امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

اقا سعید این جوری که شما مقیاس جنگ 33 روزه رو بزرگ میکنی و اخرش نتیجه میگیری که مثلا چون حزب الله توانست با موشک تانک اسراییلی رو بزنه پس ما هم میتونیم با تانک تانک امریکایها رو بزمیم یا بقیه مثالها من فکر نمیکنم این طوری باشه به چند دلیل :

اولا در جنگ 33 روزه اسراییل اعلام کرد که با حزب الله میجنگه نه با لبنان در نتیجه زیرساختهای اقتصادی لبنان رو هدف قرار نداد البته به غیر از جنوب لبنان

دوما منطقه کوهستانی و جنگلی جنوب لبنان رو با مناطق شمالی و تقریبا شمال غربی ایران میتونی مقایسه کنید نه با بقیه قسمتهای دیگر ایران همین عامل باعث شد که حزب الله بتونه به کمک پوشش جنگلی منطقه به راکت پرانی خودش تا پایان جنگ ادامه بده

سوما به خاطر کوچک بودن منطقه درگیری و وسعت کم اسراییل و لبنان این اجازه رو به حزب الله داد که با راکتهای کوتاهبرد و به تعداد زیاد شهرهای اسراییل رو هدف قرار بده

در ضمن اون طوری که شما میگید هیچ پایگاه حزب الله نابود نشد نیست

در مورد تانک ذولفقار شما مطمئن باش که این تانک تولید نمیشه حداقل فعلا حتی تانک T72 هم تولیدش متوقف شده شاید از نظر بعضی دوستان این کار اشتباه باشه ولی باید دید دشمن ما کیه برعکس اقا سعید من فکر میکنم که نیروی هوایی یک عامل کاملا تاثیر گذار هست ( دلیلش هم جنگهای یوگوسلاوی و جنگهای امریکا با عراق و جنگهای اسراییل و اعراب هست) به طوری که اگر در ایران تانکی الان تولید نمیشه دلیلش نداشتن یک نیروی هوایی قدرتمند برای پشتیبانی از نیروی زمینی است والبته کمی بودجه که باعث شده یک کشوری در حد ایران به جای جنگ کلاسیک به جنگ نامتقارن رو بیاره که در اون خبری از استفاده گسترده از تانک نیست

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یکی از برترین های تاکتیکی ما بسبت به دشمنانمون روحیه شهادت طلبیه رزمندگانمونه . چیزی که امریکایی ها و کفار از اون ترس دارن مردن ! درسته خوب می جنگن ولی جنگیدنشون تا حدیه که رویای امریکایی و برتری فیلم های هالیودی جلو چشاشون باشه ! وقتی صدای زوزه گلوله بالای سرته و یکی یکی تانکای ابرامزشمون جلو چشاشون بترکه دیگه راکی یا رامبو اونجا نمی یاد کمکشون ! اونجای که یه لحظه چشاشون سیاهی میره و سردیه ترس از مردن میاد جلو چشاشون . یه سرچی تو اینترنت بزنین . چند تا کلیپ جنگ عراق و فلوجه بگیرین تا ببینین توش چطور نیروهای مارینز امریکایی قفل کردن جلوی چند تا جوجه سرباز عراقی با شلوار راحتیو و یه بولیز پارچه ای و کلاش به دست !!!!!! یه کلیپ از نیروهای بلک واتر دیدم تو نجف بالای یه ساختمون بزرگ بودند و با سنایپ و تیر بار پوشش می دادند . فقطو فقط یه اتش برگشتی نا منظم از دور به اینها شلیک شد ! باید بیبنین چطوری هل می کنند !! ایران لبنان نیست که بیان بزننو دربرن ! ایران ارتش داره . سپاه داره . ما سپاهو دست کم گرفتیم . به قول امام خمینی تا وقتی فحشمون میدن بدونید برحقیم . ما سپاهو درک نکردیم . بیاین از بیرون به این نیروی مردمی و نظامی نگاه کنیم . به این نیروی با عقیده . شجاع و جنگ ازموده . نیروهای متخصص ما در سپاه بعضیاشون به اندازه موهای سر من و شما تو جنگ ادم زدن . تانک زدن . ما الان در 1360 نیستسم . ما الان 1387 ایم . عقل میگه برش و تواناییشو دارین تا هر گونه تهدید و خطر و چه هوایی چه زرهی دفع کنیم . باز هم میگم از ترس همین ت-72 بود که زره ابرامز رسید به 1 متر ! درسته که باید با پیشرفت زمان ما هم وسائل نظامیمون به روز شه . ولی تجربه نشون داده پیاده نظام مجهز به سلاح کارامد ضد زره می تونه هر گونه تهدید زرهیو دفع کنه . هدف قرار دادن تانک ابرامز از فاصله 2500 متر با یک AT-4 واقعا راحته . هدف قرار دادن A-10 هم مثله اب خوردن حتی با کالیبر . این تعریف و تمجیدهای غربی ها از A-10 و ابرامز همه حرفه . معادلات نظامی زمین تا اسمون در عمل با حرف فرق می کنه .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
رومل جان پس سربازان ایران در سطح حزب الله با تیپ ویژه و غیره... به 100000 نفر می رسند دیگه درسته؟!

راستی برادر ما سنمون به اونجاها قد نمی ده ولی تا اونجایی که من می دونم بصره به دلیل اینکه صدام نامردی کرد و شیمیایی زد فتح نشد! همچنین فاو هم با شیمیایی بازپس گرفتند! پس نمی شه گفت که ما نمی تونستیم اون مناطق رو بگیریم! دشمن نامردی کرده! آمریکا هم وقتی دید ژاپن تسلیم نمی شه دو تا بمب اتم انداخت توی هیروشیما و ناکازاکی ولی آیا در جنگ هوایی و زمینی و دریایی حریف ژاپن می شد؟!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]قبول دارم این حرفا رو ! و خودمم معمولا اینا رو میگم و تاکید میکنم اندیشه ایران اینجوریه و با توجه به این رویدادها احتمالا این اتفاقات می افته اما معمولا سعی میکنم طرف دیگر مساله رو هم نگاه کنم.
همونجور که میگیم حزب الله و حماس مقیاس کوچکتر شده ایران هستند باید اسرائیل رو هم همنیجور در نظر بگیریم مضاف بر اینکه امریکا در جنگ کلاسیک از روشهایی استفاده میکنه که عملا در توان کشوری مثل اسرائیل نیست... تمام نیروی نظامی اسرائیل رو بزاریم روی هم (اونایی که عملا 24 ساعت نظامی هستند) به اندازه لشکر تفنگدار امریکا هم نیستند!
همونجور که گفتم امریکا دوست داره میزان حمایت مردمی از کشور پائین باشه که این بهش کمک میکنه اندیشه های نظامی جدیدی پیاده بکنه مثلا در جنگ 2003 عراق به جای تصرف شهر به شهر فقط اونایی رو که استراتژیک بودند گرفت به عنوان سرپل و بقیه رو سریعا رد و محاصره کرد
باید دید امریکا میخواد شهر به شهر بگیره یا محاصره کنه؟! بعدم ایا واقعا نیروهای داخل شهری چون کرمانشاه قابل قیاس با حزب الله هستند یا نه؟!
ایا تو کرمانشاه تونل های زیرزمینی هست؟! و.... باید اینا رو در نظر گرفت و همچنین وسعت میدان نبرد رو چون احتمال زیاد امریکا از سه محور حمله میکنه و یقینا سعی میکنه میدان نبرد رو اونقدر پراکنده کنه تا نیروهای ایرانی پراکندگی و اغتشاش بینشون پیش بیاد و ضمن اینکه به نظر من اونا قصد اصلی حمله شون گرفتن سریع پایتخت هست چون میدونند اگر پایتخت از دست بره به صورت اتومات خیلی از مقاومت ها هم کم رنگ میشه ....

خدائیش سخته پیش بینی ایکه چی میشه .... ولی نباید دشمن رو دست کم گرفت و کماکان به نظر من نیروی هوائی اونا یه معظل هست ... درسته حزب الله دوام اورد اما ساختار نیروی نظامی ما حقیقتا به نحویه که باید روش بیشتر فکر بشه ...

بحث خوبی بود و لذت بردم داش سعید

از این جور بحثا خیلی خوشم میاد ! چون استراتژي هست و تحلیل نظامی !

ممنون

ارنستو رومل

یا حق[/quote]

حجم ارتش اسرائیل تاثیر زیادی در معادله نداره چون این ارتش میتونه تا 600 هزار نفر برسه و از نظر هوایی و زمینی طوری هست که اگر بتونی جلوی این دو نیروش مقاومت کنی یعنی در برابر نیروی سپاه تفنگداران آمریکایی هم میشه خیلی راحتتر مقاومت کرد که از نظر هوایی و زمینی در منطقه استعداد خیلی کمتری از اسرائیل دارند. از نظر هوایی هم اسرائیل با داشتن 450 جنگنده عملیاتی یک قدرت بزرگ هست که این توان تقریبا برابر است با توان هوایی آمریکا در منطقه و از اصول جنگی مشابهی استفاده میکنند هم اسرائیل هم آمریکا هم تمام کشورهای عضو ناتو که استاندارد و روشهای یکسان دارند و همه کلاسیک هست.

فرض کنیم الان خدای نکرده جنگ شد و آمریکا به ایران حمله کرد با این توانی که تو منطقه داره. خوب این توان از توان نظامی اسرائیل خیلی پائینتر هست و بخاطر وسعت بسیار بیشتر ایران نسبت به جنوب لبنان و غزه اجبارا توان کلاسیک آمریکا تقسیم بر یک عدد خیلی بزرگ میشه تا بتونه همون نقشی رو که اسرائیل علیه حزب ا... و حماس انجام داد صورت بده یعنی بمباران دائمی و شلیک مداوم توپخانه با حمله گسترده زمینی و هلیبرن نیرو و نفوذ نیروهای ویژه به خطوط مواصلاتی و کلیدی. خوب ایران چند برابر جنوب لبنان و اون هم چند برابر غزه هست؟ به ترتیب 412 و 11 برابر که ضرب این دو رقم میشه یک عدد بزرگ برابر با 4532 که نشون دهنده مقیاس ایران نسبت به غزه هست و با این فرض که حجم نیروی عمل کننده اسرائیل در لبنان و غزه برابر بود میشه نتیجه گرفت این توان برای شکست دادن حزب ا... کافی نیست ، توانی که از پشتیبانی همه آن 450 هواپیما برخوردار بود و مسلما در برابر ایران به این وسعت این تعداد جنگنده نمیتواند پاسخگوی پوشش دائمی آسمان ایران و زدن لحظه به لحظه مناطق نظامی و صنعتی و شهری باشه و به تعداد خیلی بیشتری جنگنده نیاز هست. اینجا یک فرض دیگه وارد مساله میشه که عملکرد نیروی هوایی آمریکا در جنگ سال 1991 علیه مثلا پنجمین ارتش قدرتمند جهان هست که کاری جز تماشا نکرد اما همین تماشاخونه چند ماهی طول کشید! عراق رو 40 روز بمباران هوایی و موشکی کردند تا بالاخره کمر ارتش این کشور بشکنه و امکان پیشروی زمینی فراهم بشه و این در حالی بود که عراق تنها در حدود 100 تا هدف مهم نظامی داشت و برای زدن این تعداد کم 40 روز وقت صرف کردند و بعد اون نیروی زمینی ائتلاف وارد خاک عراق شد. نسبت این دو میشه 2 الی 3 هدف در هر روز تا کاملا از بین بره! از طرفی برای زدن همین تعداد هدف در 40 روز اون هم در آسمانی که هیچ خطری براشون نداشت و نیروی هوایی عراق حتی جرات بلند کردن یک دسته پروازی رو پیدا نکرد و همون روزهای اول با خوردن اولین ضربات زمینگیر شد (دقیقا مثل ضربه کمان99) اینا اومدن و 1800 تا جنگنده که اکثرش آمریکایی بود وارد منطقه کردن و چون از حمله هوایی و موشکی عراق به پایگاههای هوایی وحشت داشتن تعداد هشت تا ناوهواپیمابر آوردن تا با یک تیر دو نشون بزنن هم برتری هوایی رو داشته باشن هم قدرت نمایی کنن که ما هشت تا ناو آوردیم (تو ایران هم یه عده ترسو بگن ای اینا خیلی قوین! اون وقت نفهمن که ناوهواپیمابر تو این ماجرا دکور بود!) و علاوه بر این توان هوایی تقریبا 1000 تا موشک کروز توماهاوک در این مدت به همون صد تا هدف شلیک کردن که میانگینش میشه 10 موشک برای هر هدف تا کامل فلج بشه (بازم بعضیا بگن یه موشک برای یه پایگاه! مگه چقدر قدرت تخریب داره؟!) و تعداد زیادی بمب رو سر عراق و مردمش ریختن به میزان 88500 تن در 100 هزار سورتی پرواز که برای هر پرواز میشه میانگین 885 کیلوگرم تسلیحات که با توجه به اون 40 روز میانگین تعداد پرواز در هر روز میشه 2500 سورتی در هر روز برای پوشش یک منطقه به وسعت یک چهارم خاک ایران که از پدافند ضدهوایی و نیروی هوایی تا میزان 90% پاک شده و نیروهای دشمن متمرکز و در حالت دفاعی صرف و تماشاخانه شکار تانکها و مراکز نظامی هستن!

بگذریم ...!

خوب از چی رسیدیم به چی! این بحثها رو با اجازه رایش مارشال جان منتقل میکنم به یکی از تاپیکهای مرتبط با جنگ احتمالی آمریکا و ایران.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]اقا سعید این جوری که شما مقیاس جنگ 33 روزه رو بزرگ میکنی و اخرش نتیجه میگیری که مثلا چون حزب الله توانست با موشک تانک اسراییلی رو بزنه پس ما هم میتونیم با تانک تانک امریکایها رو بزمیم یا بقیه مثالها من فکر نمیکنم این طوری باشه به چند دلیل :

اولا در جنگ 33 روزه اسراییل اعلام کرد که با حزب الله میجنگه نه با لبنان در نتیجه زیرساختهای اقتصادی لبنان رو هدف قرار نداد البته به غیر از جنوب لبنان

دوما منطقه کوهستانی و جنگلی جنوب لبنان رو با مناطق شمالی و تقریبا شمال غربی ایران میتونی مقایسه کنید نه با بقیه قسمتهای دیگر ایران همین عامل باعث شد که حزب الله بتونه به کمک پوشش جنگلی منطقه به راکت پرانی خودش تا پایان جنگ ادامه بده

سوما به خاطر کوچک بودن منطقه درگیری و وسعت کم اسراییل و لبنان این اجازه رو به حزب الله داد که با راکتهای کوتاهبرد و به تعداد زیاد شهرهای اسراییل رو هدف قرار بده

در ضمن اون طوری که شما میگید هیچ پایگاه حزب الله نابود نشد نیست

در مورد تانک ذولفقار شما مطمئن باش که این تانک تولید نمیشه حداقل فعلا حتی تانک T72 هم تولیدش متوقف شده شاید از نظر بعضی دوستان این کار اشتباه باشه ولی باید دید دشمن ما کیه برعکس اقا سعید من فکر میکنم که نیروی هوایی یک عامل کاملا تاثیر گذار هست ( دلیلش هم جنگهای یوگوسلاوی و جنگهای امریکا با عراق و جنگهای اسراییل و اعراب هست) به طوری که اگر در ایران تانکی الان تولید نمیشه دلیلش نداشتن یک نیروی هوایی قدرتمند برای پشتیبانی از نیروی زمینی است والبته کمی بودجه که باعث شده یک کشوری در حد ایران به جای جنگ کلاسیک به جنگ نامتقارن رو بیاره که در اون خبری از استفاده گسترده از تانک نیست[/quote]

خوب نتیجه اول شما نادرست هست چون اسرائیل فقط زیرساختهای لبنان رو زد یا به عبارتی نتونست حزب ا... رو بزنه و فقط نصف نقشه اش که شخم زدن لبنان بود عملی شد.

درباره نتیجه دوم هم تا قبل از جنگ غزه میشد اینطور نتیجه گرفت اما با نگاه به جنگ غزه و به یک منطقه بسیار بسته که پیاده میشه همش رو گشت! و اینکه پوشش طبیعی مناسب مثل جنوب لبنان نداره ولی با این وجود حماس از روز اول تا آخر جنگ موفق شد راکت شلیک کنه و اسرائیل نتونست هیچ کاری برای جلوگیری از آن صورت بده! پس میشه در منطقه غیر کوهستانی و جنگی هم با استتار مناسب همان منطقه به عملیات پرداخت.

بله تا جایی که میدونم هیچ پایگاه حزب ا... یعنی حداقل اونایی که پایگاه باشن نه یه کمین و سنگر کوچک شناسایی نشد که نابود بشه.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
رومل جان ازسال 74 روزي بين 10 الي .... فقط تي 72 حساب كن تا يك زمان خاصي ادامه داشت الانم روي چيفتن خيلي كار كردن يك نمونش مي تونه درون آبهم حركت كنه بقيه چيزا هم بماند ..... ولي قرار بر اين شده كه يك جايگزين فوق الا ده براي اين تي 72 پيدابشه خط توليدش كاملا تعطيل شه حال چي هست اونم به موقش مي فهميم.اين بد بودن چيفتنم بر مي گرده به خاطرات بد ما از اين تانك در جنگ تحملي كه صد رحمت به اين ام 60 امريكايي.چيفتن زماني كه قرار دادش سته شد در قرار داد ذكر شد قدرت موتور 800 اسب بخار ولي وقتي تحويل شد قدر ت موتور تبديل شد به 650 اسب بخار كه اينم از يادگاري هاي ارتشبرد اظهاري اين علم بود واقعا دستتشون درد نكنه . صداي شاهم اين احمق ها سر اين خريد در اوردن.كه بعد يك پوژه ديگه اي روي كار امد به اسم شيرايران كه انقلاب شد. icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]آمریکا هم وقتی دید ژاپن تسلیم نمی شه دو تا بمب اتم انداخت توی هیروشیما و ناکازاکی ولی آیا در جنگ هوایی و زمینی و دریایی حریف ژاپن می شد؟![/quote]

در اواخر 1945 نيروي دريايي ژاپن در عمق اقيانوس قرار داشت و نبود خلبانان ماهر و با تجربه

باعث ضعف شديد نيروي هوايي اين كشور شده بود چون تقريبا تمام خلبانان ماهر،يا در جنگ

كشته يا اسير شده بودند و يا در حملات كاميكازه فداي ميهن شده بودند.فقط مقاومت زميني

وجود داشت ولي ديگر كار از كار گذشته بود،اوكيناوا سقوط كرده بود و امريكاييها براي حمله ي

وسيع به بقيه ي خاك ژاپن آماده ميشدند.پرتاب بمب اتمي نه بخاطر قدرت باقيمانده ي ژاپن بود و

نه براي توقف سريع جنگ،امريكاييهاي حيوان صفت با اين كار دو هدف را دنبال ميكردند:

1-انتقام حمله ي غافلگيركننده ي ژاپن به بندر مرواريد را بگيرند.

2-به تنها قدرت رقيب در اروپا (شوروي) اخطار داده وقدرتنمايي كنند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]رومل جان پس سربازان ایران در سطح حزب الله با تیپ ویژه و غیره... به 100000 نفر می رسند دیگه درسته؟! [/quote]

به نظر من نهایت اینقدر میشن .. نهایت نهایت ، مطمئنا مقیاس های سرباز حرفه ایی رو میدونی که؟!
هر تیر یه نفر ... هر 70 کیلومتر 2 لیتر اب ... و ... به نظر من از این بیشتر نیستند ...

زمان جنگ چند گردان بسیجی بودند که از بس تو عملیاتها جنگیده بودند به حد سرباز حرفه ای سریده بودند که به افتخارشون الان اسم گردان عاشورا و الزهرا و.. روی گردانهای بسیجی گذاشته شده

شهید همت چندین بار با این گدرانها قائله های غرب کشور رو ختم به خیر کرد ... خیلی معروفند اینا ...
[quote]

راستی برادر ما سنمون به اونجاها قد نمی ده ولی تا اونجایی که من می دونم بصره به دلیل اینکه صدام نامردی کرد و شیمیایی زد فتح نشد! همچنین فاو هم با شیمیایی بازپس گرفتند! پس نمی شه گفت که ما نمی تونستیم اون مناطق رو بگیریم![/[quote]

سری کتابهای بر بلندای شلمچه رو بخون دستت میاد اوضاع + تاثیر بسزایی داشت بمباران شیمیایی اما مشکل از جاهای دیگه ایی اب میخورد .. هربارم مشکلات حل میشد از بخت خوب ما!!!!! یا امریکا می اومد یا عراق شیمیایی میزد و گردان گردان زرهی وارد منطقه میکرد اما از طرف دیگر هم ضعف در لجستیک و پشتیبانی و البته البته فرماندهی داشتیم ....

بهتره اون سری کتابها رو بخونی ....

فاو رو هم خدا رو شکر اقای روحانی مدارکش رو افشا کردند .... منم یه زمان خون دل میخوردم اسم فاو رو میشنیدم چون بارها خونده بودم امریکا مستقیما دخالت کرد واسه ازادسازیش که حرف کاملا درستی هم هست اما مساله این بود امکان نداشت فاو سقوط بکنه اگر سپاه نمیرفت واسه انتخابات مجلس سوم ..... و کلا تو فاو حماسه ها خلق شد ولی اگر از پایه اجر خوب گذاشته میشد ناتو هم می اومد فاو سقوط نمیکرد ... حداقل سخت تر از اون سختی که واسه عراق و امریکا داشت سقوط میکرد .... یاده اون حماسه سازان فاو به خیر ...

تو سایت میلیتاری هم تایپیکش زده شد میتونی تو تالار دفاع مقدس پیدا کنی متنش رو ...

با رایش مارشال هم موافقم ... در مورده ژاپن درست میگه ..

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
رومل جان با این اوصاف که وضعمون از اسراییل با اون همه ادعای کماندوگریش بهتره که!!!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
میخواستی نباشه؟!

مرد حسابی ما یک میلیون کیلومتر فقط زمین داریم! 70 میلیون جمعیت

امام گفت اگر هر یه مسلمان یه کاسه اب بریزه اسرائیل رو اب میبره! ایضا هر یه ایرانی یه قاشق اب بریزه اسرائیل رو سیل میبره!

درسته اسرائیل سرانه بودجه بالایی داره که خوب الی ماشالله بلاعوض بهش میدن! اما چون تولید مثل مردمش کم هست و تعدادشونم زیاد نیست و همینطور مساحت کمی دارند رسما هیچ هستند از نظر نیرو زمینی... یا حتی هوائی چون مثلا الان نهایت یه دقیقه وقتی اف15 بلند بشه میتونه رو اسمون اسرائیل بمونه!

میدونی که چی میگم؟!

مشخصا ایران شاخصه های برتری جنگ فرسایشی رو داره اما اسرائیل واسه بلیتز گریک ساخته شده .. جنگ برق اسا در غیر اینصورت نابودیش حتمیه .... جنگ لبننا نقرار نبود 33 روز طول بکشه ... اما کشید و بیشترین ضرر اقتصادی رو هم به همین خاطر بردند چون توان فرسایشی جنگیدن ندارند ... کلا در حدش نیستند... واسه همینه به نیروی هوائیشون و نیز امنیت سربازاشون اسرائیل زیاد میرسه چون باید سرع حمله کنه و سریع نتیجه رو بگیره.. بحث تعداد نیرو هم به این خاطره که اونا باید از بین 3 میلیون مثلا انتخاب کنند نیروهاشون رو و خوب اگر بخوان همه اش رو بکنند نظامی رسما پدرشون درمیاد!

مثل این ممیونه مردم چین واسه انتخاب یه ورزشکار خارق العاده از بین هر یک میلیون نفر یه نفر پیدا بکنند اما ایران باید از بین هر 10 میلیون نفر! همینطور اسرائیل باید از بین کل جمعیتش یکی انتخاب کنه!
چرا؟! چون ازادی در انتخاب بیشتری داری وقتی جمعیتت بیشتر باشه.. به جا اینکه قد 180 سانتی پیدا کنی میتونی بگردی 190 پیدا کنی ....
در چین این امکان بیشتره چون جمعیت و مساحت بیشتری داره و ایران از اسرائیل و.... همینطور مقیاس هرکشوری رو بگیر برو... اصلطاحا پتاسنیل بالاتری دارند ...

خوب چین 1 میلیارد و 500 میلیون جمعیت داره و از بینشون 1 میلیون و خورده ای سرباز گرفته که از بین اینا یقینا 300 هزار تا کماندو بیرون میاد حداقل ... چون تعدادشون اونقدر زیاده که اگر این تو ازمون رد شد یکی دیگه میاد و... یعنی محدودیت انتخاب ندارند

ایران 500 هزار نظامی داره (البته بیشتر از 500 تا هستند الان امار دقیق یادم نیست) و خوب باید از بین اینا انتخاب کنه یه نیرو رو که امادگی بیشتری داره واسه حرفه ایی شدن ... خوب محدودیت ما بیشتره دیگه ... از اون طرف محدودیت ما از اسرائیل کمتره ...

ما اگر تمام ارتشمونم حرفه ایی کنیم کم نمیاریم اما اسرائیل عملا نمیتونه چون نصف سربازاش ساعتی هستند....

ولی خوب همین باعث میشه نیرو ویژه هاش رو خیلی خوب تمرین بده و..

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آره خوب برادر ولی اگر جنگی در بگیره که جنگ زمینی نخواهد بود! بلکه ما تا اسرائیل رو آزاد کنیم و اونجا جنگ در بگیره!

راستی دوستان هیچ فکر کردید که در صورت جنگ با ایران چین هم ممکنه هوس کنه از فرصت استفاده کنه و تایوان رو بگیره؟! icon_cheesygrin یا کره شمالی به کره جنوبی حمله کنه؟! یا روسیه بخواد امپراتوری خودش رو بازسازی کنه؟! و یا هند و پاکستان سر کشمیر رسماً درگیر بشند؟! یا تروریست ها از فرصت استفاده کنند و سراسر جهان رو هدف قرار بدن؟! :lol: و...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]
راستی دوستان هیچ فکر کردید که در صورت جنگ با ایران چین هم ممکنه هوس کنه از فرصت استفاده کنه و تایوان رو بگیره؟! Mr. Green یا کره شمالی به کره جنوبی حمله کنه؟! یا روسیه بخواد امپراتوری خودش رو بازسازی کنه؟! و یا هند و پاکستان سر کشمیر رسماً درگیر بشند؟! یا تروریست ها از فرصت استفاده کنند و سراسر جهان رو هدف قرار بدن؟! Mr. Green و...
[/quote]

خب یه دفعه بگو کل دنیا کن فیکون میشه و آقا میاد!!! icon_cheesygrin

اما این رو مطمئن باشید که اسرائیل عرضه حمله به ایران رو بدون کمک آمریکا نداره!!!

بحث جالبی شد !! دارم لذت می برم!! ولی حیف که منحرف شد!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان تاپیک خیلی منحرف شده برگردیم به موضوع تانک ذوالفقار یک سوال داشتم فرض کنید این تانک تولید شده به نظرتون چقدر می تونه با بالگرد های مهاجم مقابله بکنه یعنی چه سلاح خوبی می تونه روش نصب بشه؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
برای مبازره با بالگردهای مهاجم دشمن :

1 - اول از همه تانک باید دارای سیستم اخطار قفل لیزری باشد . که بحمده الله داره ذلفقار .

2 - باید سیستم اخطار نزدیک شدن اهداف سریع و سیر داشته باشه . یه جور رادار ریز برای اطلاع از نزدیک شن موشک ها به تانک . که نمی دونم داره یا نه ! شبیه سیستم های Arena روسی .

3 - باید تانک مجهز به پرتاب کننده های نارنجک دودزا باشه برای در امان ماندن از موشکها و دید دشمن هوایی و زمینی. که این رو هم ذلفقار داره .

4 - بهترین و راحت ترین راه مبازره با بالگرد استفاده از کالیبره ! قرار نیست بالگرد و ساقط کنیم حتما . اگر با شلیک کالیبر اذیتش کنیم چخ میشه میره ! هیچ خلبانی بالگرد خودشو در زیر رگبار اتش قرار نمیده .

5 - نصب یه لانچر 2 تایی یا 4 تایی موشک نوع دوش پرتاب ( حالا یا حرارت یاب یا هدایت چشمی یا هدایت لیزری ) لیزری و چشمی بهتره چون گمراه کردنش سختر می باشه .

6 - کالیبره مسلسل ضد هوایی هم زیره 12.7 نباشه . ترجیحا از نوع 14.5 یا 20 م م اون هم دارای هدایت داخلی از تو دهلیز خدمه .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آخر ما نفهمیدیم این تانک ذوالفقار هست یا نیست ؟!!
داخل این سایت اگر آدم یکم باهوش باشه می تونه تایپیک رو مثلا از جنگ ستارگان به جنگ های کورش ذوالقرنین منحرف کنه ؟!!!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Navard
      به نام خداوند بخشنده و مهربان 
       
       

       
      برای بزرگنمایی تصاویر بر روی آن ها کلیک (لمس) کنید
       
      با ورود اولین زره پوش ها به میدان جنگ جهانی اول، اینطور بنظر می رسید که هیچ چیز جلودار آن ها نیست. سربازان بخت برگشته آلمانی ناگهان با غول های آهنینی رو به رو شدند که هیچ سلاحی بر آن ها کارگر نبود. طولی نکشید که طرف های دیگر جنگ هم زره پوش های خود را توسعه دادند تا شاهد نخستین نبردهای تانک با تانک باشیم و اینجا زمانی بود که تانک بعنوان موثرترین ابزار در مقابل تانک حریف معرفی شد. تانک ها همچنان در ابتدای راه بودند و توانایی صنعتی کافی برای تولید گسترده آن ها وجود نداشت و ذهنیت فرماندهان هم همچنان آن ها را نمی پذیرفت  اما خطوط میدان نبرد در جنگ جهانی اول آنقدر وسیع بود که کسی نمی دانست کی و کجا سر و کله ی تانک های خوفناک دشمن پیدا میشود. در نتیجه ارتش های دو طرف به فکر تسلیحاتی افتادند که بتوان به وسیله ها آن ها به تانک ها آسیب وارد کنند. تفنگ های ضد تانک و نارنجک های ضد تانک و خمپاره ضد تانک و توپ ضد تانک و چندین ایده دیگر مطرح میشوند که دو مورد اول بسیار فراگیر میشوند و این موارد تا جنگ جهانی دوم هم ادامه می‌یابد. اما بحث نوشتار پیش رو به نارنجک های ضد تانک خلاصه می شود. نارنجک های ضد تانک (atg) یک سلاح پرتاب دستی هستند که برای آسیب زدن و یا انهدام اهداف زرهی استفاده می شوند. اگرچه برد کوتاه و نیاز به نزدیک شدن به زره پوش ها، تاثیر آن ها را محدود می کند. سربازان نارنجک انداز ناچار بودند به زره پوش های دشمن نزدیک شوند که البته در بعضی مواقع شدیدا توسط خودروهای زرهی دیگر و نفرات پیاده پشتیبانی میشدند. در نتیجه از همین ابتدای کار باید بدانیم که نارنجک های ضد تانک برای کاربرد خاص و ویژه توسعه یافتند و البته قیمت ارزان و تولید آسان و کاربری نسبتا ساده آن ها را محبوب و شاید بهتر است بگوییم که آن ها را قابل تحمل میکرد.
       


       
       
       
      همانطور که گفته شد، نارنجک های ضد تانک برای اولین بار در طول جنگ جهانی اول علیه وسایل نقلیه زرهی مورد استفاده قرار گرفتند، اما تا زمان جنگ جهانی دوم که نارنجک های ضد تانک با سرجنگی خرج گود(HEAT) تولید شوند، اثر گذاری آن ها در هاله ای از ابهام قرار داشت. اولین نارنجک های ضد تانک دست ساز بودند. در طول جنگ جهانی اول، آلمانی‌ها اولین کسانی بودند که با نارنجک های ضد نفر معمولی خود که به نارنجک گوشت کوبی معروف هستند نارنجک ضد تانک ساختند. آن ها با بستن دو یا سه سر انفجاری نارنجک های ضد نفر به یکدیگر یک نارنجک بزرگ‌تر می ساختند و از آن علیه تانک ها و زره پوش ها استفاده کردند. در  نبرد پس از کشیدن ضامن، نارنجک را به بالای تانک دشمن که به آرامی پیشروی می کرد پرتاب میکردند، جایی که زره در آن قسمت از تانک ضعیف تر بود و احتمال نابودی آن با انفجار همزمان چند نارنجک می رفت. در این نارنجک ها، اثر ترکش زایی که کاربرد تخصصی آن ها بود اهمیتی نداشت، بلکه قدرت انفجار باعث تخریب سقف و کنده شدن قطعات فولادی و در نهایت مرگ خدمه میشد.
       
       

       

       
       
      در طول جنگ جهانی دوم با همین روش کشورهای مختلف با قرار دادن تعدادی نارنجک در کنار هم، نارنجک های ضد تانک دست ساز ساختند و اینطور اولین نارنجک های ضد تانک همه گیر شدند. با توجه به وزن زیاد نارنجک های ضدتانک ابتدایی، معمولاً از فاصله بسیار نزدیک پرتاب می شدند یا مستقیماً در نقاط آسیب پذیر بر روی خودروی زرهی دشمن قرار می گرفتند. در نارنجک های دست ساز خبری از چاشنی ضربه ای نبود و نارنجک ها باید زمان مورد نیاز چاشنی خود را طی میکردند تا منفجر شوند که این مورد کار پرتاب کننده را دوچندان سخت و ترسناک میکرد. بریتانیایی ها در سال 1940 روش دیگری را ابداع کردند، در این روش آن ها دینامیت یا مواد منفجره قوی دیگر را در یک جوراب ضخیم قرار می دادند و قسمت بیرونی جوراب را به گریس آغشته میکردند و سپس این جوراب ها در یک قوطی حلبی قرار میدادند. در زمان نبرد، سربازان بخت برگشته جوراب را بیرون می آوردند و فیوز یا فیتیله را روشن کرده و سپس آن ها را به طرف برجک تانک یا شنی و چرخ هایش پرتاب می کردند به این امید که تا زمان انفجار به تانک بچسبد (در فیلم نجات سربازان رایان هم حتما بخاطر دارید که سروان میلر از این روش برای متوقف کردن تانک های آلمانی بهره برد). در صورت موفقیت آمیز بودن، باعث آسیب به بخش داخلی زره، و کشته یا زخمی شدن خدمه تانک می شد. مشخص نیست که آیا این نوع نارنجک های ضد تانک دست ساز با موفقیت در جنگ به کار گرفته شده است یا خیر! اما دست کم در هالیوود یک شکار موفق به نام خود ثبت کرده است...
       

       
      در تاکتیکی دیگر هنگامی که تانک ها از سنگرها و خاکریز ها عبور می کردند، نارنجک های دست ساز را می شد توسط پیاده نظام به عنوان نوعی مین ضد تانک در مسیر تانک ها قرار داد به این امید که به موقع منفجر شوند. در حالی که این روش ها در نا امیدی و بیچارگی از هیچی بهتر بنظر می رسید، اما معمولا برای سربازان پیاده نظام خطرناک تر از خدمه تانک ها بودند. در روش دیگر سربازان چینی در جنگ دوم چین و ژاپن از بمب گذاران انتحاری علیه تانک های ژاپنی استفاده کردند. سربازان چینی مواد منفجره مانند بسته های چندتایی نارنجک یا دینامیت را به بدن خود می بستند و خود را زیر تانک های ژاپنی می انداختند تا آنها را منفجر کنند! با این روش در نبرد شانگهای، یک بمب‌گذار انتحاری چینی با منفجر کردن خود در زیر تانک، یک ستون ژاپنی را متوقف کرد. و در نبرد تایرژونگ (Taierzhuang) نیز سربازان انتحاری چینی موفق میشوند تانک های ژاپنی و همچنین خودشان را منفجر کنند. در یک استفاده دیگر در تایرژونگ، سربازان انتحاری چینی، چهار تانک ژاپنی را با بسته‌های نارنجکی خود از بین بردند.
       

       
      سعی شد که رنگی شود 
       
      نارنجک های ضد تانک صنعتی عموما از خرج گود‌ (HEAT) برای نفوذ به زره استفاده می کنند، اگرچه از سر جنگی شدید الانفجار با سر له شونده (HESH) نیز در بعضی از آن ها استفاده می شود. در اصطلاح نظامی، کلاهک هایی که از انفجار شکل دار استفاده می کنندHEAT نامیده می شوند که خرج گود شاخص ترین آن هاست. همانطور که در بالا گفته شد اکثر نارنجک های ضد تانک صنعتی از نوع خرج گود هستند. بدین جهت زاویه برخورد خرج گود و مواد مذاب خروجی حاصل از آن باید با سطح زره منطبق باشد. در نتیجه در طراحی برخی از نارنجک های ضد تانک از چتر نجات کوچک یا نوارهای پارچه‌ای و یا باله‌های تثبیت‌ کننده در نسخه های پرتاب شونده از پهپاد استفاده می گردد. 
       

       
      به باله ها توجه شود 
       
      بریتانیا اولین نارنجک ضد تانک خود را در اواخر سال 1940 با نام  تایپ۶۸(AT68) وارد میدان کرد که یکی از اولین تسلیحات ضد تانک از نوع خرج گود بود. نارنجک به وسیله یک تفنگ و با استفاده از نارنجک انداز میلز نصب شده بر روی آن شلیک می شد( نارنجک تفنگی). نارنجک ضدتانک تایپ 68 دارای نفوذ 50 میلی متری در زره بود که برای سال 1940 حیرت انگیز بنظر می رسید .
       

       
      نارنجک انداز میلز و AT68 (سعی شد که رنگی شود )

       
      نارنجک تفنگی AT68 
       
       
      همچنین در ادامه و در حین جنگ نارنجک ضد تانک تایپ۷۴ (74 ST) نیز توسط آن ها ساخته شد که شامل یک خرج گود درون یک بسته پرتابه دستی با شباهت هایی به نسخه های نارنجک گوشت کوب آلمانی بود. ایده پشت این نارنجک، ساخت یک سلاح ضد تانک ساده و با کاربری آسان، آمادگی فوری برای تولید و ارزانی بود. نارنجک ST به اصرار چرچیل در تولید انبوه قرار گرفت، اما با دیدن نحوه عملکرد آن، ساخت بیشتر و خدمت فراگیر آن متوقف شد. نارنجک تایپ 74 بعداً به عنوان یک راهکار اضطراری برای مقابله با تانک‌های سبک ایتالیایی در شمال آفریقا برای سربازان بریتانیایی فرستاده شد، جایی که بر خلاف انتظار ها و نتایج قبلی بسیار عملکرد مؤثری داشت. در اروپا، پارتیزان های فرانسوی به طور موثر از نارنجک ضد تانک تایپ 74 در اقدامات خرابکارانه علیه تأسیسات آلمانی استفاده کردند. نارنجک هاوکینز (تایپ 75) یکی دیگر از نارنجک‌های ضد تانک بود که توسط متفقین غربی به کثرت مورد استفاده قرار گرفت.
       

       
      نارنجک 74 ST
       
       
       
      نارنجک هاوکینز (تایپ 75)
       
      مدت کوتاهی پس از تهاجم آلمان نازی به روسیه در سال 1941، نارنجک ضد تانک پانزر‌ ورف ماین (Panzerwurfmine (L)) توسط آن ها وارد خدمت می شود، که یک نارنجک ضد تانک با سرجنگی خرج گود و بسیار کشنده بود و می توانست سنگین ترین تانک های آن سال ها را نابود کند. این نارنجک به بالای تانک پرتاب می شد و پس از رها شدن توسط فرد پرتاب کننده، سه باله از انتها بیرون آمده و آن را در طول پرواز کوتاه خود تثبیت می کردند. نارنجک ضد تانک ‌پانزر ووف ماین (L) بسیار کشنده بود و ساخت آن ارزان بود، اما برای پرتاب دقیق به مهارت قابل توجهی نیاز داشت و تنها توسط تیم‌های مخصوص و آموزش دیده ضد تانک مورد استفاده می‌گرفت. گونه دیگری از نارنجک های ضد تانک آلمانی "Geballte Ladung" بود که به معنی بار انبوه است. این نوع نارنجک منفرد نیست، بلکه تعدادی نارنجک معمولی است که به یکدیگر متصل شده اند. یکی دیگر از تلاش‌های آلمانی برای ساخت تسلیحات ضد تانک قابل حمل توسط نفر، سلاح "Hafthohlladung" (به معنی: خرج گود چسبنده) بود. این نارنجک چسبان در واقع یک خرج گود با قیف تو خالی بزرگ بود که به وسیله سه آهنربا به یک تانک می توانست بچسبد، اما برای پرتاب بسیار سنگین بود و در نتیجه باید توسط فرد بکار گیرنده، مستقیماً به ناحیه ضعیف یک تانک چسبانده می شد.
       

       
      نارنجک ضد تانک پانزر‌ ورف ماین (Panzerwurfmine)
       

       
      نارنجک  ضد تانک آلمانی Geballte Ladung
       

       
      نارنجک چسبان Hafthohlladung
       
       
      طولی نکشید که روس ها توانستند پانزر ورف ماین را به غنیمت بگیرند و با کمک آن، نارنجک ضد تانک خود مجهز به خرج گود را بسازند. البته روس ها در سال 1940، یک نارنجک ضد تانک ساده را توسعه دادند که از اثر انفجاری ساده برای آسیب زدن به زره پوش ها استفاده میکرد و نام آن RPG-40 بود. پس از پرتاب این نارنجک با کمک نواری مسیر پروازش تثبیت می شد. از طرفی روس ها، RPG-43 ( عدد اشاره به سال تولید 1943 است) را ساختند که یک نسخه اصلاح شده از RPG-40 بود و به آن یک لایه مخروطی اضافه شد و تعداد زیادی نوار پارچه ای برای تثبیت مسیر پرواز پس از پرتاب در انتهای آن قرار گرفت. در سال آخر جنگ، روس ها RPG-6 را معرفی کردند، که یک طراحی جدید بر پایه RPG-43 و با آیرودینامیک بهبود یافته و همچنین با یک دم چتری در درون بود که پس از پرتاب از دسته به بیرون رها میشد. نفوذ این نارنجک بیش از 100 میلی متر در زره فولادی گزارش شده است، که برای ایجاد آسیب و انهدام هر تانکی در صورت برخورد با قسمت فوقانی آن ها کافی بود. استفاده از RPG-43 و RPG-6 روسی در نبرد بسیار ساده تر از پانزر ورف ماین آلمانی بود و به آموزش گسترده نیاز نداشت. توجه شود همین موارد بعد ها در سری راکت انداز های پانزر فاست و RPG-2 هم بکار آمدند و به همین دلیل بود که نسل اول این راکت انداز ها با نام نارنجک انداز معرفی شدند که حتی هنوز هم بر سر زبان هاست! در حقیقت راکت انداز های ضد تانک ابزاری بودند که نارنجک های ضد تانک را با کمک یک شتاب دهنده راکتی با دقت و در برد بیشتر به سمت تانک دشمن رها می‌کنند. پس از پایان جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورهای اروپای شرقی نسخه های RPG-6 خود را مهندسی معکوس کردند. برای مثال مجارستان نارنجک AZ-58-K-100 را توسعه داد. از این نارنجک به تعداد زیاد ساخته شد و در نبرد اعراب و  اسراییل در طول سالهای 1967 و 1973 توسط مصر نیز بکار رفت.
       
       
       
      نارنجک ضد تانک RPG-40
       

       
       نارنجک ضد تانک RPG-43
       

       
      نارنجک ضد تانک RPG-6
       

       
      نارنجک ضد تانک AZ-58-K-100 
       
      اولین نارنجک ضد تانک ژاپن، دارای یک کلاهک مخروطی خرج گود ساده به قطر 100 میلی متر بود که دارای یک سیستم فیوز ساده از نوع  "فعال در همه مسیر" بود که اگر به طور تصادفی با کشیدن ضامن از دست سرباز به زمین می افتاد منفجر می شد و به همین سادگی جان فرد را می گرفت. این ضعف آن را بسیار برای نیروی بکار گیرنده خطرناک میکرد، زیرا هیچ ایمنی پس از رهاسازی وجود نداشت و حتی ممکن بود در یک برخورد کوچک و اتفاقی به خود فرد نیز منفجر شود و البته طبق گزارشات میدانی، میزان نفوذ آن فقط حدود ۵۰ میلی متر بود. دومین نارنجک ضد تانک ساخت ژاپن لانج ماین(lunge mine) نام داشت که در واقع یک سلاح انتحاری بود. این سلاح یک کلاهک خرج گود بزرگ بود که بر روی یک چوب نیزه مانند نصب میشد و فرد انتحاری آن را به تانک یا هر هدفی می کوبید، و این برخورد باعث مکانیسمی میشد که در نهایت سرجنگی بزرگ خرج گود آن را منفجر میکرد و هم سرباز و هم هدف را از بین می برد. این نارنجک نصب شده بر روی نیزه هر چند جان سرباز بکار گیرنده را می‌گرفت اما 150 میلی متر در زره فولادی نفوذ میکرد و به همین علت آن را در رده اول بیشترین نفوذ نارنجک های ضد تانک جنگ جهانی دوم قرار میدهد. و البته کمبود سلاح ضد تانک در ژاپن قطعا جدی تر و مهمتر از نیروی بکار گیرنده انتحاری بود! گفته میشود ارتش آمریکا اولین بار در سال 1944 در فیلیپین با نارنجک های ضد تانک روبرو میشود و نارنجک های ضدتانک انتحاری مذکور فوق هم اولین بار در طی نبرد سایپان و پس از آن در نبرد اوکیناوا مشاهده شد. قبل از پایان جنگ جهانی دوم، ده‌ها هزار فروند از این نارنجک های ضد تانک ساده و پر خطر برای واحدهای معمولی ارتش ژاپن در مستعمارات امپراطوری و واحدهای رزمی در جزایر اصلی ژاپن تولید و ارسال شد، چون کاربری چندان سختی نداشتند و عموم سربازان با داشتن یک دل شیر و وفاداری مطلق به امپراطور و ژاپن می‌توانستند از آن ها استفاده کنند.
       

       
      نارنجک های پرتابی ژاپنی
       
          
       
      نارنجک انتحاری lunge mine
       
       پرکاربردترین نارنجک‌های ضد تانک امروزی، شامل طرح‌ های روسی پس از جنگ جهانی دوم هستند که معروف ترین آن ها نارنجک ضد تانک RKG-3 است. در طول جنگ ایران و عراق، سرباز ۱۳ ساله ایرانی محمد حسین فهمیده پس از اینکه خود را در زیر یک تانک عراقی با نارنجک منفجر کرد، به عنوان قهرمان جنگ مورد تجلیل قرار گرفت. به دلیل پیشرفت در زره تانک های مدرن و اختراع نارنجک انداز های راکتی، نارنجک های ضد تانک منسوخ شدند. با این حال در درگیری های پسا اشغال عراق، نارنجک های ضد تانک RKG-3 توسط شورشیان عراقی، عمدتا علیه خودرو های هاموی و نفربر های استرایکر و خضموک (MRAP) های آمریکایی استفاده شدند. این خودروهای محافظت شده زره ضعیف تری نسبت به تانک ها برخوردار بودند و در نتیجه نارنجک های ضد تانک از جمله RKG-3، با نفوذ ۲۲۰ میلیمتری توان آسیب زدن به آن ها را داشتند. پنهان کردن یک نارنجک انداز راکتی همچون RPG-7 در بین جمعیت کار سختی بود. اما هر فرد براحتی می توانست چند نارنجک RKG-7 را حمل کند و باید توجه کرد که تفاوت نفوذ این نارنجک تنها ۴۰ میلیمتر از نسخه ابتدایی RPG-7 کمتر است. شورشیان عراقی عموما در بین جمعیت مخفی میشدند و در دسته های چند نفری به کاروان های آمریکایی حمله و به آن ها خسارات جدی وارد می کردند. این تهدیدات در نهایت باعث شد که ایالات متحده اصلاحاتی در امرپ ها و نفربر های استرایکر انجام دهد که شامل  نصب زره فاصله دار و قفسی و ... می شد که این اصلاحات باعث می شدند تا نارنجک های ضد تانک قبل از تماس با بدنه اصلی منفجر شوند.
       
            
      نارنجک ضد تانک RKG-3
       
      نارنجک ضد تانک RKG-3 همچنین توسط واحد آئروروزویدکا (Aerorozvidka) ارتش اوکراین در تهاجم روسیه به اوکراین در سال 2022 مورد استفاده قرار گرفت. اوکراینی ها با تغییر در زمان‌بندی فیوز و همچنین افزودن باله‌های چاپ‌ شده با پرینتر سه‌بعدی، نارنجکRKG-3 را به RKG 1600 تغییر دادند تا سقوط خود را هنگام پرتاب از یک کواد کوپتر تجاری تثبیت کند. این تغییر، سرآغاز استفاده بسیار گسترده از این دست پهپاد ها با نام کواد کوپتر نارنجک انداز در جنگ اوکراین بود. با ورود کوادکوپتر های نارنجک انداز، مجدد نارنجک های ضد تانک در قالب بمب های سقوط آزاد خرج گود جان تازه ای گرفتند و بنظر می‌رسد با ورود نسل های جدید تر و حتی هدایت شونده آینده ای روشن تری برای این بمب ها قابل انتظار باشد. اما هر چه پیش آید، یادمان نرود که این تسلیحات ریشه در نارنجک های ضد تانک دارند. نارنجک های ضد تانک نیای سال خورده موشک های ضد تانک و راکت های ضد تانک و برخی بمب های پرتابی توسط پهپاد ها هستند. آنچه مشخص است هم چنان این پیر مرد با طراحی ساده خود و همینطور فرزندانش تا بازنشستگی فاصله بسیار دارند.
       

       
      استفاده از RKG-3 در  پهپاد های FPV انتحاری و مولتی روتور نارنجک انداز
       
       
       
      ذکر نام نویسنده و انجمن در هر برداشت از این مطلب الزامی است.
       
      گرد آورنده: Navard 
       
       بن مایه 
    • توسط 951
      تاپیک جامع تحولات زرهی در نیروهای نظامی ایران
       
      با سلام
      این تاپیک برای ثبت نظرات و پیشنهادات علمی و عملی در خصوص تجهیز نیروهای زمینی ایران به یک تانک اصلی میدان نبرد برای جنگهای نوین ایجاد گردیده است .
       
       
      پلتفرم های موجود در نیروهای نظامی ایران به شرح زیر میباشند که هر کدام میتوانند در صورت برخورداری از مشخصات لازم بستر ی برای توسعه تانک اصلی میدان نبرد برای کشورمان باشند .
       
      ام۴۷ پاتون
       

      ام۴۷ پاتون یک تانک متوسط آمریکایی بود که با پیشرفت طرح تانک ام۴۶ پاتون در اوایل دهه ۱۹۵۰ ساخته شد. این تانک به عنوان تانک اصلی نیروی زمینی و تفنگداران دریایی و جایگزین تانک‌های ام۴۶ و ام۴ شرمن وارد ارتش آمریکا شد اما در این ارتش در هیچ جنگی شرکت نکرد.
      ام۴۷ تنها پس از چند سال با ساخت تانک پیشرفته‌تر ام۴۸ پاتون از استاندارد خارج شد و در اختیار متحدان آمریکا قرار گرفت و در جنگ‌های متعددی از جمله توسط اردن در جنگ شش‌روزه علیه اسرائیل، توسط پاکستان در جنگ‌های هند و پاکستان، از سوی ترکیه در حمله سال ۱۹۷۴ ترکیه به قبرس، توسط ایران در جنگ ایران و عراق و در خدمت استقلال‌طلبان کروات در جنگ استقلال کرواسی شرکت داشت.
       
      ام۴۸ پاتون
       

      ام۴۸ پاتون یک تانک متوسط آمریکایی بود که سومین و آخرین تانکی به شمار می‌رفت که به نام ژنرال جرج پاتون فرمانده سپاه سوم ایالات متحده در جنگ جهانی دوم و از هواداران کاربرد تانک در میدان نبرد، نامگذاری شد. البته ام۶۰ تانکی که بعد از ام۴۸ طراحی و تولید شد هم به طور غیر رسمی ام۶۰ پاتون نامیده می‌شود. طراحی ام۴۸ بر اساس پیشرفت و توسعه ام۴۷ پاتون تانک متوسط قبلی آمریکایی ها صورت گرفت و شباهت ظاهری زیادی با آن دارد اما از نظر ساختار کلی تانکی متفاوت و مستقل است.
       
      ام۶۰ پاتون
       

      ام۶۰ پاتون نخستین تانک رزمی اصلی آمریکایی بود که در سال ۱۹۶۰ تولید شد و سال‌ها مورد استفاده آمریکا و متحدان آن در جنگ سرد قرار داشت. ام۶۰ هرچند در ارتش آمریکا با ام۱ آبرامز جایگزین شده اما استفاده از آن هنوز در بسیاری از کشورها ادامه دارد.
      طراحی ام۶۰ بر اساس تانک متوسط ام۴۸ پاتون صورت گرفت که تا پیش از تولید ام۶۰ تانک اصلی ارتش آمریکا بود. پیشرفت‌های ام۶۰ نسبت به‌ام۴۸ شامل استفاده از توپ نیرومندتر ۱۰۵ میلی‌متری به جای توپ ۹۰ م‌م ام۴۸، استفاده از چرخ‌های آلومینیومی به جای فولادی، زره قوی‌تر و ضخیم‌تر، موتور دیزلی قوی‌تر با توان ۷۵۰ اسب بخار، و افزایش برد عملیاتی به ۴۸۰ کیلومتر می‌شد.
       
      چیفتن
       

      چیفتن (به انگلیسی: Chieftain) نوعی تانک اصلی میدان نبرد بریتانیایی است که از سال ۱۹۶۵ وارد نیروی زمینی بریتانیا شد. هنوز نیز در نیروهای مسلح اردن و ایران از آن استفاده می‌شود.
      طراحی چیفتن بر پایه گروهی از تانک‌های بریتانیایی انجام شد که از ماتیلدا ام‌کا ۲ در سال ۱۹۳۹ (با توپ ۴۰ میلی‌متری) آغاز شده و با تانک‌های کرامول (۵۷ و ۷۵ میلی‌متر)، کومه (۷۶ میلی‌متر) ادامه یافته و در پایان به تانک موفق سنچوریون (۷۶، ۸۳ و ۱۰۵ میلی‌متر) می‌رسد. چیفتن با پیشرفت این طرح ساخته شده و جایگزین تانک متوسط سنچوریون و تانک سنگین کانکوئرر به عنوان نخستین تانک اصلی میدان نبرد نیروی زمینی بریتانیا شد. تولید تانک چلنجر ۱ که بر پایه پیشرفت تانک چیفتن صورت گرفته بود از سال ۱۹۸۳ آغاز و در سال ۱۹۹۵ به‌طور کامل جایگزین چیفتن شد. تولید چلنجر ۲ هم در سال ۱۹۹۸ با توسعه چلنجر۱ آغاز شد. چیفتن از پیشرفته‌ترین تانک‌های عصر خود به‌شمار می‌آید که قدرتمندترین توپ و سنگین‌ترین زره را در بین همه تانک‌های آن هنگام را داشت. اما در برابر آن، توانایی تحرک و سرعت آن کاهش یافته بود.
       
      تی-۵۵
       

      تی-۵۴ یا تی ۵۵ نوعی تانک اصلی میدان نبرد ساخت شوروی است که نخستین پیش‌نمونهٔ آن در سال ۱۹۴۵ تولید شده و تولید انبوه آن از سال ۱۹۴۷ آغاز و به سرعت به مهمترین تانک جنگی ارتش سرخ شوروی و کشورهای عضو پیمان ورشو و بسیاری از کشورهای دیگر دنیا تبدیل شد.
      تی-۵۴ بیش از هر تانک دیگری در طول تاریخ تولید شده و برآورد می‌شود که در حدود ۸۶ تا ۱۰۰ هزار دستگاه از مدل‌های مختلف آن در کشورهای مختلف تولید شده باشد. این تانک از زمان آغاز تولید خود تاکنون شاهد بهینه‌سازی‌ها و اصلاحات متعددی بوده‌است. تی-۵۵ مهمترین بهینه‌سازی تی-۵۴ به شمار می‌رود که در سال ۱۹۵۸ وارد ارتش شوروی شد؛ برخورداری از سیستم محافظتی در برابر حملات اتمی-میکروبی-شیمیایی، حذف تیربار قسمت راننده، نصب موتور قوی‌تر (۵۲۰ به ۵۸۰ اسب بخار) و افزایش ظرفیت مهمات توپ اصلی تانک (از ۳۴ گلوله به ۴۳ گلوله) مهمترین تفاوت‌های آن بودند. این تانک علاوه بر شوروی در لهستان، چکسلواکی، چین (با عنوان تایپ ۵۹) هم تولید می‌شد.
       
      تی-۶۲
       

      تی-۶۲ نوعی تانک رزمی اصلی ساخت شوروی است که بر اساس پیشرفت طرح تانک‌های خانواده تی-۵۴/۵۵ طراحی شده و تولید آن از سال ۱۹۶۱ آغاز شد. این تانک به تدریج جای تانک‌های تی-۵۴ را در واحدهای زرهی و موتوری ارتش سرخ گرفته و تولید آن در شوروی تا سال ۱۹۷۵ ادامه یافت، تا اینکه در دهه ۱۹۸۰ با تانک‌های مدرن‌تر تی-۶۴، تی-۷۲ و تی-۸۰ در خطوط مقدم ارتش شوروی جایگزین شد.
      تی-۶۲ نخستین تانکی بود که از توپ بدون خان استفاده می‌کرد. تفاوت‌های اصلی این تانک با تی-۵۴ شامل شاسی طولانی‌تر و عریض‌تر، توپ بلندتر و پرقدرت‌تر و بدون خان ۱۱۵ میلی‌متری می‌شوند.
       
      تی-۷۲
       

      تانک تی-۷۲ یک تانک اصلی میدان نبرد است که تولید آن از اوایل دهه ۱۹۷۰ در شوروی آغاز شد. این تانک شباهت‌هایی با تانک قدیمی‌تر اما پیشرفته‌تر تی-۶۴ دارد. تی-۷۲ پس از تانک دیگر شوروی‌ها؛ تی-۵۴/۵۵ پرتیراژترین تانک تولیدشده پس از جنگ جهانی دوم است و در مجموع بیشتر از ۲۵ هزار دستگاه از آن ساخته شده و کماکان برای مشتریان خارجی تولید می‌شود که توسط ده‌ها کشور مورد استفاده قرار گرفته‌است. تانک تی-۹۰ مدل توسعه‌یافته تی-۷۲ و جدیدترین تانک ارتش روسیه محسوب می‌گردد. سلاح اصلی این تانک، یک قبضه توپ بدون خان کالیبر ۱۲۵ میلی‌متری از نوع ۲A46M است.
       
       
    • توسط bmyazdani
      تانک رزمی چلنجر 2


      Challenger 2 Main Battle Tank


      تانک چنلجر2 جدید ترین تانک زراد خانه ارتش انگلستان بحساب می آید که جایگزین سری تانک های چلنجر1 این کشور شده است.زره چابهام نسل جدید این تانک شهرت فراوانی دارد و در نتیجه مقاومت زیاد این زره، این تانک لقب مقاوم ترین تانک ناتو را یدک می کشد. تانک چلنجر2 علاوه بر ارتش انگلستان در ارتش عمان نیز عملیاتی است.
      طراحی و ساخت تانک چلنجر نخستین بار توسط کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان (ROF) انجام شد.
      طراحی تانک چلنجر نتیجه سفارشی از سوی ایران برای ساخت نمونه ی بهسازی شده ای از تانک چیفتن با نام پروژه ی شیر ایران بود. پس از درخواست ایران مبنی بر ساخت تانکی پیشرفته مشابه تانک چیفتن که در ارتش آن کشور در حال خدمت بود، کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان کار ساخت تانک را بصورت دو پروژه مجزا با مشخصه های FV4030/2(شیر1) و 4030/3(شیر2) آغاز کرد.اما در پی سقوط رژیم شاهنشاهی ایران عملاٌ سفارش ساخت این تانک از سوی ایران منتفی گردید. ظاهراٌ روند ساخت تانک جدید متوقف شده و پایان یافته بود ولی بعد ها وقایعی به وقوع پیوست که روند ساخت تانک را مجدداٌ احیا نمود.پس توقف پروژه ی مشترک تانک MBT-70 بعلت مشکلات مالی، ارتش انگلستان که به نتایج این پروژه بسیار امیدوار بود تصمیم گرفت تا پروژه تانک شیر ایران را از کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی خریداری کند و آن را به عنوان گزینه ی اصلی خود برای ساخت یک تانک رزمی جدید ادامه دهد. با خرید این پروژه از سوی ارتش انگلستان این پروژه به پروژه چلنجر تغییر نام داد.
      تانک چلنجر1 دارای یک طراحی انقلابی بود که در آن از جدیدترین فناوری های نظامی عصر خود استفاده شده بود. یکی از معروفترین این فناوری ها زره چابهام بود که حفاظت به مراتب بیشتر از دیگر تانک ها به تانک چلنجر می بخشید. این زره هموژن نورد خورده (RHA) که ساختار آن بسیار پیچیده و محرمانه بود آنقدر پر قدرت بود که بعد از آن بعنوان استانداردی برای سنجش مقاومت زره دیگر تانک ها استفاده گردید. لازم به ذکر است که این زره در پروژه های دیگری همچون تانک آبرامز ایالات متحده نیز به کار گرفته شد که این امر توانایی بالای آن را ثابت می کند. اما زره خوب بتنهایی عامل برتری یک تانک رزمی به حساب نمی آید. این ادعا در مورد تانک چلنجر دقیقاٌ به اثبات رسید. در سال 1987 میلادی و طی رقابت زرهی اترش کانادا برای خریداری یک تانک زرمی جدید، تانک چلنجر در مقایسه با دیگر رقبای غربی اش آنچنان عملکرد وحشتناکی از خود بجا گذاشت که ارتش انگلستان نیاز خود را به یک تانک رزمی جدید را مطرح کرد. طی مراحل سنجش تانکهای رزمی شرکت کننده در مناقصه، تانک چلنجر1 در بین دیگر تانک های شرکت کننده بیشترین اصابت مستقیم در اثر گلوله ی دشمن را ثبت کرد که این امر مصیبت بار بود.این نقص به همراه سیستم های کنترل آتش و هدف یابهای ضعیف تانک باعث شد تا این تانک در بین دیگر رقابایش کند ترین سرعت آتش را داشته باشد.بدین ترتیب تانک چلنجر1 در انتهای جدول رده بندی تانک های رزمی شرکت کننده قرار گرفت. بعلت این حضور ضعیف، پیشنهاد ها به سوی بکار گیری ویژگی های منحصر به فرد تانکهای آبرامز ایالات متحده،لکلرک فرانسه و لئوپارد2 آلمان منعطف شد. سر انجام بخش طراحی سیستم های دفاعی شرکت ویکرز طراحی جدیدی از تانک را با نام چلنجر برگزید.اگرچه نام تانک جدید مشابه تانک قبلی بود ولی این تانک تنها چهار درصد با تانک قبلی وجه تشابه داشت و 150 مورد عملیات بهسازی بر روی آن انجام گرفته بود.
      علیرغم همه ی این مشکلات تانک چلنجر1 در نبردهایی همچون جنگ خلیج فارس و نبردهای بالکان بکار گرفته شد و عملکرد قابل قبولی در مقابل نمونه تانک های بلوک شرق از خود بر جای گذاشت. طی جنگ خلیج فارس 180 دستگاه تانک چلنجر1 به عربستان سعودی منتقل شد و در خطوط مقدم نبرد بکار گرفته شد. مقامات ارتش انگلستان ادعا کرده اند که واحدهای زرهی ارتش انگلستان توانسته اند تا 300 دستگاه خودروهای زرهی عراقی را بدون آسیب دیدگی حتی یک تانک چلنجر1 نابود نمایند.همچنین تانک چلنجر1 طی جنگ خلیج فارس از خود رکوردی بر جای گذاشت که در تاریخ نظامی تانکهای رزمی بی نظیر بوده است. این تانک موفق شد تا از فاصله چهار هزار متری یک دستگاه تانک عراقی را هدف قرار داده و منهدم نماید. لازم به ذکر است که تانک چلنجر1 در راستای ماموریت صلح بانی در بوسنی نیز بکار گرفته شده است. از سال 1998 روند جایگزینی تانک چلنجر1 با مدل بهسازی شده ی آن یعنی چلنجر2 آغاز گردید و تا سال 2002 میلادی به اتمام رسید.

      روند طراحی تانک چلنجر2 در آگوست 1989 میلادی به اتمام رسید و در فوریه سال 1990، اولین نمونه آزمایشی آن تکمیل گردید. در این نمونه ی آزمایشی ، از جدید ترین فناوری آنزمان استفاده شده بود.در اوایل آگوست سال 1990 هفت دستگاه نمونه آزمایشی و پس از آن دو دستگاه دیگر آماده گرید.از نه دستگاه نمونه آزمایشی، هفت دستگاه آن در لیدز و دو دستگاه دیگر در نیوکاسل ساخته شدند. همچنین یک برجک اضافی در لیدز ساخته شد تا از آن برای آزمایشات شلیک و اثر برخورد گلوله ی دشمن بر روی زره استفاده شود. این نمونه های آزمایشی از جهاتی با یکدیگر تفاوت داشتند ولی در همه ی آنها 156 مورد بهینه سازی انجام شده بود.عملیات بهسازی طوری طرح ریزی شده بود تا امکان انجام برخی از این بهسازی ها بر روی تانکهای چلنجر1 در محلهای نگهداری آنها امکانپذیر باشد.

      شرکت سیستمهای دفاعی ویکرز که در آنزمان مسئولیت پروژه را بر عهده داشت در سپتامبر سال 1990 تانک چلنجر2 را در معرض نمایش گذاشت. (لازم به ذکر است که بعد ها سرکت بی ای ایی سیستمز با خریداری شرکت ویکرز مسئولیت پروژه راعهده دار شد).

      پس از بررسی های انجام شده از سوی ارتش سلطنتی انگلستان این تانک برای خدمت در ارتش مناسب تشخیص داده شد. در ژوئن سال 1991 میلادی دولت انگلستان درخواست خرید 127 دستگاه تانک چلنجر 2و 13 دستگاه تانک آموزشی به ارزش 520 میلیون پوند را ارائه کرد.در سال 1993 تولید تانک در کارخانجات ویکرز در لیدز آغاز شد و اولین مرحله ی سفارش در جولای سال 1994 آماده تحویل گردید. در 16می سال 1994 ارتش انگستان آزمایشات تکمیلی تانک چلنجر2 را آغاز کرد. پس از اتمام آزمایشات متفاوت مقامات ارتش از عملکرد تانک ابراز رضایت کردند.در جولای سال 1994 وزارت دفاع انگلستان سفارش دیگری را برای خرید تانک ارائه کرد. این سفارش که ارزش آن بالغ بر یک میلیارد و دویست میلیون پوند بود شامل 259 دستگاه تانک چلنجر2،نه دستگاه آموزشی بعلاوه ی پشتیبانی آموزشی و لجستیکی میشد.فرآیند تولید از همان سال آغاز شد.
      تولید تانک در کارخانجات لیدز تا سال 1999 به اتمام رسید ولی کار تولید در نیوکاسل همچنان ادامه پیدا کرد تا آنکه در سال 2002 آخرین سری از تانکهای تولید شده نیز به ارتش انگلستان تحویل داده شد.در سال 1993 سلطان نشین عمان هجده دستگاه تانک چلنجر2 را سفارش داد و در سال 1997 سفارش خدید بیست دستگاه تانک دیگر را ارائه کرد. ارزش این معاله 240 میلیون پوند برآورد شده است.


      در سال 1999 وزارت دفاع انگلستان تایید کرد که تانک چلنجر2 توانسته است طی سخت ترین آزمایشات مطابق شرایط میدان نترد بهتر از هرتانک دیگری در سراسر جهان به اهداف مورد نظر دست یابد.با این حال برخی از کارشناسان مسائل نظامی معتقد بودند که این ادعا بیشتر بمنظور بازاریابی برای فروش تانک مطرح شده است. با روشن شدن جزئیات بیشتری از این آزمایشات، توانمندیهای تانک چلنجر2 بر همه گان آشکار گردید و از آن بعنوان یکی از بهترین تانکخای رزمی تام برده شد.

      جزئیات از این قرار بود:
      یک اسکادران مرکب از از دوازده دستگاه تانک چلنجر2 که خدمه ی آنها گلچینی از بهترین و با تجربه ترین پرسنل ارتش انگلیس بودند، موفق شدند تا آزمایشات زرهی تکمیلی واحدها موسوم بهATDU را با موفقیت به اتمام برساند.این اسکادران با پوشش دادن 5040 کیاومتر طی 84 نبرد شبیه سازی شده و شلیک 2856 گلوله از انواع مختلف مهمات 120 میللیمتری و 84000 گلوله ی کالیبر 7.62 میلیمتری مسلسل کار خود را به اتمام رساند. هر روز نبرد شبیه سازیس شده 33 کیلومتر پیشروی در زمینهای ناهموار، 27 کیلومتر حرکت در سطوح جاده ای و شلیک 34 گلوله ی توپ 120 میلیمتری و 1000 گلوله مسلسل موازی با توپ اصلی را شامل میشد.

      این آزمایشات اعتبار از دست رفته ی تانک چلنجر را به آن بازگرداند ولی با این حال در بازار فروش جهانی توفیق چندانی نصیب تانک نشد.علیرغم آزمایش تانک توسط کشورهای قطر ، عربستان سعودی و یونان هیچکدام از انی کشورها تمایلی به خرید تانک چلنجر2 از خود نشان ندادند. علت این امر رقابت فشرده در بازار جهانی و حضور رقبای سرسختی همچون سری تانکهای ابرامز ، لئوپارد2 ولکلرک بود. بدین ترتیب عمان به عنوان تنها مشتری خارجی تانک چلنجر2 باقی ماند و آخرین سری از سفارشات عمان در سال 2001 میلادی به ارتش آن کشور تحویل داده شد.

      بدنه تانک چلنجر2 از سه بخش تشکیل شده است: اتاقک راننده که در جلوی بدنه قرار دارد، بخش فرماندهی و کنترل که در برجک قرار گرفته و بخش موتور که در انتهای بدنه قرار دارد.بدنه و قطعات موتوری تانک چلنجر1 در تانک چلنجر2 نیز مورد استفاده قرار گرفته است که علت آن کارایی بالای آنها بوده اما برجک تانک کاملاٌ از طراحی تازه ای بهره می برد و با تانک قبلی تفاوت دارد.برجک تانک به زره چابهام نسل دوم مجهز شده است. این زره از ساختار محرمانه ای مرکب از لایه های سرامیک مخلوط در داخل زره فولادی تشکیل شده است و به آن زره ساندویچی نیز گفته می شود.این زره جدید به شدت مقاوم است و در مقابل سلاحهای هدایت شونده ی ضد تانک (ATGM) و مهمات انفجاری شدید ضد تانک (HEAT) که به خرجهای شکلدار مجهزند، از تانک مخوبی محافظت مینماید. علاوه بر تانک چلنجر، در تانک ابرامز ایالات متحده نیز ازفناوری این نوع زره استفاده شده است.برجک تانک توسط یک سیستم گرداننده الکتریکی حرکت میکند و در آن از سیستم الکترو هیدرولیکی استفاده نشده است.
      تانک چهار نفر خدمه دادر که عبارتند از:فرمانده، راننده، توپچی، و گلوله گذار.علت استفاده از چهار نفر،بالا بردن قابلیتهای رزمی و توان درگیری بیست و چهار ساعته تانک بوده است زیرا در اینگونه ماموریتهای سنگین تعداد نفرات تاثیر گذار خواهد بود (لازم به ذکر است که تانکهایی همچون لکرک یا T-72 از سه خدمه استفاده می کنند که این امر موجب افزایش خستگی روحی و جسمی نفرات در ماموریتهای طولانی خوهد شد).

      اتاقک راننده به یک پریسکوچ غیر فعال (PDP) مجهز اشت. این پریسکوچ از یک سیستم تقویت کننده تصاویر بهره میبرد در نتیجه حرکت در شب برای راننده امکان پذیر شده است. در نتیجه استفاده از این سیستم ها تانک میتواند در شب با سرعتی معدل سرعت روز خود حرکت کند و از وسایل روشنایی خارجی نیز استفاده ننماید.
      جایگاه فرمانده ی تانک که در سمت راست برجک واقع شده به هشت عدد پریسکوپ با قابلیت پوشش 260 درجه ای مجهز است. در زیر هر پریسکوچ کلید قرمز رنگی تعبیه شده است که در صورت فشار دادن آن برجک به سرعت با پریسکوپ هم سو خواهد شد.فرمانده تانک به یک هدف یاب متعادل با میدان دید وسیع به نام
      VS580-10 مجهز می باشد یک مسافت یاب لیزری نیز در آن تعبیه شده است.این هدفیاب قادر است تا دامنه +35 الی -35 درجه عمودی را پوشش دهد. کار طراحی و ساخت این هدف یاب را شرکت ساژم بر عهده داشته است.
      جایگاه توپچی که در جلوی فرمانده قرار دارد به یک سیستم تصویر ساز حرارتی مجهز است که شرکت تیلز اپتروسیس سازنده ای آن است. این سیستم که از حسگر UKTICM2 استفاده مینماید امکان دید در شب را برای توپچی فراهم کرده است. تصویر حرارتی با بزرگنمایی 4 الی 11.5 برابر در هدفیاب ها و نیز نمایشگرهای دیجیتالی فرمانده و توپچی تانک قابل رویت است.
      توپچی تانک به یک هدفیاب اصلی متعادل مجهز است که از یک مجرای نشانه روی بصری، یک مسافت یاب لیزری چهار هرتزی با دقتی در حدود 5 متر و بردی بین 200 الی 10000 مترو همچنین یک صفحه نمایش تشکیل شده است.کار طراحی این هدفیاب نیز توسط شرکت تلیز اپتروسیس انجام شده است.علاوه بر هدفیاب اصلی، تانک به یک هدفیاب فرعی نیز مجهز است که بصورت موازی با توپ نصب شده است تا در صورت نیاز توسط توپچی مورد استفاده قرار گیرد.خدمه گلوله گذار نیز به یک پریسکوپ روزانه مجهز است و در صورت نیاز می تواند از آن استفاده نماید.

      تانک چلنجر2 به یک سیستم کنترل آتش دیجیتالی ساخت شرکت جنرال داینامیکس کانادا(سابقا شرکت کامپیوتیگ دیوایسس) مجهز است.این سیستم از یک کامپیوتر تشکیل شده که بصورت خودکار محاسبات مربوط به فرآیند شلیک را انجام می دهد.سیستم کنترل آتش تانک قادر است تا شش هدف متفاوت را بصورت یکجا ردیابی کند. تانک های چلنجر2 ارتش انگمستان به یک سیستم کاربردی اطلاعات میدان نبرد (PBISA) مجهز شده اند که شرکت جنرال داینامیکس انگلستان کار طراحی آنرا بر عهده داشته است.این سیستم برای جمع آوری از دیگر تانک ها به منظور هماهنگی بیشتر و گرفتن دستورات لازم از ستاد فرماندهی مرکزی بکار میرود.اطلاعات این سیستم پس از پردازش کامپیوتری در نمایشگرهای فرمانده و راننده تانک به نمایش در می آید تا آخرین اطلاعات صحنه نبرد و آرایش نیروهای خودی یا دشمن را در اختیار آنها قرار دهد. همچنین برای تانکهای ارتش انگلستان یک سیستم تاکتیکی ارتباطات دیجیتالی به نام بومن (کماندار) در نظر گرفته شده که علاوه بر امکانپذیر کردن ارتباطات امن، به طور خودکار موقعیت جغرافیایی تانک را نیز نمایش می دهد تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان که در عراق خدمت می کنند در سال 2006 به این سیستم مجهز شدند.

      سلاح اصلی تانک چلنجر2 را یک توپ 120 میلیمتری خاندار بنام ال-30 تشکیل میدهد که از فولاد تصفیه شده ESR ساخته شده است. این نوع فولاد جزو مرغوبترین انواع فولاد در جهان بحساب می آید و استحکام بسیار بالایی دارد.این توپ به یک روکش عایق حرارت، یک سیستم مرجع نصب شده در دهانه لوله و همچنین یک سیستم تخلیه کننده دود مجهز است.

      سطح داخلی توپ ال-30 با روکشی از فلز کروم پوشیده شده تا ساختاری محکمتر و سطحی نرم تر به آن ببخشد.
      این روکش باعث می شود تا گلوله سایش کمتری با سطح لوله داشته باشد، دقت بیشتری پیدا کند، سرعت آن افرایش یابد و در نتیجه قدرت نفوذ آن بالاتر برود.توپ ال-30 دارای زاویه حرکت عمودی 10- الی 20+ درجه است و از آنجا که برجک تانک قابلیت حرکت 360 درجه ای دارد، توپنیز دارای زاویه گردش 360 درجه ای است و از یک سیستم کنترل و تثبیت کننده برقی استفاده مینماید.این توپ تفریباٌ با تمامی مهمات های فعلی 120 میلیمتری سازگار می باشد و می تواند گلوله های ثاقب ضد زره APFSDS-T مجهز به میله ی نفوذ کننده از جنس اورانیوم ضعیف شده ، گلوله های دودزا و انواع دیگری از گلوله های دیگری از جنس اورانیوم ضعیف شده نیز شلیک نماید از جمله چارم-1(CHARM-1) و چارم-3 (CHARM-3) که جزو مهمات اصلی تانک بحساب می آیند.در سال 2004 میلادی بخش سیستمهای زمینی شرکت بی ای ایی سیستمز طبق قراردادی متعهد شد تا تانکهای چلنجر2 ارتش انگلیس را به یک توپ 120 میلیمتری بدون خان مجهز کند.دین ترتیب تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان به توپ بسیار معروف و پر قدرت ال-55 ساخت شرکت راین متال آلمان مجهز شدند.این توپ که یکی از بهترین و قابل اعتماد ترین سلاحهای جهان بشمار می آید تاکنون بر روی سری تانکهای ابرامز ایالات متحده و ائوپارد2آ6 آلمان نصب گردیده است. این توپ قدرتمند از ژانویه سال 2006 تاکنون مضغول گذراندن مراحل آزمایشی بر روی تانک چلنجر2 می باشد.
      علاوه بر توپ اصلی تانک به یک مسلسل کالیبر 7.62 موازی با توپ و یک مسلسل GPMGL37A کالیبر 7.62 بر روی برجک برای دفاع هوایی مجهز میباشد.
      موتور تانک یک موتور دیزلی دوازده سیلندر پرکینز کاترپیلار با نام CV12 می باشد که 1200 اسب توان تولید میکند. همچنین تانک چلنجر2 به یک سیستم تعوض دنده ی اتوماتیک به نام TN54 مجهز است که شش دنده ی جلو و دو دنده ی عقب دارد.حداکثر سرعت جاده این تانک 59 کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت آن در مناطق ناهموار 40 کیلومتر بر ساعت است.برد عملیاتی تانک نیز 450 کیلومتر در حالت معمول و 250 کیلومتر در مناطق ناهموار میباشد.
      لازم به ذکر است که مدل صادراتی تانک چلنجر2 به یک موتور دیزلی جدید به نام MTUMT883 مجهز شده است که به آن قدرتی معادل 1500 اسب میدهد. حجم کم این موتور باعث میشود که فضای بیشتری برای دخیره سوخت بوجود بیاید که این امر باعث افزایش برد عملیاتی تانک تا شعاع 550 کیلومتری شده است.

      تانک چلنجر2 به یک سیستم حفاظتی شیمیایی- میکروبی-هسته ای (ش م ه) مجهز است که از خدمه تانک در برابر عوامل غیر متعارف حفاظت می کند.سیستمهای الکترونیکی تانک نیز در برابر امواج الکترومغناطیس ناشی از انفجارات هسته ای مقاوم هستند. این خصوصیات باعث شده است تا تانک برای نبردهای غیر متعارف نیز آمادگی داشته باشد.قابل ذکر است که تانک چلنجر2 یکی از معدود تانکهایی است که از فناوری پننهانکاری استفاده مینماید. شکل خاص بدنه و برجک باعث گردیده تا اثر راداری تانک به حداقل برسد.
      علیرغم عدم شهرت زیاد تانک چلنجر این تانک واقعاٌ یکی از بهترین تانکهای امروز جهان است.زره مستحکم، قدرت آتش خوب ، قابلیت تحرک مناسب و ایمنی بالا از تانک چلنجر2 تانکی مناسب و قابل اطمینان ساخته است که توانمدندی هایش را در عرصه نبرد و نه روی کاغذ به اثبات میرساند.

      مشخصات تانک رزمی چلنجر 2
      خدمه : 4 نفر
      جرم کلی تانک : 62500 کیلو گرم
      طول بدنه تانک :8،3 متر
      عرض تانک : 3،5 متر
      ارتفاع تانک از سطح زمین : 2،5 متر

      جنگ افزار های موجود روی تانک : یک توپ 120 میلیمتری + یک مسلسل 7،62 میلیمتری موازی با توپ + یک مسلسل با کالیبر 7،62 نصب شده روی برجک
      ظرفیت گلوله توپ : 50 گلوله از انواع مختلف
      ظرفیت گلوله مسلسل : 4000 گلوله
      قابلیت دید در شب : دارد
      قابلیت شلیک در حین حرکت : دارد
      موتور : CV12 دیزلی با 1200 اسب بخار قدرت
      حداکثر سرعت : 59 کیلومتر بر ساعت : جاده ای -- 40 کیلو متر بر ساعت : غیر جاده ای
      حداکثر برد عملیاتی : 250 الی 450 کیلومتر
      سیستم استتار : بهمراه دو سری پنج تایی نارجک دودزا، تخلیه کننده دود از اگزوز ال-8

      منبع : ماهنامه جنگ افزار شماره 29
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.