Recommended Posts

خبر درست هست.

 

اما در مورد سوگند، سوگند به زبانی غیر از زبان ملی در اکثر کشورها قبول نمیشه، حتی در ایران هم به زبان فارسی هست.

 

در مورد ملت ترک، ترکها در زمان ها و مکان های مختلف به جای ملت ترکیه ملت ترک را استفاده میکنند و اقوام دیگه مثل کردها را هم مجبور به استفاده از این اصطلاح میکنند که در حقیقت کاملا اشتباه هست و دربرگیره یه قومیت خاص هست نه ملیت خاص، البته استدلالشون این هست که ملت ترک و یا ترکها نه فقط ترکها بلکه ملت کل ترکیه هست که البته استدلال مسخره ای هست.

یک نکته فقط بگویم در بعضی کشور ها مثل ازبکستان و قزاقستان هم به ملتشان ازبک و قزاق گفته می شود یا مثلا در افغانستان هم ملت اقغان گفته می شود البته این ها را دیدم وگرنه بسیاری از کشور ها چنین است . خوب حالا در ترکیه هم که بیشتر از 70 در صد ملتش ترک هست ونامش هم ترکیه  به نظرتان بارهم مفهوم ملت ترک که به کلیه ی اقوام اشاره می شود نادرست است؟

  • Upvote 3
  • Downvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک نکته فقط بگویم در بعضی کشور ها مثل ازبکستان و قزاقستان هم به ملتشان ازبک و قزاق گفته می شود یا مثلا در افغانستان هم ملت اقغان گفته می شود البته این ها را دیدم وگرنه بسیاری از کشور ها چنین است . خوب حالا در ترکیه هم که بیشتر از 70 در صد ملتش ترک هست ونامش هم ترکیه  به نظرتان بارهم مفهوم ملت ترک که به کلیه ی اقوام اشاره می شود نادرست است؟


بله هم وطن ، نادرست است ، به عنوان مثال بیشتر جمعیت ایران زمین فارس هستند و من کرد و شمای آذری روی هم به اندازشون نمیشیم ، بعد فارسها بیان بگن حالا که اینجوریه باید به همه بگن ملت فارس؟؟ خیر چنین نیست ، ایران یعنی سرزمین آریایی ها یعنی سرزمین آذری ، فارس، کرد ، بلوچ ، گیلگ مازندرانی، لر ، بندری ، ترکمن ، عربهای جنوب و...
  • Upvote 14
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یک نکته فقط بگویم در بعضی کشور ها مثل ازبکستان و قزاقستان هم به ملتشان ازبک و قزاق گفته می شود یا مثلا در افغانستان هم ملت اقغان گفته می شود البته این ها را دیدم وگرنه بسیاری از کشور ها چنین است . خوب حالا در ترکیه هم که بیشتر از 70 در صد ملتش ترک هست ونامش هم ترکیه  به نظرتان بارهم مفهوم ملت ترک که به کلیه ی اقوام اشاره می شود نادرست است؟

 اولا در مورد واژه افغان، این واژه اشاره به هیچ قومیت خاصی نداره. هم ازبک های افغانستان ،هم تاجیک های افغانستان هم بقیه اقوام اهل افغانستان خودشونو افغان میدونند.درواقع این واژه یه چتره برای تمام قومیت های افغانستان.بحث سیر تاریخی این کلمه جداست. این کلمه ابتدائا به قومیت پشتون اشاره میکرده. اما کاربرد امروزش همینه که گفتم

ثانیا در مورد ازبکستان و قزاقستان.همین که شما کشوری با درجه پیشرفتگی ترکیه (که قطعا مردم مترقی تری داره نسبت به مردمان آسیای میانه) با دیکتاتوریهای آسیای میانه مقایسه میکنید یا نشون دهنده سطحی نگری شماست یا غرض ورزیتون. حالا دیگه دیکتاتوریهای کشورای اقماری شوروی شدن الگو واسه توجیه رفتارهای قوم گرایانه سیستماتیک دولتی؟
 

ویرایش شده در توسط hamidreza92
  • Upvote 1
  • Downvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ول کنید اقا... ما یه چیزی گفتیم دوباره بحثو شروع نکنید. طبق فرمایش جناب Ice-Man ظاهرا سوگند به زبان غیر ترکی بوده که اشتباه کرده. زبان رسمی مملکت رو باید به رسمیت می شناخت.

والسلام.

ادامه ندید خواهشا.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

چه بخواهید یا نه در دنیای امروز وقتی کسی از ترکمنستان است ملیتش ترکمن است ویا دیگر موارد حالا شما این را مال استعمار می دانید یانه زیاد تفاوت نمی کند .البته خوش حال می شوم مثلا بگویید چطور قزاقستان نامش توسط استعمار و اینکه کدام کشور گذاشته وبرای چه .البته بگویم کشور هایی که نام قوم برای انها گذاشته شده خیلی زیاد است مثلا انگلستان و فرانسه و المان و روسیه هم نامش از قومی که اکثریت بوده گذاشته شده ایا نام این ها هم به خاطر استعمار است؟  لطف کنید در اخر در صد جمعیت ترکیه را هم مشخص کنید .

 

روزبه ایران آیا اکثریتش فارس است ؟ اصلا فکر نمی کنم این طور باشد وبا اکثریت که ترک ها در ترکیه دارند منظور بیش از 70 دررصد قابل قیاس باشد.در ضمن ایران سرزمین همه ی ملیت ایران است چه آریای چه غیر اریایی هرکس که شناسنامه ایرانی داشته باشد و یا ملیت این کشور را داشته باشد حتی از طریق ابا واجدادی ان ایرانی است.

  • Upvote 1
  • Downvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ول کنید اقا... ما یه چیزی گفتیم دوباره بحثو شروع نکنید. طبق فرمایش جناب Ice-Man ظاهرا سوگند به زبان غیر ترکی بوده که اشتباه کرده. زبان رسمی مملکت رو باید به رسمیت می شناخت.
والسلام.
ادامه ندید خواهشا.

اگر به زبان ترکي ميگفت يعني ديکتاتوري رو به رسميت ميشناخت چنين اشخاص بينهايت بزرگواري هرگز به زير يوغ اسارت زور نميروند
  • Upvote 5
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک نکته فقط بگویم در بعضی کشور ها مثل ازبکستان و قزاقستان هم به ملتشان ازبک و قزاق گفته می شود یا مثلا در افغانستان هم ملت اقغان گفته می شود البته این ها را دیدم وگرنه بسیاری از کشور ها چنین است . خوب حالا در ترکیه هم که بیشتر از 70 در صد ملتش ترک هست ونامش هم ترکیه  به نظرتان بارهم مفهوم ملت ترک که به کلیه ی اقوام اشاره می شود نادرست است؟

دوست عزیز حتی اگر 90% هم ترک باشن باز از نظر اخلاقی و دمکراتیک درست نیست گفته بشه ملت ترک، 10% ترکیه یعنی 8 میلیون نفر.

 

البته من بحث اخلاقی و دموکراتیکش را گفتم والا اونی که در قانون هست ملت ترک هست و ترکیه ای ها هم روی ای موضوع حساسند، به جای ترکیه ای و ملت ترکیه ترجیح میدن ترک و ملت ترک گفته بشه.

 

ول کنید اقا... ما یه چیزی گفتیم دوباره بحثو شروع نکنید. طبق فرمایش جناب Ice-Man ظاهرا سوگند به زبان غیر ترکی بوده که اشتباه کرده. زبان رسمی مملکت رو باید به رسمیت می شناخت.

والسلام.

ادامه ندید خواهشا.

البته متن خبر واضح بود من بیشتر توضیح ندادم، سالها قبل به زبان کردی خونده بود.

 

متن سوگند این دفعه به زبان ترکی خونده شده بود ولی به جالی ملت ترک؛ ملت ترکیه گفته و مورد قبول واقع نشده.

  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 اولا در مورد واژه افغان، این واژه اشاره به هیچ قومیت خاصی نداره. هم ازبک های افغانستان ،هم تاجیک های افغانستان هم بقیه اقوام اهل افغانستان خودشونو افغان میدونند.درواقع این واژه یه چتره برای تمام قومیت های افغانستان.بحث سیر تاریخی این کلمه جداست. این کلمه ابتدائا به قومیت پشتون اشاره میکرده. اما کاربرد امروزش همینه که گفتم

ثانیا در مورد ازبکستان و قزاقستان.همین که شما کشوری با درجه پیشرفتگی ترکیه (که قطعا مردم مترقی تری داره نسبت به مردمان آسیای میانه) با دیکتاتوریهای آسیای میانه مقایسه میکنید یا نشون دهنده سطحی نگری شماست یا غرض ورزیتون. حالا دیگه دیکتاتوریهای کشورای اقماری شوروی شدن الگو واسه توجیه رفتارهای قوم گرایانه سیستماتیک دولتی؟
 

اشتباه می کنید بزرگوار، واژه افغان به مجموع دو ایل از پشتون ها گفته میشود که 15ملیون نفر از انها در افغانستان و 40ملیون نفر در پاکستان زندگی میکنند و چه انهایی که در افغانستان و چه ان هایی که در پاکستان از هر یک از این دو قوم اند خود را افغان مینامند بعد ها به قلمرو سیاسی این قوم (حاکمیت -دولت)نام افغانستان داده اند ولی هیچکدام از سایر اقوام افغانستان خود را افغانی نمیدانند(حتی پشتون های پاراچنار با اینکه پشتون اند(وشیعه)خود را افغان نمینامند

 

قوم افغان از مجموع این دو ایل هستند

 

نحوه تقسیم اقوام این دو ایل بزرگ پشتون به شرح زیر است:
قوم درانی ( ابدالی ):
الف: زیلوک : که خود شامل اقوام الکوزی، اچک زی، پوپلزی، بارکزایی می شود
ب : پنج پاو : که خود شامل نورزایی، علی زایی و اسحاق زایی است.

قوم غلجه زایی ( غیلزایی ):
الف : تورانی : کوتک و احمد زی
ب : بورانی : کوتک، وبابی

 

پی نوشت:

 

http://www.afghanpaper.com/info/joghrafia/aghvam.htm

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

چه بخواهید یا نه در دنیای امروز وقتی کسی از ترکمنستان است ملیتش ترکمن است ویا دیگر موارد حالا شما این را مال استعمار می دانید یانه زیاد تفاوت نمی کند .البته خوش حال می شوم مثلا بگویید چطور قزاقستان نامش توسط استعمار و اینکه کدام کشور گذاشته وبرای چه .البته بگویم کشور هایی که نام قوم برای انها گذاشته شده خیلی زیاد است مثلا انگلستان و فرانسه و المان و روسیه هم نامش از قومی که اکثریت بوده گذاشته شده ایا نام این ها هم به خاطر استعمار است؟  لطف کنید در اخر در صد جمعیت ترکیه را هم مشخص کنید .

 

روزبه ایران آیا اکثریتش فارس است ؟ اصلا فکر نمی کنم این طور باشد وبا اکثریت که ترک ها در ترکیه دارند منظور بیش از 70 دررصد قابل قیاس باشد.در ضمن ایران سرزمین همه ی ملیت ایران است چه آریای چه غیر اریایی هرکس که شناسنامه ایرانی داشته باشد و یا ملیت این کشور را داشته باشد حتی از طریق ابا واجدادی ان ایرانی است.

 من اصلا گفتگو درباره اقوام مختلف در ایران را درست نمیدانم(چون به ملت ایران اعتقاد دارم، نه اقوام ایران) ولی جایی که صحبت از واقعیت باشد نباید ساکت بود

من  امار  سازمان های ایران را نمی نویسم چون ممکن است به جانب داری متهم شوند ،امار را از سازمان معتبر کشوری میاورم که اصلا نه دل خوشی از ایران دارد و نه دلیلی برای نادرست گویی

امار سازمان (سی َای اِی) CIA امریکا که معمولا امار دقیقی را برای دولت امریکا فراهم میکند

 

Persian 61%, Azeri 16%, Kurd 10%, Lur 6%, Baloch 2%, Arab 2%, Turkmen and Turkic tribes 2%, other 1% (2008 est

.)

 

منبع :

https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ir.html

 

https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ir.html

ویرایش شده در توسط vhsjdvsjd
  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ببنید کاری که لیلا زانا کرده اینه که به جای لفظ ملت ترک از ملت ترکیه استفاده کرده . اونم به زبان ترکی

تو قانون اساسی ترکیه که بعد از کودتا نوشته شد برای شناخت مردم ترکیه از لفظ ملت ترک استفاده کرده . حالا وقتی که میخوان کردها ها رو و یا ترک ها تو ترکیه به طور خاص مخاطب قرار دهند از پیشوند خلق استفاده می کنن مثل خلق کرد و یا ترک .

دو دوره قبل احزاب حاضر در مجلس میخواستن که قانون اساسی رو تغییر دهند و شرط بر این بود که بند به بند با توافق هر چهار حزب حاضر در مجلس تغییر بدن . یکی از موضوع ها تغییر همین مطلب ملت ترک بود که سه حزب توافق کردن که این ملت ترک رو تغییر بدن .حالا حضور ذهن ندارم میخواستن یا از ملت ترکیه استفاده کنن و یا کلا مجهول نگه دارن که با مخالفت حزب حرکت ملی این موضوع مسکوت ماند

حالا دولت اردوغان به احتمال زیاد این بند رو تغییر خواهد داد

بحث دوم خود لیلا زانا هست .قبلا تو یکی از پست هام که اشخاصی مثل صلاح الدین دمیرتاش  و سری ساکیک و فیگن یوکسکداغ رو رانت خوار و مترسک خونده بودم ,از افرادی من جمله لیلا زانا نام برده بودم که افراد بالایی حالا حالا باید پیش اینا مشق سیاست کنن.لیلا زانا تو دهه نود نماینده مجلس که میشه با همین سوگند رو با زبان کردی و با لباس کردی میخونه و پیرو اون یه صحبت هایی که میکنه و در نهایت محکوم و زندانی میشه .تو قانون مشخصه که نماینده باید چی بپوشه اگه زن باشه باید کت و دامن و اگه مرد باشه باید کت و شلوار و کراوات باید باشه .

اینم بگم که سخت ترین محکومیت رو در این مورد نه لیلا زانا بلکه مروه کاواکچی اسلام گرا کشید .ایشون  تو دهه نود با حجاب میخواستن سوگند بخورن از مجلس اخراج شدن و حتی نتونستن سوگند بخورن . فرداش مجبور شد ترکیه رو ترک کنه و تا دو سه سال قبل سلب تابعیت شده بودن  

  • Upvote 2
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

ببنید کاری که لیلا زانا کرده اینه که به جای لفظ ملت ترک از ملت ترکیه استفاده کرده . اونم به زبان ترکی

تو قانون اساسی ترکیه که بعد از کودتا نوشته شد برای شناخت مردم ترکیه از لفظ ملت ترک استفاده کرده . حالا وقتی که میخوان کردها ها رو و یا ترک ها تو ترکیه به طور خاص مخاطب قرار دهند از پیشوند خلق استفاده می کنن مثل خلق کرد و یا ترک .

دو دوره قبل احزاب حاضر در مجلس میخواستن که قانون اساسی رو تغییر دهند و شرط بر این بود که بند به بند با توافق هر چهار حزب حاضر در مجلس تغییر بدن . یکی از موضوع ها تغییر همین مطلب ملت ترک بود که سه حزب توافق کردن که این ملت ترک رو تغییر بدن .حالا حضور ذهن ندارم میخواستن یا از ملت ترکیه استفاده کنن و یا کلا مجهول نگه دارن که با مخالفت حزب حرکت ملی این موضوع مسکوت ماند

حالا دولت اردوغان به احتمال زیاد این بند رو تغییر خواهد داد

بحث دوم خود لیلا زانا هست .قبلا تو یکی از پست هام که اشخاصی مثل صلاح الدین دمیرتاش  و سری ساکیک و فیگن یوکسکداغ رو رانت خوار و مترسک خونده بودم ,از افرادی من جمله لیلا زانا نام برده بودم که افراد بالایی حالا حالا باید پیش اینا مشق سیاست کنن.لیلا زانا تو دهه نود نماینده مجلس که میشه با همین سوگند رو با زبان کردی و با لباس کردی میخونه و پیرو اون یه صحبت هایی که میکنه و در نهایت محکوم و زندانی میشه .تو قانون مشخصه که نماینده باید چی بپوشه اگه زن باشه باید کت و دامن و اگه مرد باشه باید کت و شلوار و کراوات باید باشه .

اینم بگم که سخت ترین محکومیت رو در این مورد نه لیلا زانا بلکه مروه کاواکچی اسلام گرا کشید .ایشون  تو دهه نود با حجاب میخواستن سوگند بخورن از مجلس اخراج شدن و حتی نتونستن سوگند بخورن . فرداش مجبور شد ترکیه رو ترک کنه و تا دو سه سال قبل سلب تابعیت شده بودن  

 

 

ترکیه ها نمی دونم چرا اینقدر سر حجاب مشکل دارند 

اونقدری که عربستان و طالبان سر حجاب برقه ای حساسیت دارند ترک ها ضد آن هستند

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اشتباه می کنید بزرگوار، واژه افغان به مجموع دو ایل از پشتون ها گفته میشود که 15ملیون نفر از انها در افغانستان و 40ملیون نفر در پاکستان زندگی میکنند و چه انهایی که در افغانستان و چه ان هایی که در پاکستان از هر یک از این دو قوم اند خود را افغان مینامند بعد ها به قلمرو سیاسی این قوم (حاکمیت -دولت)نام افغانستان داده اند ولی هیچکدام از سایر اقوام افغانستان خود را افغانی نمیدانند(حتی پشتون های پاراچنار با اینکه پشتون اند(وشیعه)خود را افغان نمینامند

 

قوم افغان از مجموع این دو ایل هستند

 

نحوه تقسیم اقوام این دو ایل بزرگ پشتون به شرح زیر است:
قوم درانی ( ابدالی ):
الف: زیلوک : که خود شامل اقوام الکوزی، اچک زی، پوپلزی، بارکزایی می شود
ب : پنج پاو : که خود شامل نورزایی، علی زایی و اسحاق زایی است.

قوم غلجه زایی ( غیلزایی ):
الف : تورانی : کوتک و احمد زی
ب : بورانی : کوتک، وبابی

 

پی نوشت:

 

http://www.afghanpaper.com/info/joghrafia/aghvam.htm

ممنون از پاسختون و لینکتون که اطلاعات خوبی رو داشت. قطعا شما اطلاعاتتون از افغانستان از من بیشتره اما من یک فرد هزاره رو میشناختم که خودشو افغان میدونست. به هرحال به نظر میاد حرف شما درست تر باشه .

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 من اصلا گفتگو درباره اقوام مختلف در ایران را درست نمیدانم(چون به ملت ایران اعتقاد دارم، نه اقوام ایران) ولی جایی که صحبت از واقعیت باشد نباید ساکت بود

من  امار  سازمان های ایران را نمی نویسم چون ممکن است به جانب داری متهم شوند ،امار را از سازمان معتبر کشوری میاورم که اصلا نه دل خوشی از ایران دارد و نه دلیلی برای نادرست گویی

امار سازمان (سی َای اِی) CIA امریکا که معمولا امار دقیقی را برای دولت امریکا فراهم میکند

 

Persian 61%, Azeri 16%, Kurd 10%, Lur 6%, Baloch 2%, Arab 2%, Turkmen and Turkic tribes 2%, other 1% (2008 est

.)

 

منبع :

https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ir.html

 

https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ir.html

اول دوست دارم خدمت ان دوست که گفت( ترکیه کجاش 70 درصد ترک هست؟) طبق این اطلاعات که دوستمان ارائه کردند.  اگر به جمعیت ترکیه هم نگاه کنیدچمعیت ترک ترکیه را 70 الی 75 درصد دانسته.

وشما دوست عزیز در لینکی که دادید خبری از اقوام مازندرانی و گیلک نبود و حالا اگر به صندوق ملل متحد نگاه کنید امار به شرح زیر است. Persians (51%), Azeris (24%), Gilaki and Mazandarani (8%), Kurds (7%), Arabs (3%), Baluchi (2%), Lurs (2%), Turkmens (2%), Laks, Qashqai, Armenians, Persian Jews, Georgians, Assyrians, Circassians, Tats, Mandaeans, Gypsies, Brahuis, Hazara, Kazakhs and others (1%)

 

منبع:http://iran.unfpa.org/Country%20Profile.asp

  • Upvote 1
  • Downvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

گرچه به موضوع کمی بی ربط هست ولی من قبلا در پلتفرم های دیگه ای هم گفته بودم، حداقل در مورد ایران دادن آمار در مورد قومیت ها امکان پذیر نیست، علی الخصوص در مورد چند قوم پر جمعیت کشور، با توجه به اینکه بعد از انقلاب شاهد حرکت جمعیتی به دلایل مختلف من جمله جنگ، تحصیل، کار و... بودیم، شاهد پخش شدن این قومیت ها و در نتیجه عدم تجمع در نقاط خاص و در میان مدت به طبع این حرکت شاهد ازدواج های پرشمار بین قومیت های مختلف بودیم و هستیم که این مهم باعث یکدست تر شدن این اقوام شده. به همین دلیل حتی در صورت آمار گیری تک به تک افراد در شهرها و استان های مختلف به سبب ازدواج ها در میان مدت، شما نمی تونید فرزندان این افراد را در یک دسته بندی خاص جای بدین، برای مثال امروز شاهد ازدواج های پرشمار بین فارسها و ترکها و کردها و... هستیم، در صورتی که تغییر محل زندگی والدین را هم چشم پوشی کنیم فرزندان این افراد را نمی شه در یه دسته بندی خاص مثل فارس و ترک قرار بدیم.

 

در نتیجه تمامی این آمار ها حدس و پیش بینی هست که پایه و اساس قابل اتکایی هم ندارن.

 

 

-------------------------------------------------

در مورد ترکیه قضیه کمی فرق میکنه، گرچه دراونجا شاهد ازدواج بین ترک ها و کردها هستیم ولی این میزان اصلا با ایران قابل مقایسه نیست، موردی که در ترکیه از نظر دولت نگران کننده هست، میزان زاد و ولد پایین ترکها و زاد و ولد بسیار بالای کردها حتی در شهرهای ترک نشین بزرگ مثل استانبول و آنکارا هست.

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط parsneet
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      تاپیک حاضر با محوریت پوشش خبر ها و اطلاعات مسابقات نظامی برگزار شده در ایران و همچنین شرکت تیم های ایرانی در سایر مسابقات بین المللی نظامی می باشد .
       
      مقدمه :
      مسابقات نظامی هر ساله در سراسر جهان با شرکت پرسنل نظامی ( به صورت داخلی و یا بین المللی ) برگزار می گردد . این گونه مسابقات علی رقم اینکه از قواعد و استاندارد متحدی برخوردار نیستند ( منظور نبودن کمیته جامع و قوانین واحده بین المللی در رشته های تخصصی می باشد ) اما تا حدودی پیرو قواعد و ضوابط برگزاری رزمایش های نظامی هستند . ( البته تیم های ورزشی و مسابقات ارتش های جهان (CISM) تا حدودی متفاوت از سایر مسابقات تخصصی هستند که در ذیل به آن اشاره خواهد گردید )
      اساساً هدف از برگزاری این گونه مسابقات تخصصی بالا بردن آمادگی پرسنل و ایجاد حس رقابت و افزایش انگیزش پرسنل نظامی جهت فراگیری مهارت های تخصصی است . و همچنین سنجش توانمندی پرسنل در مقایسه با واحد های مشابه در ارگان های نظامی داخلی و یا ارتش های خارجی دیگر است . پس تا حدودی می توان بیان کرد که تیم های شرکت کننده ( در مسابقات بین المللی ) عموماً از بین کشور های دوست و یا هم پیمان ( و یا حداقل غیر متخاصم ) انتخاب می شوند و برای سنجش توانایی های تخصصی شان گرد هم می آیند . و همچنین حتی گاهی می تواند بیان گر همسویی کشور های شرکت کنند و حامل پیام های خاص برای ارتش های رقیب شان نیز باشند .
       
       
       
      تاریخچه :
      می توان به نوعی اولین مسابقات نظامی ( با تاکید و اولویت دادن به پرسنل نظامی ) را به یونان باستان نسب داد . در رویدادی جشن گونه که عموما" ( و نه اختصاصاً ) پرسنل نظامی در آن شرکت می کردند تا آمادگی جسمانی و مهارت های کار با سلاح در رقابت با حریفان را بسنجند . در ادامه و ظهور امپراطوری روم باستان این نوع مسابقات چهره خشن تر و جدی تری به خود گرفت به گونه ای که مکان های اختصاصی مانند کلوزیوم (Colosseum) و همچنین شرکت کنندگان مخصوص بنام گلادیاتور (Gladiator) برای شرکت در آن تربیت می گردیدند .
      این مسابقات شرحی مفصل دارد ولی به اختصار : برگزاری آن در قرون مختلف تکامل یافته و عموماً شرکت کنندگان آن از بین سربازان قوای شکست خورده در جنگ با امپراطوری روم انتخاب می شدند و در بین خیل عظیم از این سربازان که در مسابقات محلی و ایالات های مستعمره روم برگذار می شد برگزیدگان ( که یقیناً تعداد کمی از آنان بودند) می توانستند آزادی خود را به دست آورند . ولی جنگجویانی نیز بودند که به خاطر بدست آوردن پول و یا شهرت نسبت به شرکت در این مسابقات خونین اقدام می کردند . این مسابقات که به خشونت بی پروا و ضد انسانی اش معروف گشته بود بدون فایده هم البته نبود . ( البته فواید آن از دید فرماندهان نظامی ) باید اشاره کرد که تمامی این مسابقات به نبرد های خونین تن به تن اختصاص نداشت بلکه اکثر این رویداد ها به باز سازی نبرد های روم در مقابل دشمنانش مختص می شد ( یقیناً آن نبردهای که در آن پیروز گردیده بودند تا خاطرات ، تکنیک های رزم و قهرمانان آن را مرور و زنده نگاه دارند ) عده ای از سربازان لباس های قوای دشمن را بر تن می کردند و سربازانی دیگر که نقش نیروهای رومی را داشتند با بکارگیری ارابه و اسب و سلاح های آن دوران در چندین پرده که گاهی تا چند روز نیز ادامه می یافت آن نبرد خاص را باز سازی می کردند . از نحوه یورش قوای مهاجم گرفته تا نبرد های تن به تن ، عبور از رودخانه ، یورش سواره نظام ، محاصره قلعه ها و یقیناً نمایش پیروز مندانه و دلاورانه ارتش رومی بر حریف خود !
       
      در عصر جدید ایده مسابقات نظامی بعد از پایان جنگ جهانی اول شکل گرفت . در سال 1919 پس از جنگ جهانی اول ، بازی های بین متفقین توسط شورای ورزشی نیروهای متفقین ژنرال جان پرشینگ سازماندهی شد و 1500 ورزشکار از 18 کشور را گرد هم آورد تا در 24 رشته ورزشی به رقابت بپردازند. این رویداد در Joinville-le-Pont فرانسه برگزار شد . و طی سالهای بعد در ماه مه 1946 ، پس از جنگ جهانی دوم ، شورای ورزشی نیروهای متفقین توسط سرهنگ هانری دبروس و پنج‌گانه المپیک توسط سرگرد رائول مولت احیا شد و در  7 تا 8 سپتامبر همان سال دومین بازی‌های بین متفقین در برلین (در المپیاستادیون , محل برگزاری بازی های المپیک 1936) برگزار شد .
       


      چند ماه بعد، با پایان دادن به شورای ورزش نیروهای متفقین ، سرهنگ دبروس و سرگرد مولت مسابقات ارتش های جهان (CISM) را در 18 فوریه 1948 تأسیس کردند . اعضای موسس آن بلژیک ، دانمارک ، فرانسه ، لوکزامبورگ و هلند بودند . در سال 1950، آرژانتین و مصر به عضویت آن درآمدند. در سال 1951 ایالات متحده به آن پیوست . در سال 1952 عراق ، لبنان ، پاکستان و سوریه و دو سال بعد برزیل به عضویت آن درآمدند . و همچنین کانادا در سال 1985 وارد آن شد . سپس در سال 1991 با پایان جنگ سرد سازمان رقیب پیمان ورشو کمیته ورزش ارتش متفقین (SKDA) با CISM ادغام شد و خبر از پیوستن 31 کشور و عضو جدید و سایر کشورهای مرتبط با بلوک شوروی را داد. این پیشرفت سریع منجر به رسمیت شناختن توسط نهادهای بین المللی از جمله IOC شد. قبل از سال 1995 CISM هر سال 15 تا 20 مسابقات جهانی را برگزار می کرد. از سال 1995  CISM هر چهار سال یک بار بازی های جهانی نظامی را که یک رویداد چند ورزشی است با شرکت نمایندگانی از ارتشهای 127 کشور دنیا سازماندهی می کند .
       
       

       
      رویدادها
      برگزاری مسابقات مرتبط با ارتش های جهان طیف متنوعی را در بر می گیرد و بلوک های سیاسی و جغرافیایی متعدد سعی در برگزاری رویدادهای مشابه زیادی جهت بالا بردن مهارت پرسنل خود دارند . اما به نوعی اهداف برگزاری این چنین مسابقاتی تنها به بالا بردن مهارت ها محدود نمی گردد . بلکه برپایی نمایشگاه های تخصصی تجهیزات تیراندازی و حتی ماشین آلات زرهی و تسلیحات انفرادی و البسه نظامی و ... در حاشیه این مسابقات بیان گر این است که این رویدادها مکانی است تا برنامه ریزان و دست اندرکاران نظامی کشور های مختلف به عرضه و کسب اطلاعات و سنجش آمادگی قوای نظامی پیرامونی خود اقدام نمایند .
       
      به برخی از این رویدادها می توان به اختصار اشاره کرد مانند :
      - مسابقات بین المللی پنج گانه ورزشی ( تیراندازی سرعت و دقت ، میدان موانع ، شنا ۵۰ متر با مانع ، دو صحرانوردی ۸ کیلومتر و پرتاب نارنجک )
      - مسابقات بین المللی نظامی پهپادی ارتش های جهان
      - مسابقات بین‌المللی نظامی غواصی در عمق
      - مسابقات بین‌المللی نظامی جهت یابی
      - مسابقات بین‌المللی نظامی بیاتلون زرهی روسیه
      - مسابقات سراسری امنیت سایبری در آمریکا
      و ...
       

      بازتاب و آثار
      برای بیان تاثیر حضور بین المللی تیم های نظامی و ترتیب دادن این چنین مسابقاتی منعکس کردن دیدگاه بعضی از تحلیل گران غربی شاید مفید باشد به عنوان نمونه :
      «واشنگتن فری بیکن» «جوزف هومیر» تحلیلگر امنیت ملی : روسیه و چین در نمایش قدرت به آمریکا قصد شرکت در یک بازی‌های بین‌المللی در آمریکای لاتین ( ونزوئلا ) تحت عنوان « تک تیرانداز مرز » را دارند . این  بازی‌های نظامی یکی از واضح ترین نشانه‌ها  از شکل گیری یک ائتلاف ضد ایالات متحده در آمریکای لاتین است. روسیه و متحدانش ( ایران و چین ) با حضور در این مسابقات نظامی در ونزوئلا در حال نمایش قدرت هستند . با عادی سازی تحرکات نظامی دشمنان ایالات متحده در دریای کارائیب ، ما در معرض خطر در آمریکای لاتین هستیم .
       
       
      در حال حاضر به نظر می رسد که برگزاری این گونه مسابقات در بین نیرو های نظامی منطقه ای و جهانی در حال افزایش هست . مسابقاتی که هم در رشته های عمومی ( آمادگی جسمانی و ورزشی ) و هم رشته های تخصصی ( تیر اندازی ، زرهی و توپخانه ، پهپادی و ... ) با حضور تیم های چندگانه به جدیت پیگیری می شود . قطعا انتخاب تیم های ورزیده در این گونه رقابت ها باعث افزایش اعتماد به نفس پرسنل و همچنین تبلیغات مثبت برای نیرو های نظامی ما نیز خواهد گردید  . همچنین برگزاری مسابقات کشوری و درون مرزی برای ما موجبات حس رقابت و افزایش انگیزش سازمانی را برای نیروهای مسلح ما در پی خواهد داشت . انشالله 
       

       
       
       
      بن پایه :
      https://www.milsport.one/cism/members-nations
      https://www.ilsf.org/about/recognition/cism/
      https://armedforcessports.defense.gov/CISM/Military-World-Games/
      https://en.wikipedia.org/wiki/Colosseum
      https://freebeacon.com/national-security/iran-russia-china-to-run-war-drills-in-latin-america/
       
      گرد آوری جهت انجمن میلیتاری
       
       
    • توسط EBRAHIM
      IRIS و پدید آمدن برنامه فضایی ایران (قسمت اول )

      مدتیست که از رسانه های جهانی،خبرهایی به گوش میرسد که ایران در حال تولید موشکی است که توانایی حمل ماهواره به فضا دارد.آيا چنين چيزي امكان دارد؟آيا اين ماجرا يك بلوف سياسيست يا حقيقت دارد؟
      دوستان از نظرات مفيد خودشون دريق نكنند امیدوارم مبحث جالبی شود.
      با تشكر



      چند نکته قبال از خواندن مقاله :مطمئنا نظرات نویسنده با نظرات مترجم یکی نیست!!!
      در این مقاله موشک IRIS معادل موشک شهاب 3 دی فرض شده که آن هم به نوبه خود معادل موشک نو دونگ کره شمالی را در اختیار گرفته
      موشک IRIS ویا شهاب 3 دی اولین موشک ماهواره بر سبک ایران فرض شده اند (پراکنده بودن اطلاعات اجازه سخن قطعی را نمیدهد )
      موشک شهاب پنج معادل تائه دو پونگ دو کره شمالی فرض شده (البته از سوی نویسنده آن که آمریکایی هستند ) و عنوان اولین ماهواره بر سنگین ایران را بر دوش میکشد
      =============================================

      نخستین ظهور موشک ماهواره بر IRIS/IRSL-X-1

      با وجود ادعاهای ایران مبنی بر عدم بالابردن برد شهاب 3 دولت ایران در حال حاضر مشغول به ساخت و توسعه نخستین ماهواره بر خود موسوم به IRIS میباشد .
      پرتابگر ماهواره IRIS در ظاهر دارای ترکیب ساختمانی از موشک بالستیکShahab3 است که در مرحله اول از طراحی
      ان بهره میبرد و در مرحله دوم پرتابگر دارای دوقسمت موتور جامد و نیز محل حمل ماهواره (قسمت سوم) توسط پرتابگر است که قطر این مرحله از مرحله اول کمی بیشتر است و میتواند ماهواره های مخابراتی و علمی را در مدار زمین قرار دهد .
      .پرتابگر IRIS با پیکر بندی انجام شده بر روی آن پرتابگریست ایده آل به عنوان کاوشکر یا موشک اکتشافی که میتواند برای حمل کلاهک جنگی و یا توسعه کلاهک های فضایی قابل بازگشت و یا در نهایت برای ارسال محموله های علمی به فضا مورد استفاده قرار گیرد .البته این پرتابگر درحال حاضر نمیتواند ماهواره ها و یا محموله های با جرم بالا را به سمت مدار پرتاب کند . مگر اینکه مرحله سومی نیز به آن اضافه شود تا تبدیل به یک پرتابگر سنگین گردد .
      با توجه به آزمایش موشک چند مرحله ای شهاب 3 نویسنده بر این عقیده است که در صورتی که پرتاب آز مایشی موشک Shahab-3D نخستین پرواز آزمایشی پرتابگر IRIS باشد در آن صورت پرتابهای موشک های
      Shahab - 5 دومین و سومین مرحله از برنامه ساخت یک پرتابگر ماهواره ای است که ایران ادعا دارد در حال توسعه آن است .
      اولین تصویر از موشک IRIS در یکی از نمایشگاههای هوا و فضای ایرانیان در اندازه یک ماکت یک متری به نمایش گذاشته شد . نویسنده ادعا دارد که تستهای ناموفق پرتابی این موشک علت اصلی به تاخیر افتادن توسعه موشک حامل پرتابگر شهاب 5 تا کنون بوده است ولی با تردید بیان میکند که فقط زمان قادر به روشن ساختن این مطلب میباشد .

      نویسنده مقاله ادعا دارد که اختمال توسعه نوع جدیدی از موشک های بالستیک از روی این نسخه پرتابی با نامهای جدیدتر از Shahab - 3d وجود دارد ، ونیز باتوجه به موتور سوخت جامد مورد استفاده در مرحله فوقانی و نیز تمام اطلاعاتی که از موشک شهاب 3 در اختیار است ، طراحی نمایش داده شده از IRIS یقینا طرحی مناسب با استفاده از طراحی موشک بالستیک شهاب 3 است . هرچند که پرتاب این سیستم آزمایشی پیشرفته که پیش از این در غرب و شرق مورد استفاده قرار گرفته و از متدهای غربی و شرقی نیز برای توسعه استفاده کرده برای ملل چیز چندان غیر عادی نخواهد بود ، ولی به سرعت بخشیدن برای توسعه اولین ماهواره بر سنگین ایران قبل از پرتاب کمک شایانی خواهد کرد .
      نویسنده در ادامه با بیان شباهت موجود بین شهاب 3d و نسخه های دوم و سوم موشک تائه دو پونگ کره شمالی این پرسشها
      را مطرح میکند که آیا شهاب 3D میتواند نسخه اصلاح شده از ماهواره بر ایرانی IRIS باشد که تست نخست خود را سپری کرده است ؟ آیا این موشک همان نسخه بالستیک فضایی از موشک تائه دو پونگ 2 کره شمالی وترکیب ماهواره بر شهاب 5 است و یا اینکه موشک بالستیکی ساخت ایران است ؟
      شاید تاحد زیادی بتوان گفت که ایران در حال همکاری با کره شمالی برای ساخت نسخه دوم و سوم ماهواره بر شهاب 5 است و هر دو در انجام این طرح مشارکت جدی دارند. کره شمالی که در سال های پایانی قرن 20 نسخه جدید و بهسازی شده ای از موشک تائه دو پونگ 1 را آزمایش کرده بود در بین 26 Juan و 2 Julay سال 2001 نخستسن نمونه پرتابی از موشک تائه دو پونگ دو را برای پرتاب بر روی سکوی تاسیسات پرتاب خود قرار داده بود .
      این کاملا واضح است که موشک شهاب 3 دی چند ثانیه پس از پرتاب و قبل از پایان مرحله اول در اولین تست خود در آسمان منفجر شد . با وجود طراحی متناسب موتور سوخت جامد آن و نیز پوشش آیرو دینامیک موشک متاسفانه انفجار باعث جلوگیری از آزمایش این قسمت ها گردید . در کل باید به این نتیجه رسید که در صورت تداوم برای ساخت و تکمیل شهاب 5 گلی به یاد ماندنی برای مردم ایران در بخش فضا به ثمر خواهد رسید .


      ========================================
      اما مشخصات موشک IRIS

      حد اکثر بار قابل حمل توسط کلاهک موشک (کیلوگرم ): 760-987-1,158 بار فضایی و یا کلاهک جنگی .
      حداکثر برد ( کیلومتر ) : 1500
      تعداد مراحل : 2
      قطر موشک (متر ) : 1.32 - 1.35 – 1.85
      ارتفاع موشک : 17.1 متر
      وزن در حالت پرتابی سبک : 16000 کیلوگرم
      وظیفه : برای پرتاب محموله های فضایی علمی و تحقیقاتی و نیز ماهواره ها

      اطلاعات مربوط به مرحله اول موشک
      ارتفاع : 14 متر
      قطر : 1.32 – 1.35 – 1.85 متر
      جرم :15092 کیلوگرم
      تراست : موثر 26051 کیلوگرم بر فوت مربع - واقعی 26,760-26,600 کیلوگرم بر فوت مربع
      زمان سوخت : 110 ثانیه
      نوع سوخت : TM-185 (20% Gasoline + 80% Kerosene)
      نوع اکسید کننده : AK-27I (27% N2O4 + 73% HNO3 + Iodium Inhibitor)
      جرم سوخت :12912 کیلو گرم

      اطلاعات مربوط به مرحله دوم موشک
      ارتفاع : 3 الی 4 متر در کل
      قطر : 1.3 ای 2 متر
      وزن : نا معلوم
      تراست موتور : نامعلوم
      مدت زمان سوخت : 100 ثانیه
      نوع سوخت : جامد

      لطفا اگر کسی تصویری از این پرتابگر داره در تاپک قرار بده

      ادامه دارد ..........
      ======================
      منبع خبر:وبلاگ هوانوردی قرن 21
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.