قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس

هدف قرار گفتن هواپیمای ایران ۶۵۵ توسط کشتی وینسنس امریکایی

کشتی وینسنس هواپیمای مسافری ایران ۶۵۵ را هدف قرار داد

 

 

13920412000171_PhotoI.jpg

 

بعد از گذشت زمان طولانی از حادثه سقوط پرواز ۱۷ خطوط هوایی مالزی، هنوز عصبانیت و  ناراحتی  بر سر این موضوع  در حال افزایش است. اما قبل از انکه رئیس جمهور روسیه-ولادمیر پوتین- را به جنایت جنگی متهم  و تمامی این رویداد را اتفاقی  وحشتان و غم انگیز بنامیم، بهتر است به عقب بازگردیم و  نگاهی به پروازی مشابه که چنین سرنوشت فجیعی داشت-پرواز ۶۵۵خطوط هوایی ایران-بیندازیم که در تاریخ ۳ جولای ۱۹۸۸ نه توسط گروه شورشی در یک منطقه مورد مناقشه و شلوغ  بلکه به دستور کاپیتان  کشتی کلاس اجیس نیروی دریایی امریکا با نام   Vincennes مورد هدف قرار گرفت.

یک ربع قرن بعد از وقوع این واقعه، وینسنس تقریبا به کلی فراموش شده ، اما هنوز این رویداد به عنوان هفتمین فاجعه مرگبار هوایی دنیا (پرواز ۱۷ خطوط هوایی مالزی به عنوان ششمین مورد) و یکی از  رسوایی های ناموجه و نابخشودنی پنتاگون شناخته می شود.

از چند جهت، این دو رویداد شباهت هایی با یکدیگر دارند. هواپیمای بوینگ ۷۷۷ مالزیایی وارد منطقه ی شلوغ  جنگ داخلی در اوکراین شرقی نزدیک مرزهای روسیه شد، ایرباس A300 ایرانی نیز وارد منطقه درگیری دریایی در تنگه هرمز  شد. نیروهای شورشی طرفدار روسیه گمان کردند که به یک هواپیمای نظامی باری اوکراین شلیک می کنند، Will Rogers کاپیتان نیروی دریایی امریکا و فرمانده وینسنس نیز هواپیمای مسافری ایران را با یم جنگنده F14 اشتباه گرفت. موشک سطح به هوای SA-11 روسی که هواپیمای مالزیایی را سرنگون کرد تمامی ۲۹۸ مسافر ان و از جمله ۸۰ کودک را به قتل رساند، موشک سطح به هوای SM-2 امریکایی که هواپیمایی ایرانی را ساقط کرد نیز تمامی ۲۹۰ مسافر ان و از جمله ۶۶۶ کودک مسافر ان را منهدم کرد. بعد از سقوط هواپیمای مالزیایی، مقامات روسی دروغ های متعددی گفته تا قصور خود را موجه جلوه دهند و بر ان سرپوش بگذارند و مقامات دولت اوکراین را مقصر جلوه دادند، بعد از واقعه سال ۱۹۸۸، مقامات امریکایی نیز دروغ های متعددی گفته و سعی کردند تا تقصیر را بر گردن خلبان ایرانی بیندازند. تا ۸ سال بعد از وقوع حادثه، امریکا غرامتی به خانواده قربانیان پرداخت نکرد و تنها تاسف عمیق خود از این حادثه را ابراز کرد و حت  معذرت خواهی نکرد.

در زمان وقوع حادثه، من به عنوان خبرنگار بخش  دفاعی Boston Globe کار می کردم و این واقعه را گزارش کردم، پس دوباره  به سراغ  کلیپ های این واقعه رفتم و  دروغ ها و  اظهارات نادرست رسمی را به ترتیب زمانیشان مرور کردم.  در ۱۹ اگوست ۱۹۸۸، تقریبا هفت هفته بعد از وقوع حادثه، پنتاگون گزارشی ۵۳ صفحه ای در مورد این رویداد منتشر کرد. اگر چه این گزارش به صراحت این مسئله را بیان نکرد، اما  تمامی جزئیات مقدماتی که قرار بود تقصیر را بر گردن خلبان ایرانی بیندازد ، نادرست بود. با این حال گزارش ماه اکتبر چنین نتیجه گیری کرد که کاپیتان و خدمه وینسنس کار خود را درست انجام دادند.

به عنوان نمونه، در ۳ جولای، در اولین کنفرانس خبری پنتاگون در مورد این رویداد، دریاسالار   William Crowe رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا، اعلام کرد که هواپیمای ایرانی در ارتفاع ۹.۰۰۰ فوتی پرواز می کرد و سرعت ۴۵۰ ناتی داشت و مستقیما به سمت وینسنس پرواز می کرد، در حقیقت در گزارش ۱۹ اگوست، دریاسالار  William Fogarty از فرماندهی مرکزی ایلات متحده، از نوارهای کامپیوتر  بخش اطلاعات رزمی کشتی وینسنس چنین نتیجه گرفت که هواپیما در  ارتفاع ۱۲.۰۰۰۰ فوتی و با سرعت ۳۸۰۰ ناتی در حال پرواز بوده است. گزارش تاکید کرد که حتی در برای یک لحظه هم هواپیما از این ارتفاع پایین تر نیامده بود.

وقتی من  در کنفرانس خبری که این گزارش در ان پخش شد به این اختلافات و تناقضات اشاره کردم، وزیر دفاع Frank Carlucci مرا کنار کشید و گفت: “واقعا سوال برانگیز است که برداشت های مختلف منجر به قضاوت های مختلف می شود.(و من هنوز از جمله وی متعجبم)

اختلافات دیگری بین کنفرانس خبری ۳ جولای کراو  و گزارش ۱۹ اگوست فوگارتی وجود دارد. کراو اعلام کرد که هواپیما “خارج از خطوط هوایی تجاری مشخص شده” پرواز می کرد: اما گزارش می گوید که هواپیما در حال پرواز در “خط هوایی معین شده استاندارد” بوده است. کاور گفت که فرستنده خودکار هواپیما کدی را در وضعیت ۲ کانال نظامی اعلام می کرده است: اما گزارش می گوید که در وضعیت ۳ کانال غیرنظامی فعال بوده است. کراو گفت که ناو ویسنس چندین هشدار به هواپیما داده است: گزارش ، این مطلب را تایید کرد اما اشاره کرد که “به علت حجم کاری بالای خلبان حین تیک اف و  climb-out ، و نیاز به برقرای ارتباط با دو مرکز کنترل ترافیک هوایی، احتمالا خلبان کانال air-distress بین المللی را رصد نمی کرده است.

دریاسالار George B. Crist رئیس فرماندهی مرکزی ارتش امریکا، نامه ای بازخواست امیز  به افسر تسلیحاتی ضد هوایی کشتی نوشت اما وزیر دفاع وقت Carlucci نامه را پس گرفت. تنها دو سال بعد از این رویداد، کاپیتان راجرز به خاطر  خدمات قابل توجه در سمت فرماندهی ناو ویسنس از اپریل ۱۹۸۷ تا می ۱۹۸۹، مدال لژین لیاقت (LOM) دریافت کرد.

قسمت تکان دهنده دیگری که تا به امروز از ان اطلاع نداشتم این است که در سال ۱۹۹۲، چهار سال بعد از وقوع این رویداد (و  بعد از انکه من به پست دیگری انتقال یافتم) دریاسالار کراو  در برنامه اخر شب خبری ABC اقرار کرد که زمانی که وینسنس به  هواپیمای ایرانی شلیک کرد در اب های ایران حضور داشته است. این در حالی است که در سال ۱۹۸۸ وی و دیگر مقامات اعلام کردند که کشتی در اب های بین المللی حضور داشته است. بعد ها مشخص شد که برخی افسران دریایی راجرز را  “ستیزه جو” می دانستند و  اقدام وی مبنی بر اعزام رزم نام ایجیس به داخل اب های ایران برای تعقیب قایق های گشتی  ایران را عجیب و غیر عادی می دانستند چرا که در هر صورت  می توانست باعث دردسر شود. احتمالا  گرفتاری تعقیب قایق ها و این واقعیت که سیستم راداری هدایت موشک های ایجیس در ان زمان جدید بوده و تازه وارد خدمت شده بودند، باعث بروز این تشخیص غلط شده است.

کمی بعد از وقوع این رویداد، ایران از شورای امنیت سازمان ملل خواست تا امریکا را به خاطر این “اقدام خصمانه” بر علیه پرواز  ایران ۶۵۵  محکوم کند. جورج بوش پدر که می رفت که  مسابقه انتخاباتی با رونالد ریگان را ببرد، در سفرهای  انتخاباتی خود گفت: ” اهمیت نمی دهم که واقعیت چیست، هرگز برای (این اقدام) ایالات متحده عذرخواهی نمی کنم.”

در نهایت در سال ۱۹۹۶، دولت بیل کلینتون “تاسف عمیق” خود نسبت به این حادثه را ابراض کرد و  ۱۳۱.۸ میلیون دلار به دولت ایران غرامت پرداخت کرد که ۶۱.۸ میلیون دلار ان به خانواده های قربانیان تعلق داشت. در مقابل تهران پذیرفت تا این مورد را دیگر در دادگاه بین المللی دنبال نکند.

 

برای چندین سال بسیاری از ایرانیان باور داشتند که سرنگونی این هواپیما عمدی بوده است. قبول اینکه نیروی دریایی امریکا با مهارت و  ظرافت خودش چنین عمل هولناکی را اشتباها انجام داده است سخت بود. انها اماده باور این بودند که به هر حال امریکا-شیطان بزرگ- امادگی انجام چنین شرارتی را داشت.

هیچ کدام از این مسائل بیان نشد تا پوتین را از  گرفتاری که برای جدایی طلبان در شرق اوکراین ایجاد کرده ، تحویل تسلیحات پیشرفته به انها و اموزش چگونگی استفاده از انها مبرا کند. منظور من این نیز نبود تا بین روسیه در اوکراین امروز و امریکا در خلیج فارس یک ربع قرن پبش برابری غلطی قائل شوم. سرگذشت طولانی کشتی وینسنس بیش از بخش از یک تاریخی تکان دهنده فراموش شده است. در این دو موضوع تشابهات و نکاتی  هست که باید از انها درس گرفت.

اول از همه اینکه حوادث این چنینی در بخش هایی که مناطق جنگی و غیر نظامی تداخل می یابند اتفاق می افتند. بهترین راه این است که نگذاریم این دو با یکدیگر قاطی شوند و اگر شد باید کنترل و نظارت سختی صورت گیرد زیرا این چنین رویداد ها به راحتی از کنترل خارج می شوند.

علاوه بر این، بهتر است تا به اشتباهات خود اغرار کرده و انها را به گردن بگیریم. اگر رئیس جمهوران، رونالد ریگان و بوش پدر به سرعت انچه را که در بین مقامات ارشد روشن  بود را تصدیق می کردند، تقصیر را به گردن می گرفتند و غرامت قربانیان را پرداخت می کردند، امریکا می توانست در  میانه یک بحران حیاتی در شرق، تصویر بهتری از خود بسازد. اگر  پوتین نیز چنین کاری می کرد تصویر بهتری برای روسیه ایجاد می شد. تصویر (مردم از یک کشور) همه چیز نیست: هنوز مناقشات سیاسی دیگری پیش رو داریم. اما درگیر شدن در چنین فریب کاری اشکاری تنها تصور و برداشت دروغگویی یا شیطنت را ایجاد کرده و یا ان را تایید می کند.

پوتین یا هر کس دیگری که موشک ها را شلیک کرد باید پاسخگوی ان باشد، همان طور که ریگان و خدمه وینسنس باید پاسخو می بودند (اما پاسخگو نبودند) حتی اگر مسئول وقوع  ان نیز نبوده باشند. اما مسئول بودن انها، و به کار بردن مجازات مناسب به معنی تروریست بودن و انجام جنایت جنگی نیست.  اول از همه، بین اشتباه فاحش جنگی و عمل تروریستی هولناک تفاوت است. دوم، منافع عمده غرب در اوکراین کمک به ایجاد یک اوکراین  ارام و پر رونق است.  تب جدایی طلبی که پوتین ایجاد کرد، وضعیت را تغییر داد و  مرز جنگ  و زندگی عادی را تغییر داد و موجب ایجا وضعیتی شد تا تراژدی پرواز ۱۷ مالزی ممکن شود. شاید زمان خوبی باشد تا این وضعیت را تغییر دهیم. اما این امر نیازمند واقع بینی طرفین و نه سیاه بازی و فراموشی تاریخ است.

مترجم: محمد رجبعلی

 

این مطلب و جزییات درج شده در ان  به هیچ عنوان، به هیچ عنوان، به هیچ عنوان مورد تایید حقیر، هیچ کدام از مدیران و مسئولان (و یا کاربران میلیتاری) در مورد این واقعه غم بار برای ملت ایران نبوده ، نیست و نخواهد بود.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − یازده =