشه هرچند با داشتن هر نوع نیروی هوایی باز شانس بالایی برای در اختیار گرفتن برتری هوایی و آسمان خلیج فارس نداشتیم ولی اگر یک نیروی هوایی مجهز با جنگنده های به روز می داشتیم، میشد خیالمون تخت باشه که مثل حماس، لبنان یا یمن  آسمون رو در بست برای ضربه زنی در اختیار دشمن نزاریم. به نظرم علی رغم هارت و پورت ترامپ حتی اگه ایالات متحده حمله کنه تمرکزشو بر روی جنوب ایران زمین می زاره چون بعیده ریسک گیرافتادن جنگنده هایی مثل بی 2، اف 35 و حتی اف 15 رو در فلات مرکزی ایران به جون بخره ، به خاطر همین تا وقت هست به نظرم با تمرکز سامانه پدافندی زیاد در جنوب خودمون رو برای هر سناریویی از طرف ترامپ آماده کنیم.

 

ویرایش شده در توسط aminf14
  • Like 1
  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آمریکا و اسرائیل در گذشته سیاست چماق و هویج داشتند و الان سیاست آن ها ظاهراً تغییر کرده. نمیدانم اسمش رو چی بزارم ولی شاید سیاست چماق چماق برایش مناسب باشد. لحن گفتاری آن ها در موازات باقی لفاظی های پرتکرار آن ها کاملا بر ایجاد ارعاب و ترس عوام و خواص ما دست گذاشته. تاثیرش را در بازار ایران کاملا می‌بینید. این لولو خور خوره سازی از قبل انتخابات بوده و گرنه آمریکای ترامپ زمانی در پسا عین الاسد گفت من نمی‌خواستم غیرنظامیان کشته شوند پس دستور جلوگیری از حمله را دادم! توجه کنید آمریکایی که چشمانش را بر کشتار چند ده هزار کودک و زن غزه بسته دلش بحال ایرانی می سوزد! این را بگذارید یک گزینه دیگر از فشار حداکثری بر روی ایران ! هر تهدید یک جهش قیمت و یک ایجاد اختلاف جدید! این نظرم شاید درست نباشد چون هنوز زود برای قضاوت اما کار هسته ای ایران با یک بمباران محدود تمام نمیشود. این تجمیع نیرو فعلا برای یک حمله تمام کننده کافی نیست و بسیار کم هست حتی اگر پشتوانه و سیاهی لشکر پشت حمله اسرائیل بخواهد باشد. هسته ای زمانی در ایران به پایان می‌رسد که یا اراده ما تغییر کند یا کاملا ما دچار فروپاشی شویم. اما بیشتر مسئله هسته ای یک جنگ زرگری است . دهه ها مسئله هسته ای به محلی برای چانه زنی بین ایران و آمریکا تبدیل شده  و حال شکل جدی تری به خود گرفته . اما چرا ارعاب را در محیط رسانه پخش میکنند. ساده است تا بتوانند اگر اشتباهی هم کردن و جایی را زدند، بر روی موج عوام و خواص متضاد سوار شوند و یک تغییر اراده ای را به حاکمیت ایران تحمیل کنند. مشابه آن در عراق اتفاق افتاد و نمونه بزرگ‌ترش شوروی را دومینو وارد به تجزیه کشاند! اگر آقای لاریجانی گفتند اگر حمله کنید ما مجبور به تغییر نظریه می شویم و بمب خواهیم ساخت شاید بد نباشد یکبار بصورت دیگری به قضیه نگاه کنیم که این پیام به طرف غربی هست که کاری نکنید آنچه در مشت ما پنهان بود را به همه نشان دهیم. اما هسته  ای بازدارندگی ایجاد خواهد کرد؟ نظر من را بخواهید تنها از جنگ هسته ای جلوگیری خواهد کرد که کمی از محال احتمال وقوعش بیشتر است. و یا اینکه کسی به شما هسته ای زد و کسی را زنده نگذاشت آن وقت خیالتان راحت است که کسی از دشمن هم زنده نمی ماند. اما خب آن روز نه ایرانی مانده نه اسرائیلی و ... در یک جمعی وقتی همه یک تفنگ به سمت سر یکدیگر گرفته باشند بعید میدانم در آخر کار پیروزی در بین آنها باشد که بخواهد منفعتی درو کند! هسته ای از جنگ هسته ای جلوگیری میکند و گرنه بمب اتمی واقعی اراده است. عواملی که اراده یک حاکمیت را به کرسی میشاند متعدد هستند و هسته ای کارت کوچکی بین آن هاست. 

ویرایش شده در توسط Navard
  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
6 minutes قبل , Navard گفت:

 هسته ای از جنگ هسته ای جلوگیری میکند و گرنه بمب اتمی واقعی اراده است. عواملی که اراده یک حاکمیت را به کرسی میشاند متعدد هستند و هسته ای کارت کوچکی بین آن هاست. 

 

هسته ای کارت بسیار بزرگی است.

 

بودن یا نبودنش فرق بین انقراض یک ملت و اوج گرفتن یک ملت هست.

 

اینکه داشتن بمب هسته ای فقط از جنگ هسته ای جلوگیری میکند هم حرف دقیقی نیست.اگر دقت کنید از زمانی که هر کشور در دنیا بمب هسته ای رونمایی کرده کسی به آنها حمله نکرده و هر جنگی بوده دفاع در مقابل کشورهای هسته ای بوده.

 

پس اگه حمله ی آمریکا باعث تلاش برای ساخت بمب اتم در ایران میشود (طبق حرف لاریجانی) به نظرم خوب هست که هر چه زودتر این حمله اتفاق بیفتد.

 

ویرایش شده در توسط mehdipersian
  • Like 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
23 minutes قبل , mehdipersian گفت:

 

اینکه داشتن بمب هسته ای فقط از جنگ هسته ای جلوگیری میکند هم حرف دقیقی نیست.اگر دقت کنید از زمانی که هر کشور در دنیا بمب هسته ای رونمایی کرده کسی به آنها حمله نکرده و هر جنگی بوده دفاع در مقابل کشورهای هسته ای بوده.

حقیقت پشت این ایجاد صلح در سایه چتر هسته ای کمی پیچیده تر است. اگر کره شمالی را بعنوان مثال در نظر بگیرید که میدونین عموم ما چنین تصوری میکنیم.  بعد جنگ کره سال های سال این کشور شاهد صلح بوده و هیچ درگیری بزرگی هم صورت نگرفته. همان دلیلی که آن چند دهه مانع جنگ شد همین الآنم مانع جنگ میشود و هسته ای و قاره پیمای کره شمالی رفته کنار آن دلایل . در مورد تایوان هم چنین کارتی تا حالا بازی کرده و تایوان را سال ها در مقابل تهاجم چین حفظ کرده. اما اگر تایوان بمب اتم بسازد مانع تهاجم چین میشود؟ بنظرم پاسخ خیر است. آنچه مانع تهاجم چین به تایوان شده عدم توازن قدرت در مقابل قدرت و ثروت و صنعت آمریکا بوده. و اگر روزی این صلح در تایوان خدشه دار شود آن روزی است که توازن قدرت بین چین و آمریکا بهم ریخته است. شاید اگر الان تایوان بمب اتم داشت همه این برداشت را میکردیم که بمب اتم منجی تایوان است اما اینطور نیست. در مورد کره شمالی هم کارت اصلی حفظ حاکمیت، سلاح خود کره ای ها نیست بلکه چین است. برای ما هم کارت های مشابهی وجود دارد که بیشتر نگاه به داخل ایران است. دلایل زیادی برای حفظ صلح بین ما و آمریکا در این چند دهه وجود داشته که از حوصله جمع خارج است. اما فقط باید به تاریخ نگاه انداخت در گذشته هم تندروهایی از نوع جورج بوش به قدرت رسیده اند که کل همسایگان ما را اشغال کردند و به ما هم گفتند محور شرارت و ما بعنوان کشوری جنگ زده با دستان خالی از اشغال و جنگ گریختیم. در سال های بعد نگرش سیاسی تغییر کرد اما وجود توازنی مانع آن شد. دشمن فکر میکند بعد سقوط سوریه و ضعیف شدن محور مقاومت اوضاع بر وقف مرادش هست و اراده ها سست شده. هسته ای مسکن است. آفریقای جنوبی هم آن را داشت ولی سقوط کرد. اگر اقدامی صورت میگیرد و اگر کارتی هم رو میشود باید در جهت اثبات وجود اراده باشد. وقتی کاری را از روی استیصال کنیم، حقیقتا بر موج همین ارعاب آمریکا سوار شده ایم...

 

البته من نمی‌گم نسازیم. هر تصمیمی حاکمیت بگیرد همان میشود.  اما اگر بمب هسته ای هم ساختیم به این معنی نیست که واکسینه شدیم و دیگر هیچ اتفاقی نمی افتاد و هیچ کار دیگری برای ایجاد توازن نباید کنیم.

ویرایش شده در توسط Navard
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط amirarsalankhan
      بمب افكن تهاجمي نسل بعد، LRS-B
       
                                 
       
       
      بمب افكن نسل بعد ( NGB، قبلا به نام بمب افكن 2018 شناخته مي شد ) يك برنامه به منظور توسعه يك بمب افكن جديد براي نيروي هوايي ايالات متحده بود. NGB قرار بود تا در حدود سال 2018 و به عنوان يك بمب افكن پنهانكار، مادون صوت، برد متوسط و با قابليت متوسط حمل سلاح وارد خدمت شود و به تدريج جايگزين بمب افكن هاي پير و پا به سن گذاشته (  B-52 Stratofortress  و B-1 Lancer ) گردد. ولي برنامه توسعه NGB با ظهور طرح بمب افكن دور برد تهاجمي سنگين ايالات متحده به فراموشي سپرده شد.
       
         
       
      اين اتفاق زماني افتاد كه در ژوئن 2010 سپهبد Breedlove  در مصاحبه اي بيان كرد كه اصطلاح بمب افكن نسل بعد مرده و از اين به بعد نيروي هوايي بر روي طراحي بمب افكن هاي دور برد تهاجمي كار خواهد كرد كه در آن از سيستم هاي به كار رفته در جنگده هاي F-22 و F-35 استفاده خواهد شد تا بمب افكني مقرون به صرفه و با قابليت هاي استثنايي هر دو جنگنده فوق جهت انجام ماموريت ها طراحي و توليد گردد.
       
             
       
       
      بمب افكن دور برد تهاجمي (Long Range Strike Bomber)
      برنامه توسعه بمب افكن دور برد تهاجمي ( LRS-B ) به معناي واقعي كلمه پنهانكار است! و اطلاعات خيلي كمي از آن منتشر شده است ولي اهميت آن را به خوبي مي توان در رفتار پنتاگون و شركاي صنعتي بزرگ آن احساس كرد.بسياري از كارشناسان معتقدند كه برنامه توسعه اين بمب افكن ساختار نيروي هوايي ايلات متحده را در 20 سال آينده شكل خواهد داد و هر شركتي كه برنده مناقصه توليد اين بمب افكن شود پول پارو خواهد كرد و بازنده نيز مي تواند مطمئن باشد كه جايگاهي در آينده هوانوردي نظامي ايلات متحده نخواهد داشت مگر ان كه معجزه اي كند!
      هر چند امروزه لاكهيد ماريتن به لطف پروژه F-35 آينده خود را در صنعت هوانوردي نظامي ايالات متحده تضمين كرده است و بويينگ نيز به مدد توليدات هوانوردي غير نظامي خود مي تواند از اين بحران عبور كند و تنها نورث روپ است كه چاره اي ندارد و  بايد اين مناقصه را برنده شود تا بتواند با خيال راحت به آينده خود فكر كند
      شناخته ها و ناشناخته ها
      پيش بيني شده 80 تا 100 فروند از اين بمب افكن جديد جايگزين ناوگان فعلي بمب افكن هاي ايالات متحده شود.  
      پنهانكار بودن ،قابليت حمل سلاح هاي هسته ايو داراي بودن هر دو حالت پروازي سرنشين دار و بي سرنشين از الزامات طراحي LRS-B است.قيمت تعيين شده براي هر فروند بمب افكن جديد 550 ميليون دلار در سال 2010 پيش بيني شده و قرار است به جهت كم كردن هزينه ها از فناوري موجود در طراحي ان استفاده شود ولي ساختار طراحي آن بايد به شكلي باشد كه بتواند از تكنولوژي هاي آينده نيز استفاده كند.دو رقيب اصلي در طراحي اين بمب افكن يكي كمپاني  Northrop Grumman, با سابقه طراحي بمب افكن پنهانكار و گرانقيمت B-2 است و ديگري مشاركت كمپاني هاي بويينگ و لاكهيد مارتين با سابقه طراحي جنگنده هاي F-22 و F-35 .همچنين پيش بيني مي شود در اواسط دهه 2020 اولين پروازهاي اين بمب افكن انجام شود.طبق حدس هايي كه كارشناسان مي زنند نيروي هوايي آمريكا به دنبال يك بمب افكن در اندازه اي حدودا نصف B-2 است كه از دو موتور F-135 همانند F-35 سود ببرد.
       
                                              
                                         
                                          پيشران F-135 Pratt  & Whitney
       
      الان همه شما ميگوييد اين كه خيلي كوچيكه، خب مسلما بايد بزرگتر بشه ولي با صحبتي كه رابرت گيتس وزير سابق دفاع انجام داد و به اعضاي كنگره گفت كه قيمت هر فروند 550 ميليون دلار ميشود راه را بر روي بزرگتر شدن اين بمب افكن فعلا بست. و اين نگراني را در بين كارشناسان به وجود آورد كه هر شركتي كه بتواند با حداقل آيتم هاي اساسي يك بمب افكن توليد كند برنده اين مناقصه خواهد بود بدون توجه به نيازهاي اساسي نبردهاي آينده.بنابراين يكسري الزامات از سوي كارشناسان هوانوردي نظامي جهت توسعه LRS-B  پيشنهاد شده است :
      پنهانكاري
      امروزه ميدانيم كه 80 درصد قابليت پنهانكاري به شكل و طراحي هواپيما بستگي دارد و فقط 20 درصد به مواد و تكنولوزي پيشرفته به كار رفته در آن وابسته است. كه همين 20 درصد هم بيشترين هزينه را به خود اختصاص مي دهد. پس يايد تعادل خوبي را بين اين دو بخش برقرار كرد تا هزينه هاي طراحي و توسعه سرسام اور نباشد.
      تعمير و نگهداري
      استفاده از مواد جاذب امواج رادار ساخته شده مي تواند نگهداري اين بمب افكن را بسيار راحت تر كند تا استفاده از موادي كه در لبه تكنولوژي روز قرار دارند و بسيار گران قيمت خواهند بود و نگهداريشان نيز بسيار مشكل است.ولي پلت فرم طراحي نيز بايد به شكلي باشد كه اين پرنده بتواند در 50 سال آينده آسمان ها را همچنان تسخير كند و پذيراي مواد جديد و تكنولوژي هاي نوين نيز باشد.
      قابليت حمل بمب هاي هسته اي
      تصميم گيري در اين مورد بايد همين الان صورت بگيرد، هر چند نيروي هوايي علاقه دارد تا چند سال بعد از توليد بمب افكن ها مجوز حمل سلاح هاي هسته اي را براي آنها صادر كند ولي با توجه به پيشرفت هاي سريع در صنعت هوانوردي نظامي از الان اين پرنده بايد طوري طراحي شود كه حداقل نيمي از آنها از ابتدا قابليت حمل بمب هاي هسته اي و هيدروژني را داشته باشند. و توانايي بازدارندگي ايالات متحده را همچنان حفط كنند.
      كنار گذاشتن طرز فكر شواليه تنها!
      بسياري از مردم فكر مي كنند كه پنهانكاري يعني يك جنگنده پنهانكار به تنهايي و با شجاعت به مانند يك شواليه به مواضع دشمن حمله مي كند و تمامي آنها را نابود ميسازد!! از الان بايد اين تفكر را دور ريخت و يك برنامه جامع جهت حملات پر تعداد بمب افكن هاي نسل بعد در نظر گرفت و تمام سناريوهاي موجود و تهديدات لازم را در آنها پيش بيني كرد تا قدرت واقعي بمب افكن ها و تاثير آنها بر روي مواضع دشمن مشخص شود.
      ساخت يك بمب افكن، نه فقط يك پلت فرم صرف
      در سال هاي بعد LRS-B تنها بمب افكن سنگين ايالات متحده خواهد بود. پس بايد به شكلي طراحي شود كه قابليت باز طراحي بسياري از قسمت هاي آن وجود داشته باشد و بتواند از تكنولوژي هاي آينده نيز به خوبي بهره مند شود. همچنين LRS-B بايد بتواند ماموريت هاي دريايي را نيز به خوبي ماموريت هاي زميني انجام دهد.
      نگه داشتن خلبان در كابين
      با وجود داشتن فناوري پروازهاي بي سرنشين اما ما نبايد در دام اين صحبت ها بيافتيم كه LRS-B بايد تنها قابليت بي سرنشين داشته باشد!، نداشتن خلبان در ميدان نبرد يعني نداشتن حس مسئوليت پذيري و ابتكارات لحظه اي نمي توان از جذابيت هاي فراوان پرنده هاي بي سرنشين گذشت ولي يك بمب افكن سنگين بي سرنشي نياز به حمايت زميني بسيار بيشتري از بي سرنشين هاي فعلي دارد كه اين خود هزينه ها را بسيار بالاتر مي برد.مورد بعدي قابليت ضعيف بي سرنشين ها در سوخت گيري هاي هوايي است كه در حين ماموريت هاي يك بمب افكن دوربرد الزامي است و يك خلبان در هر شرايط آب و هوايي يا زماني به راحتي آن را انجام مي دهد.و در آخر فكر كنيد كه يك بي سرنشين بخواهد بمب هسته اي نيز با خود حمل كند، خيلي فكر خوبي نيست و حتي كابوس آور نيز هست. هر چند خيلي ها فكر ميكنند بهتر بمب هاي هسته اي را به دست بي سرنشين ها سپرد!
      فراموش نكردن چيزهاي كوچك
      بايد فضاي كافي براي خلبان در پروازهاي طولاني در نظر گرفت تا اعصابش راحت باشد و تحت فشارهاي جسمي قرار نگيرد. اين مورد حتما بايد لحاظ شود و سعي شود از تجربه B-2 در اين مورد درس گرفته شود.
      در ژانويه 2011 نيروي هوايي فهرستي كوتاه از اهداف مورد نظر خود را براي بمب افكن تهاجمي منتشر كرد
      اهداف طراحي در نظر گفته شده براي يروژه LRS-B در ژانويه 2011
      كل هزينه پروژه نبايد از 40 تا 50 ميليارد دلار بيشتر باشد سرعت مادون صوت حداكثر بردي پروازي بيشتر از 9250 كيلومتر مداومت پروازي 50 تا 100 ساعت براي پروارهاي بي سرنشين قابليت بقا در حملات روزانه به مواضع دشمن با وجو د قدرتمند ترين دفاع هوايي موجود  
      در پايان تصاويري از طرح هاي مفهومي اراده شده توسط سه كمپاني معظم شركت كننده در اين مناقصه
       
                       
                                                           
       طرح پيشنهادي كمپاني نورث روپ گرومن
       
       
       
       
                      
                                                                              
       طرح پيشنهادي كمپاني لاكهيد
       
       
       
       
       
                         
                                           
        طرح پيشنهادي كمپاني بويينگ
       
       
      حال بايد منتظر ماند و ديد كه در چند ماه آينده مقامات نيروي هوايي كدام يك از طرح هاي پيشنهادي را براي آينده توان هوايي ايالات متحده انتخاب خواهند كرد.
      نظر شما چيست؟
      كم و كاستي بود  دوستان به بزرگواري خودتون ببخشيد، تقديم به ارواح طيبه شهداي مرزباني ناجا در حادثه اخير نگور
      با تشكر فراوان از دوست و استاد گرامي جناب 7mmt به جهت پيشنهاد اين موضوع و كمك هاي بسيارشان
      تهيه شده توسط امير ارسلان رهسپار ، فقط براي ميليتاري
       
       
      منابع :
      http://en.wikipedia.org/wiki/Next-Generation_Bomber
       
      http://www.defensenews.com/story/defense/air-space/strike/2015/01/18/air-force-bomber-industry/21805275/
       
      http://defensetech.org/2014/09/15/air-force-plans-major-step-in-long-range-strike-bomber-program/
       
      http://breakingdefense.com/2014/09/b-2-pilots-lessons-for-lrsb-americas-new-bomber/
    • توسط Phantom3
      موشکDelilah یک موشک الکترو اپتیکال می باشد که در اسرائیل و توسط صنایع نظامی این رژیم (IMI) به منظور هدف قرار دادن اهداف متحرک و غیر متحرک ساخته شده است.موشک Delilah نام سری موشک های گوناگون اسرائیل می باشد که توسط IMI ساخته شده اند.این موشک در اصل به عنوان یک تله هوایی ساخته شده بود، اما در دهه 1990 نوع تهاجمی و ضربتی از این موشک عرضه شد که توسط F-16 ها و F-4E های آپگرید شده ، که نقش جنگنده های هجومی را ایفا می کردند ، استفاده می شد.نوع ضد رادار این موشک از نوع هواپرتاب می باشد. این گونه از نیمه دهه 60 میلادی وارد خدمت شد. وظیفه این نمونه یافتن سایت های راداری در هنگامی بود که این رادار ها در حال کار بودند و با این کار آنها را یافته و نابود می کرد.

      Delilah-1
      این گونه از نوع هواپرتاب می باشد و در رده موشک های کروز قرار می گیرد . این موشک دارای یک موتور توربو جت بود و این موتور توربوجت به آن این امکان را می داد تا با درنگ کردن درست به خوبی هدف قرار دادن اهداف متحرک ، اهداف با استتار بسیار خوب را نیز مورد هدف قرار دهد.که این ویژگی این موشک را به یک موشک ایده آل برای نابودی سایت های سام تبدیل کرده است.این موشک دارای بردی برابر 150 کیلومتر است و توانایی نابود اهداف ، چه دریایی و چه زمینی را دارد.هدایت خودکار به کار رفته درآن به خوبی سیستم های هدایتی INS/GPS می باشد که به موشک امکان انجام ماموریت های خود اتکا را می دهد.این موشک توانایی تطبیق با سرهای جنگی گوناگون را دارد و نیز می تواند توسط بسیاری از هواگرد ها حمل شود.این موشک توانایی شلیک از هواگردها ، بالگردها یا لانچر های زمینی را دارد. اندازه جمع و جور این موشک به آن این امکان را می دهد که توسط بالگردهای سیکورسکی UH-60A و SH-60B حمل شود.این موشک سر جنگی کوچک ولی موثر حمل می کند که به آن امکان هدف قرار دادن و نابودی اهداف با کمترین خطر را می دهد.این موشک نخستین بار توسط اسرائیل در جولای و آگوست 2006 ، یعنی درجنگ با لبنان، استفاده شد.این موشک در این جنگ توسط F-16D پرتاب می شد.



       
       
       
      Delilah-2
      این موشک با سرمایه گزاری چین درحال توسعه و ساخت توسط اسرائیل می باشد .این موشک از موتور Bet Shemesh Sorek 4 استفاده می کند که تراستی معادل 800 پوند ایجاد می کند. این ویژگی به موشک این امکان را می دهد که برد بیشتر و سر جنگی بزرگتری داشته باشد.




      Delilah-GL
      این موشک یک موشک زمین پرتاب می باشد که در اصل نوع تغییر یافته موشک کروز Delilah است و بردی معادل 250 کیلومتر دارد که ممکن است برد واقعی آن نباشد ، یعنی امکان دارد این موشک بردی بیش از 300 کیلومتر داشته باشد .
      این موشک با سر انفجاری متعارف 30 کیلوگرمی مسلح می شود اما توانایی حمل انواع دیگری را نیز دارد. این موشک توسط GPS هدایت می شود و توانایی گشت در منطقه جنگی را قبل از تایید هدف دارد.

      مترجم :Phantom3
      استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام مترجم و لینک به سایت Military.ir مجاز می باشد.
    • توسط farmandekoll
      F-117 نایت هاوک (شاهین تاریکی) نخستین هواپیمای عملیاتی است که به منظور استفاده از فناوری پنهانکاری طراحی شد. طراحی منحصر بفرد این هواپیمای تک سرنشینه تواناییهای استثنایی را به این هواپیمای تهاجمی می افزاید. اندازه این هواپیما در حدود F-15 ایگل می باشد که دو موتور توربو فن F404 که هرکدام نیرویی معادل 48 کیلو نیوتون (10800 پوند) ایجاد می کنند دارد. هم چنین دارای کنترل با سیم می باشد. قابلیت سوختگیری هوایی برد نایت هاوک را افزوده و آن را به یک سلاح بازدارنده و ترساننده ی ایالات متحده تبدیل کرده است. توانایی حمل انواع سلاح ها با سیستمهای ناوبری و حمله یکپارچه و سیستمهای الکترونیک پروازی ( اویونیک) موثر بودن این هواپیما را در عملیات مختلف اثبات می کند و بار کاری خلبان را کم می کند. کشیدن نقشه های با جزییات ریز برای عملیات روی نقاط با پدافند سنگین و قوی با استفاده از سیستم طراحی نقشه خودکار به ارزشهای این هواپیمای منحصر بفرد می افزاید.اولین F-117 در سال 1982 تحویل داده شد و آخرین تحویل در سال 1990 بود. تصمیم تولید F-117 در سال 1978 گرفته شد. اولین پرواز آن در سال 1981 انجام شد.

      جزییات :


      وظیفه : هواپیمای تهاجمی پنهانکار

      سازنده : لاکهید

      استفاده کننده : نیروی هوایی ایالات متحده

      موتور : دو موتور توربو فن بدون پس سوز F404-GE-F1D2 با قدرت 48 کیلو نیوتن (10800پوند)

      ابعاد : طول 10.08 متر، ارتفاع 3.78 متر، دهنه بال 13.20 متر

      اوزان: وزن خالی آن 13.381 کیلوگرم برآورد شده است، حداکثر وزن برخاست 13.814 کیلوگرم

      اجرا : حداکثر سرعت 0.98 ماخ یا 1040 کیلومتر بر ساعت(656 مایل بر ساعت)، سقف پرواز 15.240 متر برآورد شده است ( 50000 پا)

      سلاحها : تا 2268 کیلوگرم (5000 پوند) انواع بمب های هدایت شونده، موشکهای هوا به زمین، موشکهای زد رادار یا موشکهای هوا به هوای AIM-9 که در یک جایگاه درونی حمل می شوند.




    • توسط onin
      در ۲۵ فوريه ۵(۱۹۲۵ اسفند ۱۳۰۴) اولين خلبان ايراني كه كلنل احمدخان نخجوان نام داشت يك هواپيماي برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ايران از فرانسه به پايگاه قلعه مرغي تهران پرواز داد. كلنل نخجوان در فرانسه دوره ديده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدين ترتيب در اين تاريخ اولين هواپيماي نيروي هوايي ايران با خلباني يك ايراني مرزهاي بين المللي را درنورديد و به فضاي پروازي ايران رسيد. در اين زمان ديگر خلبانان ايراني تحت نظارت يك استاد خلبان آلماني به نام «شفر» در ايران دوره مي ديدند. خريد هواپيما قسمت آسان كار بود. آموزش خلبانان براي پرواز كردن با آنها، نفرات پشتيباني زميني براي نگهداري و تعمير آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت كار بود كه زمان هم مي برد. در همين دوره زماني نيروي هوايي ايران از قالب يك اداره كوچك در ستاد فرماندهي ارتش خارج شده و به يك نيروي جداگانه تبديل شده بود كه «نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي ايران» نام گرفته بود؛ اولين فرمانده نيروي هوايي ايران هم كسي نبود به جز كلنل احمدخان نخجوان. در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولين گروه از دانشجويان دوره خلباني و تكنسين پرواز به روسيه و فرانسه فرستاده شدند. بعدها در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ايران ۱۵ خلبان داشت كه شش نفر از آنها در مدرسه پرواز ايستر فرانسه و ۹ نفر ديگر در مدرسه پرواز سباستوپول روسيه آموزش خلباني ديده بودند. در اين سال IIAF مخفف Imperial Iranian Air Force داراي ۳۳ فروند هواپيما از ۹ مدل مختلف بود. طي ۱۵ سال به يعني تا آغاز جنگ جهاني دوم بيش از ۳۰۰ هواپيما از ۱۸ مدل مختلف در اختيارنيروي هوايي ايران بود. در همان زمان هشت پايگاه هوايي كه مدارس آموزش خلباني و يك مركز آموزش تعميرات و نگهداري را شامل مي شدند ساخته شده بود. يك كارخانه مونتاژ هواپيما به نام «شهباز» هم ساخته شده بود كه قادر بود سه مدل مختلف هواپيما را مونتاژ كند. در سال ۱۹۴۱ (سوم شهريور ۱۳۲۰) بي طرفي ايران در جنگ جهاني دوم نقض شد و نيروهاي هوايي و دريايي انگليس و روسيه از شمال و جنوب به ايران حمله كردند. نيروي هوايي جوان ايران كه به تازگي به ساختن ساختارهاي اساسي خود مشغول شده بود، تحت هيچ شرايطي توانايي رويارويي با اين نيروي عظيم و توانمند را نداشت. با اين وجود تعدادي از پرسنل جوان اين نيرو تصميم به مقابله با بيگانه گرفتند و با كنترل پادگان قلعه مرغي دو هواپيما از اين پادگان به خلباني سروان وثيق و استوار شوشتري كه با شليك ضدهوايي مواجه شده و به ناچار آسمان تهران را ترك كردند. نيروهاي ائتلاف انگليس و روسيه كنترل دو پايگاه هوايي ايران را در دست گرفتند. آنها به ترتيب در مهرآباد و قلعه مرغي مستقر شدند. از نيروي هوايي جوان ايران تقريباً هيچ چيز باقي نماند. پس از پايان جنگ ارتش بريتانيا ايران را ترك گفت اما ارتش روسيه از ترك ايران سر باز مي زد و كنترل شمال ايران را در اختيار داشت. سه ماه پس از اين اتفاق نيروهاي سرخ روسيه ايران را ترك گفتند. پس از اين نيروي هوايي ايران هميشه به عنوان نيروي برتر در خاورميانه شناخته مي شود. موقعيت استراتژيك ايران توسط آمريكا ناديده گرفته نشد و آمريكا از اوايل دهه ۱۹۶۰ شروع به فروش تعداد زيادي از هواپيماهاي پيشرفته خود به ايران كرد. در سال ۱۹۶۵ ميلادي ايران اولين هواپيماجت خود با نام اف - ۸۴ جي جت ثاندر دريافت كرد. در سال ۱۹۶۵ هواپيماهاي اف-۵ فريدم توسط ايران خريداري شدند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۸ اف-۴ فانتوم هم به ايران فروخته شد. در سال ۱۹۷۰ ايران داراي قوي ترين نيروي نظامي در منطقه بود. قبول فروش هواپيماهاي فوق پيشرفته اف-۱۴ اي تام كت به همراه موشك هاي پيشرفته اي آي ام - ۵۴ فينيكس از سوي آمريكا به ايران نشان دهنده روابط بسيار گرم بين ايران و آمريكا بود. در پي وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۹۷۹ دكترين و استراتژي نظامي ايران تغيير يافت و ايران ديگر به خريد تسليحات پيشرفته و گرانقيمت علاقه نشان نداد و همين باعث ايجاد نوعي تغيير قدرت در منطقه شد. ايران ديگر نه تنها دوست صميمي آمريكا نبود، كه به خاطر سياست هاي امپرياليستي و ضد انساني آمريكايي به دشمن اصلي آن تبديل شد. آمريكا و ديگر كشورهاي غربي تحريمي نظامي عليه ايران اتخاذ كردند. كمك هاي آمريكا قطع شده بود و نيروي هوايي ايران از فرار و بركناري افسران زمان شاه رنج مي برد كه همين امر به پايين آمدن سطح سرويس دهي در نيروي هوايي منجر شده بود. به دليل تحريم تسليحاتي ايران و نرسيدن قطعات مورد نياز، آمار عملياتي نيروي هوايي ايران سريعاً رو به كاهش بود. پس از انقلاب نيروي هوايي به «نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران» كه خود ارتشيان به آن «نهاجا» مي گويند تغيير نام داد. نام انگليسي آن هم Islamic Republic of Iran Air Force است كه به اختصار IRIAF خوانده مي شود. در همين اوضاع و احوال عراق با مناسب يافتن فرصت درصدد برآمد تا با حمله به ايران قسمت هاي وسيعي از خاك ايران را ضميمه قلمرو خود كند؛ به همين خاطر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهريور ۱۳۵۹) با يورشي عظيم به خاك ايران از طريق هوا، زمين و دريا جنگ تحميلي هشت ساله را عليه ايران آغاز كرد. جنگ با حمله هوايي نيروهاي عراقي به شش پايگاه نيروي هوايي ايران و چهار پادگان آغاز شد و همزمان چند لشكر و تيپ مستقل عراق در چهار محور از طول ۷۰۰ كيلومتر مرز مشترك با ايران به عمق خاك ايران يورش بردند. اولين حمله هوايي عراق چندان موفقيت آميز نبود. دلايل آن را مي توان به برنامه ريزي ناكافي و نادرست عمليات، نداشتن اطلاعات كافي از اهداف و استفاده نامناسب از بمب هاي جي پي(بمب هايي كه هدف خاصي ندارند و براي انهدام كلي به كار مي روند) برشمرد. در مهرآباد يك هواپيماي اف-۴ اي در هنگام جابه جايي براي در امان ماندن از حملات دشمن دچار سانحه شد و از همدان هم گزارش هايي در مورد خسارت يك فروند اف-۴ رسيد. اولين عمليات هوايي ايران در پاسخ اين حمله و بلافاصله پس از آن در خاك عراق موفقيت آميز بود. در اين عمليات چهار فروند هواپيماي اف-۴ به پايگاه دريايي الشعبيه در نزديكي بندر ام القصر حمله بردند. اين چهار فروند هواپيما كه ۴۵۰ كيلوگرم بمب بر سر اين پايگاه ريختند عمليات خود را از پايگاه بوشهر شروع كردند. در ميان اهداف چندباطري موشك ضد كشتي وجود داشت. اين عمليات تلافي جويانه نيروي هوايي ايران به قدري سريع بود كه خط پدافند عراق در طول مسير پرواز دچار غافلگيري شده بود. روز بعد در عملياتي غيرقابل باور ۱۴۰ فروند از جنگنده ها و جنگنده بمب افكن هاي ايران به ويژه اف-۴ و اف-۵هاي پايگاه هاي بوشهر، همدان و تبريز توانستند با نفوذ خود به خاك عراق تلفات سنگيني به پايگاه ها و تاسيسات نظامي عراق وارد كنند. در اولين روزهاي جنگ چندين حمله هوايي ديگر به تاسيسات نظامي عراق از قبيل ام القصر انجام شد. در يكي از اين حملات دو فروند اف-۴ كه هر كدام شش بمب جي پي ۳۴۰ كيلوگرمي حمل مي كردند به تاسيسات نظامي دريايي و كشتي هاي موشك انداز عراق حمله بردند. در حدود ۲۰ دقيقه بعد يك فروند هواپيماي آر اف-۴ اي عكس هاي شناسايي از منطقه گرفت كه نشان مي داد كشتي ها و تاسيسات بندري دچار صدمات و خسارات سنگيني شده اند. تاكتيك كلي در طول انجام چنين عمليات هايي رسيدن به هدف از راههاي مختلف، انجام يك پاپ -آپ بيش از رسيدن به هدف و شيرجه زدن روي هدف براي انهدام آن است. در هنگام بازگشت دو اف-۴ يكي از آنها توسط يك موشك سام مورد اصابت قرار گرفت كه باعث آسيب ديدن برخي از سيستم هاي آن شد اما همچنان مي توانست پرواز كند. اما آتش خاموش كن ها كار نكردند و بال راست - محل اصابت موشك - آتش گرفت. باند فرود نزديك ترين پايگاه هوايي هم به دليل هجوم اوليه ارتش عراق براي فرود مناسب نبود و به همين خاطر مجبور به فرود در يك باند ناآماده با سرعت بالا شد. چرخ ها تركيدند و هواپيما در حالي كه سرنشينان آن اجكت كرده بودند از انتهاي باند خارج شد. بعدها اين هواپيما با تعويض بال و ديگر تعميرات دوباره به جنگنده هاي مورد استفاده در جنگ پيوست. اين تعويض بال كه اولين بار در ايران انجام مي شد را مي توان نقطه آغاز انجام كارهاي غيرممكن در نيروي هوايي دانست. در اولين ماههاي جنگ «نهاجا» تلاش هاي خود را به جلوگيري پيشرفت نيروي زميني ارتش عراق معطوف كرده بود. جنگنده هاي ايراني براي اين كار با استفاده از راكت هاي ضد زره دانه به دانه تانك ها و زره پوش هاي عراق را شكار مي كردند و حتي گاهي اوقات تا ارتفاع سه تا چهار متر زمين هم پايين مي آمدند. در مقابل عراق هم از هواپيماهاي ميگ-۲۱ و ميگ-۲۳ براي پوشش نيروي زميني خود استفاده مي كرد كه اين پوشش به ناچار منجر به درگيري هوايي بين ايران و عراق مي شد كه مي توان پيروزي هاي ايران در اين زمينه را بيشتر از عراق دانست. مخصوصاً در اوايل جنگ كه آنها در مقابل هواپيماهاي اف-۱۴ ايران توانايي انجام هيچ عملي را نداشتند كه در اواخر جنگ با خريد ميراژ اف-۱ از فرانسه توانستند كمي جنگ هاي هوايي را متعادل كنند. جنگ تحميلي عليه ايران علاوه بر خسارات و تلفات جانبي بسيار، دستاوردهاي ارزنده اي براي نيروي هوايي ايران داشت. نيروي هوايي در اين هشت سال توانست به تكنولوژي ساخت بسياري از قطعات مورد نياز خود دست يابد و در برخي موارد به خودكفايي برسد.
    • توسط onin
      http://www.pinetreeline.org/planes/B-52-10.jpg هواپیمای بمب افکن B-52، بمب افکنی دور برد و در کلاس سنگین وزن است که می تواند گونه های مختلفی از ماموریت ها را به انجام برساند. این هواپیما قادر به پرواز در سرعت های بسیار بالا، البته زیر سرعت صوت و در ارتفاع بالغ بر 50,000 پا پرواز بوده و توانایی حمل بمب های هسته ای یا اتمی و همچنین بمب های معمولی را نیز دارد. http://www.saceliteguard.com/images/B-52 H dropping M-117 750 pound bombs.jpg هواپیمای بی 52 برای مدت بیش از 35 سال تنها بمب افکن دارای سرنشین سنگین وزن ایالات متحده بوده است. این بمب افکن، قادر به پرتاب و شلیک بیشتر سلاح های موجود است و حتی بدین صورت، بیم آن می رود که پس از به روز ساختن سیستم های اویانیکی و پیشرانه ها و دیگر قمست های آن، این هواپیما تا سال 2045 نیز در خدمت باشد. البته این بمب افکن آمریکایی را BUFF که مخفف عبارت Big Ugly Fat Fellow و به معنای مرد چاق گنده زشت است، نیز می نامند. اولین مدل هواپیمای بی 52 در سال 1954، اولین پرواز خود را انجام داده و مدل B آن نیز در سال 1955 وارد خدمت گشت. به طور کلی 744 بمب افکن بی 52 ساخته شده و آخرین گونه آن نیز که مدل H نامیده می شود، در سال 1962 تحویل شد. این بمب افکن استراتژیکی، دارای بردی برابر با 14,162 کیلومتر است که از این رو، هواپیمایی میان قاره ای یا کانتیننتال گفته می شود. البته این برد، در حالت بدون سوخت گیری هوا به هوا اندازه گیری شده است، و در غیر این صورت، برد این هواپیما، با سوخت گیری هوا به هوا می تواند نا محدود باشد. در این هواپیما، از مدل جی به بعد تغییراتی در شکل بدنه مانند کوتاه تر شدن سکان عمودی یا همان پایدار کننده عمودی آن داده شد. http://www.militarypictures.info/d/294-3/B-52.jpg این بمب افکن سنگین ساخت شرکت بوئینگ بوده و از هشت موتور توربوفن پرات اند ویتنی TF-33 هر یک با قدرت کشش بیش از 7000 کیلوگرم بهره می برد. بالاترین سرعتی که این هواپیما قادر به دستیابی به آن است، حدود 0/8 ماخ بوده که معادل 650 مایل بر ساعت نیز می باشد. هدایت این هواپیمای بمب افکن بر عهده 5 خدمه بوده که سیستم صندلی خدمه ها، از توانایی اجکت یا پرتاب کردن در مواقع خطر نیز برخودار است. لازم به ذکر است که قیمت تمام شده این هواپیمای غول پیکر، حدود هفتاد و چهار میلیون دلار می باشد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.